
معرفی کتاب نگذار به بادبادک ها شلیک کنند
کتاب نگذار به بادبادک ها شلیک کنند (Ucurtmayı Vurmasınlar) نوشته فریده چیچک اوغلو و ترجمه فرهاد سخا رمانی معاصر درمورد زندگی در زندان از نگاه پسربچهای به نام باریش است که همراه با مادرش در بند زنان زندانی است. این رمان که نشر ماهی آن را منتشر کرده (چاپ پنجم: ۱۴۰۳)، با زبانی کودکانه فضای زندان، رابطهی زندانیها با یکدیگر، ترسها، امیدها و رؤیاهایشان را در قالب نامهها و خاطرات روزانهی باریش ارائه کرده است. موضوع اصلی دلتنگی باریش برای زنی به نام اینجی و تلاش او برای نوشتن نامههایی است که اغلب هرگز به مقصد نمیرسند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب نگذار به بادبادک ها شلیک کنند اثر فریده چیچک اوغلو
کتاب نگذار به بادبادک ها شلیک کنند رمانی است که فریده چیچک اوغلو آن را در قالب نامهها و یادداشتهای پسربچهای زندانی به نام باریش نوشته است. باریش همراه با مادرش در زندان زنان زندگی میکند و جهان را از پشت دیوارها، میلهها و درهای آهنی میشناسد. او مدام برای اینجی، زنی که از زندان آزاد شده است، نامه مینویسد و در این نامهها از روزمرگیها، رؤیاها، ترسها و سؤالهایش میگوید.
رمان نگذار به بادبادک ها شلیک کنند بر پایهی تاریخگذاری نامهها و یادداشتها پیش میرود؛ از ۲۶ ژوئن تا ماههای بعد، خواننده همراه با باریش در حیاط سنگی زندان قدم میزند، با او در صف هواخوری میایستد، در مراسم ملاقات، شوق و ناامیدی را تجربه میکند و شاهد رابطهی او با زنهای مختلف بند میشود؛ زنهایی مثل نِوین، زینب، آبجیسلما، صفناز، ننهکلثوم، هاجر و... که هرکدام گذشتهای متفاوت و جرمی گاه مبهم دارند.
نگذار به بادبادک ها شلیک کنند از خلال نگاه سادهی باریش به موضوعهایی مثل دروغ، عدالت، عفو، عشق، جرم، کتابسوزی، سانسور نامهها و مفهوم خطرناکبودن میپردازد و نشان میدهد چگونه واژههایی مثل آزادی، تقسیمکردن، وفا، سرنوشت و حتی آفتاب در فضای زندان معنایی تازه و گاه ترسناک پیدا میکنند. طنز تلخ، بازی با زبان رسمی و اداری و تضاد میان دنیای کودکانهی باریش و خشونت پنهان در رفتار بزرگترها از ویژگیهای برجستهی رمان حاضر است.
عنوان انگلیسی این رمان عبارت است از Don't Let Them Shoot the Kite.
خلاصه داستان نگذار به بادبادک ها شلیک کنند
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
باریش، پسربچهای که همراه با مادرش در زندان زنان است، جهان را از پشت درهای آهنی روایت میکند. او برای اینجی، زنی که آزاد شده است، نامه مینویسد و در این نامهها از رفتن ناگهانی او، دلتنگیهایش، روزهای ملاقات، نیامدن پدر، گریههای شبانهی مادر و دوستیاش با زنهای بند میگوید. باریش با زبان خودش از چیزهایی مثل دروغ بهجا و بیجا، زن بد، تهمت، جرمِ دوستداشتن آدمها، داشتن عقیده، کتاب خطرناک و کتابسوزی میپرسد و میکوشد بفهمد چرا بعضی کلمهها و کارها خطرناک حساب میشوند.
صحنههایی مثل سوزاندن کتاب در حیاط، شایعهی عفو عمومی، دعواها بر سر تقسیم غذا، انتخاب سرگروه و بازیهای باریش با پرندهها و بادبادکهای خیالیْ تصویری از زندان بهعنوان جایی میسازد که در آن ترس، امید، شوخی، خشونت و همدلی کنار هم زندگی میکنند.
