معرفی و دانلود کتاب بی قراری + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب بی قراری

کتاب بی قراری

نوع کتاب
۳.۷ امتیاز(از ۱۰ رأی)
انتشارات: 
نشر ماهی
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب بی قراری

کتاب بی‌ قراری (Huzarsuzluk)، نوشته‌ زلفی لیوانلی و ترجمه زینب عبدی‌ گلزار، داستانی درباره‌ی خاورمیانه‌ی زخمی، جنگ، آوارگی و عشق‌های ناممکن است. این رمان با قتل جوانی به نام حسین ییلماز در آمریکا آغاز می‌شود و قدم‌به‌قدم خواننده را به ماردین، کمپ‌های پناهجویان سوری و جهان پرآشوب ایزدی‌ها می‌برد. راوی که روزنامه‌نگاری اهل ماردین است، برای نوشتن گزارشی درباره‌ی مرگ دوست کودکی‌اش به زادگاه خود برمی‌گردد و در این سفر، با گذشته، تعصبات مذهبی و خشونت ریشه‌دار منطقه روبه‌رو می‌شود. نشر ماهی در سال ۱۳۹۷ این کتاب را منتشر کرده است. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب بی قراری اثر زلفی لیوانلی

کتاب بی‌ قراری، به قلم زلفی لیوانلی، داستانی است که با یک خبر کوتاه جنایی در دفتر روزنامه‌ای در استانبول شروع می‌شود: جوانی ۳۲ساله به نام حسین ییلماز، اهل ماردین، در پیتزافروشی برادرانش در جکسون‌ویل آمریکا با ضربات چاقو کشته شده است. راوی که هم‌کلاسی دوران کودکی حسین بوده، با شنیدن نام او به گذشته پرتاب می‌شود و برای تهیه‌ی گزارش راهی ماردین می‌شود. او در این سفر، هم باید حقیقت مرگ حسین را دریابد هم با شهر کودکی‌اش، خانواده‌ی داغدار دوستش و خاطرات فراموش‌شده‌ی خودش روبه‌رو شود.

زلفی لیوانلی در کتاب بی‌ قراری از خلال روایت این سفر، تصویری چندلایه از ماردین و بین‌النهرین ارائه کرده است؛ جایی که ادیان و قومیت‌های مختلف، از مسلمان و سریانی تا یهودی و ایزدی، در کنار هم زیسته‌اند و حالا زیر سایه‌ی داعش، جنگ سوریه و افراط‌گرایی مذهبی، در ترس و فروبستگی فرورفته‌اند.

رمان با رفت‌وآمد میان زمان حال و گذشته، کودکی راوی و حسین و اکنونِ خونین خاورمیانه پیش می‌رود و به‌تدریج پای پناهجویان سوری، ایزدی‌ها، معبد خورشید، دیرالزعفران و دختری ایزدی به نام ملک‌ناز را به داستان باز می‌کند. کتاب بی‌ قراری در عین روایت سرگذشت حسین، به سرنوشت ایزدی‌ها، قتل‌عام‌ها، برده‌گیری زنان، تعصب‌های مذهبی و خشونت‌های روزمره‌ی منطقه می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه عشق، شفقت و میل به کمک‌کردن می‌تواند هم نجات‌بخش باشد هم به فاجعه ختم شود.

خلاصه داستان بی قراری

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند!

در کتاب بی‌ قراری، راوی که روزنامه‌نگاری اهل ماردین است، با شنیدن خبر قتل حسین ییلماز در آمریکا، به زادگاهش برمی‌گردد تا گزارشی بنویسد. او در ماردین با مادر حسین، خواهرش، آیسل، دوستان قدیمی و معلم سال‌خورده‌شان، عمو فؤاد، دیدار می‌کند و از زندگی حسین باخبر می‌شود. کم‌کم روشن می‌شود که حسین در کمپ‌های پناهجویان با دختری ایزدی به نام ملک‌ناز و کودک نابینایش آشنا شده و دل‌بسته‌ی آن‌ها شده است؛ دلبستگی‌ای که او را در برابر خانواده، نامزد ثروتمندش صفیه و فضای مذهبی و قبیله‌ای شهر قرار داده است.

تعصب علیه ایزدی‌ها، حضور داعش، تهدیدها و سوءظن‌ها، حسین و ملک‌ناز را در موقعیتی خطرناک می‌گذارد و راوی با دنبال‌کردن رد آن‌ها، پایش به معبد خورشید، دیرالزعفران و جهان پررمزوراز ایزدی‌ها باز می‌شود. در پسِ این جست‌وجو، پرسش از انسان‌بودن، گناه، قربانی و خشونت جمعی مدام تکرار می‌شود.

