معرفی و دانلود کتاب سلوک به سوی صبح + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب سلوک به سوی صبح
off
٪۳۰
subscriptionAvailable

کتاب سلوک به سوی صبح

نوع کتاب
۳.۸ امتیاز(از ۱۴ رأی)
پدیدآورندگان: 
هرمان هسه، سروش حبیبی
انتشارات: 
نشر ماهی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب سلوک به سوی صبح

کتاب سلوک به سوی صبح (Journey to the East) نوشته‌ هرمان هسه با ترجمه‌ سروش حبیبی توسط نشر ماهی منتشر شده است و روایتی نمادین از جست‌وجوی معنویت، خدمت و حقیقت در دل جهانی آشفته است. راوی که خود را ه. ه. می‌نامد، به حلقه‌ای از سالکان می‌پیوندد که در سفری شگفت‌انگیز و بیرون از زمان و مکان، راهی دیار صبح می‌شوند. در انتهای کتاب داستان کوتاه خواب جزیره نیز آمده که حال‌وهوایی نزدیک اما مستقل دارد. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب سلوک به سوی صبح اثر هرمان هسه

کتاب سلوک به سوی صبح اثری از هرمان هسه است که در آن راوی با نام ه. ه. سال‌ها پس از جنگ بزرگ به حلقه‌ای اسرارآمیز از سالکان می‌پیوندد. این حلقه در سفری معنوی و شگفت، به‌سوی دیار صبح یا همان شرقِ روحانی حرکت می‌کند؛ شرقی که نه جغرافیایی است و نه در بند زمان، بلکه قلمرویی است که در آن اتحاد همه‌ی اعصار و آمیختگی زندگی و شعر رخ می‌دهد. در این مسیر شخصیت‌های تاریخی، اسطوره‌ای و ادبی در کنار هم ظاهر می‌شوند؛ از موتسارت و آلبرت کبیر تا گلدموند، کلینگزور و دن کیشوت.

هرمان هسه در کتاب سلوک به سوی صبح در قالب روایت اول‌شخص، هم سفر بیرونی کاروان را روایت می‌کند و هم فروپاشی درونی راوی را. گم‌شدن ناگهانی لئو، خدمتگزار ساده و شاد حلقه، نقطه‌ی عطفی است که هم‌زمان با ازهم‌گسیختن کاروان، ایمان و یقین ه. ه. را نیز متزلزل می‌کند. او سال‌ها بعد در تنهایی و تردید، می‌کوشد تاریخچه‌ی این سلوک را بنویسد و در همین تلاش است که دوباره به‌سراغ لئو و راز حلقه می‌رود.

در بخش پایانی کتاب سلوک به سوی صبح داستان خواب جزیره افزوده شده که فضایی رؤیاگون و تأملی دارد و در امتداد دغدغه‌های اصلی هرمان هسه درباره‌ی معنویت، رؤیا و فاصله‌ی میان زندگی روزمره و جهان درونی قرار می‌گیرد. این کتاب با ترکیب سفر، اعتراف، جست‌وجوی معنوی و نقد خودبینی، تصویری چندلایه از خدمت، ایمان و فراموشی ارائه می‌دهد.

خلاصه داستان سلوک به سوی صبح

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند!

کتاب سلوک به سوی صبح روایت ه. ه. است که سال‌ها پس از جنگ، به حلقه‌ای کهن از سالکان می‌پیوندد؛ حلقه‌ای که کاروانی بی‌انتها از جویندگان صبح را در طول قرون و سرزمین‌ها به‌ هم پیوند می‌دهد. هر سالک در این سلوک، در کنار هدف مشترک حلقه، رؤیایی شخصی نیز دارد؛ راوی در پی دیدار شاهزاده‌بانوی رؤیایی‌اش، فاطمه، است.

اصل بنیادین این راه خدمت در عین گمنامی است که در چهره‌ی لئو، خدمتگزار ساده‌ی کاروان، تجسم یافته است. با ناپدیدشدن لئو کاروان از هم می‌پاشد و راوی در تردید و احساس ارتداد فرو می‌رود. سال‌ها بعد در تلاش برای نوشتن تاریخ سلوک، درمی‌یابد که حلقه همچنان برقرار است، لئو در واقع سرحلقه بوده و مشکل اصلی خودبینی و فراموشی قاعده‌ی خدمت در وجود او بوده است.

