
دانلود و خرید کتاب صوتی عصبانیت های عصر ما
معرفی کتاب صوتی عصبانیت های عصر ما
کتاب صوتی عصبانیتهای عصر ما با عنوان اصلی The neurotic personality of our time نوشتهٔ کارن هورنای و ترجمهٔ ابراهیم خواجهنوری با صدای مهرناز محافل توسط آوانامه منتشر شده است. این اثر در حوزهٔ روانشناسی و روانکاوی قرار میگیرد و به بررسی ریشهها و نمودهای عصبیت و اضطراب در انسان معاصر میپردازد. نویسنده با رویکردی تحلیلی، به تضادهای درونی، اضطرابها و وسایل دفاعی افراد عصبی میپردازد و تلاش میکند ساختار روانی این افراد را در بستر اجتماعی و فرهنگی زمانهٔ ما واکاوی کند. نسخهٔ صوتی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب صوتی عصبانیت های عصر ما
کتاب صوتی عصبانیتهای عصر ما اثری تحلیلی از کارن هورنای است که در قالب کتاب صوتی ارائه شده است. این کتاب در میانهٔ قرن بیستم نوشته شده و دغدغهٔ اصلی آن، بررسی عصبیت و اضطراب در انسان مدرن است. هورنای با فاصلهگرفتن از برخی دیدگاههای فروید، به نقش محیط اجتماعی و فرهنگی در شکلگیری اختلالات عصبی میپردازد و معتقد است که عوامل بیرونی و روابط انسانی، سهم عمدهای در بروز این مشکلات دارند. ساختار کتاب مبتنی بر تحلیل روانشناختی است و نویسنده با مثالها و روایتهایی از بیماران و تجربههای بالینی خود، مفاهیم پیچیدهٔ روانکاوی را به زبان قابل فهمتری بیان کرده است.
کتاب صوتی عصبانیتهای عصر ما به جای تمرکز صرف بر گذشتهٔ فرد، وضعیت فعلی و تضادهای درونی او را محور قرار میدهد و تلاش میکند نشان دهد که چگونه اضطراب و عصبیت، نهتنها محصول کودکی، بلکه نتیجهٔ تعاملات پیچیده با جامعه و فرهنگ است. کتاب صوتی عصبانیتهای عصر ما برای مخاطبانی نوشته شده که به دنبال فهم عمیقتری از روان انسان و ریشههای مشکلات روحی در عصر حاضر هستند.
خلاصه کتاب صوتی عصبانیت های عصر ما
کتاب صوتی عصبانیتهای عصر ما با هدف روشنکردن ویژگیهای افراد عصبی و تضادهای درونی آنها آغاز میشود. نویسنده توضیح میدهد که عصبیت، صرفاً یک بیماری فردی نیست، بلکه ریشه در شرایط اجتماعی و فرهنگی دارد و در هر جامعهای، معیارهای عادی و عصبی بودن متفاوت است. هورنای تأکید میکند که شخص عصبی معمولاً با آداب و رسوم جامعهٔ خود ناسازگار است و این ناسازگاری میتواند به شکل بیمیلی به موفقیت، بدگمانی، یا ناتوانی در استفاده از تواناییهای فردی بروز کند. در ادامه، کتاب به بررسی اضطراب بهعنوان هستهٔ اصلی عصبیت میپردازد.
اضطراب از نظر هورنای واکنشی است به خطراتی که اغلب درونی و ذهنی هستند و نه صرفاً واقعی و بیرونی. او تفاوت میان ترس و اضطراب را شرح میدهد و نشان میدهد که اضطراب، برخلاف ترس، معمولاً ریشه در تضادهای درونی و سرکوب احساسات دارد. افراد عصبی برای مقابله با اضطراب، به وسایل دفاعی مختلفی مانند انکار، منطقسازی، تقدیر (پناهبردن به کار زیاد، خواب یا حتی مواد مخدر)، و اجتناب از موقعیتهای اضطرابآور متوسل میشوند.
هورنای معتقد است که سرکوب خشم و عناد، یکی از عوامل اصلی تشدید اضطراب است. این سرکوب میتواند به شکل افسردگی، احساس بیارزشی، یا حتی خصومت پنهان نسبت به دیگران ظاهر شود. نویسنده با مثالهایی از بیماران خود، نشان میدهد که چگونه این احساسات سرکوبشده به صورت اضطراب یا رفتارهای دفاعی بروز میکنند و فرد را از رشد و شکوفایی بازمیدارند. در بخشهای بعدی، کتاب به نقش دوران کودکی و محیط اولیه در شکلگیری عصبیت میپردازد، اما برخلاف فروید، هورنای تأکید دارد که عصبیت فقط محصول کودکی نیست و شرایط اجتماعی و فرهنگی بزرگسالی نیز نقش مهمی دارند.
