یاد شعر عربی کهنی میافتم که پدربزرگم برایم میخواند و مضمونش این بود: مردمان اصیل حتی در اوج شادمانی نیز اندوه خاصی در دل دارند، حال آنکه آدمیان فرومایه حتی در بدترین شرایط هم خرسندند. این شعر بیشتر زبان حال انسانهایی است که زیاد نمیخندند، زنان و کودکانی که در حضور مردان خانه با صدای بلند حرف نمیزنند، با آمدن پدربزرگ یا پدر خانه، رادیویی را که ترانهای عربی از آن به گوش میرسد خاموش میکنند و سر سفره شتابان و خاموش غذا میخورند، شعری درخور یک زندگی غمانگیز و اندوهبار.