
بریدههایی از کتاب سلوک به سوی صبح
۳٫۹
(۱۱)
شاید شدیدترین شوق انسان بعد از شوق به شناختن و چشیدن، میلش به فراموشکردنِ شناختهها باشد.
حسین فرهمند
و در آن زمان بود که دریافتم چگونه عصری خطیر فردی حقیر را بلندپایه میسازد و توانش را افزونی میبخشد.
noir
«این شتاب ما به چه سوست؟ رو بهسوی خانهٔ دوست.»
noir
«کلمات معنای نهان را تباه میکنند و همهچیز را اندکی دیگرگونه و نادرست و سبکمایه بازمینمایند؛ اما همین هم نیکوست و من درستش میشمارم که آنچه یکی را گنجینهٔ حکمت است در گوش دیگری طنین یاوه مییابد.»
noir
چهکسی گمان میبرد که دایرهٔ افسون چنین شتابان گسیخته شود و ما جملگی، حتی من، حتی من، در برهوت بینوا و خالی از جلایی که به داغ واقعیت مُهر شده است سرگردان گردیم
میم. خ
مدتی دراز از فراز شانههای خمیدهاش در دفترش فرونگریستم و مارها و اژدهاها را میدیدم که از سطور او برمیجوشند و فرامیجهند و بیصدا در تاریکی بوتهها ناپدید میشوند. آهسته صدایش کردم که: «لونگوس، رفیق عزیز!» اما او صدای مرا نمیشنید. دنیای من از او دور بود. در دریای مکاشفه غرقه بود
میم. خ
لئو، پرسیدم که چرا هنرمندان گاهی گویی به نیمه انسانند، حال آنکه صورتهای پرداختهٔ ذهنشان بهیقین جاندار در نظر میآیند. لئو از پرسش من تعجب کرد و در من نگریست. آنوقت سگی را که در بغل داشت رها کرد و گفت: «مادران هم همینطورند. چون کودکانی زادند و شیرهٔ جان و زیبایی جوانی و نیروی خود را در آنها نهادند، خود جلا میبازند و دیگر کسی خواهانشان نیست.»
من، بیآنکه به گفتهٔ او زیاد فکر کنم، گفتم: «و این چه غمانگیز است!»
لئو گفت: «به گمان من غمانگیزتر از چیزهای دیگر نیست. شاید غمانگیز باشد، اما زیبا هم هست. قرار کار همین است.»
fateme
هرچند، چنانکه میدانیم، از نقاط ضعف انسان یکی آن است که هرچیز در لحظهای که به گمشدن آن آگاه میشویم بیش از اندازه ارزمند و لازمتر از چیزهایی مینماید که گم نشدهاند
fateme
حجم
۹۸٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۲
تعداد صفحهها
۱۲۶ صفحه
حجم
۹۸٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۲
تعداد صفحهها
۱۲۶ صفحه
قیمت:
۴۰,۰۰۰
تومان