
کتاب آشر باوم چه مرگشه؟
معرفی کتاب آشر باوم چه مرگشه؟
کتاب آشر باوم چه مرگشه؟ نوشتهی وودی آلن با ترجمهی هنگامه ناهید روایتی بلند، پرگفتوگو و سرشار از شوخیهای تلخ دربارهی یک نویسندهی میانسال است که در میانهی بحرانهای شغلی، خانوادگی و وجودی گیر افتاده است. نشر شورآفرین آن را منتشر کرده است و متن، همان امضای آشنای آلن را دارد: ترکیبی از وسواس فکری، اضطراب، طنز سیاه و خردهداستانهای پرجزئیات دربارهی نیویورک، هنر، مرگ، عشق و شکست. در مرکز روایت، آشر باوم قرار دارد؛ رماننویس و نمایشنامهنویسی که هم از خودش میترسد هم از جهان، هم از مرگ میهراسد هم از بیمعنایی زندگی. او مدام با خودش حرف میزند، با خودش جروبحث میکند و در همین گفتوگوهای درونی، گذشتهی خانوادگی، ازدواجهای شکستخورده، رابطهی پرتنش با همسر فعلیاش کانی و حسادتش به پسرخواندهی موفق و جوان کانی، یعنی تِین، لایهبهلایه باز میشود. این کتاب در قالب رمانی پرشخصیت و پرپرش به گذشته و حال، از خانهی روستایی در برکشایر تا خیابانهای نیویورک، از خاطرات پدربزرگ بازیگر در برلین تا جلسات کارگزار ادبی در منهتن، مدام بین موقعیتهای کمیک و اضطرابهای عمیق نوسان دارد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب آشر باوم چه مرگشه؟
کتاب آشر باوم چه مرگشه؟ با تمرکز بر شخصیت آشر، نویسندهی پنجاهویکسالهای که تازه شروع کرده با خودش با صدای بلند حرف بزند، جهانی را ترسیم میکند که در آن طنز و وحشت، فلسفه و روزمرگی، درهم تنیدهاند. وودی آلن در این کتاب، آشر را در نقطهای نشان میدهد که هم از نظر حرفهای در سراشیبی است و هم از نظر عاطفی در بنبست. رمان از همان صفحات اول، با قدمزدنهای آشر دور تالاب، گفتوگوهای درونیاش دربارهی معنای زندگی، شکستهای ادبی، نقدهای بد، خودبیمارانگاری و ترس از پیری آغاز میشود و بهتدریج شبکهای از روابط خانوادگی و عاطفی را رو میکند: ازدواج اول با نینا و ماجرای عاشقشدن به خواهر دوقلوی او، اَن؛ ازدواج دوم با تایلر که او را برای یک نوازندهی درامز رها کرده؛ و ازدواج سوم با کانی، زنی زیبا، ثروتمند و شیفتهی هنرمندان که حالا از او ناامید شده است. در کنار اینها، گذشتهی خانوادگی آشر هم باز میشود: پدربزرگ بازیگر تئاتر در برلین که با هشدار گوبلز از آلمان فرار میکند، پدر فراماسون و بدبینش یعقوب، مادر تلخکام، و برادرش جاش که برعکس آشر، بیپروا، ماجراجو و موفق است. رمان در چندین فصل بلند و مفصل، مدام بین زمانها و مکانها جابهجا میشود و در هر بخش، هم یک تکه از زندگی آشر را رو میکند هم یک تکه از جهانبینی او را. کتاب آشر باوم چه مرگشه؟ در ادامهی این خط، در فصلها و بخشهای بعدی، روی تنشهای خانهی روستایی برکشایر و تضاد آشر با کانی و تِین مکث میکند: حسادت آشر به موفقیت ادبی تِین که اولین رمانش فروش بالایی داشته و نامزد جایزهی ملی کتاب شده، در برابر رمانها و نمایشنامههای «سنگین و ملالآور و موعظهگر» آشر؛ بدگمانی او به رابطهی کانی با برادرش جاش و طراح صحنهی مشهور، دیمین بس؛ و احساس تحقیرشدن در مهمانیها و مصاحبههایی که محورشان تِین است. در کنار این خط اصلی، رمان به اپیزودهایی مثل سفر آشر به نیویورک برای دیدن برادر و کارگزارش، بحث عجیب او با جاش دربارهی نبش قبر پدر برای پوشاندن پیشبند پوست برهی فراماسونی، خاطرات آشنایی با کانی در مهمانی شب سال نو، و روایت مفصل از کودکی و جوانی آشر و جاش در بروکلین میپردازد. ساختار کتاب بر پایهی فصلهای طولانی و پرگفتوگو است که در آنها مونولوگهای درونی آشر، دیالوگهای تند خانوادگی، و خردهروایتهای تاریخی و فرهنگی، پشتسرهم میآیند و تصویری از ذهنی آشفته، خندان و درعینحال هراسان میسازند.
