معرفی و دانلود کتاب هزارپیشه + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب هزارپیشهsubscriptionAvailable

کتاب هزارپیشه

نوع کتاب
۳.۷(از ۲۷ امتیاز)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب هزارپیشه

در «هزار پیشه» یک ماجرای دیگر از هنری چیناسکی، شخصیت اکثر رمان‌های چارلز بوکوفسکی بخوانید. بوکوفسکی نویسنده‌ای با قلمی وحشی و رک و راست و توانایی بی‌نظیر در توصیف لحظات و جزئیات است که نگاهی متفاوت به همه‌چیز دارد. در «هزارپیشه»، هنری چیناسکی که قبلا در راه‌آهن کار می‌کرده، به دنبال شانسی تازه در زندگی به شهر نیو اورلیِنز می‌رسد. اتاقی در طبقه دوم باری می‌گیرد، شروع به پرسه زدن در شهر می‌کند تا کاری پیدا کند. او پس از مدت‌ها پرسه‌زدن و کارهای ناموفق تصمیم می‌گیرد که به خانه برگردد اما پدرش با او شرط کرده اگر بخواهد در خانه بماند باید پول جا و غذایش را بدهد اما او مدام شغل عوض می‌کند و سرگردان است. داستان در سال‌های آخر جنگ جهانی دوم رخ می‌دهد یعنی زمانی که اکثر هم ‌سن و سالان چیناسکی در جبهه‌اند تا جیب امپریالیسم بزرگ را چاق و چله‌تر کنند اما چیناسکی باوری به این اشتغال ندارد، او دوست دارد نویسنده شود و به این امید داستان‌های کوتاه می‌نویسد و برای مجله‌های مهم ادبی می‌فرستد. او زندگی کولی‌واری دارد و به رسوم رایج امریکایی بها نمی دهد. او منتظر است تا دنیای ادبیات کشفش کند. این شخصیت شاید نمادی از زندگی خود بوکوفسکی است که قهرمان این داستان و سایر داستان‌های او است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب هزارپیشه و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:هزارپیشه
موضوع:رمان، داستان خارجی
نویسنده:چارلز بوکوفسکی
مترجم:علی امیر ریاحی
انتشارات:انتشارات نگاه
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۶/۰۱/۱۱
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۳.۶ مگابایت
تعداد صفحه‌ها:۱۹۹ صفحه
قیمت کتاب:۳۷۰۰۰ تومان
نسخۀ صوتی:خرید کتاب صوتی هزارپیشه

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

دهقان غذاخوار
۱۳۹۸/۰۲/۰۹

یادش بخیر انگار همین دیروز بود منو چارلز (دوست خوبم چارلز بوکوفسکی) باهم این داستانهای اسلامی رو می نوشتیم... [دراعتراض به سانسور بیش از حد]

۳
noir
۱۳۹۸/۰۶/۰۹

نخرید ، سنگین ترید! در اینترنت ترجمه کامل و بدون سانسورش وجود داره.

۰
موش سر آشپز
۱۳۹۸/۰۲/۰۶

ایا این ترجمه هم مثل ترجمه ی ساندویچ ژامبون ، پر از سانسوره ؟ 🤔

۲
امیرحسین
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۰۸/۰۸

خب سلام :) ببینید بوکوفسکی همینه! قلمی رها،وحشی و آزاد داره که دیگه همه میدونن. حقیقتش خب با داستان خاصی روبه رو نیستیم و البته که نباید هم باشیم، بوکوفسکی خسته تر از اونه که بخواد داستان پردازی کنه و...بیشتر

۰
yumi
توصیه نمی‌کنم.
۱۳۹۹/۰۷/۱۰

کتاب فوق العاده س اگه به بوکوفسکی و سبک رعالیسم کثیف مخصوص بهش علاقه داشته باشید . ولی باید نسخه بدون سانسورش رو‌بخونید این کتاب ترجمه شده کلا یه چیز دیگه اس

۰
moony
۱۳۹۸/۱۰/۱۹

از همه‌‌ی کتاب‌های بوکوفسکی کم‌تر دوستش دارم. شاید به خاطر ترجمه‌شه و سانسور. اصل کتاب ر نخوندم که تصمیم بگیرم ولی با کلیت، اون‌قدری که از خودم در برابر بوکوفسکی انتظار داشتم، ارتباط برقرار نکردم.