چرا باید کتاب نگذار به بادبادک ها شلیک کنند را بخوانیم؟
رمان نگذار به بادبادک ها شلیک کنند از زاویهی دید یک کودک، تجربهی زندان، سانسور، ترس و امید را بهگونهای روایت کرده است که هم تلخ است و هم سرشار از شوخی و تخیل. مطالعهی کتاب حاضر کمک میکند مفاهیمی مثل عدالت، قدرت، دروغ، عشق و آزادی از نو و از نگاه ساده اما تیزبین یک کودک دیده شوند و چهرهی انسانی زندانیها و روابطشان روشنتر شود.
خواندن کتاب نگذار به بادبادک ها شلیک کنند را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که به ادبیات داستانی قرن ۲۰ ترکیه و قالب رمان با راوی کودک، روایتهای زندان، موضوعات اجتماعی و سیاسی در قالب انسانی و صمیمی و متنهایی علاقه دارند که در آن طنز و تلخی در هم آمیخته است. دانشجویان علوم اجتماعی، مطالعات زنان و علاقهمندان به ادبیات معاصر نیز میتوانند از خواندن این رمان بهره ببرند.
درباره فریده چیچک اوغلو
فریده چیچک اوغلو (Feride Çiçekoğlu)، نویسنده، فیلمنامهنویس، مترجم و استاد دانشگاه اهل آنکارا، در ۲۷ ژانویهی ۱۹۵۱ در این شهر متولد شد. او تحصیلات خود را در رشتهی معماری در دانشگاه میدلایستِ آنکارا به پایان رساند و پس از دریافت مدرک کارشناسی در سال ۱۹۷۳، یک سال بعد مدرک کارشناسیارشد خود را در روانشناسی محیطی دریافت کرد. سپس با دریافت بورس فولبرایت راهی ایالات متحدهی آمریکا شد و در دانشگاه پنسیلوانیا دکترای معماری گرفت.
رسالهی دکترای این نویسنده که در سال ۱۹۷۶ به پایان رسید، نقدی بر فرایند برنامهریزی شهری بود. او در همین دوران اقامت در فیلادلفیا با جریانهای سیاسی چپ آشنا شد. پس از بازگشت به ترکیه بهعنوان استادیار در آکادمی مهندسی و معماری دولتی آنکارا مشغول به تدریس شد، اما کودتای نظامی ۱۹۸۰ مسیر زندگی او را بهکلی تغییر داد. فریده چیچک اوغلو بهدلیل فعالیتهای سیاسی و اتهام تبلیغات کمونیستی بازداشت شد، ۵۵ روز تحت شکنجه قرار گرفت و چهار سال را در زندان گذراند؛ دو سال در زندان نظامی ماماک و دو سال در زندان مرکزی آنکارا در اولوجانلار. این تجربهی سخت به یکی از مهمترین سرچشمههای ادبی او تبدیل شد.
فریده چیچک اوغلو پس از آزادی از زندان در سال ۱۹۸۴ کار خود را بهعنوان ویراستار در انتشارات Kalem آغاز کرد و همزمان به نوشتن آثار ادبی روی آورد. رمان مشهور او با عنوان نگذار به بادبادک ها شلیک کنند (Uçurtmayi Vurmasinlar) که بر پایهی تجربههای این نویسنده در زندان و رابطهاش با کودکی در همان محیط نوشته شد، از مهمترین آثار او به شمار میرود. او در دههی ۱۹۸۰ بیش از پیش به فیلمنامهنویسی گرایش پیدا کرد و با نگارش فیلمنامهی Suyun Öte Yanı دربارهی تجربهی ترکها و یونانیها پس از تبادل جمعیتی ۱۹۲۳، توجه بسیاری را به قلم خود جلب کرد.