چرا باید کتاب سلوک به سوی صبح را بخوانیم؟

کتاب سلوک به سوی صبح از دل یک سفر خیالی، پرسش‌هایی جدی درباره‌ی ایمان، خدمت، خودبینی و فراموشی پیش می‌کشد. این اثر نشان می‌دهد چگونه یک خدمتگزار به‌ظاهر حقیر می‌تواند حامل معنای اصلی یک راه باشد و چگونه تلاش برای شرح‌دادن راز خود نشانه‌ی نومیدی است. خواندن این کتاب فرصتی برای تأمل درباره‌ی رابطه‌ی رؤیا، زندگی و معنویت است.

خواندن کتاب سلوک به سوی صبح را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن کتاب سلوک به سوی صبح به دوستداران ادبیات اندیشمندانه، علاقه‌مندان به آثار هرمان هسه، کسانی که درگیر پرسش‌های معنوی و بحران معنا هستند و کسانی که به روایت‌های نمادین و سفرهای درونی علاقه دارند، پیشنهاد می‌شود.

درباره هرمان هسه

هرمان هسه (Hermann Hesse) در ۲ ژوئیه‌ی ۱۸۷۷ متولد شد و در ۹ اوت ۱۹۶۲ چشم از جهان فروبست. او نویسنده، ادیب و نقاش آلمانی‌ـ‌سوئیسی بود که در سال ۱۹۴۶ جایزه‌ی نوبل ادبیات را دریافت کرد. از شناخته‌شده‌ترین آثارش می‌توان به دمیان، گرگ بیابان و سیذارتا اشاره کرد. نوشته‌های او به‌دلیل نثر روان و تأثیرپذیری از فلسفه‌ی هندی شهرت یافته‌اند. گرایش به رمانتیسم و طبیعت‌گرایی نیز در آثار نخستینش حضوری پررنگ دارد. این ویژگی‌ها را می‌توان در یکی از نخستین رمان‌های او، پیتر کامنسیند، مشاهده کرد؛ اثری که با استقبال گسترده‌ی مخاطبان روبه‌رو شد.

هرمان هسه در بسیاری از آثار خود به مسائل بنیادین زندگی انسان، روابط میان افراد و جایگاه هنرمند در جامعه توجه نشان داد. او در رمان‌هایی چون گرترود و رُسهالده این دغدغه‌ها را با نگاهی هنرمندانه به تصویر کشید. هسه پس از آشنایی با اندیشه‌ها و نظریه‌های زیگموند فروید و کارل گوستاو یونگ، به این نتیجه رسید که بسیاری از گریزهای بی‌قرارانه و پی‌درپی او در فاصله‌ی سال‌های ۱۹۰۴ تا ۱۹۱۴، در حقیقت تلاشی برای فرار از خویشتن بوده‌اند. او دریافت که دردها و رنج‌های درونی‌اش در جهان بیرون و آثار ادبی‌اش انعکاس یافته‌اند و نوشته‌هایش در واقع بازآفرینی و بازتابی از جهان درونی خودش بوده‌اند.

درباره سروش حبیبی

سروش حبیبی در ۷ خرداد ۱۳۱۲ در تهران متولد شد. او مترجم برجسته‌ی ایرانی است که ده‌ها اثر ادبی و فکری را از زبان‌های فرانسه، روسی، آلمانی و انگلیسی به فارسی ترجمه کرده است. او تحصیلات متوسطه‌ی خود را در دبیرستان فیروز بهرام به پایان رساند و از سال ۱۳۲۹ در مدرسه‌ی عالی پست و تلگراف به ادامه‌ی تحصیل پرداخت. پس از آن به استخدام وزارت پست، تلگراف و تلفن درآمد. در سال ۱۳۳۹ برای پیگیری تحصیلات عالی راهی آلمان شد و به مدت سه سال در دانشکده‌ی فنی دارمشتات، ضمن فراگیری رشته‌ی الکترونیک، زبان آلمانی را نیز آموخت.

حبیبی پس از بازگشت به ایران، مسئولیت ریاست دروس دانشکده‌ی مخابرات را پذیرفت و در بازنگری برنامه‌های آموزشی و تبدیل این مرکز به دانشگاه مخابرات نقش مؤثری ایفا کرد. از او به‌عنوان یکی از مجریان طرح تأسیس مرکز تحقیقات مخابرات نیز یاد می‌شود. فعالیت حرفه‌ای حبیبی در عرصه‌ی ترجمه با همکاری مستمر با مجله‌ی سخن آغاز شد و طی بیش از چهار دهه، آثار ارزشمند بسیاری را در اختیار مخاطبان فارسی‌زبان قرار داد. بسیاری از خوانندگان ایرانی ازطریق ترجمه‌های او با نویسندگانی همچون رومن گاری، آلخو کارپانتیه و الیاس کانتی آشنا شدند. ترجمه‌ی رمان پیکار با سرنوشت اثر واسیلی گروسمان در شمار برجسته‌ترین کارهای او قرار می‌گیرد.