چرا باید کتاب بی قراری را بخوانیم؟

کتاب بی‌ قراری تصویری نزدیک و ملموس از جنگ، آوارگی و تعصب مذهبی در خاورمیانه ارائه می‌دهد و این واقعیت‌ها را از خلال سرگذشت چند انسان معمولی نشان می‌دهد. خواننده در این رمان، با جهان ایزدی‌ها، زندگی پناهجویان، شهر ماردین و کشمکش میان ایمان، عشق و خشونت آشنا می‌شود.

خواندن کتاب بی قراری را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن کتاب بی‌ قراری به کسانی که به رمان‌هایی با پس‌زمینه‌ی خاورمیانه، جنگ سوریه، داعش و سرنوشت پناهجویان علاقه‌مندند، به خوانندگان دغدغه‌مند درباره‌ی تعصب مذهبی و خشونت جمعی و به کسانی که دوست دارند از خلال داستان، با جهان ایزدی‌ها و فضای چندقومیتی ماردین آشنا شوند، پیشنهاد می‌شود.

درباره زلفی لیوانلی

زلفی لیوانلی، متولد ۱۹۴۶، موسیقی‌دان، نویسنده، شاعر، فیلم‌ساز و سیاستمدار برجسته‌ی ترک است. او به‌دلیل فعالیت‌ها و دیدگاه‌های سیاسی خود پس از کودتای نظامی ۱۹۷۱ چندین بار بازداشت شد و مدتی را در تبعید در کشورهای مختلف اروپایی و آمریکا گذراند. لیوانلی در سال ۱۹۸۴ به ترکیه بازگشت و فعالیت‌های هنری خود را از سر گرفت.

او از تأثیرگذارترین چهره‌های موسیقی معاصر ترکیه به شمار می‌رود و تاکنون صدها ترانه و چندین اثر ارکسترال خلق کرده است. آثار او جوایز متعددی برایش به ارمغان آورده‌اند. او در سال ۱۹۹۵ نیز از طرف یونسکو به‌عنوان سفیر حسن نیت انتخاب شد.

لیوانلی علاوه‌بر موسیقی، در عرصه‌ی سیاست نیز فعال بوده و مدتی به‌عنوان نماینده‌ی مجلس ملی ترکیه فعالیت کرده است. او همچنین روزنامه‌نگار و ستون‌نویس چندین روزنامه‌ی مهم ترکیه بوده است.

در حوزه‌ی ادبیات، لیوانلی با رمان‌هایی چون سعادت، سرناد برای نادیا، خانه‌ی لیلا و داستان برادرم به شهرتی گسترده دست یافت. آثار او به زبان‌های مختلف ترجمه شده‌اند و برخی از آن‌ها به فیلم و نمایش اقتباس شده‌اند. امروزه لیوانلی یکی از مهم‌ترین چهره‌های فرهنگی و ادبی ترکیه محسوب می‌شود.

این کتاب یا نویسنده چه جوایز و افتخاراتی کسب کرده است؟

زلفی لیوانلی در طول فعالیت هنری و ادبی خود جوایز و افتخارات متعددی دریافت کرده است؛ از جمله جایزه‌ی ادیسون هلند، جایزه‌ی بهترین آلبوم سال در یونان، جایزه‌ی بهترین آلبوم از انجمن منتقدان موسیقی آلمان و جایزه‌ی معتبر لوئیجی تنکو ایتالیا. او همچنین در حوزه‌ی ادبیات، موفق به دریافت جوایزی همچون جایزه‌ی بارنز اند نوبل آمریکا برای رمان سعادت، جایزه‌ی یونس نادی و جایزه‌ی اورهان کمال شده است. دولت فرانسه نیز در سال ۲۰۱۴ نشان لژیون دونور، عالی‌ترین نشان افتخار این کشور، را به او اعطا کرد و یونسکو در سال ۱۹۹۵ وی را به عنوان سفیر حسن نیت برگزید.

چه نسخه‌های دیگری از این کتاب در ایران منتشر شده است؟

نشر نیماژ با ترجمه‌ی یاسمن پوری، نشر کتاب پارسه با ترجمه‌ی پری اشتری، نشر ریرا با ترجمه‌ی مجتبی مرادی و... در سال‌های مختلف این کتاب را منتشر کرده‌‌اند.

