معرفی و دانلود کتاب برای من غمگین نشوید + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب برای من غمگین نشویدsubscriptionAvailable

کتاب برای من غمگین نشوید

نوع کتاب
۴.۳ امتیاز(از ۶۷ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب برای من غمگین نشوید

«برای من غمگین نشوید» اشعار چارلز بوکوفسکی (۱۹۹۴-۱۹۲۰)، با ترجمه سینا کمال‌آبادی از شاعر و داستان‌نویس آمریکایی است. در یکی از سروده‌های بوکوفسکی به نام «کفش‌های جِین» می‌خوانیم: کفش‌هایم داخل گنجه شبیه زنبق‌های سفید فراموش شده‌اند. حالا کفش‌هایم تنها مانده‌اند مثل سگ‌هایی که در خیابان‌های دورافتاده پرسه می‌زنند و نامه‌ای به دستم می‌رسد از زنی در بیمارستان می‌گوید: «عشق، عشق» اما جواب نامه‌اش را نمی‌دهم. من از خودم هم سر در نمی‌آورم. برایم عکس‌هایی می‌فرستد که در بیمارستان گرفته است و من شب‌های دیگری را به خاطر می‌آورم که او روبه‌مرگ نبود و کفش‌هایش با پاشنه‌های مثل خنجر داخل گنجه کنار کفش‌های من نشسته بودند. همهٔ آن شب‌های سنگین به ما دروغ می‌گفتند همهٔ آن شب‌ها

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب برای من غمگین نشوید و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاببرای من غمگین نشوید
عنوان انگلیسی‭ Tales of ordinary madness
موضوعشعر جهان
نویسندهچارلز بوکوفسکی
مترجمسینا کمال‌آبادی
انتشاراتکارگاه اتفاق
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۵/۰۹/۱۶
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۲.۸۳ مگابایت
شابک-۹۷۸-۶۰۰-۷۸۲۶-۱۶-۴
تعداد صفحه‌ها۱۲۰ صفحه
قیمت کتاب۲۸۰۰۰ تومان
نسخۀ صوتیخرید کتاب صوتی برای من غمگین نشوید

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

PARNIAN
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۸/۱۲/۲۳

بوکوفسکی عزیز مردم هر چه میخواهند بگویند،بگویند آنقدر خاص و رها مینویسی که آرزو میکنم کاش توی لعنتی بیشتر زنده میماندی تا بیشتر ازت میخواندم... ♡

۲
محمد شریعتی
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۸/۱۱/۱۶

مجموعه کوچکی از اشعار چارلز بوکوفسکی با محوریت مرگ البته نگاه بوکوفسکی به مرگ، نگاهیه که بیان میکنه زندگی فعلی تفاوتی با مرگ و پوچی نداره...! بعضی از اشعارش واقعا قابل تامل بودند...

۵
Sina
۱۴۰۰/۱۱/۱۲

نگاه عمیق این مرد به تاریکی‌های درون آدمی همیشه شگفت‌زده‌م کرده. جالب‌تر اینکه این دید رو نه با کلمات پر طمطراق که با جملات و تصاویر ساده بیان می‌کنه. در دید من ساده بیان کردن بسیار سخت‌تر از پیچیده گفتنه....بیشتر

۰
Mathilda
۱۳۹۸/۰۳/۰۹

رنج و خشم خاصی توی کلامش هس که شاید وقتی بخونید ببینید شما هم از درون حسش میکردید من پسندیدم اکثرش رو. خصوصا "ما، از گونه دایناسورها!".

۳
• امیررضا محسنی •
۱۴۰۰/۰۵/۰۵

کلی آرومم میکنه شعراش و با کلماتش از جایی که هستین جدا میشین و میرین تو اون فضای خاص خود بوکوفسکی که نمیدونم چطوری باید توصیفش کنم.. سوختن در آب و غرق شدن در آتش و خونده بودم و قوی تر...بیشتر

۰
مسیح
۱۳۹۷/۰۷/۰۴

بوکوفسکی رو دوس دارم ، ولی شعرای این مجموعه برام جذابیتی نداشت ، بعضی از شعرای این مجموعه رو هم با ترجمه های وفادارانه تری خونده بودم واسه همین: هیچ در هیچ در هیچ👎

۰
دکتر آرش نوروزی ایران زاد
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۸/۲۳

هر بار که درباره چارلز بوکوفسکی یا نوشته یی از او می خوانم نقاط اشتراک عجیبی بین ما پیدا می شود و امشب هم دیدگاه ها و دغدغه های مشترک مان درباره ژرفای ابعاد مرگ غافلگیر و حیرانم ساخت

۰
ندا ~
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۳/۲۸

چارلز همیشه خسته ی عزیز ؛ ممنون که در اوج تلخ بودن حقایق آن هارا همچون قرص، ب آرامی، همراه با آب نوشته هایت به خوردمان میدهی ... اثر می‌کند!!

۰
مریم!
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۵/۰۵

کتابِ بسیارجذاب ومحشری بود.. قلم نویسنده بسیارساده وروان بود⁦✍️⁩ بسیارزیبابودواین زیبایی درتک تک صفحاتِ کتاب دیده میشد😊 ازخوندنش لذت بردم ووقتی میخوندم ذهن وقلبم آروم میگرفت وبیشترمشتاق میشدم بخونمش..🙂 توصیش میکنم،حتمابخونیدعزیزان..🐸🌷

۰
afsaneh_&_fatemeh
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۴/۲۳

فاطمه نوشت✏ فوق العاده س🍃 هرچقداززیباییش بگم براتون،بازم کم گفتم.. چقدر تامل برانگیز و خوب نوشته شده،چقدر زبانِ حال بعضی انسان هاست و فکر میکنم برای کسایی که علاقه به نوشتن دارن،کتابِ خیلی مفیدی میتونه باشه!)) 💛👀 عاشقِ افسردگی بوکوفسکی ام💋

۰
سگ ولگرد
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۱

خیلی به دلم نشست. احتمالاً فقط یک یا دو ساعت خوندنش طول بکشه. واقعاً زیبا و جالب بود.

