معرفی و دانلود کتاب ظلمت در نیمروز + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب ظلمت در نیمروز

کتاب ظلمت در نیمروز

نوع کتاب
۴.۱ امتیاز(از ۴۲ رأی)
پدیدآورندگان: 
آرتور کوستلر، مژده دقیقی
انتشارات: 
نشر ماهی
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب ظلمت در نیمروز

کتاب ظلمت در نیمروز (Darkness at Noon) نوشته آرتور کوستلر، روایتی تند و سیاه از سیاست، انقلاب و اعتراف است که در دل فضای پراضطراب اتحاد جماهیر شورویِ استالینی می‌گذرد. کوستلر که خود زمانی عضو حزب کمونیست بوده، تجربه‌های زندان، جنگ داخلی اسپانیا و بریدن از کمونیسم را در قالب داستان انقلابی کهنه‌کاری به نام روباشف بازآفرینی کرده؛ داستانی که میان روایت زندان، بازجویی، محاکمه‌های نمایشی و جدل‌های فلسفی در نوسان است و خواننده را با پرسش‌های دشوار درباره‌ی هدف، وسیله و اخلاق انقلابی روبه‌رو می‌کند. نشر ماهی این رمان را با ترجمه مژده دقیقی منتشر کرده است. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب ظلمت در نیمروز

کتاب ظلمت در نیمروز رمانی سیاسی است که آرتور کوستلر آن را ابتدا به آلمانی نوشت و متن اصلی در آشوب جنگ و دستگیری نویسنده گم شد و نسخه‌های بعدی بر پایه‌ی ترجمه‌ی انگلیسی شکل گرفت. این رمان در فضایی شبیه اتحاد شوروی اواخر دهه‌ی ۱۹۳۰ می‌گذرد و به طور غیرمستقیم به محاکمه‌های مسکو، تصفیه‌های استالینی و منطق توتالیتاریسم می‌پردازد. 

شخصیت‌ها خیالی‌اند اما سرگذشت روباشف آمیزه‌ای از زندگی چند کهنه‌بلشویک واقعی است که کوستلر بسیاری‌شان را شخصاً می‌شناخته است. کتاب، خواننده را از لحظه‌ی دستگیری روباشف، انتقال به سلول، زندگی در زندان، بازجویی‌ها، گفت‌وگوهای ذهنی با گذشته و رهبران حزب و ارتباط‌های مخفیانه از پشت دیوار سلول همراهی می‌کند. 

کوستلر در این رمان به مسئله‌ی اعتراف‌های اجباری پرداخته است؛ این‌که چرا انقلابیان قدیمی به جرایمی که مرتکب نشده‌اند اقرار می‌کنند و چطور فلسفه‌ی سیاسی‌شان آن‌ها را به آخرین خدمت به انقلاب سوق می‌دهد. ظلمت در نیمروز علاوه‌بر روایت زندان، لایه‌ای پررنگ از زندگی فکری و سیاسی خود کوستلر را نیز بازتاب می‌دهد؛ از عضویت در حزب کمونیست و سفر به شوروی تا تجربه‌ی زندان اسپانیا و بریدن از استالینیسم.

خلاصه داستان ظلمت در نیمروز

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند! 

داستان ظلمت در نیمروز سرگذشت ن. س. روباشف، انقلابی قدیمی و عضو برجسته‌ی حزب حاکم است که ناگهان به اتهام خیانت بازداشت می‌شود. روایت از لحظه‌ی بسته‌شدن درِ سلول آغاز می‌شود و با توصیف دقیق فضای زندان، سلول انفرادی، نگهبانان و همسایه‌های پشت دیوار پیش می‌رود. 

روباشف در رفت‌وآمد میان بازجویی‌ها، گفت‌وگوهای ذهنی با رهبر حزب، یادآوری سال‌های انقلاب و مأموریت‌های مخفی و مکالمه‌های رمزی با زندانیان دیگر، گذشته‌ی خود را زیر سؤال می‌برد. روباشف که زمانی باور داشت حزب هرگز اشتباه نمی‌کند، اکنون با این پرسش روبه‌رو است که آیا هدف می‌تواند هر وسیله‌ای را توجیه کند. او در برابر دو نوع بازجو قرار می‌گیرد؛ یکی کهنه‌انقلابی اهل استدلال و دیگری جوان خشن که زبانش زبان اجبار است. 

رمان به‌تدریج نشان می‌دهد چگونه منطق جبر تاریخی، اخلاق انقلابی و سرکوب فردیت، انقلابیون را به اعتراف، خودانکاری و پذیرش نقش قربانی در دستگاهی که خود ساخته‌اند، می‌کشاند.