بخشی از کتاب بی قراری

«روزی که برای دیدار با خانوادهٔ حسین با هواپیما به ماردین رفتم نیز گردوغباری سرخ بر فراز این شهر باستانی در مرز سوریه سایه افکنده بود، شهری فرورفته در ژرفنای تاریخ. انگار یک کارگردان تئاتر چیره‌دست این گردوغبار سرخ را بر کوچه‌ها و خانه‌ها پاشیده بود تا پیشگویی حسین را محقق و صحنهٔ غم‌انگیز وداع حسین با مادرش و نیز غم و اندوه خانمان‌سوز خانواده‌ای داغدار فرزند را بازسازی کند. این ابرهای غبارآلود سرخ‌فام برایم آشنا بودند. در ایام بچگی، آن روزها که من و حسین همکلاسی بودیم، نیز بادهای سرخ در دشت‌های سوریه جولان می‌دادند، راه نفس‌کشیدن را بر ما می‌بستند و سراپایمان را به سرخاب داغ کویر می‌آلودند. این سرخ‌بادها که وزیدن می‌گرفت، دکانداران بساطشان را جمع می‌کردند و به داخل مغازه‌هایشان پناه می‌بردند. عابران نیز دستمالی بر دهان می‌گذاشتند و سرفه‌کنان می‌دویدند. حالا پس از سال‌ها، در لحظهٔ ورود به زادگاهم، باز هم ابرهای سرخ‌فام به استقبالم آمده بودند.»

معرفی این کتاب در تاریخ ۲۶ مرداد ۱۴۰۵ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب بی قراری و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاببی قراری
عنوان در زبان مبدأHuzarsuzluk
موضوعرمان، داستان خارجی
نویسندهزولفو لیوانلی
مترجمزینب عبدی‌گلزار
انتشاراتنشر ماهی
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۷/۰۴/۰۳
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۲۱ مگابایت
شابک۹۷۸۹۶۴۲۰۹۳۱۵۱
تعداد صفحه‌ها۱۸۱ صفحه
قیمت کتاب۸۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Nasim
۱۳۹۸/۰۵/۱۶

«من یک انسان بودم» همین یک جمله از کتاب برای نشان دادن عمق درد زنان ایزدی کافی بود. انگار که بعد از این جمله توانایی ادامه دادن نداشتم، فقط از خودم می‌پرسیدم «چرا کسی به داد زنان ایزدی نمی‌رسه؟» ‌ یک داستان...بیشتر

۰
Kiyomars
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۰۷

این کتاب رو یکی از اساتیدم به دوستم هدیه داد و من بخشی رو خوندم و بعد از طاقچه فایلش رو گرفتم تا ببینم چه روایتی در انتظارمه. بی شک یکی از بهترین کتاب‌هایی بود که خوندم! فضای داستانی کاملا...بیشتر

۰
دختر کتابخوان
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۱/۰۸

کتاب بی قراری موضوعات مختلفی را شامل می‌شود اما می‌توان گفت موضوع اصلی آن داستان عشق حسین، مسلمانی ترک، به ملک‌ناز – یک پناهجوی ایزدی سوری – است که داستان این عشق را، ابراهیم، دوست روزنامه‌نگار حسین برای خواننده روایت...بیشتر

۰
میمی
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۲/۲۲

فوق العاده تأثیرگذار

۰
سمانه بهگام
۱۳۹۸/۰۵/۱۶

حالا که در مورد این نویسنده ترک، این حق و برای خواننده قائل میشید که در جریان باشه که بخاطر عقایدش زندان رفته، لطفا در توضیحات ملت عشق هم بنویسید که شافاک در ترکیه دادگاهی و تبعید شده از کشورش...بیشتر