یکی از برجستهترین نقاط کارنامهی حرفهای فریده چیچک اوغلو همکاری با Xavier Koller در نگارش فیلمنامهی فیلم Journey of Hope در سال ۱۹۹۰ بود؛ فیلمی دربارهی خانوادهای علوی از قهرمانمرعش که تلاش میکنند بهصورت غیرقانونی به سوئیس مهاجرت کنند و در نهایت موفق به دریافت جایزهی اسکار بهترین فیلم خارجیزبان شد. فریده چیچک اوغلو علاوهبر نویسندگی و سینما در حوزهی پژوهش دانشگاهی نیز چهرهای شناختهشده است.
فریده چیچک اوغلو از سال ۱۹۹۸ به محیط دانشگاه بازگشت. ابتدا در دانشگاه مالتپه و از سال ۱۹۹۹ در دانشگاه بیلگی استانبول به تدریس سینما و تلویزیون پرداخت. پژوهشهای او عمدتاً بر رابطهی میان شهر، زنان و سینما متمرکز بوده است. او همچنین در فاصلهی سال ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۵ دبیرکل بنیاد سینمای ترکیه بود و از ۱۹۹۵ تا ۱۹۹۹ سردبیری مجلهی استانبولِ بنیاد تاریخ را بر عهده داشت. او ازجمله نویسندگانی است که تجربهی زیسته، فعالیت سیاسی، سینما و پژوهش دانشگاهی را در کارنامهای واحد جمع کرده و به یکی از چهرههای اثرگذار فرهنگ معاصر ترکیه تبدیل شده است.
جوایز و افتخارات کتاب نگذار به بادبادک ها شلیک کنند یا نویسنده
کتاب نگذار به بادبادک ها شلیک کنند جایزهی ملی ویژهی کودکان و نوجوانان را دریافت کرده است. جوایز فریده چیچک اوغلو شامل جایزهی سوم Haldun Taner Short Story Award در سال ۱۹۸۶، Abdi İpekçi Friendship and Peace Award در سال ۱۹۸۸، جایزهی بهترین فیلمنامه در بیستوششمین جشنوارهی فیلم آنتالیا آلتین پرتقال در سال ۱۹۸۹ برای فیلم نگذار به بادبادک ها شلیک کنند (Uçurtmayi Vurmasinlar)، جایزهی ادبی Lebon Cinema Club در سال ۱۹۹۲ و جایزهی موفقیت Bilge Olgaç Success Award در سال ۲۰۰۶ است که به پاس نقش مهم او در سینمای ترکیه به این نویسنده اهدا شد.
اقتباسها از کتاب نگذار به بادبادک ها شلیک کنند
فیلم نگذار به بادبادک ها شلیک کنند یک درام ترکی محصول سال ۱۹۸۹ است که براساس رمان حاضر ساخته شده است. این فیلم به نویسندگی مشترک، تهیهکنندگی مشترک و کارگردانی تونچ باشاران ساخته شد و نور سورر در آن نقش یک زندانی سیاسی زن را ایفا میکند که با فرزند یکی از همبندان خود رابطهای دوستانه برقرار میسازد. این فیلم در بخش رقابتی بیستوششمین جشنوارهی فیلم آنتالیا آلتین پرتقال به نمایش درآمد و جوایز پرتقال طلایی بهترین فیلم، بهترین بازیگر زن، بهترین فیلمنامه و بهترین فیلمبرداری را از آن خود کرد.
همچنین در دهمین جشنوارهی بینالمللی فیلم مدیترانه موفق به کسب جایزهی دوم بهترین فیلم شد و در هشتمین جشنوارهی بینالمللی فیلم استانبولْ عنوان بهترین فیلم ترکی را به دست آورد. این اثر بهعنوان نمایندهی ترکیه برای رقابت در بخش بهترین فیلم خارجیزبان شصتودومین دورهی جوایز اسکار انتخاب شد، اما در فهرست نامزدهای نهایی قرار نگرفت. داستان فیلم در آنکارای سال ۱۹۸۴ و در فضای پس از کودتای نظامی ۱۹۸۰ ترکیه روایت میشود.
چه نسخههای دیگری از کتاب نگذار به بادبادک ها شلیک کنند منتشر شده است؟
کتاب نگذار به بادبادک ها شلیک کنند با ترجمهی رضوان پیراحمدی توسط نشر شعر سپید و در سال ۱۴۰۰ منتشر شده است.
