لئو تولستوی
بیوگرافی لئو تولستوی
لِف نیکلایویچ تولستوی به انگلیسی Lev Nikolayevich Tolstoy در نهم سپتامبر ۱۸۲۸ برابر با ۲۸ اوت تقویم قدیمی روسی، در خانوادهای کُنتنشین و اشرافی به دنیا آمد. این نویسنده روس خالق رمانهای ارزشمندی چون جنگ و صلح، آنا کارنینا و مرگ ایوان ایلیچ بود و تأثیری شگرف بر ادبیات پس از خود گذاشت.
خانواده
تولستوی چهارمین فرزند از پنج فرزند کنت نیکلای ایلیچ تولستوی و پرنسس ماریا نیکلایونا وُلکونسکایا بود. والدین تولستوی هر دو از خاندانهای قدیمی و اشرافی روسیه بودند؛ یعنی خاندان تولستوی و وُلکونسکی. پدر او، کنت نیکلای ایلیچ تولستوی، از کهنهسربازان جنگ ۱۸۱۲ علیه ناپلئون بود.
کودکی تولستوی خیلی زود با فقدان گره خورد؛ مادرش را در سال ۱۸۳۰، زمانی که هنوز دو ساله نشده بود، از دست داد و هفت سال بعد پدرش نیز درگذشت. تولستوی بعدها نوشت که اصلاً مادرش را به یاد نمیآورَد و حتی تصویری از چهرهی او در خاطر ندارد؛ با اینحال، مادر در ذهن او به نوعی تصویر آرمانی و معنوی تبدیل شده بود. این تصویر در شخصیت پرنسس ماریا بولکونسکایا در رمان جنگ و صلح بازتاب پیدا کرد. در میان اعضای مشهور خاندان تولستوی، آلکسی کنستانتینوویچ تولستوی، شاعر و نویسندهی روس و فئودور پتروویچ تولستوی، نقاش و مجسمهساز برجسته، از چهرههای شناختهشدهتر بودند. به علاوه اینکه زندگی تولستوی میان این دو خاندان اشرافی و به تبع آن آشنایی او با زندگی، مناسبات، امتیازات و تناقضهای اشرافیت روسیه باعث شد این جهان را بهخوبی در آثارش، بهویژه در کتابهای جنگ و صلح و آنا کارنینا، به تصویر بکشد.
تحصیلات
تولستوی مانند بسیاری از اشراف روس، در کودکی در خانه و زیر نظر معلمان خصوصی آموزش دید. در سال ۱۸۴۴، در ۱۶ سالگی وارد دانشگاه کازان شد. ابتدا در رشتهی زبانهای شرقی تحصیل کرد و قصد داشت زبانهای عربی و ترکی را بیاموزد، اما بعد به حقوق تغییر رشته داد. با این حال، تحصیلات دانشگاهی را به پایان نرساند و در ۱۸۴۷ دانشگاه را ترک کرد و بدون دریافت مدرک به یاسنایا پالیانا، املاک خانوادگیشان در استان تولا، بازگشت.
جالب اینجاست که ترک دانشگاه به معنای پایان تحصیل تولستوی نبود. او بعدها بخش بزرگی از دانش خود را به شکل خودآموز به دست آورد و به مطالعهی گستردهی ادبیات، فلسفه، تاریخ، حقوق، دین و مسائل اجتماعی پرداخت. همین علاقهی شدید به مطالعه و یادگیری مستقل بعدها در اندیشههای فلسفی و اخلاقی او و همچنین در آثارش، بهویژه جنگ و صلح، نمود پیدا کرد.