او چهار راهبرد دفاعی عمده را برای مقابله با اضطراب معرفی میکند: جلب محبت، انقیاد و تسلیم، کسب قدرت، و عزلتگزینی. هر یک از این راهبردها میتواند بهتنهایی یا در ترکیب با دیگری، ساختار روانی فرد عصبی را شکل دهد و تضادهای درونی او را تشدید کند. در نهایت، کتاب نشان میدهد که عصبیت، نتیجهٔ تعامل پیچیدهٔ فرد با محیط و جامعه است و برای درمان آن، باید به ریشههای اضطراب و تضادهای درونی فرد توجه کرد، نه صرفاً به علائم ظاهری یا گذشتهٔ دور.
چرا باید کتاب صوتی عصبانیت های عصر ما را بشنویم؟
کتاب صوتی عصبانیتهای عصر ما با تحلیل عمیق عصبیت و اضطراب، به مخاطب کمک میکند تا ریشههای مشکلات روانی خود یا اطرافیانش را بهتر بشناسد. کتاب صوتی عصبانیتهای عصر ما با تمرکز بر نقش جامعه و فرهنگ در شکلگیری اختلالات روانی، دیدگاه تازهای نسبت به منشأ اضطراب و عصبیت ارائه میدهد و نشان میدهد که بسیاری از مشکلات روحی، نهتنها فردی بلکه اجتماعی هستند. شنیدن این اثر میتواند به درک بهتر رفتارهای دفاعی، تضادهای درونی و راههای مقابله با اضطراب کمک کند و مسیر تازهای برای خودشناسی و بهبود روابط انسانی باز کند.
شنیدن کتاب صوتی عصبانیت های عصر ما را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
کتاب صوتی عصبانیتهای عصر ما برای علاقهمندان به روانشناسی، روانکاوی و علوم رفتاری مناسب است؛ همچنین به کسانی که با اضطراب، عصبیت یا مشکلات ارتباطی دستوپنجه نرم میکنند، یا به دنبال فهم عمیقتری از تأثیر جامعه و فرهنگ بر روان انسان هستند، شنیدن این اثر پیشنهاد میشود.
چه نسخههای دیگری از کتاب عصبانیت های عصر ما منتشر شده است؟
جز ترجمهٔ کتاب حاضر که توسط ابراهیم خواجهنوری انجام و در انتشارات نگاه منتشر شده است، «محمدجعفر مصفا» در انتشارات بهجت، «سیمین موحد» در انتشارات علم نیز این اثر را به فارسی برگرداندهاند.
درباره کارن هورنای
کارن هورنای (Karen Horney)، زادهٔ ۱۶ سپتامبر ۱۸۸۵ و درگذشتهٔ ۴ دسامبر ۱۹۵۲، یک روانکاو آلمانی بود که در ادامهٔ فعالیت حرفهای خود در آمریکا به فعالیت پرداخت. نظریات او برخی از دیدگاههای سنتی فروید، به ویژه در مورد مسائل جنسی و گرایش غریزی روانکاوی را زیر سؤال بردند. او بنیانگذار روانشناسی فمینیستی در واکنش به نظریه «رشک ورزی به آلت مردی» فروید شناخته میشود. هورنای برخلاف فروید، با تفاوتهای ذاتی در روانشناسی زنان و مردان مخالف بود و مانند آلفرد آدلر، این تفاوتها را نه به زیستشناسی، بلکه به عوامل اجتماعی و فرهنگی نسبت میداد. هورنای در شهر بلانکنزه در نزدیکی هامبورگ آلمان و در خانوادهای پروتستان به دنیا آمد. پدرش ناخدای کشتی و فردی سنتی و سختگیر بود و مادرش که زنی افسرده و سلطهجو بود. او از ۱۳سالگی خاطرهنویسی میکرد و از همان ابتدا آرزو داشت پزشک شود، اگرچه در آن زمان زنان اجازهٔ تحصیل در دانشگاه را نداشتند. با وجود مخالفت والدینش، در سال ۱۹۰۶ وارد دانشکدهٔ پزشکی شد و پس از تحصیل در دانشگاههای مختلف، در سال ۱۹۱۳ موفق به اخذ دکترای پزشکی گردید. او در سال ۱۹۰۹ با «اسکار هورنای» ازدواج کرد و صاحب سه دختر شد، که یکی از آنها، «بریجیت هورنای»، به یک هنرپیشه مشهور تبدیل گشت.