خلاصه داستان آشر باوم چه مرگشه؟
در آشر باوم چه مرگشه؟ محور اصلی، ذهن آشر است؛ ذهنی که مدام در حال گفتوگو با خودش است و از دل همین گفتوگوها، هم داستان زندگیاش بیرون میآید هم دغدغهی اصلی کتاب: تلاش برای یافتن معنا در جهانی که بهنظرش بیرحم، پوچ و بیتفاوت است. آشر خود را نویسندهای میبیند که میخواهد «نظم بدهد به آشوب» و با ادبیات، با وضعیت انسانی بجنگد؛ اما نتیجهی کارش رمانها و نمایشنامههایی است که منتقدان آنها را «سنگین، ملالآور و موعظهگر» میخوانند و خوانندگان چندانی هم ندارند. در مقابل، تِین، پسر کانی، با رمانی به نام قلب تراشخورده، هم فروش بالا دارد هم تحسین منتقدان را. این تضاد، حسادت و تحقیر را در آشر تشدید میکند و او را بیشتر به سمت گفتوگوهای درونی و بدگمانی نسبت به اطرافیانش میبرد. کتاب آشر باوم چه مرگشه؟ در لایهی دیگر، بهجای یک خط داستانی ساده، شبکهای از خاطرات و موقعیتها را کنار هم میچیند تا نشان دهد آشر چگونه به این نقطه رسیده است: از کودکی در خانوادهای یهودی در بروکلین، با پدری فراماسون و بدبین و مادری تلخکام؛ از پدربزرگی که از برلین نازی فرار میکند و در نیویورک دستآخر خودکشی میکند؛ از نوجوانی پر از ترس از مرگ، علاقه به میکروسکوپ و تلسکوپ و ناتوانی در تحمل خون و عظمت کیهان؛ تا جوانیای که در آن با نینا آشنا میشود، با او ازدواج میکند و بعد عاشق خواهر دوقلویش اَن میشود و هر دو رابطه را از دست میدهد. سپس ازدواج دوم با تایلر و ترکشدن برای یک نوازندهی راک، و در نهایت آشنایی با کانی، زنی ثروتمند و شیفتهی هنرمندان، که در ابتدا او را نابغهای بالقوه میبیند و بعد بهتدریج درمییابد با نویسندهای «متوسطِ پرکار» طرف است. در زمان حال رمان، آشر در خانهی روستایی کانی، از روستا و تاریکی و سکوت میترسد، از ستارهها و سیاهچالهها وحشت میکند، به کانی و تِین و جاش بدگمان است، با خودش دربارهی مرگ، خدا، عدالت، ادبیات و اخلاق بحث میکند و در عین حال درگیر مسائل عملیتری مثل دیدار با کارگزارش و بحث عجیب با برادرش دربارهی نبش قبر پدر برای عملکردن به وصیت فراماسونی او است. کتاب در مجموع، پرترهای از انسانی است که میان میل به عظمت، ترس از نیستی، حسادت، گناه، عشقهای ناکام و شکست حرفهای، گیر کرده و تنها همصحبت واقعیاش، خودِ اوست.
