وودی آلن در اول دسامبر سال ۱۹۳۵، در نیویورک متولد شد و با نام «آلن استوارت کوینگزبرگ» بزرگ شد و به مدرسه رفت. مادرش، نتی -که از مهاجرین اتریشی بود- کتابدار و پدرش، مارتین، -که از مهاجران روس بود- جواهرساز بود. البته مارتین هیچگاه سر یک کار بند نمیشد. او مدتی به فروشندگی پرداخت، بعد رانندهی تاکسی شد و کمی بعد سر از کافه درآورد. خانوادهی کوینگزبرگ در خانهای در بروکلین نیویورک زندگی و به زبانهای روسی، آلمانی، عبری، ییدیش و البته انگلیسی با یکدیگر صحبت میکردند.
آلن هشت سال از دورهی تحصیلش را در مدارس مذهبی گذراند و سپس یک سال به دبیرستان عمومی ۹۹ -که امروزه نامش به «آیزاک آسیموف» تغییر پیدا کرده است- رفت و سالهای آخر دوران متوسطه را در دبیرستان «میدوود» گذراند و در سال ۱۹۵۳ از آنجا دیپلم گرفت. یکی از تفریحات وودی آلن در طول دورهی دبیرستان، سرگرم کردن دیگران با اجرای شعبدهبازی و استندآپ کمدی بود که اغلب نیز با استقبال هممدرسهایهایش مواجه میشد.
ورود آلن به سطح بالای حرفهی نویسندگی خیلی زود راه یافت. او کار را با نوشتن برای یک نمایش محبوب تلویزیونی شروع کرد که نهتنها با استقبال بینندگان مواجه شد، بلکه تحسین منتقدان را نیز برانگیخت و نام او را در میان کاندیداهای دریافت جایزهی «امی» آن سال وارد کرد. با این حال و بهرغم شروع موفقیتآمیز، آلن خیلی زود از این کار خسته شد و تصمیم گرفت خودش نوشتههایش را اجرا کرده و استندآپکمدی را در بالاترین رده امتحان کند. نتیجهی کار باز هم رضایتبخش بود و اجراهای او در بین نیویورکیها از محبوبیت بالایی برخوردار شد.
در بازگشت به عرصهی نویسندگی، نخستین فیلمنامهی آلن با نام «تازه چه خبر پوسیکت؟» نامزدی جایزهی بهترین نویسندهی فیلمنامهی کمدی را، از سوی انجمن نویسندگان آمریکا برای او به همراه داشت. پس از نویسندگی، آلن با کارگردانی فیلم«چه خبر، تایگر لیلی؟» به وادی فیلمسازی قدم گذاشت؛ هرچند این فیلم در اصل یک فیلم ژاپنی بود که وودی آلن فقط با گفتار خندهآوری آن را دوبله کرد. در واقع نخستین حضور او در جایگاه کارگردان به معنای رایج در فیلم «پول را بردار و فرار کن» رقم خورد. آلن همانقدر که نویسندگی و کارگردانی را دوست داشت، به بازیگری هم بینظر نبود و در بسیاری از آثار خودش و دیگر کارگردانان بازی کرد.
وودی آلن یکی از نقاط عطف کارنامهی حرفهای خود را در سال ۱۹۷۷ ساخت. «آنی هال» با بازی او و «دایان کیتون» توانست چهار جایزهی بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامهی غیراقتباسی و بهترین بازیگر زن را در پنجاهمین دورهی اسکار از آن خود کند. پس از این فیلم، آلن فیلم «منهتن» را ساخت که به گفتهی خود او در واقع ادای دینی بود به زادگاهش.
طی ده سال بعد، آلن فراز و فرودهای بسیاری را تجربه کرد تا اینکه در سال ۱۹۸۶ برای فیلمنامهی فیلم «هانا و خواهرانش» دومین جایزهی اسکار خود را کسب کرد.
وودی آلن علاوه بر فعالیتش در سینما، نوشتههای بسیاری نیز از خود به جا گذاشته است که برخی از آنها مقالات و نمایشنامههای چاپشدهی او در نشریات مختلف هستند. از جمله آثار ترجمهشدهی وودی آلن به زبان فارسی میتوان به کتابهای «مرگ در میزند»، «هرج و مرج محض»، «مُتل ماه عسل»، «مرگ/ خدا» و «دفاع از دیوانگی» اشاره کرد.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
🔥🔥🔥جملاتی از وودی آلن; " Woody Allen " ⚡- بیشتر کسانی که با طنز صحبت می کنند، با احساس تر و غمگین ترند. ⚡- اگر می خواهی دروغی نشنوی، اصراری برای شنیدن حقیقت نداشته باش. ⚡- برای شناخت آدم ها کافیست فقط یک...بیشتر
دیالوگ های بین مرگ و نات تو نمایش نامه ی اول یعنی "مرگ در میزند" خیلی خنده دار و بامزه بود 😄
متاسفانه ترجمه بسیار بسیار آزادی از این مجموع داستان شده که بعضا اشتباه هم هست. واقعا جای تاسف داره
خیلی خوب بود.کلا طنز و خلاقیت جالبی تو روایت هاش داره.البته من چاپی و از نشر چشمه خوندمش
خیلی زیاد با ساختار کتاب غریبه بودم. داستان و نمایشنامه همزمان باعث شد گیج بشم. دو نمایشنامه کتاب رو فهمیدم و تونستم ارتباط برقرار کنم ولی با داستانها اصلا ارتباط نگرفتم. در کل همواره بعد از دیدن / خواندن آثار وودی...بیشتر
اولش که شروع ب خوندن میکنی به نظر جذاب میاد ولی یهو اصن منحرف میشه به جاهایی که اصلا ربط یه داستان اصلی نداره
۱۵. طنز نویسنده ممکنه برای خیلی ها خسته کننده و حوصله سربر باشه، اما مطمئنم حداقل یکی از نوشته ها جذابتون میکنه.
هجو بسیار خلاقانه ای بر فیلم مهره هفتم. وودی آلن کارشو خوب بلده
خیلی فضای عجیب غریبو باحالی داشت! “سطحیترین انسان” مفهوم فلسفیِ جالبی داشت. دو تا داستان آخرشم شبیه خوابای عجقوجقیه که میبینیم😂
من قسمت نمایشنامه هاش رو بیشتر پسندیدم،البته داستان "سطحی ترین انسان" هم خیلی خوب بود.
شبیه یکی از بازیگرای ایرانیه😁😂
از داستان اول خیلی لذت بردم!
مرگ هرکس شبیه خودشه
این کتاب ترکیبی از چند نمایشنامه و چند داستان/نوشتهی کوتاه از وودی آلن هست. تفاوت ژانر و فضاسازی هر یک از بخشهای این کتاب با هم خیلی جالبه و طنز ظریفی که در متن به کار رفته کاملا رد پای...بیشتر
ترجمه ضعیف