ازدواجها و طلاقها
لئو تولستوی فقط یک بار ازدواج کرد. او در سال ۱۸۶۲، در ۳۴سالگی، با سوفیا آندریونا بیرز که آن زمان ۱۸ سال داشت، ازدواج کرد. این ازدواج ۴۸ سال، تا زمان مرگ تولستوی در ۱۹۱۰، ادامه داشت و حاصل آن ۱۳ فرزند بود. سوفیا در زندگی ادبی تولستوی نیز نقش مهمی داشت؛ تولستوی خطی بسیار بد، شلوغ و پر از خطخوردگی داشت که خواندن آن برای ناشران تقریباً غیرممکن بود. سوفیا با صبر و دقتی بسیار دستنوشتههای تولستوی را پاکنویس میکرد.
با این حال، رابطهی آنها در سالهای پایانی بسیار متشنج شد. اختلاف بر سر مالکیت اموال، حق انتشار آثار تولستوی و تغییرات مذهبی و اخلاقی او از مهمترین عوامل این تنش بود. سوفیا که نگران آیندهی خانواده و فرزندان بود، با تصمیم تولستوی برای واگذاری حقوق آثار و کنار گذاشتن زندگی اشرافی موافق نبود.
در نهایت، در ۲۸ اکتبر ۱۹۱۰، پس از یک درگیری خانوادگی، تولستوی مخفیانه یاسنایا پالیانا را ترک کرد. او در جریان سفر بیمار شد و هفت روز بعد، در ۷ نوامبر، در آستاپوو درگذشت. جزئیات این ماجرا را میتوانید در یادداشت وبلاگ فراز و فرودهای رابطه تولستوی و همسرش بخوانید.
فعالیتهای اجتماعی، سمتها و مسئولیتها
تولستوی در کنار نویسندگی، بخش مهمی از زندگی خود را صرف آموزش، فعالیت اجتماعی و کمک به مردم کرد. از سال ۱۸۵۹ در یاسنایا پالیانا مدرسهای برای کودکان دهقان راهاندازی کرد و بعدها در روستاهای اطراف نیز به تأسیس مدارس کمک کرد. او در سال ۱۸۶۱ بهعنوان میانجی صلح (Мировой посредник) منصوب شد؛ مقامی که پس از لغو نظام سرفداری در روسیه ایجاد شده بود و وظیفهاش رسیدگی به اختلافات میان مالکان و دهقانان بود. او همچنین در سال ۱۸۶۲ مجلهی آموزشی یاسنایا پالیانا را منتشر کرد و در آن دربارهی آموزش و روشهای تدریس مینوشت.
درگذشت
در ۲۸ اکتبر ۱۹۱۰، تولستوی پس از تشدید اختلافات خانوادگی، یاسنایا پالیانا را مخفیانه ترک کرد. اما در جریان سفر با قطار بهشدت بیمار شد و در ایستگاه آستاپوو از قطار پیاده شد. رئیس ایستگاه، ایوان اوزولین، او را به خانهی خود که در محوطهی ایستگاه قرار داشت منتقل کرد. تولستوی هفت روز در آنجا در بستر بیماری بود و سرانجام در ۷ نوامبر ۱۹۱۰، در ۸۲ سالگی، بر اثر ذاتالریه درگذشت. پیکرش مطابق وصیتش به یاسنایا پالیانا بازگردانده شد و در حاشیهی درهای در جنگل اولد زاکاز به خاک سپرده شد.
درونمایه کلی، مضامین آثار و سبک نگارش
آثار تولستوی را نمیشود به یک مضمون واحد محدود کرد، چرا که دغدغههای او در طول زندگی تغییر کردند. اما او تجربههای شخصی و تحولات فکریاش را مستقیماً وارد آثارش کرده است و از این طریق میتوان به جهانبینی وی دست یافت. در کتاب جنگ و صلح علاوه بر جنگهای ناپلئونی، مسئلهی تاریخ، سرنوشت و اختیار انسان مطرح میشود. در کتاب آنا کارنینا تمرکز بیشتر بر زندگی خصوصی است: عشق، ازدواج، خانواده، خیانت و جستوجوی معنای زندگی؛ در کنار داستان آنا، مسیر فکری و اخلاقی لوین نیز بخش مهمی از رمان را شکل میدهد.
