کتاب پروانه های سیاه پریسیلا موریس + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب پروانه های سیاه

کتاب پروانه های سیاه

انتشارات:نشر بیدگل
دسته‌بندی:
امتیاز
۲.۷از ۶ رأیخواندن نظرات

معرفی کتاب پروانه های سیاه

کتاب پروانه های سیاه (Black butterflies) نوشته پریسیلا موریس و ترجمه مزدک بلوری، روایتی داستانی از زندگی در دل بحران و جنگ است. این رمان از انگلستان با محوریت شخصیت زورا، نقاشی سرشناس در یوگسلاوی به سال اول محاصره‌ی سارایوو (بوسنی و هرزه‌گوین) در ۱۹۹۲ میلادی می‌پردازد و تجربه‌ی فردی و جمعی مردم این شهر را در مواجهه با فروپاشی، ناامنی و دگرگونی‌های اجتماعی به تصویر می‌کشد. نویسنده با نگاهی دقیق و جزئی‌نگرانه، فضای شهری و روابط خانوادگی و اجتماعی و تأثیرات جنگ را بر زندگی روزمره‌ی شخصیت‌ها بازتاب داده است. نشر بیدگل این کتاب را در سال ۱۴۰۴ منتشر کرده است. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب پروانه های سیاه اثر پریسیلا موریس

کتاب پروانه‌های سیاه، نخستین رمان منتشرشده به قلم پریسیلا موریس و داستانی از انگلستان است که در بستر تاریخی و اجتماعی محاصره‌ی سارایوو (بوسنی و هرزه‌گوین) شکل گرفته است. این رمان با تمرکز بر زندگی زورا، نقاش و استاد دانشگاه، به روایت روزهای آغازین جنگ بوسنی و تأثیرات آن بر زندگی فردی و جمعی می‌پردازد. نویسنده با توصیف‌های زنده و ملموس از شهر سارایوو، فضایی را خلق کرده که همزمان هم آشنا و هم غریب است؛ شهری که در آن پل‌ها، خیابان‌ها و خانه‌ها به نمادهایی از پیوند، جدایی و مقاومت تبدیل شده‌اند. ساختار کتاب بر پایه‌ی روایت خطی و جزئی‌نگرانه است و با پرداختن به روابط خانوادگی، همسایگی و دوستی، تصویری چندلایه از جامعه‌ای در حال فروپاشی ارائه می‌دهد. نویسنده‌ی این اثر علاوه‌بر نمایش خشونت و ناامنی، به نقش هنر و امید در تداوم زندگی و مقاومت در برابر شرایط دشوار پرداخته است.

خلاصه داستان پروانه های سیاه

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند!

رمان با زورا، نقاشی ۵۵ساله آغاز می‌شود که در میانه‌ی مسئولیت‌های خانوادگی و شغلی، احساس سردرگمی و فرسودگی می‌کند. او با شدت‌گرفتن بحران سیاسی و اجتماعی در سارایوو (بوسنی و هرزه‌گوین) ناچار می‌شود مادر بیمار خود را به خانه‌اش بیاورد. همسرش همراه مادر به انگلستان می‌رود تا نزد دخترشان بمانند. زورا برای مدتی کوتاه فرصت می‌یابد به نقاشی و زندگی شخصی‌اش بپردازد، اما با شروع جنگ و محاصره‌ی شهر، این آرامش به‌سرعت جای خود را به اضطراب و ناامنی می‌دهد. زورا با مشکلاتی چون تصرف خانه‌ی مادرش توسط غریبه‌ها، کمبود مواد غذایی، قطع آب و برق و تهدید دائمی گلوله‌باران و تک‌تیراندازها روبه‌رو می‌شود. روابط همسایگی و دوستی‌ها در این شرایط بحرانی معنای تازه‌ای پیدا می‌کند. همدلی، ترس، شوخی‌های تلخ و تلاش برای حفظ عادی‌ترین جنبه‌های زندگی، بخشی از روزمرگی شخصیت‌ها می‌شود. زورا با پناه‌بردن به هنر و تدریس می‌کوشد روحیه‌ی خود و اطرافیانش را حفظ کند و در برابر فروپاشی اجتماعی و روانی مقاومت نشان دهد. رمان همزمان با پیشروی جنگ به‌تدریج فضای شهر را تیره‌تر و ناامن‌تر ترسیم می‌کند و زورا را در موقعیتی قرار می‌دهد که باید میان ماندن و رفتن، وفاداری به خانه و خانواده و تلاش برای بقا تصمیم بگیرد.

