
کتاب تاریخچه ای عمومی از بیعدالتی و شرارت
انتشارات:
بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
Mojiii
۱
«انجیل را چشمبسته باز کردم، انگشتم را روی اولین آیهای که به چشمم خورد، گذاشتم ـ آیهٔ پولس رسول بودــ و بهمدت یک ساعت و بیست دقیقه موعظه کردم. کِرنشا و بروبچهها هم وقت را هدر ندادند، چون همهٔ اسبهای خلایق (شنوندگان موعظه) را جمع کردند و زدند به چاک.
مهشید
۰
داستانهای این مجموعه، سرگرمی سبکسرانهٔ مردی خجالتی است که چون نمیتوانست خود را متقاعد کند تا داستان کوتاه بنویسد، با تغییر و تحریفِ (بعضی وقتها بدون توجیه زیباییشناسانه) داستانهای دیگران، خود را سرگرم میکرد.
مهشید
۰
گفتهشده که از لوئیس وُلهایم در فیلمهای هالیوودی استفاده میشد، برای اینکه قیافهاش مردم را بهیاد ایستمنِ بوزینه میانداخت…
مهشید
۰
صدنفر دلاور یا بیشتر، که هیچکدامشان به آن جنایتکاران احمقی که در کتابهای ابلهانهٔ پلیسی تا یک تیر میخورند، بر زمین میافتند و میمیرند، شباهتی نداشتند؛ صد دلاور که بوی دود سیگاربرگ میدادند؛ صد دلاور با کلاهشاپوی حصیری با نوارهای رنگی روشن؛ صد دلاور که همگی کمابیشـــــ به پوسیدگی دندان و امراض ریوی مبتلا بودند یا کلیهشان مشکل داشت؛
مهشید
۰
یاد گرفت که مثل سوارهای تگزاس و وایومینگ، روی زین، راست و محکم بنشیند، نه اینکه مثل اسبسوارهای اورگون یا کالیفرنیا، روی اسب خم بشود.
مهشید
۰
آینهها و زادوولد، مکروه و زشت است، چون این دنیا را تکثیر و تأیید میکند.
Mojiii
۰
او هنر راندن و جابهجاکردن گله و آن هنرِ دیگر و دشوارترِ راندن آدمها را آموخت. این هر دو، او را یاری کرد تا گلهدزدِ قابلی بشود.
صاد
۰
که بالأخره کمپادرها همچون آدماند، همیشه مثل آن کمپادری صحبت نمیکنند که در عالم مُثُل افلاطونی است.
صاد
۰
اما تقدیر (نامی که به عملکرد بیپایان و بیوقفهٔ هزاران عاملِ درهمپیچیده دادهایم) چنین نمیخواست.
صاد
۰
وقتی سینهاش دیگر بالا و پایین نرفت، یکنفر به خودش جرئت داد و رویش را کنار زد؛ نگاه خستهٔ مردگان را بر چهره داشت. او یکی از گردنکلفتترین مردان آن زمان، از باتریا تا جنوب بود. اما بهمحض آنکه از دنیا رفت و دهانش برای همیشه بسته شد، من همهٔ نفرتم را نسبت به او از دست دادم.