معرفی و دانلود کتاب تاریخچه ای عمومی از بی‌عدالتی و شرارت + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب تاریخچه ای عمومی از بی‌عدالتی و شرارتsubscriptionAvailable

کتاب تاریخچه ای عمومی از بی‌عدالتی و شرارت

نوع کتاب
۲.۰ امتیاز(از ۵ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب تاریخچه ای عمومی از بی‌عدالتی و شرارت

«تاریخچه‌ای عمومی از بی‌عدالتی و شرارت» داستان‌هایی تخیلی از نویسنده توانای آرژانتینی، خورخه لوئیس بورخس است. این داستان‌ها از سال ۱۹۳۳ تا ۱۹۳۴ نوشته شده‌اند. بورخس این داستان‌ها را در مقدمه کتابش متعلق به سبک «باروکن» دانسته‌ است و ویژگی سبک باروک هم به گفته او، به کارگیری تعمدی همه توانایی‌ها و امکانات هنری است تا آنجا که اثر را مضحک کند. «باروکو» واژه‌ای بود که برای یکی از روش‌های استدلال قیاسی به‌کار می‌رفت و در قرن هجده این کلمه برای زیاده‌روی در حشو و زوائدِ پرطمطراقی که در معماری و نقاشی قرن هفدهم راه یافته بود، به‌کار گرفته شد. عنوان مبالغه‌آمیز این مجموعه هم ماهیت باروک آن را اعلام می‌کند و داستان‌هایی که در آن می‌خوانید طبیعتا پر از هنرنمایی‌های ویژه بورخس است که شاید شما را به تعجب، خنده یا گریه و یا هرسه با هم وادارد. اگر بخشی از داستان به نظرتان زائد یا غیرضروری آمد، بدانید که شما در حال اشتباهید نه نویسنده، چرا که بورخس کم‌کردن حتی یک صفحه از این آثار را مساوی با از بین رفتنشان و مخدوش شدن سبک آنها می‌داند. او درباره این دستان‌ها به طنز گفته است: «داستان‌های این مجموعه، سرگرمی سبک‌سرانهٔ مردی خجالتی است که چون نمی‌توانست خود را متقاعد کند تا داستان کوتاه بنویسد، با تغییر و تحریفِ (بعضی وقت‌ها بدون توجیه زیبایی‌شناسانه) داستان‌های دیگران، خود را سرگرم می‌کرد.» این شما و این هم «تاریخچه‌ای عمومی از بی‌عدالتی و شرارت»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب تاریخچه ای عمومی از بی‌عدالتی و شرارت و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابتاریخچه ای عمومی از بی‌عدالتی و شرارت
عنوان در زبان مبدأCollected Fictions
موضوعداستان کوتاه، داستان خارجی
نویسندهخورخه ‌لوئیس بورخس
مترجممانی صالحی علامه
انتشاراتبنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۱/۱۰/۱۰
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۳.۶۶ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۲۵۳۰۶۲۲
تعداد صفحه‌ها۱۲۸ صفحه
قیمت کتاب۱۱۰۰۰۰ تومان
برچسبداستان امریکای لاتین، مجموعه تازه‌ها

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

mrj
۱۳۹۷/۱۱/۰۹

چرا اینقدر ترجمه ضعیف و نامفهومه؟؟!!

۰

بریده‌هایی از کتاب

Mojiii
۱
«انجیل را چشم‌بسته باز کردم، انگشتم را روی اولین آیه‌ای که به چشمم خورد، گذاشتم ـ آیهٔ پولس رسول بودــ و به‌مدت یک ساعت و بیست دقیقه موعظه کردم. کِرنشا و بروبچه‌ها هم وقت را هدر ندادند، چون همهٔ اسب‌های خلایق (شنوندگان موعظه) را جمع کردند و زدند به چاک.
مهشید
۰
داستان‌های این مجموعه، سرگرمی سبک‌سرانهٔ مردی خجالتی است که چون نمی‌توانست خود را متقاعد کند تا داستان کوتاه بنویسد، با تغییر و تحریفِ (بعضی وقت‌ها بدون توجیه زیبایی‌شناسانه) داستان‌های دیگران، خود را سرگرم می‌کرد.
مهشید
۰
گفته‌شده که از لوئیس وُلهایم در فیلم‌های هالیوودی استفاده می‌شد، برای این‌که قیافه‌اش مردم را به‌یاد ایستمنِ بوزینه می‌انداخت…
مهشید
۰
صدنفر دلاور یا بیش‌تر، که هیچ‌کدام‌شان به آن جنایتکاران احمقی که در کتاب‌های ابلهانهٔ پلیسی تا یک تیر می‌خورند، بر زمین می‌افتند و می‌میرند، شباهتی نداشتند؛ صد دلاور که بوی دود سیگاربرگ می‌دادند؛ صد دلاور با کلاه‌شاپوی حصیری با نوارهای رنگی روشن؛ صد دلاور که همگی  کمابیش‌ـــــ به پوسیدگی دندان و امراض ریوی مبتلا بودند یا کلیه‌شان مشکل داشت؛
مهشید
۰
یاد گرفت که مثل سوارهای تگزاس و وایومینگ، روی زین، راست و محکم بنشیند، نه این‌که مثل اسب‌سوارهای اورگون یا کالیفرنیا، روی اسب خم بشود.
مهشید
۰
آینه‌ها و زادوولد، مکروه و زشت است، چون این دنیا را تکثیر و تأیید می‌کند.
Mojiii
۰
او هنر راندن و جابه‌جاکردن گله و آن هنرِ دیگر و دشوارترِ راندن آدم‌ها را آموخت. این هر دو، او را یاری کرد تا گله‌دزدِ قابلی بشود.
صاد
۰
که بالأخره کمپادرها همچون آدم‌اند، همیشه مثل آن کمپادری صحبت نمی‌کنند که در عالم مُثُل افلاطونی است.
صاد
۰
اما تقدیر (نامی که به عملکرد بی‌پایان و بی‌وقفهٔ هزاران عاملِ درهم‌پیچیده داده‌ایم) چنین نمی‌خواست.
صاد
۰
وقتی سینه‌اش دیگر بالا و پایین نرفت، یک‌نفر به خودش جرئت داد و رویش را کنار زد؛ نگاه خستهٔ مردگان را بر چهره داشت. او یکی از گردن‌کلفت‌ترین مردان آن زمان، از باتریا تا جنوب بود. اما به‌محض آن‌که از دنیا رفت و دهانش برای همیشه بسته شد، من همهٔ نفرتم را نسبت به او از دست دادم.