شکسپیر را بهحق بزرگترین نویسنده در زبان انگلیسی و بزرگترین نمایشنامهنویس در جهان میدانند. شکسپیر در زمان خودش شاعر و نمایشنامهنویسی محبوب بود، اما دو قرن پس از مرگش بود که به شهرت فزاینده و جهانی دست یافت، یعنی با آغاز قرن نوزده و نهضت رُمانتیسم، و سپس در نیمهٔ دوم قرن نوزدهم، دورهٔ ویکتوریا، این شهرت و محبوبیت بیشتر شد و در قرن بیستم، با آغاز مکاتب ادبی جدید، آثار شکسپیر مورد ارزیابیهای جدید قرار گرفت و روزبهروز جنبههای تازهای در آنها کشف شد و تا به امروز هم این آثار منبع و محرک مطالعات و پژوهشهای ادبی و فرهنگی در سراسر جهان است.
شکسپیر علاوهبر صد و پنجاه و چهار غزل و دو شعر بلند روایی و چندین شعر دیگر، حدود سی و هشت نمایشنامه نوشته که بیشتر آنها و یا بخش بزرگتر هر یک از آنها نیز طبق سُنت رایج آن زمان به شعرند. اهمیت شکسپیر هم به خاطر همین نمایشنامهها است.
نمایشنامهٔ «حکم در برابر حکم» اواخر سال ۱۶۰۴ میلادی در دربار انگلستان به اجرا درآمد و سال ۱۶۲۳، یعنی هفت سال پس از مرگ شکسپیر، چاپ شد.
این نمایشنامه به موضوعات رحمت، عدالت و حقیقت و رابطهٔ آنها با مسئلهٔ تکبر و تواضع و بهویژه افراطگرایی دینی، قشریگری و خشکهمقدس بودن حاکمان و لغزش آنها در مسایل اخلاقی، سوء استفاده از ابزار قدرت و.. میپردازد.
آنجلو پارسا که تلاش میکند مردی شریف باشد وقتی چشمش به ایزابلای زیبا و خوشبیان میافتد، برخلاف حکم سختگیرانهای که علیه کلادیو در باب رابطهٔ نامشروع داده، خود نیز دلودینش را یکجا میبازد و به سوءاستفاده از قدرت و ریاکاری کشیده میشود.از سوی دیگر میخانه خانم اُوردان هم منبع فساد است، اما در این میان کسانی که مجازات میشوند انسانهایی معمولی هستند که گناهشان در برابر گناهان این فاسدان، چیزی شمرده نمیشود.
اگرچه «حکم در برابر حکم» به مضامین عدالت و رحمت میپردازد، پرداخت آشکار آن با مسئلهٔ جنسیت و مرگ لحنی جدیتر به آن میدهد و آن را از حد کمدی رُمانتیک فراتر برده و بیشتر به تراژدی ـ کمدی شبیه میکند.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب حکم در برابر حکم و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
در این زندگی هزاران مرگ نهفته و باز ما از مرگ میترسیم، مرگی که همهٔ این ناگواریها را هموار و بالا و پستیها را برابر میکند.
Mohammad
۱۳
تو چیزی جز بازیچهٔ مرگ نیستی که در گریز خود برای دوری از آن، برای آن میکوشی و هر چه از آن میگریزی، به آن نزدیکتر میشوی.
محمدحسین
۳
همانند پدران ابله که ترکههای تهدیدآمیز را دسته میکنند تا آنها را مقابل چشمان فرزندانشان قرار دهند نه برای اینکه به کارشان گیرند، بلکه تنها برای ترساندن و تا با گذشت زمان، این ترکهها به جای ترساندن اسباب تمسخر آنان میشوند. احکام ما نیز اینچنین شدهاند.
محمدحسین
۳
تردیدهای ما خائنین مایند. و ترس از اقدام سبب میشود چیزی را که شاید به چنگ آوریم، از دست بدهیم.
محمدحسین
۳
عدالت با مواردی سروکار دارد که برایش مبرهن باشد. قانون از کجا بداند که دزدان، دزدان را داوری میکنند؟
محمدحسین
۲
طبیعت هرگز ذرهای از گوهر کمال خود را به ما وام نمیدهد مگر اینکه همچون الههای دوراندیش و حسابگر خود را در مقام بستانکار پُرافتخار قرار دهد تا هم ممنون او باشیم و هم مدیون او.
محمدحسین
۲
فرمانهای خداوند بر هر که بخواهند جاری میشوند و بر هر که نخواهند، نمیشوند. و بااینحال، این عین عدالت است.
محمدحسین
۲
اگر تا ده سال متوالی هر کسی را که این گناه کرده گردن بزنید یا دار بزنید، در کمال سُرور باید سفارش سرهای جدید بدهید.
Emmanuel
۲
حکم مکنید تا بر شما حکم نشود. زیرا بدان طریقی که حکم کنید بر شما نیز حکم خواهد شد و بدان پیمانهای که پیمایید برای شما خواهند پیمود. و چون است که خس را در چشم برادر خود میبینی و چوبی را که در چشم خود داری نمییابی؟ یا چگونه به برادر خود میگویی «اجازه دِه تا خس را از چشمت بیرون کنم»؟ و اینک چوب در چشم توست؟ ای ریاکار، اول چوب را از چشم خود بیرون کن، آنگاه نیک خواهی دید تا خس را از چشم برادرت بیرون کنی! (انجیل متی، ۵ ـ ۷: ۱)
محمدحسین
۱
وجود تو و صفاتی که واجد آنی، تنها از آن خودت نیستند، تا خود را در راه پرورش فضایل و کمالات خود صرف کرده و تباه سازی و فضایل و کمالاتت را نیز در راه خود مصرف کنی.
خداوند با ما همان میکند که ما با چراغ:
چراغ را نه به خاطر خود چراغ، بلکه به خاطر نوری که میبخشد میافروزیم.
اگر فضایل ما نیز نوری فراسوی ما نتابانند، گویی این فضایل را نداشتهایم.
تنها امور اخلاقی (عامه) است که میتواند لطیفترین احساسات معنوی (خاصه) را برانگیزد.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
عالی بود و همچنین پانوشتهای مترجم که راهنمای خوبی برای ادامه کتاب بود.