از دیگر ترجمه‌های شاخص سروش حبیبی می‌توان به آثاری چون گل‌های معرفت (اریک امانوئل اشمیت)، ژرمینال (امیل زولا)، زمین انسان‌ها (آنتوان دو سنت اگزوپری)، دایی وانیا و بیابان (آنتون چخوف)، میدان ایتالیا و شب‌های هند (آنتونیو تابوکی)، قرن روشنفکری (آلخو کارپانتیه)، بیابان تاتارها (دینو بوتزاتی)، خداحافظ گاری کوپر و سگ سفید (رومن گاری)، طبل حلبی (گونتر گراس)، جنگ و صلح، آنا کارنینا، رستاخیز، مرگ ایوان ایلیچ و شیطان (لئو تولستوی)، نارتسیس و گلدموند، سیذارتا، سفر شرق و داستان دوست من (هرمان هسه)، زندگی و سرنوشت (واسیلی گروسمان)، ابلوموف (ایوان گنچاروف)، ابله، قمارباز، شیاطین، شب‌های روشن، همزاد و بانوی میزبان (فئودور داستایفسکی)، موش‌ها و آدم‌ها و مروارید (جان اشتاین‌بک) و ده‌ها عنوان دیگر اشاره کرد.

شیوه‌ی ترجمه‌ی سروش حبیبی چنان اعتماد و توجه مخاطبان فارسی‌زبان را جلب کرده است که حتی ترجمه‌های جدید او از آثار نویسندگانی مانند داستایفسکی، با وجود ترجمه‌های متعدد پیشین، همچنان با استقبال گسترده‌ی علاقه‌مندان ادبیات مواجه می‌شوند. او در سال ۱۳۵۶ به آمریکا مهاجرت کرد و از سال ۱۳۵۸ در فرانسه اقامت دارد.

چه نسخه‌های دیگری از کتاب سلوک به سوی صبح منتشر شده است؟

این کتاب با عنوان سفر شرق با ترجمه‌ی سروش حبیبی در انتشارات علمی و فرهنگی منتشر شده است. انتشارات مجیدْ کتاب را با عنوان سفر به شرق با ترجمه‌ی کیانوش هدایت منتشر کرده است. محمد بقایی (ماکان) کتاب سفر به شرق را در انتشارات پخش کتاب تهران ترجمه کرده است. کتاب سفر به سوی شرق با ترجمه‌ی عبدالحسین شریفیان توسط انتشارات اساطیر منتشر شده است.

بخشی از کتاب سلوک به سوی صبح

«از جمله ویژگی‌های سلوک ما به‌سوی صبح یکی آن بود که هرچند حلقه در این سلوک به هدف‌هایی خاص و بسا والا نظر داشت (و این هدف‌ها از جمله رازهاست و افشای آن میسر نیست)، هریک از سالکان طریقت ما می‌توانست و حتی می‌بایست که در رسیدن به مقصودی خاص خویش نیز در تاب باشد؛ زیرا اگر کسی در طلب رسیدن به مقصودی شخصی بی‌قرار نبود، به حلقه راه نمی‌یافت و هریک از ما ضمن این‌که به دنبال آرمان‌های مشترک در تلاش بودیم و زیر لوای یگانه‌ای در نبرد می‌نمودیم، رؤیایی سبکسرانه از دوران کودکی در سر داشتیم که محرمانه‌ترین محرک و واپسین مایه‌ی تسلامان بود. هدفی که من در این سلوک در نظر داشتم و پیش از پذیرفته‌شدن در حلقه در پیشگاه مسند عالی درباره‌ی آن از من سؤال شده بود بسیار ساده بود، حال آن‌که برخی از برادران حلقه مقصودهایی اختیار کرده بودند که من گرچه محترمشان می‌داشتم از درک آن‌ها عاجز بودم. مثلا یکی جویای گنج بود و جز به یافتن گنجی گرانمایه، که آن را «تائو» می‌نامید، نمی‌اندیشید. دیگری در سودای صید ماری بود که توانایی‌هایی جادویی به آن نسبت می‌داد و آن را کوندالینی می‌نامید. اما هدف سلوک و مقصود زندگی من، که از واپسین سال‌های نوجوانی در افق رؤیاهایم مواج بود، این بود که به دیدار شاهزاده‌بانوی زیبا، فاطمه، نائل شوم و اگر بتوانم در دلش راه یابم.»

