
کتاب باغ اپیکور
معرفی کتاب باغ اپیکور
کتاب باغ اپیکور نوشتهی مرتضی مردیها مجموعهای از جستارهای بلند در باب تاریخ، سیاست، لذت، اخلاق، فلسفه و فرهنگ است که بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه آن را منتشر کرده است. نویسنده در این اثر با زبانی تحلیلی و استدلالمحور، به سراغ پرسشهایی میرود که حول پیشرفت، لیبرالیسم، نقش دولت و فرد، جایگاه لذت در زندگی، ریشههای اخلاق و نسبت عقل و احساس شکل گرفتهاند. ساختار کتاب بر پایهی «دفتر»ها و فصلهای موضوعی تنظیم شده و هر دفتر به یک محور اصلی مانند پیشرفت، سیاست، لذت، اخلاق، فلسفه و فرهنگ اختصاص یافته است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب باغ اپیکور
کتاب باغ اپیکور اثری از مرتضی مردیها است که در قالب شش دفتر پیوسته، تصویری کلی از جهان معاصر، فرهنگ لیبرال و دغدغهی لذت و اخلاق ترسیم کرده است. نویسنده در دفتر اول با عنوان «پیشرفت» به فلسفهی تاریخ لیبرالی میپردازد و با تکیهبر مفهوم «طبع خواهشگر» و «عقل ابزارساز» توضیح میدهد که چگونه فرهنگ غربی در خطوط اصلی خود به فرهنگ جهانی بدل شده است. در همین دفتر، نسبت علم و اخلاق، نقد نوستالژی گذشتهی زرین، تفسیر جنگهای جهانی و نقش اخبار در سیاهنمایی وضعیت جهان بررسی شده است. در ادامه، کتاب باغ اپیکور در دفتر «سیاست» از سیاست، قدرت، دولت و فرد دفاع کرده است و نشان میدهد ماکیاولیسم خصیصهی انسان است نه فقط سیاستمداران. نویسنده در این بخش، بدبینی رایج نسبت به دولت و قدرت را به چالش میکشد و میان دولتستیزی کلاسیک و دولتستیزی متأخر تمایز میگذارد. دفتر «لذت» محور دیگری است که در آن لذت بهمثابهی اخلاق، نسبت حقیقت و لذت، آزادی و لذت، نرمافزارهای شادمانی، نقش شانس در شادی و مفهوم وقتگذرانی تحلیل شده است. در دفتر «اخلاق» کتاب باغ اپیکور ریشههای تاریخی و کارکردی اخلاق، ایدهی «برترین فضیلت» با تمرکز بر سخاوت، نسبت تکامل زیستی و تکامل اخلاقی و امکان مهندسی ژنتیک برای تعدیل امیال افراطی انسان بررسی شده است. دفتر «فلسفه» به نسبت عقل و تجربه، عقل و احساس، نقد سنتهای فلسفی آلمانی و پسامدرن، و بحثی مفصل دربارهی فیلسوفان قرن بیستم و «فیلسوفان گناهکار» میپردازد. در دفتر پایانی با عنوان «فرهنگ» نیز مسئلهی بیریشگی فرهنگ، نقد کثرتگرایی فرهنگی و چیستی هنر طرح شده است.
خلاصه کتاب باغ اپیکور
کتاب باغ اپیکور بر این ایده استوار است که انسان موجودی «خواهشگر» است که با کمک عقل ابزارساز، موانع لذت و کامجویی خود را عقب میراند و تاریخ فرهنگ جهانی را میتوان در قالب تقابل دائمی لذت و مانع فهمید. نویسنده در دفترهای مختلف نشان میدهد چگونه دموکراسی لیبرال، اقتصاد لیبرال، فردگرایی، سکولاریسم و هِدونیسم محصول همین عقبنشینی موانعاند، نه صرفاً انتخابهای ارزشی یا توطئههای سیاسی. در این کتاب، سیاست، قدرت و دولت از منظر کارکردی بازخوانی شدهاند و در کنار آن، لذت بهعنوان محور واقعی زندگی اخلاقی و اجتماعی معرفی شده است. اخلاق، بهجای آنکه امری آسمانی یا ذاتی دانسته شود، نرمافزاری برای تنظیم توزیع لذت و مهار خودخواهی تفسیر شده است. نویسنده در فصلهای فلسفی و فرهنگی نیز به نقد نسبیتگرایی افراطی، رمانتیسم ضدعقل و برخی سنتهای فلسفی آلمانی میپردازد و در پایان، جایگاه هنر و فرهنگ را در جهان شتابگرفتهی امروز بازتعریف میکند.