۲

بریده‌هایی از کتاب

sadafi
۲۳
با خودم گفتم ابن‌خلدون چه حرف حکیمانه‌ای زده است: «سرنوشت آدمی را جغرافیا رقم می‌زند.»
میمی
۷
از خودم می‌پرسم وقتی این‌همه حوادث ناگوار رخ می‌داد، خدای تمام این ادیان کجا بود؟ خیلی زود پاسخم را می‌یابم: خدا داشت استراحت می‌کرد، چون در روز هفتم آفرینش بود. ظرف شش روز کل جهان را خلق کرده و روز هفتم را به استراحت اختصاص داده بود، برای همین آن‌همه آه وناله و فریاد به گوشش نرسیده بود.
sadafi
۷
یاد شعر عربی کهنی می‌افتم که پدربزرگم برایم می‌خواند و مضمونش این بود: مردمان اصیل حتی در اوج شادمانی نیز اندوه خاصی در دل دارند، حال آن‌که آدمیان فرومایه حتی در بدترین شرایط هم خرسندند. این شعر بیش‌تر زبان حال انسان‌هایی است که زیاد نمی‌خندند، زنان و کودکانی که در حضور مردان خانه با صدای بلند حرف نمی‌زنند، با آمدن پدربزرگ یا پدر خانه، رادیویی را که ترانه‌ای عربی از آن به گوش می‌رسد خاموش می‌کنند و سر سفره شتابان و خاموش غذا می‌خورند، شعری درخور یک زندگی غم‌انگیز و اندوهبار.
sadafi
۶
یادم می‌آید بر سینهٔ مادربزرگم هم نقش آهویی خالکوبی شده بود. یک بار از او پرسیدم این خالکوبی برای چیست. جواب داد: «می‌خواهم هروقت دلم گرفت، غزال‌ها روی سینه‌ام به پرواز دربیایند.»
میمی
۳
همین آدمی که داستانش را برایت گفتم، وقتی می‌خواست زنش را کتک بزند، هم خودش برهنه می‌شد و هم آن بیچاره را لخت می‌کرد. می‌دانی چرا؟.... نه، انحراف جنسی نداشت. این کار را می‌کرد تا اگر کسی صدای دادوفریاد زنش را شنید و خواست کمکش کند، نتواند وارد خانه شود و او هم با خیال راحت زنش را آش ولاش کند! زن لخت بود و مردها نمی‌توانستند داخل خانه شوند. کاری از دست زن‌ها هم برنمی‌آمد، چون مرد هم برهنه بود. عقل شیطان را می‌بینی؟ با وجود همهٔ این‌ها، آن زن همیشه در خدمت شوهرش بود.
Hami moqaddam
۳
دو سال پیش با دانشجویی مصاحبه کردم که پلیس شکنجه‌اش کرده بود. پسرک بینوا را در یک انباری انداخته و تا سرحد مرگ شکنجه کرده بودند. اما حواس پسر پیش قناری کوچکی بود اسیر قفسی آویخته از گوشهٔ سقف آن انباری. پسرک از آن قناری بیزار بود و می‌گفت این پرنده با چهچههٔ دل‌انگیزش زندگی بیرون از انباری را به یادش می‌آورد، بهار را، آزادی را، عاشق ومعشوق‌های دست دردست هم را و هزارویک چیز دیگر را. می‌گفت: «از آن قناری که نماد عشق و زیبایی بود متنفر بودم، چون زیبایی در آن انبار جایی نداشت.»
میمی
۲
با تلنگری اشک از چشمانم جاری خواهد شد. اما برای چه گریه خواهم کرد؟ خودم هم نمی‌دانم. یاد شعر عربی کهنی می‌افتم که پدربزرگم برایم می‌خواند و مضمونش این بود: مردمان اصیل حتی در اوج شادمانی نیز اندوه خاصی در دل دارند، حال آن‌که آدمیان فرومایه حتی در بدترین شرایط هم خرسندند. این شعر بیش‌تر زبان حال انسان‌هایی است که زیاد نمی‌خندند، زنان و کودکانی که در حضور مردان خانه با صدای بلند حرف نمی‌زنند، با آمدن پدربزرگ یا پدر خانه، رادیویی را که ترانه‌ای عربی از آن به گوش می‌رسد خاموش می‌کنند و سر سفره شتابان و خاموش غذا می‌خورند، شعری درخور یک زندگی غم‌انگیز و اندوهبار.
میمی
۲
تعجب می‌کنم از آدم‌هایی که طنین نفس‌هایشان درهم می‌آمیزد و نزدیک‌ترین پیوند انسانی را میان خود تجربه می‌کنند، اما پس از مدت کوتاهی چنین با هم بیگانه می‌شوند و تمام همّ وغمشان می‌شود زخم‌زبان‌زدن به دیگری و شکستن قلب او. اولش اوج لذت و شادکامی و بعد حضیض رنج و آزار. چه دنیای غریبی است.
میمی
۲
ترحم شمشیری برّنده است که قبضه‌اش در دست کسی است که ترحم می‌کند و تیغه‌اش رو به جانب کسی که ترحم می‌بیند.
میمی
۲
سوگند به شام بی‌سحر، بر شب تار سوگند به باد غرب و آن بلبل زار سوگند به کوه سرفراز شنگال من بندهٔ دربند توام، ای دلدار