هورنای در سال ۱۹۲۰ یکی از اعضای مؤسس مؤسسهٔ روانکاوی برلین بود و در آنجا به تدریس و پژوهش پرداخت. در سال ۱۹۲۳، پس از ورشکستگی شرکت همسرش و مرگ برادرش، او دچار افسردگی عمیقی شد. در سال ۱۹۲۶، از همسرش جدا شد و سرانجام در سال ۱۹۳۷ از او طلاق گرفت. با توجه به اختلافنظرهایش با فروید و نگرانی از قدرت گرفتن نازیسم در آلمان، در سال ۱۹۳۲ دعوت فرانتس الکساندر را پذیرفت و به آمریکا مهاجرت کرد. ابتدا در شیکاگو و سپس در بروکلین، جایی که جامعهٔ یهودی بزرگی از پناهندگان آلمانی حضور داشتند، به فعالیت پرداخت. در بروکلین، او نظریات خود دربارهٔ روانرنجوری و شخصیت را توسعه داد و در سال ۱۹۳۷ کتاب «شخصیت روانرنجور زمان ما» (The Neurotic Personality of Our Time) را منتشر کرد. در سال ۱۹۴۱، هورنای که از رویکرد خشک و سنتی روانکاوی حاکم ناراضی بود، از سمت خود استعفا داد و سازمان خود را با نام «انجمن پیشرفت روانکاوی» تأسیس کرد. او مجلهای با عنوان «نشریهٔ روانکاوی آمریکا» (American Journal of Psychoanalysis) را نیز بنیان گذاشت و تا زمان مرگش در سال ۱۹۵۲ به تدریس و روانکاوی ادامه داد.
کارن هورنای، روانکاو آلمانی، یکی از چهرههای مکتب «نئوفرویدی» است که در نظریاتش بسیاری از اصول فروید را به چالش کشید. او بهویژه با نظریهٔ «رشک ورزی به آلت مردی» فروید مخالفت کرد و بهجای آن، بر تأثیر عوامل اجتماعی و فرهنگی بر رشد شخصیت و رواننژندی تأکید داشت. هورنای معتقد بود که تفاوتهای روانشناختی بین زنان و مردان ذاتی و بیولوژیکی نیست، بلکه ریشه در هنجارهای اجتماعی و فرهنگی دارد. این دیدگاه او را به یکی از بنیانگذاران روانشناسی فمینیستی تبدیل کرد. زندگی شخصی هورنای، از جمله رابطهٔ پرتنش با والدین و مبارزه با افسردگی، تأثیر عمیقی بر شکلگیری نظریات او داشت.
هورنای در سالهای فعالیت خود در آمریکا، به توسعهٔ نظریات منسجم خود دربارهٔ رواننژندی و شخصیت پرداخت. او در سال ۱۹۳۷ کتاب مشهور خود «شخصیت روانرنجور زمان ما» را منتشر کرد که در آن، نظریاتش را در مورد چگونگی شکلگیری رواننژندی در نتیجهٔ تعاملات ناسالم با محیط اجتماعی توضیح داد. هورنای از رویکرد خشک و سنتی روانکاوی فرویدی فاصله گرفت و سازمان خود را تأسیس کرد تا نظریاتش را ترویج دهد. او با تمرکز بر اهمیت محیط، فرهنگ و روابط بینفردی در شکلگیری شخصیت، سهم بزرگی در گسترش و تنوع بخشیدن به روانکاوی داشت و دیدگاههای نوین و انسانیتری را به این حوزه وارد کرد.
درباره ابراهیم خواجه نوری
ابراهیم خواجهنوری متولد ۱۲۷۹ نویسنده، روانشناس، روزنامهنگار و سیاستمدار برجستۀ ایرانی بود. او تحصیلاتش را در مدرسۀ سن لوئی تهران به پایان رساند و سپس برای ادامۀ تحصیل در رشتۀ تلگراف و بعداً حقوق و جامعهشناسی به اروپا رفت. خواجهنوری کار مطبوعاتیاش را از جوانی آغاز کرد و مدتی برای انتشار نشریۀ «نامه جوانان» که در آن به آزادی زنان پرداخته بود، به زندان افتاد.