۰
vahid
۱۳۹۸/۰۲/۰۵

از خوندن این کتاب لذت خواهید برد ،طنز تلخ و فضای یکدست رمان تا پایان همراه شماست

۱
حمیدرضا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۰/۰۳

شخص اول داستان هیچ تعلقی به کسی یا چیزی نداره و یِ‌جورایی آزاده و همین برای ماهایی که اکثرمون پامون ی جا قفله داستان زیباییه. شاید بعضی جاها دست کجی کنه اما در هزار پیشگی‌ش دنبال کار خلاف نمیره.

۰
Bita
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۱۱/۰۷

درمورد خود داستان باید بگم محتوای به‌خصوصی نداره و صرفاً روایتیه از راوی داستان که مرتباً درحال سفر و تغییر شغله و شاید این موضوع براتون کسل‌کننده بشه. اما درکل ارزش یک بار خوندن رو داره بخصوص که قلم بوکوفسکی...بیشتر

۰
AS4438
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۰/۱۱

عالی،طنزی تلخ، باسانسور وغلطاملائی بسیارزیاد،ولی خواندنی.

۰
m.h.4
۱۳۹۸/۰۵/۱۹

اقا کتاب بدون سانسور از کجا باید بگیرم؟

۳
عباس عرب
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۰/۱۶

اونقدر که نویسنده به لحاظ مالی فقیر و غرق در مشروبات الکلی و روابط با زنان بود خوانندگان که خودشان را با چارلز بوکوفسکی مقایسه می کنند احساس می کنند که افراد خوشبختی هستند. به من که این حس را...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

Raya
۵۸
امید تمام چیزی‌ست که آدم احتیاج دارد. فقدان امید است که آدم را دلسرد می‌کند.
.
۲۳
هر روزی که تنها نبودم ضعیفم می‌شدم. به تنهایی‌ام افتخار نمی‌کردم؛ اما بهش وابسته بودم. تاریکی اتاق برای من مثل نور خورشید بود.
شراره
۱۶
امید تمام چیزی‌ست که آدم احتیاج دارد. فقدان امید است که آدم را دلسرد می‌کند.
.
۱۵
کمی همان‌جا تو ایستگاه اتوبوس نشستم اما قیافه‌ی ملت آن‌قدر حالم را بد کرد که چمدانم را برداشتم زدم بیرون و تو ای باران پیاده راه افتادم.
SaNaZ
۱۵
راستش، زندگی به وحشتم می‌انداخت؛ اینکه آدم فقط توانش را پیدا کند که بخورد، بخوابد، و لباس تنش باشد، مجبور است به چه کارهایی تن بدهد. برای همین توی تخت می‌ماندم و می‌نوشیدم. وقتی می‌نوشی هم دنیا کماکان آن بیرون هست، اما لحظه‌ای دست‌هاش را از روی گلویت برمی‌دارد.
Fa
۱۱
من کسی بودم که در انزوا شکوفا می‌شد، بدون آن شبیه کس دیگری بودم که بی‌آب و غذا مانده. هر روزی که تنها نبودم ضعیفم می‌شدم. به تنهایی‌ام افتخار نمی‌کردم؛ اما بهش وابسته بودم.
پویا پانا
۸
دنیا جای آدم‌های قویه، آدم باهاس یه حرومزاده‌ی کله‌شق باشه تا کارش پیش بره
پویا پانا
۵
می‌دونی که من نمی‌تونم آدم‌ها رو تحمل کنم.
پویا پانا
۴
امید تمام چیزی‌ست که آدم احتیاج دارد. فقدان امید است که آدم را دلسرد می‌کند.
پویا پانا
۳
راستش، زندگی به وحشتم می‌انداخت؛ اینکه آدم فقط توانش را پیدا کند که بخورد، بخوابد، و لباس تنش باشد، مجبور است به چه کارهایی تن بدهد. برای همین توی تخت می‌ماندم و می‌نوشیدم. وقتی می‌نوشی هم دنیا کماکان آن بیرون هست، اما لحظه‌ای دست‌هاش را از روی گلویت برمی‌دارد.