معرفی این کتاب در تاریخ ۲۷ مرداد ۱۴۰۵ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب سلوک به سوی صبح و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابسلوک به سوی صبح
موضوعرمان، داستان خارجی
نویسندههرمان هسه
مترجمسروش حبیبی
انتشاراتنشر ماهی
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۲/۰۴/۱۰
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۰۴ مگابایت
شابک۹۷۸۹۶۴۲۰۹۱۶۱۴
تعداد صفحه‌ها۱۲۶ صفحه
قیمت کتاب۵۶۰۰۰ تومان
مجموعه و فروستکتاب های جیبی نشر ماهی
برچسبادبیات آلمان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

حسین فرهمند
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۱/۰۲

سلام به همه دوستداران کتاب. مثل اکثر کتابهای هرمان هسه این کتاب هم به شیوه تمثیلی تلاشی برای خودشناسی و پیدا کردن راهی برای رسیدن به کمال هستش

۲
Octtave
۱۳۹۸/۰۸/۰۴

عالی🌱 نشر ماهی و استاد سروش حبیبی چی بهتر از این 👌

۲
AS4438
مطمئن نیستم.
۱۴۰۰/۰۳/۰۲

خوب بود.

۰

بریده‌هایی از کتاب

حسین فرهمند
۲۴
شاید شدیدترین شوق انسان بعد از شوق به شناختن و چشیدن، میلش به فراموش‌کردنِ شناخته‌ها باشد.
noir
۱۳
و در آن زمان بود که دریافتم چگونه عصری خطیر فردی حقیر را بلندپایه می‌سازد و توانش را افزونی می‌بخشد.
noir
۱۰
«این شتاب ما به چه سوست؟ رو به‌سوی خانهٔ دوست.»
noir
۸
«کلمات معنای نهان را تباه می‌کنند و همه‌چیز را اندکی دیگرگونه و نادرست و سبک‌مایه بازمی‌نمایند؛ اما همین هم نیکوست و من درستش می‌شمارم که آنچه یکی را گنجینهٔ حکمت است در گوش دیگری طنین یاوه می‌یابد.»
وهم
۳
وداع هنری است که هیچ‌کس رازهای آن را تا به آخر نمی‌آموزد.
Rahele Kia
۲
وقتی نعمتی بازنایافتنی را از دست می‌دهیم به آن می‌ماند که از خوابی بیدار شده باشیم.
fateme
۱
لئو، پرسیدم که چرا هنرمندان گاهی گویی به نیمه انسانند، حال آن‌که صورت‌های پرداختهٔ ذهنشان به‌یقین جاندار در نظر می‌آیند. لئو از پرسش من تعجب کرد و در من نگریست. آن‌وقت سگی را که در بغل داشت رها کرد و گفت: «مادران هم همین‌طورند. چون کودکانی زادند و شیرهٔ جان و زیبایی جوانی و نیروی خود را در آن‌ها نهادند، خود جلا می‌بازند و دیگر کسی خواهانشان نیست.» من، بی‌آن‌که به گفتهٔ او زیاد فکر کنم، گفتم: «و این چه غم‌انگیز است!» لئو گفت: «به گمان من غم‌انگیزتر از چیزهای دیگر نیست. شاید غم‌انگیز باشد، اما زیبا هم هست. قرار کار همین است.»
fateme
۱
هرچند، چنان‌که می‌دانیم، از نقاط ضعف انسان یکی آن است که هرچیز در لحظه‌ای که به گم‌شدن آن آگاه می‌شویم بیش از اندازه ارزمند و لازم‌تر از چیزهایی می‌نماید که گم نشده‌اند
میم. خ
۰
چه‌کسی گمان می‌برد که دایرهٔ افسون چنین شتابان گسیخته شود و ما جملگی، حتی من، حتی من، در برهوت بی‌نوا و خالی از جلایی که به داغ واقعیت مُهر شده است سرگردان گردیم
میم. خ
۰
مدتی دراز از فراز شانه‌های خمیده‌اش در دفترش فرونگریستم و مارها و اژدهاها را می‌دیدم که از سطور او برمی‌جوشند و فرامی‌جهند و بی‌صدا در تاریکی بوته‌ها ناپدید می‌شوند. آهسته صدایش کردم که: «لونگوس، رفیق عزیز!» اما او صدای مرا نمی‌شنید. دنیای من از او دور بود. در دریای مکاشفه غرقه بود