بخشی از کتاب نگذار به بادبادک ها شلیک کنند
«کارت تبریکی که به مناسبت سال نو فرستاده بودی رسید. آن را به نام ننهکلثوم فرستاده بودی که گیسسفیدِ سلول ماست. خیلی خوشحال شد. دلت برای من تنگ شده، چون نوشتهای: «باریش چطور است؟» پس معلوم میشود هیچکدام از نامههایم به دستت نمیرسد!
یک دختر جدید به سلول ما آوردهاند که از هاجر هم کوچکتر است. اما مثل او صورتش را رنگ نمیکند. اسمش مریم است. به یک مرد پیر پولدار شوهرش دادهاند. اما پیرمرد زن دیگری هم داشته که از مریم شکایت کرده و او را انداختهاند زندان.
مادرم تا چشمش به مریم افتاد، پرید رویش و حسابی کتکش زد و گفت: «با چه رویی رفتی زن یک مرد زندار شدی، ها؟»
دخترهای سلول شما دیگر با مادرم حرف نمیزنند. مادرم هم من را پایین نمیفرستد. اما من یواشکی میروم. دخترهای شما میگویند: «خود مریم به این ازدواج راضی نبوده.»
از مادرم پرسیدم: «وقتی من هم بزرگ بشوم، من را هم بهزور به کسی میدهند؟»
مادرم گفت: «تو مرد میشوی. من هم بهجای یک عروس، برایت دوتا میگیرم.»
زینب میگوید: «اگر دوتا زن بگیری، دومی را میآورند اینجا. درست مثل مریم!»
مادرم او را هم میزند؟»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب نگذار به بادبادک ها شلیک کنند و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب | نگذار به بادبادک ها شلیک کنند |
|---|---|
| عنوان در زبان مبدأ | Ucurtmayı Vurmasınlar |
| موضوع | رمان، داستان خارجی |
| نویسنده | فریده چیچک اوغلو |
| مترجم | فرهاد سخا |
| انتشارات | نشر ماهی |
| سال انتشار نسخه فیزیکی | ۱۳۹۶/۰۴/۱۶ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| حجم فایل کتاب | ۰.۶۴ مگابایت |
| شابک | ۹۷۸۹۶۴۲۰۹۳۱۰۶ |
| تعداد صفحهها | ۱۱۸ صفحه |
| قیمت کتاب | ۸۰۰۰۰ تومان |
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
فریده چیچک اوغلو، نویسنده ترک زبان کتاب، چند سالی به خاطر فعالیت های سیاسی اشون زندان بودن و این باعث شده داستان خیلی ملموس باشه. داستان به سبک نامه نگاری ست که حرفای خیلی درست و حسابی ای زده. کتابی کوتاه که...بیشتر
لذت بردم تموم مدت پراز بغض بودم هیچوقت این کتاب رو فراموش نمی کنم❤
باریش کوچولو راوی کنجکاو و دوست داشتنی این کتابه داستان تو زندان زنان جایی که هر کدومشون به خاطر یه عمل که کمی به سیاست ربط داشته دستگیر شدن و اومدن اینجا از کتاب های سیاسی خوندن تا نویسنده بودن و ... تو...بیشتر
عالی! یکی از بهترین کتابهایی هست که تا به حال خووندم! حتما بخوونید و به تکتک جملاتش فکر کنید.
چقدر قشنگ بود...
کتابی فوق العاده، درمورد کودکی که در زندان است! در حالی که هیچ جرمی مرتکب نشده. نامه های این کودک خطاب به شخصیتی است که از زندان آزاد شده و در نقش دوست، که در دوران حبس به این کودک...بیشتر
من کتاب را با این ذهنیت خریدم که همیشه در مورد زندگی در زندان کنجکاو بودم.اما این کتاب از آن کتابهای سیاه و سفید و هیجان زده با گرایش چپ بود که در آن همه زندانبان ها احمق و بد...بیشتر