چرا باید کتاب پروانه های سیاه را بخوانیم؟

رمان پروانه‌های سیاه از انگلستان تجربه‌ی زندگی در دل بحران و جنگ را از زاویه‌ای شخصی و هنری به تصویر کشیده است. این کتاب نه‌تنها به وقایع تاریخی و اجتماعی می‌پردازد، بلکه با تمرکز بر جزئیات روزمره، احساسات و دغدغه‌های شخصیت‌ها، تصویری زنده و چندوجهی از مقاومت، امید و آسیب‌پذیری انسان‌ها ارائه می‌دهد. توصیف‌ها از فضای شهری، روابط خانوادگی و همسایگی و نقش هنر در تداوم زندگی، از ویژگی‌های شاخص این رمان است. خواندن این کتاب فرصتی است برای درک عمیق‌تر تأثیرات جنگ بر زندگی فردی و جمعی و شناخت قدرت هنر و همبستگی در شرایط دشوار.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن کتاب پروانه‌های سیاه به علاقه‌مندان رمان با درون‌مایه‌ی اجتماعی، تاریخ معاصر، داستان‌هایی از انگلستان پیرامون جنگ و آثاری با محوریت زنان و هنر پیشنهاد می‌شود. همچنین این کتاب برای کسانی که دغدغه‌ی شناخت تأثیرات بحران بر زندگی روزمره و روابط انسانی دارند، انتخاب مناسبی است.

درباره پریسیلا موریس

پریسیلا موریس (Priscilla Morris) نویسنده و مدرس بریتانیایی، با رمان نخست خود، پروانه‌های سیاه شناخته می‌شود که در جریان محاصره‌ی سارایوو در دهه‌ی ۱۹۹۰ میلادی روایت می‌شود و الهام‌گرفته از تجربیات شخصی و خانوادگی او بوده است. مادر او اهل سارایوو و پدرش اهل انگلستان بوده و او دوران کودکی خود را در لندن گذرانده و تابستان‌ها را در سارایوو سپری کرده است. خانواده‌ی موریس در جریان جنگ بوسنی در سال ۱۹۹۳ با خطرات فراوان مواجه شد. پدرش موفق شد با استفاده از کارت مطبوعاتی، پدربزرگ و مادربزرگش را از محاصره نجات دهد. موریس تحصیلات دانشگاهی خود را در دانشگاه کمبریج در رشته‌های اسپانیایی، ایتالیایی و انسان‌شناسی اجتماعی آغاز کرد و پس از تدریس انگلیسی در بارسلونا و ریو دو ژانیرو، مدرک کارشناسی‌ارشد و دکترای خلاقیت نوشتاری را از دانشگاه ایست آنجلیا دریافت کرد. او سپس در کالج دانشگاهی دوبلین به تدریس نوشتن خلاقانه مشغول شده و بین ایرلند و کاتالونیا زندگی کرده است. رمان پروانه‌های سیاه به قلم او علاوه‌بر قرارگیری در فهرست جایزه‌ی زنان، جایزه‌ی Ondaatje و جایزه‌ی بهترین رمان نخست Authors’ Club را به خود اختصاص داده و به زبان‌های بوسنیایی، ایتالیایی، هلندی، اسلوونیایی، کاتالانی، اسپانیایی، فرانسوی، عربی و پارسی برگردانده شده است. الهام اولیه‌ی این رمان، داستان عموی بزرگ این نویسنده، نقاش منظره بوسنیایی دُبریوِه بلیجکاشیچ بوده که در طول جنگْ استودیوی خود را از دست داد.