چرا باید کتاب باغ اپیکور را بخوانیم؟
این کتاب چشماندازی یکپارچه از پیوند میان لذت، اخلاق، سیاست و فرهنگ ارائه کرده است و بسیاری از بدیهیات رایج دربارهی گذشتهی زرین، شرارت ذاتی سیاست، فساد قدرت و سیاهی جهان معاصر را به پرسش میگیرد. خواننده با منطق درونی لیبرالیسم، نقش واقعی دولت، معنای عملی لذتگرایی و ریشههای اخلاق آشنا میشود و میتواند چارچوبی تازه برای فهم اخبار، تاریخ و منازعات فکری امروز بهدست آورد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به علاقهمندان فلسفهی سیاسی، لیبرالیسم، اخلاق، فلسفهی علم و فرهنگ معاصر پیشنهاد میشود. همچنین به دانشجویان علوم انسانی، روزنامهنگاران و کسانی که درگیر بحثهایی مانند پیشرفت، عدالت، لذت، نقش دولت و نقد روشنفکریاند توصیه میشود.
بخشی از کتاب باغ اپیکور
«فرهنگ غرب، در خطوط اصلی آن، فرهنگ غرب نیست، فرهنگی است که هر جامعهای، بسته یا باز، دیر یا زود به آن خواهد رسید، چراکه بازشدن طومار آدمی مرکب از «طبعِ خواهشگر» و «عقل ابزارساز» ناگزیر به همین چشماندازها میرسد؛ فرهنگ غرب نهفقط در دموکراسی لیبرال که در تمامی اصول و ارکان خود فرهنگ بشری و فرهنگ جهانی است و در این روال، نقش ارتباطات و دهکدۀ جهانی نقشی فرعی و ثانوی است و فقط اظهار و تسریع هویت واحد است، نه ایجاد آن؛ آنچه بهعنوان خطوط اصلی فرهنگ جهانی و بشری مطرح میشود وجود خود را در اصل وامدار ارزش یا گزینش خود نیست؛ سخنانی که بر سر تنوع و تکثر فرهنگی میرود و پروژۀ یکیشدن فرهنگها را هدف نادرست و غیرواقعبینانۀ مدرنیته میداند، از سازوکار طبیعی و ایجابی آن غافل است؛ آیندهشناسی فرهنگها نیازمند نگاهی انسانشناسانه در بستر رشد تاریخی جوامع است؛ انسان، همچون تمامی حیوانات دیگر، موجودی است خواهشگر؛ تفاوت مبنایی و مهمی که انسان را از حیوان جدا میکند این است که برای تحققِ امیالِ خود با جهازی بهنام عقل مجهز است که به او امکان میدهد برای نیلِ بیشتر و بهتر به مقاصدِ طبیعی خود ابزارسازی کند؛ انسان موجودی است خواهشگر که از دستگاه خِرَدِ خویش برای رسیدن بهتر و بیشتر و آسانتر به این امیال طبیعی (غذا، مسکن، عشق، امنیت، غلبه، غرور) کمک میگیرد؛ بر سرِ راهِ برآوردنِ حاجات طبیعی و اِعمالِ امیال نفسانی موانعی وجود دارد؛ دورانهای تاریخی، سیر جوامع و انواع فرهنگها را براساس نوع این موانع میتوان طبقهبندی کرد.»
حجم
۱۰۲۱٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۵
تعداد صفحهها
۷۳۶ صفحه
حجم
۱۰۲۱٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۵
تعداد صفحهها
۷۳۶ صفحه