با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
کتاب صوتی پدر سرگی اثر لئو تولستوی

دانلود و خرید کتاب صوتی پدر سرگی

۴٫۰ از ۴ نظر
۴٫۰ از ۴ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب صوتی پدر سرگی  نوشته  لئو تولستوی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب صوتی پدر سرگی

کتاب صوتی پدر سرگی نوشته لئو تولستوی با ترجمه سروش حبیبی و صدای علی‌تاج‌میر منتشر شده است. این کتاب داستان کوتاهی از این نویسنده مشهور روسیه است. 

درباره کتاب پدر سرگی

این کتاب زندگی شاهزاده استپان کاساتسکی روایت می‌کند. او عاشق یک دختر است اما دقیقا زمانی که آماده ازدواج با او می‌شود زندگی برای او برنامه‌ای دیگر در نظر دارد.  این مرد عاشق شهرت است اما به‌جای نزدیک شدن به زنان و مشهور شدن راه دین پیش می‌گیرد، انگشتانش را از دست می‌دهد و مسیحی‌ای تندرو می‌شود.  درواقع این کتاب بازتاب شکلی از تفکرات مسیحی و گروه‌های مذهبی است که خود را از جهان و زندگی محروم می‌کنند اما حقیقت چیز دیگری است. این مرد جز شهرت چیزی نمی‌خواهد و کسی که اط خون خودش است به این موضوع پی می‌برد. 

شنیدن کتاب پدر سرگی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات روسیه پیشنهاد می‌کنیم

درباره‌ لئو تولستوی

لئو نیکلایِ ویچ تولستوی ۹ سپتامبر ۱۸۲۸ در یاسنایا پالیانا متولد شد.او فعال سیاسی-اجتماعی و نویسنده روسی بود. لئو تولستوی از نویسندگان نامی تاریخ معاصر روسیه به‌شمار می‌آید. رمان‌های جنگ و صلح و آنا کارنینا تولستوی از بهترین‌های ادبیات داستانی جهان هستند که بارها مورد اقتباس‌های سینمایی قرار گرفته‌اند. تولستوی در روسیه بسیار محبوب است و سکه طلای یادبود به احترام وی ضرب شده‌است. او در زمان زنده بودنش شهرت و محبوبیتی جهانی داشت اما به سادگی زندگی می‌کرد. یکی از فعالیت‌های مهم تولستوی اهمیت بسیار زیاد او به تعلیم و تربیت کودکان و ساختن مدارس در روستاها است.

لئو تولستوی در روز ۲۰ نوامبر ۱۹۱۰ درگذشت و در زادگاه خویش به خاک سپرده شد.

بخشی از کتاب پدر سرگی

ستیان کاساتسکی که در هجده‌سالگی به درجهٔ افسری رسید به هنگ گارد، که خاص نجبا بود، وارد شد. امپراتور نیکلای پاولویچ، که او را از همان زمانِ دانشکدهٔ افسری می‌شناخت در هنگ نیز مورد توجه خاصش قرار داد، به‌طوری که پیش‌بینی می‌شد که به مقام آجودانی مخصوص برسد و کاساتسکی به این امتیاز سخت دل بسته بود و این نه‌فقط از سر نامجویی و سودای سرآمد بودن بلکه بیشتر به سبب عشق شدید، بله، به راستی عشق شدیدی بود که از همان زمان دانشکدهٔ افسری به نیکلای پاولویچ داشت. هربار که نیکلای پاولویچ به دانشکدهٔ افسری می‌آمد _و اغلب سواره _و با آن قامت بلند و سینهٔ فراخ پیش‌داده، در اونیفورم نظامی، با آن بینی خمیده روی آن سبیل‌ها و گونه‌ریش‌های به‌زیبایی آراسته‌اش، با قدم‌های بلند و استوار پیش می‌آمد و با صدای رسایش به درود دانشجویان پاسخ می‌گفت سینهٔ کاساتسکی از شور عشق می‌جوشید، و این شور شبیه به همان احساسی بود که چون با نامزدش آشنا شد بی‌قرارش می‌داشت. با این تفاوت که سودای عشق نیکلای پاولویج نیرومندتر بود: کاساتسکی می‌خواست اخلاص بی‌حد خود و آمادگی‌اش را به نثار جان در پای او نشان دهد و نیکلای پاولویچ می‌دانست که این غلیان وجد را در سینهٔ او بیدار می‌کند و آن را به‌عمد تیز می‌کرد. او با دانشجویان بازی می‌کرد و آن‌ها را گرد خویش فراهم می‌آورد و با آن‌ها حرف می‌زد، گاه با سادگی کودکانه، گاه دوستانه و گاه با شکوهی شاهانه. زمانی که کاساتسکی هنوز در دانشکدهٔ افسری بود، بعد از ماجرایش با افسر سررشته‌دار، که نیکلای پاولویچ آن را به روی خود نیاورده بود، یک روز که امپراتور از دانشجویان بازدید می‌کرد، کاساتسکی به او نزدیک شده بود. نیکلای پاولویڇ، بازیگرانه‌نمایان، او را کنار زده و روی به او ترش کرده. انگشتی به جانبش تکان داده، و از او دورشوان گفته بود: «می‌دانید که من از همه‌چیز خبر دارم، منتها بعضی چیزها هست که نمی‌خواهم بدانم.» و به قلبش آشاره‌کنان افزوده بود: «ولی همه‌چیز این جا ثبت می‌شود.» 

نظری برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
شابکundefined
زمان۰۲ ساعت و ۲۱ دقیقه
قابلیت انتقالندارد
حجم۲۱۹٫۰ مگابایت
دسته بندی
زمان۰۲ ساعت و ۲۱ دقیقه
قابلیت انتقالندارد
حجم۲۱۹٫۰ مگابایت