با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
فقط ده ساعت

دانلود و خرید کتاب فقط ده ساعت

۴٫۲ از ۱۰ نظر
۴٫۲ از ۱۰ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب فقط ده ساعت  نوشته  احمد پوری  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب فقط ده ساعت

فقط ده ساعت سومین رمان احمد پوری  داستانی است با محوریت مرگ. این اثر درباره حوادثی است که در زندگی یک بیمار رو به مرگ رخ داده است. بیماری که از دوستش می‌خواهد سرگذشت او را بنویسد.

 درباره کتاب فقط ده ساعت

حامد بیمار است و وقت زیادی ندارد، او روزی به مطب دوست صمیمی‌اش که روان‌درمانگر است می‌رود، دفترچه‌ای را روی میزش می‌گذارد و از او می‌خواهد سرگذشت و زندگی‌اش را مثل یک رمان بنویسد. فقط ده ساعت از زبان کامران، دوست روان‌درمانگر حامد و بخشی از آن هم بر اساس دفتر خاطرات حامد روایت می‌شود. آغاز داستان هم روزی است که کامران جواب آزمایش حامد را گرفته و عبارت Acute Lymphoid Lukemia را در آن خوانده است.

 خواندن کتاب فقط ده ساعت را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

 علاقه‌مندان به ادبیات داستانی معاصر ایران را به خواندن رمان فقط ده ساعت دعوت می‌کنیم

درباره احمد پوری

احمد پوری متولد یکی از محله‌های قدیمی شهر تبریز است. پوری مدرک لیسانس خود را از دانشگاه عالی اسکاتلند و مدرک فوق لیسانسش را از دانشگاه نیوکاسل انگلستان گرفت و سال ۱۳۶۷ به ایران برگشت.

احمد پوری پس از بازگشت خود به ایران علاوه بر تدریس زبان، فعالیت ادبی را با ترجمه شعرهای عاشقانه شاعران بزرگ جهان ادامه می‌دهد. تا به امروز آثار شاعرانی چون آنا آخماتوا، پابلو نرودا، فدریکو گارسیا لورکا، ناظم حکمت، نزار قبانی، یانیس ریتسوس و آن سکستون را ترجمه کرده است. احمد پوری رمانی از میخائیل بولگاکف و چند مجموعه داستان دیگر را نیز ترجمه کرده‌است.

«دو قدم این‌ور خط» اولین رمان تألیفی احمد پوری در سال ۱۳۸۷ توسط نشر چشمه منتشر و با استقبال خوب مخاطبان مواجه می‌شود. برخی منتقدان این رمان را فصلی تازه در ادبیات داستانی ایران دانسته‌اند.

بخشی از کتاب فقط ده ساعت

کامی کنار دکتر ایستاده است که دارد اعداد نتیجهٔ آزمایشم را نگاه می‌کند و من روبه‌روی میز دکتر نشسته‌ام. هر دو چشم به ورقه دوخته‌اند.

کامی دستش را روی عددی می‌گذارد و می‌پرسد «این یه‌کم غیرواقعی نیست؟ نباید این‌قدر باشه.»

دکتر تأیید می‌کند و می‌گوید «همراه اون دوتا آزمایش دیگه، این رو هم می‌گیم تکرار کنند. اگه واقعاً این باشه که مشکل ما رو بیشتر می‌کنه.»

بعد سر بلند می‌کند و با لبخندی مصنوعی چشم به من می‌دوزد.

«خب تا این‌جای کار خیلی از نتایج راضی نیستم. به نظر می‌رسه مدتی درگیرمون کنه. اما ما سعی خودمون رو می‌کنیم. نمی‌دونم کامران به شما گفته یا نه؛ یکی از بزرگ‌ترین درمان‌های این وضعیت دشوارْ روحیه‌ست. هر چی به بخش‌های مثبت قضیه و امکاناتی که در دست داریم فکر کنید تو درمان به ما کمک خواهید کرد.»

«شیمی‌درمانی و پرتودرمانی و این چیزها هم...»

«بذارید سری دوم آزمایش‌ها رو هم بگیریم، بعد. می‌تونه یکی از اون‌ها یا مجموع اون‌ها و حتا پیوند مغزواستخوان هم باشه. تصمیم در مورد همهٔ این‌ها باید بعد از آزمایش‌های مرحلهٔ دوم گرفته بشه.»

«من این رو از کامی هم پرسیدم، فکر می‌کنم جواب نهایی رو شما باید بدید؛ اگه بدترین وضعیت پیش بیاد، تا کِی زنده می‌مونم؟»

«اگه بگم نمی‌دونم، باورتون نمی‌شه. تو این بیست سال کارم ان‌قدر با موردهای عجیب و غیرقابل‌پیش‌بینی روبه‌رو شده‌م که الآن نمی‌تونم قاطعانه چیزی بگم. یه خانومی بود که بااطمینان به‌ش گفتم تا چند سال دیگه امید زنده موندن داره. دو ماه بعد، درست با همون سرطان فوت کرد. مورد دیگه‌ای بود که هم من و هم همکارهای دیگه‌م بیشتر از سه چهار ماه امید نداشتیم... این مسئله مال دو سال پیشه... هنوز زنده‌ست. حالش هم بد نیست. تحت درمانه اما داره زندگیِ عادیش رو می‌گذرونه. اینه که بهتره وقت تعیین نکنیم. این‌جوری هم شما راحت‌ترید و کمک بیشتری برای بهبود می‌کنید، هم ما کارِ نسنجیده نمی‌کنیم. شما خیلی ساده، فکر کنید مریضی سختی گرفته‌ید، اما قراره معالجه بشید. کامران‌جان چند جلسهٔ مشاوره با شما می‌ذاره. این کارها رو اون بهتر از ما بلده، راهنمایی می‌کنه.»


نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۵)
مریم
۱۳۹۹/۰۹/۲۰

داستان کتاب در مورد زندگی است.چیزی که واقعا در زندگی وجود دارد و خیلی اوقات به سادگی از کنارش عبور می کنیم. داستان جسارت ها و جرات ها... داستان عبور لحظه ها و فهم ارزش هر ثانیه. این کتاب متن روانی دارد و

- بیشتر
tdust
۱۴۰۰/۰۵/۰۳

صبح کتاب رو خریدم و انقدر نثر روان و جذابی داشت تو چند ساعت تمومش کردم! اومدم بنویسم نظرم رو شاید تأثیری در انتخاب دوستان داشته باشه، نویسنده‌ کتاب رو از زبون دو نفر نوشته که باعث میشه جزئیات جذابی از

- بیشتر
کاربر ۳۲۶۰۴۵۹
۱۴۰۰/۰۳/۱۴

بسیار عالی بود کتابی جذاب ...تابه انتها نرسیدم دست از خواندن نکشیدم

سُمی
۱۴۰۰/۰۵/۰۵

رمان فارسی بدور از عشقهایه سطحی.توصیفات زیادی و زیاده‌روی در پرداختن ب ادمها و اشیا..از اون داستانها ک با خودش همراهت میکنه..مخصوصن جملات و توضیحات کامران روانپزشک داستان ک اونقدر برات واقعیه ک ب دلت میشینه .داستان.روزمرگیهایه ساده و در

- بیشتر
970422
۱۴۰۰/۰۵/۰۴

من فقط تونستم 100ص بخونم برام هیچ جذابیت و کششی نداشت. یه سری روابط بی معنی بین افراد، زن این یکی با یه مرد دیگه رابطه داره، یه مرد دیگه با نامزد یه نفر دیگه میره بیرون و درد دل

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۹)
اگه کسی واقعاً دوستت داشته باشه و کاری برات بکنه، فقط برای تو نیست، برای خودش هم هست.
باران
عشق یعنی دوست داشتنِ کسی که روزبه‌روز بیشتر تو رو می‌شناسه و تو هم سعی می‌کنی بیشتر بشناسیش و باری از دوش همدیگه وردارید. عشق تملک نیست. درست برعکس، رهایی از هر چیزیه که بوی مالکیت می‌ده. عشق واقعی یعنی آزادی واقعی، یعنی بی‌تکلفی... یعنی احساس کنی همدوش یک انسان دیگه‌ای که با بودنش بهتر می‌تونی با زندگی کنار بیای و احساس لذت کنی.»
باران
شاید انسان تنها موجودی باشد که با آگاهی از نیستی، به هستی‌اش ادامه می‌دهد و این سرنوشت تراژیک بشر است.
باران
«بارها گفته‌م عشق واقعی یعنی عشقی که هیچ تحمیلی بر دیگری نداشته باشه. اوج آزادی و اختیار. چیزی فراتر از غرایز انسانی. نیاز واقعی به انسانی دیگه که بتونه پناه تو باشه و تو بتونی تکیه‌گاهی براش باشی.»
باران
«این هم از بدبختی‌های این روزهاست. همه دکتر شده‌ند. گوگل‌سرچ و تمام! تشخیص می‌دن... معالجه می‌کنند... نظر می‌دن...»
باران
و آن‌گاه به سوی گورم خواهم رفت با حسرت هیچ‌چیز مگر ترانه‌ای نیمه‌تمام بر لبانم...
n re
می‌گفتم چرا ان‌قدر وابسته می‌کنه خودش رو به من، جواب می‌داد این وابستگی نیست، همبستگیه. یعنی آدم وقتی عاشقه دیگه با عشق خودش تبدیل به یه وجود می‌شه. من این چیزها رو نمی‌فهمیدم. همین الآنش هم نمی‌فهمم.»
باران
فرق مریض‌هایی مثل تو و آدم‌های مثلاً سالمی مثل من اینه که تو باقاطعیت دربارهٔ مرگ فکر می‌کنی اما ما فقط از مرگ به صورت یه واژه که اصلاً حسش نکردیم حرف می‌زنیم، درحالی‌که هر دومون هر لحظه می‌تونیم در معرض مرگ باشیم.
باران
و آن‌گاه به سوی گورم خواهم رفت با حسرت هیچ‌چیز مگر ترانه‌ای نیمه‌تمام بر لبانم... ناظم حکمت
Payambar

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۲۷ صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۹,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۰۳/۰۹
شابک۹۷۸-۶۰۰-۲۲۹-۸۹۳-۵
تعداد صفحات۲۲۷صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۹,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۰۳/۰۹
شابک۹۷۸-۶۰۰-۲۲۹-۸۹۳-۵