از نظر سبک، تولستوی را یکی از برجستهترین نمایندگان رئالیسم یا واقعگرایی میدانند. ویژگی مهم نوشتههایش توجه بسیار زیاد به جزئیات زندگی روزمره، رفتار اجتماعی و تحولات روانی شخصیتهاست. شخصیتهای او معمولاً ساده و تکبعدی نیستند؛ بلکه او شخصیتهایی خلق میکند که چندلایه و پُر از کشمکشهای درونیاند.
اتفاقات مهم زندگی تولستوی
زندگی لئو تولستوی آمیزهای از شکوه ادبی، فعالیتهای پرشور اجتماعی و تحولات عمیق معنوی بود. اتفاقات مهم زندگی او را میتوان اینطور برشمرد؛ تولد و یتیمشدن در کودکی (۱۸۲۸ـ۱۸۳۷) ورود به دانشگاه و سپس ترک آن و تصمیم به خودآموزی (۱۸۴۴ـ۱۸۴۷) حضور در ارتش و آغاز نویسندگی (۱۸۵۱ـ۱۸۵۶) فعالیتهای آموزشی و ازدواج (۱۸۵۹ـ۱۸۶۲) بحران عمیق معنوی و تحول فکری (دهه ۱۸۸۰) تکفیر توسط کلیسای ارتدکس (۱۹۰۱) فرار از خانه و درگذشت (۱۹۱۰)
معرفی آثار تولستوی
- کتاب جنگ و صلح: رمانی حماسی دربارهی خانوادههای اشرافی روسیه در دوران جنگهای ناپلئونی و حملهی فرانسه به روسیه.
- کتاب آنا کارنینا: داستان آنا زنی متأهل که وارد رابطهای عاشقانه با کنت ورونسکی میشود و سپس میبیند که زندگی اجتماعیاش چطور از هم میپاشد.
- کتاب مرگ ایوان ایلیچ: داستان مردی از طبقهی متوسط و موفق است که در آستانهی مرگ ناگهان با حس پوچی غریبی مواجه میشود. این اثر پرسشی ساده اما سنگین مطرح میکند؛ اگر تمام عمر را اشتباه زندگی کرده باشیم، چه؟
- کتاب رستاخیز: رمانی اجتماعی دربارهی مردی اشرافزاده که پس از روبهروشدن دوباره با زنی که در جوانی به او آسیبزده، دچار تحول اخلاقی میشود.
- کتاب حاجی مراد: روایتی تاریخی از قفقاز که زندگی و مبارزهی حاجی مراد، جنگجوی آواره را در کشمکش میان روسیه و نیروهای قفقازی دنبال میکند.
نظر دیگران درباره او و آثارش
داستایفسکی تولستوی را تنها نویسنده روس میدانست که بر واقعیتهای تاریخی و معاصر جامعهاش تسلط کامل دارد و کتاب جنگ و صلح را درخشانترین و آخرین شاهکار ادبیات اشرافی قلمداد میکرد. ویرجینیا وولف در جستار معروف خود در سال ۱۹۲۵ با عنوان دیدگاه روسی (The Russian Point of View) صراحتاً تولستوی را بزرگترینِ رماننویسان (the greatest of all novelists) مینامد. ارنست همینگوی نیز مهارت تولستوی در نوشتن دربارهی جنگ را ستوده و گفته است از او دربارهی شیوهی روایت جنگ چیزهای زیادی آموخته است.
نقدهای مطرح بر تولستوی و آثارش
با وجود جایگاه بسیار بلند تولستوی در ادبیات جهان، آثار و دیدگاههای او عاری از نقد نبودهاند. جورج اورول در مقالهی مشهور خود با عنوان لیر، تولستوی و دلقک (۱۹۴۷) بهشدت از مقاله تولستوی علیه شکسپیر انتقاد کرد. اورول معتقد بود که ریاضتطلبی و پیامهای اخلاقی اواخر عمر تولستوی نوعی تمامیتخواهی روحی، خودخواهی پنهان و تلاش برای تحمیل عقاید به دیگران بوده است.