پس از شهریور ۱۳۲۰، او با تأسیس روزنامههای «عدالت» و «حزب عدالت» فعالیت سیاسی گستردهای را آغاز کرد و در چند کابینه بهعنوان معاون نخستوزیر خدمت کرد. او همچنین از مخالفان جدی حزب توده بود. خواجهنوری در دورههای اول و دوم مجلس سنا نیز سناتور تهران بود و به دلیل نطقهای مفصل و انتقادیاش، بهویژه دربارۀ لایحۀ تأسیس ساواک، شناخته میشود.
یکی از مهمترین آثار خواجهنوری، مجموعۀ کتابهای «بازیگران عصر طلایی» است که در آن به شرح حال رجال دورۀ رضاشاه میپردازد. این مجموعه شامل زندگینامۀ افرادی چون «محمدحسین آیرم»، «عبدالحسین تیمورتاش»، «علیاکبر داور» و «سید حسن مدرس» میشود. او همچنین قصد داشت زندگینامۀ رضاشاه را با عنوان «سربازیگر عصر طلایی» منتشر کند، اما این اثر هیچگاه به چاپ نرسید.
خواجهنوری یکی از پیشگامان روانشناسی در ایران نیز محسوب میشود. او روانشناسان بزرگی چون فروید و کارن هورنای را به جامعه ایرانی معرفی کرد و اصطلاح «روانکاوی» را برای اولین بار در کتاب «روانکاوی» به کار برد. او در اواخر عمر، مؤسسهای به نام «مکتب پناه» را برای آموزش مهارتهای زندگی و روانشناسی تأسیس کرد. خواجهنوری در آبان ۱۳۷۰ در تهران درگذشت.
از دیگر آثار او میتوان به «چهرههای درخشان تاریخ»، «مشهودات گفتنی»، «زندانی باغ فردوس» و ترجمۀ کتابهای جان اف کندی با نامهای «چرا انگلستان خفته بود؟» و «سیمای شجاعان» اشاره کرد.
بخشی از کتاب صوتی عصبانیت های عصر ما
«ردشدن تمناها علاوه بر اینکه موجب تحریک و طغیان اضطراب آنها میشود، آن را مرادف با تحقیر نیز میپندارند. بعداً علتش را توضیح خواهیم داد. چون ردکردن در نظر شخص عصبی تحقیر تصور میشود؛ بنابراین خشم و کینۀ شدیدی در او تولید مینماید که ممکن است ظاهر یا مخفی باشد. مثلاً مادری بچهاش را دو بار صدا میزند و بچه نمیشنود یا عمداً جواب نمیدهد، دفعۀ سوم مادر به قدری با عصبانیت و خشم او را صدا میزند که گویا اتفاق خیلی مهمی افتاده است. اگر این تیپ اشخاص را برای ملاقات منتظر گذارید، اولین چیزی که به ذهنشان میرسد این است که چون شما آنها را آدمهای مهمی ندانستهاید، لازم نمیدانید وقتشناسی را در قبال آنها رعایت کنید و تعمداً کممحلی کردهاید. در این صورت رنجش و عناد شدیدی از شما به دل میگیرند یا ممکن است بعد از آن هیچگونه احساس مهری نسبت به شما نداشته باشند و با وجودی که تا چند لحظۀ قبل مشتاقانه منتظر ملاقات شما بودهاند، حالا ممکن است کمترین رغبتی به دیدن شما نشان ندهند.
گاهی ارتباط بین احساس ردشدگی و احساس خشم و رنجیدگی ناشی از آن ظاهراً پیدا نیست. دلیلش هم این است که اغلب، توقعی که برآورده نشده و رد گردیده، به قدری کماهمیت است که توجه خود شخص را جلب نمیکند؛ ولی احساس ردشدگی هر قدر کوچک و کماهمیت باشد، ولو ظاهراً شخص ناراحت نشود، موجب میشود که آدم عصبی باطناً رنجش شدیدی به دل گیرد و نتیجتاً احساس آشفتگی نماید، خشمگین شود، احساس خستگی زیاد کند یا دچار سردرد شدید گردد، بدون اینکه خودش ذرهای علت این ناراحتیها و عوارض را بداند.»
زمان
۱۱ ساعت و ۷ دقیقه
حجم
۹۲۰٫۲ مگابایت
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۱۱ ساعت و ۷ دقیقه
حجم
۹۲۰٫۲ مگابایت
قابلیت انتقال
ندارد