این کتاب یا نویسنده چه جوایز و افتخاراتی کسب کرده است؟

رمان پروانه‌های سیاه در ۲۰ مارس ۲۰۲۳ برای دریافت جایزه‌ی اُنداچی از انجمن سلطنتی ادبیات (RSL) و جایزه‌ی بهترین رمان نخست انجمن نویسندگان (Authors' Club Best First Novel Award) نامزد شد. پریسیلا موریس در سال ۲۰۲۵ میلادی برای نگارش این رمان، به‌عنوان نفر دوم جایزه‌ی صلح ادبی دیتون در بخش داستان شناخته شد.

نظر افراد یا مجله‌های مشهور درباره این کتاب چیست؟

- نویسنده‌ی ساندی تایمز نوشته این کتاب مانند روایت مستقیمِ تجربه‌ی یک زن است و کاملاً اصیل به نظر می‌رسد.

- بِئا ستِتون از نیویورک تایمز معتقد است که رمان پروانه‌های سیاه استدلال کرده هنر در زمان جنگ ضروری است. این اثر از دل رنج، زیبایی و امید بیرون می‌کشد و دارای ادبیاتی است که وحشت و خشونت را به نیرویی زندگی‌بخش تبدیل می‌کند.

- راچل جویس از طرف داوران جایزه‌ی زنان (گاردین) باور دارد که این کتابْ نامه‌ای شاعرانه، دلخراش و به‌موقع به سارایووی ویران‌شده از جنگ است که در آن، لحظاتی از خشونت شوکه‌کننده در کنار صحنه‌هایی از زیبایی و تاب‌آوری غیرمنتظره قرار گرفته است. کتاب حاضر با ظرافتی بی‌نظیر ساخته شده و پر از تنش است؛ طوری که نمی‌توانیم از ورق‌زدن صفحات آن دست بکشیم.

بخشی از کتاب پروانه های سیاه

«زورا معمولا در این ساعات آرام پیش از سپیده‌دم کنار مرصاد دراز کشیده. در این ساعت‌ها خبری از صدای گلوله و غرش انفجارها نیست و پهلوبه‌پهلوی هم فقط صدای شکم‌های خالی‌شان به گوش می‌رسد که مثل ساعت تیک‌تیک می‌کنند. ولی حالا مرصاد رفته. انگار خلئی او را بلعیده. آپارتمان زورا همچون گوری سرد و تاریک است.

پیش از آن زورا با حالتی جنون‌آمیز چمدانش را بسته بود. وسایلش را می‌قاپید و آنها را توی چمدان مشکی کهنه‌اش می‌چپاند. لباس‌های کثیف، قوطی‌های کبریت، ورق‌های تاخوردهٔ روزنامه. یک دستهٔ قطور نامه. به‌علاوهٔ چند ردیف از شمع‌های سفید کلیسا، هرچند بعید است جایی که می‌خواهد برود به آنها نیاز داشته باشد.

صدای شرق‌شرق کیسه‌زباله‌ها که به قاب پنجره می‌خورند توجه زورا را جلب می‌کند. او را به یاد صدای تلنگر زدن شاخه‌های درخت بلوطِ حیاط خانهٔ دخترش به پنجرهٔ اتاق‌خواب می‌اندازد.

با تن خشک و کوفته بلند می‌شود می‌ایستد، نفسی فرومی‌دهد و راه می‌افتد سمت آن‌طرف اتاق. قندیل‌هایی به بزرگی دست یک انسان از لبهٔ پنجره آویزان شده و آمده‌اند توی اتاق و برف روی پارکت کف اتاق جمع شده. می‌خواهد ببیند می‌تواند کیسه زباله‌ای را که از میخ روی دیوار جدا شده دوباره به آن ببندد. باید جلوی سرما را بگیرد.»