همچنین کتاب رستاخیز و دیدگاههای ساختارشکنانهاش به مذاق کلیسای ارتدوکس خوش نیامد، تا جایی که کلیسا تولستوی را مرتد نامید.
مخاطب آثار او چه کسانی هستند؟
آثار تولستوی واقعگرایانهاند و رنگوبویی فلسفی دارند. شخصیتهای چند لایه، مفاهیم اخلاقی و جملههایی که تا ساعتها خواننده را به فکر وامیدارند، از ویژگیهای برجستهی کتابهای او به شمار میروند. علاقهمندان به فلسفه، کتابهای کلاسیک، کسانی که در داستانها بهدنبال معنا میگردند و خوانندگانی که به داستانهای واقعگرایانه علاقه دارند، از آثار تولستوی لذت خواهند برد.
جوایز و افتخارات او و آثارش
لئو تولستوی، خالق آثار ارزشمندی چون جنگ و صلح و آنا کارنینا، کتابهایی که هنوز در فهرست پرفروشترین آثار کلاسیک کتابفروشیها دیده میشوند، در طول حیات خود هیچ جایزه ادبی معتبری برنده نشد. او سالهای متوالی از سال ۱۹۰۲ تا ۱۹۰۶ نامزد نوبل ادبیات و در سالهای ۱۹۰۱ و ۱۹۰۲ و ۱۹۰۹ نامزد نوبل صلح شد، اما آکادمی سوئد بهدلیل اختلافات عقیدتی از اهدای جایزه به او خودداری کرد.
با وجود این، جایگاه تولستوی در ادبیات جهان و تأثیری که او بر نویسندگان پس از خود گذاشت، از هر جایزهای باارزشتر بود. جوایز بینالمللی مهمی به اسم او هرساله اهدا میشوند؛ از جمله جایزه ادبی یاسنایا پولیانا که سالانه به برترین آثار ادبی اهدا میشود و جایزه بینالمللی صلح لئو تولستوی که برای پاسداشت دیدگاههای صلحطلبانهی او به چهرههای مشهور جهانی تعلق میگیرد.
نسخه صوتی آثار تولستوی
آثار تولستوی توسط گویندگان حرفهای بهصورت صوتی تهیه شده و شنیدن آنها میتواند تجربهای متفاوت برای مخاطبان رقم بزند. از بهترین کتابهای صوتی تولستوی میتوان به موارد زیر اشاره کرد؛
- کتاب صوتی مرگ ایوان ایلیچ با گویندگی محسن زرآبادی.
- کتاب صوتی جنگ و صلح با گویندگی آرمان سلطانزاده، اکبر منانی، میکائیل شهرستانی و جمعی از گویندگان.
- کتاب صوتی آنا کارنینا با گویندگی علی عمرانی.
این آثار و نسخهی صوتی آثار دیگر تولستوی را میتوانید در طاقچه خریداری کرده و بشنوید.
تأثیرپذیریها و تأثیرگذاریها
تولستوی از چهرههایی چون الکساندر پوشکین تأثیر پذیرفت. پوشکین بر شیوهی روایت و نگاه ادبی او اثر گذاشت. همچنین نیکلای نکراسوف، شاعر و سردبیر ادبی، در ورود تولستوی جوان به فضای ادبی روسیه و شکلگیری مسیر نویسندگی او نقش مهمی ایفا کرد.