۰
یه ocd کارکرده در حد نو
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۹/۰۵

نمیدونم چرا ولی بوکوفسکی این حس رو به من میده که ببین منم مثل خودتم؛ یه روزایی عاصیم، یه روزایی خسته، یه روزایی هم پر از انگیزه و انرژی! خوندن یادداشت و شعرهاش قرار نیست ته دلتون قیلی ویلی ببره یا...بیشتر

۰
Ali Samouti
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۲/۲۲

هبچ کجا همین جاست. زندگی روز مره .. گاهی عینک بوکفسکی دید زیبایی میدهد البته کتاب سراسر سانسور الفاظ است البته بودن این کتاب عنیمته حتما تایم بذارین بخونین یک بار ارزش داره

۰
navid
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۱/۲۴

بسیار خوب

۰
Octopos
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۱/۲۳

میشه با این متن ها زندگی کرد 😍

۰

بریده‌هایی از کتاب

misbeliever
۴۵۷
شاید باور نکنید اما آدم هایی پیدا می شوند که بی هیچ غمی یا اضطرابی زندگی می کنند. خوب می پوشند خوب می‌خورند خوب می‌خوابند از زندگی خانوادگی لذت می برند. گاهی غمگین می شوند ولی خم به ابرو نمی‌آورند و غالباً حالشان خوب است و موقع مردن آسان می‌میرند معمولاً در خواب. شاید باور نکنید اما چنین آدم هایی پیدا می شوند.
misbeliever
۱۷۱
به کشوری که زندان‌هایش پر و دیوانه‌خانه‌هایش تعطیل‌اند به جایی که تودهٔ مردم از احمق‌ها قهرمانان ثروتمند می‌سازند به این‌جا پا گذاشته‌ایم میان این‌ها راه می‌رویم و زندگی می‌کنیم به‌خاطر این‌ها می‌میریم به‌خاطر این‌ها لال می‌شویم اخته می‌شویم غیرمعمولی می‌شویم عاق والدین می‌شویم به‌خاطر این‌ها این‌ها سرمان کلاه گذاشته‌اند از ما سوء استفاده کرده‌اند گند زده‌اند به ما دیوانه و بیمارمان کرده‌اند خشن شده‌ایم این‌ها ما را بی‌عاطفه کرده‌اند.
Raya
۱۰۰
اهمیتی ندارد. کمی عشق یا کمی زندگی چیز چندان بدی نیست آن‌چه اهمیت دارد روی دیوارها منتظر است برای همین متولد شده‌ام متولد شده‌ام که در خیابان‌های بی رفت و آمد گل سرخ بفروشم.
misbeliever
۶۹
همهٔ زندگی به این ناخوشی مبتلا بوده‌ام: همیشه «این همه آدم» در اطرافم بوده است. امروز صورت‌های زیادی دیدم صدها صورت همه‌شان چشم و گوش و لب داشتند و دهان و چانه و پیشانی و حالا چند ساعتی می‌شود که تنها هستم و حالم بهتر شده است. این خوب است اما مشکل هم‌چنان باقی‌ست می‌دانم که دوباره باید بروم بیرون میان آن‌ها.
misbeliever
۶۱
از انتظار از معلق بودن از تنگنا خسته‌ام بگذارید بمب‌ها منفجر شوند شما ملت‌های ترسوی دماغو شما غول‌های بی‌وجدان تمامش کنید! تمامش کنید! تمامش کنید! و به سیاره‌ها و ایستگاه‌های فضایی‌تان فرار کنید و آن‌جا را هم به گند بکشید.
Raya
۶۱
پرنده‌ای آبی در قلب من است که می‌خواهد بزند بیرون اما حواس من جمع است فقط می‌گذارم بعضی شب‌ها که همه خواب‌اند بیرون بیاید می‌گویم من می‌دانم تو آن‌جایی پس غصه نخور! بعد می‌گذارمش سرِ جایش اما آن‌جا کمی آواز می‌خواند به او اجازه نداده‌ام بمیرد و باهم می‌خوابیم با عهد مخفی‌مان و همین برای در آوردن اشک یک مرد کافی‌ست اما من گریه نمی‌کنم شما چطور؟
m.norouzi
۵۷
جایی میان قلب هست که هرگز پر نمی‌شود یک فضای خالی و حتی در بهترین لحظه‌ها و عالی‌ترین زمان‌ها می‌دانیم که هست بیشتر از همیشه می‌دانیم که هست جایی میان قلب هست که هرگز پر نمی‌شود و ما در همان فضا انتظار می‌کشیم و انتظار می‌کشیم.
سگ ولگرد
۵۶
جایی میان قلب هست که هرگز پر نمی‌شود و ما در همان فضا انتظار می‌کشیم و انتظار می‌کشیم.
AmirHossein
۴۰
پرنده‌ای آبی در قلب من است که می‌خواهد بزند بیرون اما به او سخت می‌گیرم می‌گویم همان‌جا بمان نمی‌گذارم کسی تو را ببیند.
سگ ولگرد
۳۷
و تو هم می‌میری، پیرمرد تو و پاهای سفیدت تو و قیافه‌ات، خاک بر سر عیاشت کنند چنان جدی بازی می‌کنی که انگار همه‌چیز را می‌دانی.