نظرات کاربران

Hepatitis G
۱۴۰۴/۱۰/۱۲

داستان این کتاب در بستر حوادث تاریخی واقعی شکل گرفته است. پریسیلا موریس، نویسندۀ کتاب می‌گوید برای شخصیت اول داستان، از زندگی عموی مادرش دوبریوُیای بِلیِرکاشیچ نقاش منظره اهل سارایوو الهام گرفته، کسی که از دید او مظهر پیروزی هنر

- بیشتر

بریده‌هایی از کتاب

زورا احساس می‌کند از خاطره‌هایش تهی شده. احساس می‌کند همهٔ چیزهای اطرافش کیلومترها دورتر اتفاق می‌افتند. دیگر نامه نمی‌نویسد. دیگر هیچ‌چیزی نیست که جلوی فروپاشی او را بگیرد.
Hepatitis G
لنکا دستش را سایه‌بان چشمش می‌کند و نگاهی به تپه‌های آن بالا می‌اندازد و می‌گوید: «مردم می‌گن دخترهای صرب با بیکینی روی تانک‌ها حموم آفتاب می‌گیرن و در همون حال مردهاشون ما رو هدف قرار می‌دن. کل قضیه واسه‌شون مثل یه بازیه. راجع به “مسافرهای آخرهفته” چیزی شنیدی؟ صرب‌ها و مونته‌نگرویی‌هایی که روز جمعه بعد از کار هفتگی‌شون سوار اتوبوس می‌شن و می‌آن اینجا که واسه تفریح ما رو گلوله‌بارون کنن.»
Hepatitis G
«بعضی از آدم‌ها دنبال جنگن.» «توی سارایوو نه. هیشکی اینجا به ملیت آدم‌ها اهمیتی نمی‌ده، خودت بهتر می‌دونی. همهٔ اهالی سارایوو توی خونواده‌هایی با پیشینه و مذاهب مختلف به دنیا اومدن، یا با آدم‌هایی از اقوام و مذاهب دیگه ازدواج کرده‌ن...» «همه نه.» «آپارتمانمون چی می‌شه؟ و آپارتمان مامان؟ همه‌چی رو غارت می‌کنن. فعلا  اینجا هرج‌ومرج حاکمه. قانون یا نظمی وجود نداره.» «دقیقاً به همین دلیله که ازت می‌خوایم اونجا رو ترک کنی.»
Hepatitis G
خانوادهٔ زورا، از هر دو طرف پدری و مادری، قرن‌ها در سارایوو زندگی کرده‌اند. موقعی که زورا بزرگ می‌شد اصلا از قومیت هم‌کلاسی‌هایش اطلاعی نداشت و خوشحال بود که سه عید مذهبی را جشن می‌گیرند، که با احتساب عید فصح یهودیان می‌شد چهارتا. هیچ‌یک از آدم‌های هم‌نسل زورا یا نسل‌های بعد از او آن‌قدرها مذهبی نبودند.
Hepatitis G
این بسته‌های کمک‌های انسان‌دوستانه هم موهبت‌اند هم مایهٔ خنده. به آنها غذا می‌دهند، بله، اما زورا توی بسته‌هایش کنسروهایی پیدا کرده که متعلق به دوران جنگ ویتنام‌اند. ساندویچ‌های گوشت خوک هم که لای ورق فویل پیچیده شده‌اند نشان می‌دهد پشت برنامهٔ غذا دادن به شهری که حالا بیشتر از نصف جمعیتش مسلمان‌اند فکر و تدبیر چندانی نبوده.
Hepatitis G
