
کتاب رمولوس کبیر: نمایشنامه کمدی شبه تاریخی
۴٫۱
(۲۳)
خواندن نظراتمعرفی کتاب رمولوس کبیر: نمایشنامه کمدی شبه تاریخی
فریدریش دورنمات(۱۹۹۰-۱۹۲۱)، نمایشنامهنویس آلمانی است.
در بخشی از پرده سوم این نمایشنامه میخوانیم:
«رمولوس: بعد از غذای لذیذ امشب، این حمام به من دو برابر لذت بخشید. امروز روز شاعرانهای بود و من اینطور روزهارو دوست ندارم. و بعد هم هیچ چیز جز یک حمام حالمو جا نمیآره. من یک آدم غیر تراژیک هستم آشیلس.
آشیلس: اعلیحضرت میل دارند لباس رسمی امپراطوری تنشون کنند یا لباس خواب؟
رمولوس: لباس خواب. امروز دیگه حکومت نمیکنم.
آشیلس: اعلیحضرت باید زیر اعلامیهایرو که برای سکنه رم صادر شده است امضا بفرمایند.
رمولوس: باشه فردا.
آشیلس مایل است در پوشیدن لباس خواب به او کمک کند. امپراطور جا میخورد.
رمولوس: لباس خواب امپراطوریرو بیار، آشیلس. این دیگه برای من خیلی کهنه است.
آشیلس: لباس خواب امپراطوریرو علیاحضرت ملکه جزو اثاثیه خودشون بستند. مال پدرشون بود.
رمولوس: آهان! پس کمکم کن همین لباس شندرپندریرو تنم کنم.
با احتیاط و دقت لباس خواب را میپوشد و تاج پیروزی را از سر خود برمیدارد.
رمولوس: تاج پیروزی هنوز روی سرمه. فراموش کرده بودم موقع حمام ورش دارم. بالای تختخواب آویزونش کن پیراموس.
تاج پیروزی را به پیراموس میدهد و او آن را بالای تختخواب آویزان میکند.
رمولوس: چندتا برگ دیگه بهش هست؟
پیراموس: دوتا.
امپراطور آهی میکشد و به طرف پنجره میرود.
رمولوس: پس امروز خیلی ولخرجی کردهام. چه عجب که هوا خوب شد. مسیر باد تغییر کرد و دودها هم رفتند. امروز بعدازظهر چه عذابی کشیدم. ولی عوضش پروندهها سوزونده شد. این تنها کار عاقلانهای بود که وزیر داخله در تمام مدت عمرش انجام داد.»
خرس، خواستگاری، تاتیانا رپینا![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
آنتوان چخوف
هفت نمایشنامه تک پردهایجرج برناردشاو
ایوانفآنتوان چخوف
اولئانادیوید ممت
جمجمهای در کانهمارامارتین مکدونا
الکترااوریپید
تئاتر بی حیوانژان میشل ریب
شب دوازدهمویلیام شکسپیر
آنجا کیست؟ژان تردیو
گوریل پشمالویوجین اونیل
پنجاه کارگردان کلیدی تئاترشومیت میتر
تار عنکبوت و دو نمایشنامه دیگریوجین اونیل
پرهیبهاهنریک ایبسن
آیُلف کوچولوهنریک ایبسن
غرب غمزدهمارتین مکدونا
همهی پسران منآرتور میلر
مرغ دریاییآنتوان چخوف
مرغ دریاییآنتوان چخوف
سیکلوپساوریپید

نظرات کاربران
نمایشنامه ای که هم شما را میخنداند و هم به فکر فرو میبرد. بخشی از کتاب: رمولوس: امروز یک روز تاریخیه. مطابق قانون باید در این روز به تمام کارمندان و مستخدمین دولت پاداش داد. خرافاتیه که از قدیم برای جلوگیری
آقا این بهترین تیاتری است ک من در زندگی م دیدم!
من نسخه چاپی این کتاب رو تا حالا سه بار خوندم و هر بار بیشتر از قبل لذت بردم..طنز و پختگی این اثر با وجودی که جزو اولین کارهای دورنمات هست بی نظیره..همچنین نباید از ترجمه خوب مرحوم سمندریان هم
داستان روان و جالب ترجمه عالی و ساده در کل ارزش خواندن داره
خیلی قشنگ و آموزنده بود.
نمایش نامه سرگم کننده ای است و خوندش یک ساعت طول میکشه.اگه از یک سری شاعر و امپراتور های قدیمی روم اطلاعات داشته باشی به بفهم داستان کمک بیشتری میکنه چون از تمثیلات نسبتا زیادی استفاده میکنه.در کل نویسنده به
با توجه به اینکه جزو کارهای اولیه ی دورنمات هست نباید انتظار زیادی داشته باشید . دو پرده ی اول نمایشنامه فوق العاده بودند در پرده سوم و چهارم از قرار دورنمات خواب نما شد و کل روند رو تغییر