تولستوی بر نسلهای بعدی نویسندگان، بهویژه آنتون چخوف، ویلیام فاکنر، ویرجینیا وولف و ارنست همینگوی تأثیر گذاشت. نفوذ او تنها به رئالیسم محدود نبود و شیوهی او در پرداختن به زندگی درونی شخصیتها و جزئیات روانشناختی، در تحول رمان قرن بیستم نقش مهمی ایفا کرد. همچنین تأثیر تولستوی فقط به ادبیات محدود نماند. مهاتما گاندی از مهمترین چهرههایی بود که تحت تأثیر اندیشههای او قرار گرفت و بعدها این اندیشهها در مفهوم عدم خشونت (آهیمسا) و مقاومت مدنی تأثیر خود را نشان دادند. تولستوی و گاندی در سالهای پایانی عمر تولستوی نیز با یکدیگر مکاتبه داشتند.
آشنایی با افکار و دیدگاههای او
افکار تولستوی در طول زندگیاش تغییر زیادی کرد، اما اخلاق، معنای زندگی، ایمان و مسئلهی خشونت تقریباً همیشه در مرکز اندیشههای او بودند. تولستوی بهشدت با جنگ، مجازات اعدام، خشونت سیاسی، تجمل و نابرابری اجتماعی مخالف بود. او همچنین از نهادهای رسمی کلیسای ارتدوکس روسیه انتقاد میکرد و مسیحیت را بیش از آنکه مجموعهای از مناسک بداند، راهی اخلاقی برای زندگی و عشق به دیگران میدانست.
اقتباسها از آثار او
آثار تولستوی بارها به سینما و تلویزیون راه یافتهاند. کتابهای جنگ و صلح، آنا کارنینا و رستاخیز بیشترین اقتباسها را داشتهاند. برای نمونه، جنگ و صلح در سال ۱۹۶۶ـ۱۹۶۷ توسط سرگئی بوندارچوک به فیلمی حماسی تبدیل شد و از رمان آنا کارنینا نیز بارها، از جمله در سال ۱۹۳۵ با بازی گرتا گاربو و ۲۰۱۲ با بازی کیرا نایتلی اقتباس شده است.
برخی آثار کوتاهتر او نیز اقتباسهای متفاوتی پیدا کردهاند؛ مرگ ایوان ایلیچ الهامبخش فیلم ژاپنی زیستن ساختهی آکیرا کوروساوا در سال ۱۹۵۲ و فیلم زیستن (به انگلیسی Living) در سال ۲۰۲۲ بوده است. از سونات کرویتسر و حاجی مراد نیز چندین اقتباس سینمایی شده است.
نقل قولهای مشهور تولستوی
- «همه خانوادههای خوشبخت شبیه یکدیگرند، اما هر خانوادهی بدبختی به روش خود بدبخت است.» جملهی آغازین کتاب آنا کارنینا، نوشته تولستوی.
- «من در میان انواع تجمل زندگی میکنم؛ تجملی که از آن متنفرم، اما قدرت رهایی از آن را ندارم.» نامهای به پیتر وریگین، رهبر دوخوبورها، ۱۴ اکتبر ۱۸۹۶
فیلم، مستند و کتابهایی دربارهی تولستوی
از زندگی این نویسندهی بزرگ فیلم، مستند و کتابهای متفاوتی ساخته شده و به نگارش درآمدهاند. اما از مهمترین آثار دربارهی زندگی تولستوی میتوان به ایستگاه آخر The Last Station در سال ۲۰۰۹ به کارگردانی مایکل هافمن اشاره کرد؛ فیلمی دربارهی سال پایانی زندگی تولستوی و اختلافات او با سوفیا بر سر زندگی خانوادگی و مالکیت آثارش. این فیلم براساس زندگینامهای به همین اسم نوشتهی جی. پارینی ساخته شده است.
کتاب تولستوی: یک زندگی روسی (Tolstoy: A Russian Life) نیز به شرح جزئیات زندگی خانوادگی، فرآیند خلق آثار هنری و بحرانهای معنوی تولستوی میپردازد. کتاب زندگی تولستوی (Life of Tolstoy) نوشته رومن رولان نیز اثری قدیمیتر دربارهی تولستوی به شمار میرود.


