«توفان در مرداب» اثر از نویسنده بزرگ ایتالیایی اهل سیسیل، لئوناردو شیاشا است. او مبدع شیوهای در داستاننویسی کوتاه به نام «افسانه پلیسی» است؛ قصههای طنزآمیز نسبتآ کوتاهی که معمایی پلیسی در بطن آنها نهفته است و معمولا با یک نتیجهگیری سیاسی به پایان میرسد.
«کلیساهای رگا لپترا»، «عموهای سیسیل»، «دریایی به رنگ شراب»، «تودو مودو»، «جنازههای خوش» و «روز جغد» تعدادی از آثار اویند.
«توفان در مرداب» اولینبار در سال ۱۹۶۳ منتشر شد که در اینجا آن را با ترجمه بینظیر زندهیاد مهدی سحابی میخوانید.
صدای پای انقلاب فرانسه به دروازههای سیسیل رسیده است و اشراف در صدد مبارزه و جلوگیری از نفوذ این انقلاب به منطقه هستند. والی سیسیل انسانی فرهیخته است و میکوشد که باقیمانده دستگاه تفتیش عقاید را از سیسیل پاک کند؛ درباریان نیز حضور او را تحمل نمیکنند و در پی چارهای به کتابسوزی دست میزنند. این فضای داستان «توفان در مرداب» است.
در این میان دن جوزپه ولا کشیشی سیسیلی به شیوه خود به مبارزه با این حاکمیت دسیسهباز میپردازد. او که به زبان عربی آشنایی چندانی ندارد مامور میشود کتابی که خودش ادعا کرده مربوط به تاریخ سیسیل است را ترجمه کند. در وی پذیرش این ترجمه زندگی او عوض میشود. با اسقف رفتوآمد میکند، به دربار راه میابد، با اشراف حشرونشر میکند و تجربه این رفاه او را برآن میدارد تا به جعل این کتاب تاریخی بپردازد و قرنها تاریخ و تمدن برای سیسیل بتراشد. او با تخیلی قوی و پشتکار زیاد صفحات این اثر تاریخی را بهم میریزد و خط آن را عوض میکند تا کتاب را به تاریخچهای از سیسیل تبدیل کند. اشراف از ترس برملا شدن پیشینه زمینخواریشان هرکاری میکنند که جوزپه را به زندان بیاندازند. این جعل کتاب که ابتدا برای جوزپه یک بازی خطرناک برای غلبه برحقارتش دربرابر اشراف بود به مرور و با تحول روحی او به کاری هنرمندانه بدل میشود:
«کشیش دن جوزپهولا از همان هنگامی به فکر جعل افتاد که اسقف ایرولدی به او پیشنهاد کرد گردشکنان به صومعه سنمارتینو بروند: تا آنجا که اسقف به یاد میآورد، در این صومعه یک کتاب خطی عربی یافت میشد که دن مارتینو لافارینا، کتابخانهدار کاخ اسکوریال، صد سال پیشتر به پالرمو پایتخت سیسیل آورده بود. و حال بهترین فرصت پیش آمده بود تا دانسته شود این کتاب درباره چیست.»
رمان شیاشا مانند هر افسانه دیگری محصول تخیل است اما او از این فرم استفاده کرده تا واقعیت اجتماعی دوران تفتیش عقاید را از دیدگاهی نو به مخاطب نشان دهد و به جای رونوشت برداشتن از واقعیت به کشف دوباره آن بپردازد.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب توفان در مرداب و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
(۵-۸-[۸۴])
داستان پیرامون اوضاع درهم ایتالیاست درست در برهه ای که فرانسه در حال پوست اندازی و گذار از نظام پادشاهی به جمهوریته، در سیسیل هم تقابل سنت و نوگرایی در جریانه و تحت تاثیر اتفاقات پیرامونش گام برمیداره و با...بیشتر
۰
نگهبان آشویتس
توصیه نمیکنم.
۱۳۹۹/۰۷/۰۱
من اصلا ارتباط برقرار نکردم و فقط به اعتبار مترجم و ناشر تصمیم به خوندن گرفتم
۰
سارا
۱۳۹۸/۰۲/۲۱
تحلیل ها و انتقادهای کتاب درمورد قدرت و سیاست (و شخصیت های سیاسی) بسیار جالب بود. به طور کلی داستان خوبی بود و خیلی غیر منتظره به پایان رسید😉
به نظر من، جمهوری و سلطنت هردوشان از یک قماشند، هردو به یک نحو ستم میکنند.