امروز خیلی پکر بودم. اینجا حالا یک طبقهٔ اجتماعی جدید داریم: صرب‌های خوب، یعنی صرب‌هایی که ناسیونالیست نیستند و نمی‌خواهند کشور را تقسیم کنند و دست به پاک‌سازی قومی بزنند. من دائما باید به مردم اطمینان خاطر بدهم که من یک صرب خوب هستم. این وضعیت دارد دیوانه‌ام می‌کند.
Hepatitis G
زوج صرب سالخورده‌ای که صاحب این آپارتمان بودند در آوریل فرار کردند و یک ماه بعد یک خانوادهٔ پناهجوی مسلمان، که همه زن بودند و اهل یکی از روستاهای کوهستانی شرق بوسنی، به آنجا نقل‌مکان کردند. آنها از شهر می‌ترسیدند و نمی‌دانستند چطور از عرض خیابان‌ها بگذرند. زندگی‌کردن در آن ارتفاع بالا به‌نظرشان غیرطبیعی می‌آمد و بیشتر اوقات داشتند باهم در راه‌پلهٔ طبقات پایین بگومگو می‌کردند. بعد در ابتدای ماه اوت، کل این خانوادهٔ پرجمعیت‌ـ‌ـ‌ـ‌عمه‌ها، مادربزرگ‌ها، خواهرها و دخترعمه‌هاـ‌ـ‌ـ‌یک‌شبه ناپدید شدند و آپارتمان دوباره به همان جای متروکه‌ای تبدیل شد که صداها در آن می‌پیچید.
Hepatitis G
«وحشتناک بود، زورا. هیچ‌وقت همچین حرارتی ندیده بودم. آشنا و غریبه، پیر و جوون، همه‌مون خودمون رو رسوندیم به داخل ساختمون که داشت می‌سوخت و سعی کردیم تا می‌تونیم کتاب‌های بیشتری رو نجات بدیم. بی‌اینکه فکر کنیم دست‌به‌کار شدیم. هیچ‌وقت همچین چیزی شنیده بودی؟ یه زنجیرهٔ انسانی برای نجات دادن کتاب‌ها. یه لحظهٔ متحد شدن و مقاومت کردن. ولی چه فایده؟ می‌گن تقریباً دو میلیون سند اونجا توی آتیش سوخته. نسخه‌های چاپ اول، نسخه‌های خطی کمیاب، سندهای زمین‌ها، آرشیو روزنامه‌ها. میراث ملی‌مون یه‌شبه نابود شد.»
Hepatitis G
زورا سری تکان می‌دهد. اینها حرف‌هایی است که این روزها همه به او می‌گویند و بااینکه از حسن‌نیتشان آگاه است، هر بار که حرف آتش‌سوزی را پیش می‌کشند احساس می‌کند آخرین ذره‌های امید از درونش بیرون کشیده می‌شود و آن حالت تب‌آلود شب‌های بی‌خوابی‌اش دور او حلقه می‌زند و نفسش را بند می‌آورد.
Hepatitis G
طولی نمی‌کشد که نقاشی‌هایش دربارهٔ جنگ دیوارهای خانه‌اش را پر می‌کنند. این نقاشی‌ها منظره نیستند. درواقع، هیچ شباهتی به چیزهایی که زورا قبلا می‌کشید ندارند. بعضی از آنها را می‌توان کم‌وبیش مناظر شهری توصیف کرد؛ تعدادی‌شان آسمان‌های کثیف و پاره‌پاره را به تصویر می‌کشند؛ ولی بیشترشان غیرواقع‌گرا هستند و او در آنها شکل‌ها، ترکیب‌ها و رنگ‌های جدید را امتحان می‌کند.
Hepatitis G

حجم

۲۹۳٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۳۲۰ صفحه

حجم

۲۹۳٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۳۲۰ صفحه

قیمت:
۲۱۰,۰۰۰
۱۴۷,۰۰۰
۳۰%
تومان