چرا باید کتاب آشر باوم چه مرگشه؟ را بخوانیم؟
آشر باوم چه مرگشه؟ از زاویهی دید یک نویسندهی وسواسی و مضطرب، ترکیبی از طنز، فلسفهی روزمره و اعترافات شخصی را کنار هم میگذارد و همین ترکیب، آن کتاب را برای خوانندهای که به شخصیتمحوری و مونولوگهای درونی علاقه دارد، جذاب میکند. رمان، فقط داستان حسادت یک نویسندهی میانسال به نسل جوانتر نیست؛ بلکه بهطور موازی، تاریخچهی یک خانوادهی یهودی، مهاجرت از برلین به نیویورک، تجربهی جنگ، فراماسونری، بحران ایمان، و شکلگیری یک ذهن بدبین و درعینحال عاشق ادبیات را روایت کرده است. خواندن این کتاب فرصتی است برای دیدن اینکه وودی آلن چگونه اضطرابهای آشنا: ترس از مرگ، ترس از شکست، ترس از بیمعنایی، و حس گناه را در قالب موقعیتهای کمیک و گفتوگوهای تند خانوادگی میریزد. در خلال بحثهای آشر با خودش و دیگران، پرسشهایی دربارهی نقش ادبیات، نسبت سرگرمی و «جدیت»، رابطهی والد و فرزند، و فاصلهی میان رؤیای هنرمند و واقعیت بازار کتاب طرح شده است. همچنین برای کسانی که به نیویورک، فضای روشنفکری، و ارجاعهای فرهنگی (از داستایوفسکی و کافکا تا فیلمهای کلاسیک و موسیقی برادوی) علاقه دارند، این رمان پر از اشارهها و صحنههای آشناست. در سطح عاطفی، کتاب تجربهی فرسودهشدن یک رابطهی عاشقانه، فاصلهگرفتن دو نفر که زمانی حامی هم بودهاند، و تبدیلشدن تحسین به سرخوردگی را با جزئیات نشان داده است؛ از همان لحظههای اول آشنایی آشر و کانی در مهمانی شب سال نو تا سالهایی که کانی دیگر فقط به تِین افتخار میکند. این نگاه ریزبین به روابط، همراه با شوخیهای گزنده و خودافشاگر، باعث میشود رمان هم خندهدار باشد هم تلخ، و برای خوانندهای که به شخصیتهای خاکستری و پیچیده علاقه دارد، تجربهای قابلتأمل بسازد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن آشر باوم چه مرگشه؟ به کسانی پیشنهاد میشود که به رمانهای شخصیتمحور، گفتوگوهای طولانی، طنز تلخ و فضای روشنفکری نیویورک علاقه دارند. همچنین به خوانندگانی که دغدغههایی مثل ترس از مرگ، بحران میانسالی، حسادت حرفهای، و پرسش از معنای زندگی برایشان آشناست، و به کسانی که آثار وودی آلن یا متون پرارجاع به ادبیات، سینما و فلسفه را دوست دارند.
بخشی از کتاب آشر باوم چه مرگشه؟
«باوم میخواست در نوشتههایش نظم بدهد به آشوب و حقیقت تراژیکی که به نظر میرسید هر طلوع انسان را تیره میکند. او مدتها بود با نگاه آدن که میگفت «حتی در دلِ شادیها نیز پژواک توفان از دور میرسد»، سر جنگ افتاده بود. باوم باور داشت که بهترین راه برای جنگیدن با وضعیت انسانی در کسوت یک رماننویس، نگارش ادبیات تأثیرگذار است. او معتقد بود که مکتوبات باید فوقالعاده باشند، چرا که گسترهٔ شب بیکران است و دشمن پر زِ مکر و فریب. او از همان ابتدا دانست که نمیتواند در این نبرد تنها در کسوت یک خبرنگار بجنگد؛ با گزارشکردن فراز و فرودهای پیشپاافتادهٔ واقعیت. حس میکرد که داستاننویسی از خود واقعیت واقعیتر است؛ تواناتر در نزدیکشدن به روح و رسیدن به حقیقتِ اینکه واقعاً چه خبر است. «محض رضای خدا، اینجا چه کسی مسئوله؟» او میخواست کتابهایش تأثیرگذار باشند، زاویهٔ دید مردم را تغییر دهند و برای رسیدن به این هدف باید همهچیز را درست و درمان مینوشت. نمیخواست همچون قربانیای بینامونشان به سوی ابدیت رهسپار شود، بیآنکه دستکم چند جلد کتاب به جا نگذاشته باشد که مسیر را برای دیگران هموارتر کند. مصمم بود که روی سنگ قبرش چنین جملهای نوشته نشود: «اینجا آشر باوم آرمیده است... خب که چی؟» او دیگر نمیتوانست با همسرش حرف بزند؛ دستکم نه دربارهٔ آن چیزهایی که برایش بیش از همه اهمیت داشت. میان او و کانی دشمنی زیادی بود، خشم فراوان، سرخوردگی بیاندازه. با خودش فکر کرد «دیگه تحمل نداره غرولندهای من رو بشنوه». آن چهارده سالی که با قرارهای شام و دستهگل آغاز شد، در اثر ذرهذره شکستن شیشهٔ عمر رویاها و جملههایی که گفته شد و دیگر هم نمیشد پسشان گرفت، بدل شد به تودهای بحرانی؛ آمادهٔ انفجار.»
حجم
۱۸۹٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۰۰ صفحه
حجم
۱۸۹٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۰۰ صفحه