Mohammad
۱۱
امروزه هر قلم به دستی به خودش اجازه میدهد درباره امور مملکت، نظام قضایی، حقوق شاهان و البته حقوق مردم اظهارنظر کند...
Rahele Kia
۲
راهب میپرسید:
ــ قبول ندارید که زن را شیطان خلق کرده؟
دن جوزپه با لبخندی پاسخ میداد:
ــ نه، نه. زن هم ساخته دست خداوند است. در غیر این صورت، دوری جستن از او چه ثوابی میتوانست داشته باشد؟ پرهیز کردن از چیزهای شیطانی کار آسانی است. کار شاق همین است که آدم از چیزهایی بپرهیزد که خود پروردگار آفریده، اما از ما خواسته که در راه رضای خودش به آنها دست نزنیم.
Rahele Kia
۲
اما، باید اعتراف کنم که درباره انقلاب احساس دیگری دارم. از این که به شخص اول مملکت بگویند «بلند شو که من میخواهم سر جایت بنشینم» خوشم میآید... بله، چه کیفی دارد دیدن قدرتمندان و گردنکشانی که دنبال سوراخ موش میگردند و ستمدیدگانی که پیروز میشوند...
Rahele Kia
۱
اما دنا امانوئلا این را هم میفهمید که پسرش در آن لحظه دلش میخواست که او برود، که هرانسانی حق دارد بخواهد در لحظه رویارویی با سرنوشت تنها باشد، در لحظه رویارویی با خیانت، با دژخیم، بامرگ.
کاربر ۹۱۲۸۵۸۲
۰
پردههاینازکی از نسیم رفتهرفته شامگاهگلگون و طلایی را دربرمیگرفت.
کاربر ۹۱۲۸۵۸۲
۰
پردههاینازکی از نسیم رفتهرفته شامگاهگلگون و طلایی را دربرمیگرفت. صدای موسیقی از جایگاه وسط میدان میآمد و لحظهها را دارای هویت و جسمیت میکرد، به لحظهها احساس میداد.
کاربر ۹۱۲۸۵۸۲
۰
از این نقطهنظر میگویید ما انسانتر شدهایم که، از برکت آن داراییها، میتوانیم اینجا بنشینیم و درباره انسان حرف بزنیم، درباره کتابهایی که خواندهایم بحث کنیم و از زیبایی لذت ببریم. اما اگر به یاد بیاورید که بهرهمندی ما از این امتیاز به قیمت رنج و کار انسانهای دیگری تمام شده، آن وقت قبول میکنید که ما کمتر از آنها انسانیم.
Rahele Kia
۰
دن جوزپه به طرف تالار بازی رفت: آنچه از بازی دوست میداشت تماشای دست به دست شدن پول بود، و اینکه ناگهان با یک ورق و یک شماره سرنوشت کسی عوض میشود. دوست داشت کناری بایستد و واکنشهای آن آقایان و خانمهای اشرافی را تماشا کند.
Rahele Kia
۰
دی بلازی فکر میکرد: ــ امروز، همه آن امتیازهایی را که او برای الغایشان تلاش کرد و همه ستمهایی را که توانست از میان بردارد میتوان با فرمانی یک خطی احیا کرد؛ یک هوس شاهانه، یک زد و بند ساده و یک هماغوشی حسابگرانه برای بازگرداندن آنها کافی است.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
(۵-۸-[۸۴]) داستان پیرامون اوضاع درهم ایتالیاست درست در برهه ای که فرانسه در حال پوست اندازی و گذار از نظام پادشاهی به جمهوریته، در سیسیل هم تقابل سنت و نوگرایی در جریانه و تحت تاثیر اتفاقات پیرامونش گام برمیداره و با...بیشتر
من اصلا ارتباط برقرار نکردم و فقط به اعتبار مترجم و ناشر تصمیم به خوندن گرفتم
تحلیل ها و انتقادهای کتاب درمورد قدرت و سیاست (و شخصیت های سیاسی) بسیار جالب بود. به طور کلی داستان خوبی بود و خیلی غیر منتظره به پایان رسید😉