چرا باید کتاب ظلمت در نیمروز را بخوانیم؟

ظلمت در نیمروز تصویری نزدیک از درون یک نظام توتالیتر ارائه می‌دهد؛ جایی که زبان، اخلاق و حتی خاطره زیر فشار ایدئولوژی دگرگون می‌شود. این رمان امکان می‌دهد سازوکار اعتراف، تصفیه و خودفریبی سیاسی از زاویه‌ی ذهن یک انقلابی قدیمی دیده شود و خواننده با پرسش‌های دشوار درباره‌ی رابطه‌ی قدرت، حقیقت و وجدان روبه‌رو شود.

خواندن کتاب ظلمت در نیمروز را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن ظلمت در نیمروز به علاقه‌مندان به سیاست، تاریخ اندیشه‌ی چپ، فلسفه‌ی اخلاق و کسانی که به ادبیات زندان و رمان‌هایی درباره‌ی قدرت و ایدئولوژی علاقه‌مندند، پیشنهاد می‌شود. کتاب همچنین برای دانشجویان علوم سیاسی و مطالعات تاریخی که به فهم درونی نظام‌های استبدادی فکر می‌کنند، جالب و جذاب خواهد بود.

درباره آرتور کوستلر

آرتور کوستلر (Arthur Koestler) (۱۹۰۵-۱۹۸۳)، نویسنده، روزنامه‌نگار، متفکر سیاسی و روشنفکر یهودی‌تبار مجارستانی‌‌اتریشی بود. او که تحصیلات خود را در رشته‌ی مهندسی در وین آغاز کرده بود، در جوانی به صهیونیسم گرایش یافت و مدتی را در فلسطین به عنوان خبرنگار خاورمیانه سپری کرد. کوستلر در ابتدای دهه‌ی ۱۹۳۰ شیفته‌ی آرمان‌های کمونیسم شد و به حزب کمونیست آلمان پیوست؛ اما تجربه‌ی عینی او از واقعیت‌های وحشت‌بار استالینیسم در اتحاد جماهیر شوروی، به گسست او از حزب و تبدیل شدنش به یکی از منتقدان سرسخت نظام‌های تمامیت‌خواه انجامید. او همچنین در جریان جنگ داخلی اسپانیا به عنوان خبرنگار حضور داشت که توسط نیروهای فرانکو دستگیر و به اعدام محکوم شد، گرچه در نهایت نجات یافت.

با آغاز جنگ جهانی دوم و پس از دوره‌ای بازداشت در فرانسه، کوستلر به بریتانیا مهاجرت کرد و آن‌جا را به عنوان پناهگاه و موطن اصلی خود برگزید. شهرت او بیش از هر چیز مرهون رمان «ظلمت در نیمروز» است که به عنوان یکی از تأثیرگذارترین متون ضد استالینی تاریخ ادبیات شناخته می‌شود. کارنامه‌ی او شامل رمان‌های دیگری چون «گلادیاتورها»، «اسپارتاکوس» و «از ره رسیدن و بازگشت» و همچنین آثار تحلیلی و فلسفی‌ای مانند «خوابگردها» است.

درباره مژده دقیقی

مژده دقیقی (متولد ۱۳۳۵)، مترجم، روزنامه‌نگار و پژوهشگر است. او که فارغ‌التحصیل رشته‌ی علوم سیاسی از دانشگاه شهید بهشتی است، پس از پایان تحصیلات فعالیت حرفه‌ای خود را در مطبوعات و رسانه‌ها آغاز کرد و بعدتر به شکل حرفه‌ای وارد حوزه‌ی ترجمه شد. از مهم‌ترین کارهای او، ترجمه‌ی آثار آلیس مونور همچون «فرار» و «زندگی عزیز» است. رمان برنده‌ی جایزه‌ی بوکر «ببر سفید» اثر آراویند آدیگا، «نقشه‌هایت را بسوزان» و «خانواده‌ی مصنوعی» از دیگر ترجمه‌های شاخص دقیقی هستند.

چه نسخه‌های دیگری از کتاب ظلمت در نیمروز منتشر شده است؟

  • کتاب ظلمت در نیمروز، ترجمه‌ی اسدالله امرایی، نشر نیماژ

بخشی از کتاب ظلمت در نیمروز

«درِ سلول پشت سر روباشف محکم بسته شد.

چند ثانیه‌ای به در تکیه داد و سیگاری روشن کرد. روی تختی که سمت راستش بود، دو پتوی نسبتاً تمیز افتاده بود و دشک کاهی را انگار تازه پُر کرده بودند. فاضلاب دستشویی در سمت چپش درپوش نداشت، ولی شیر آب کار می‌کرد. سطلِ کنار دستشویی تازه ضدعفونی شده بود و بو نمی‌داد. دیوارهای دو طرف یکپارچه از آجر بود و صدای ضربه‌ها را می‌گرفت، ولی محل ورود لوله‌های گرم‌کن و فاضلاب به دیوار را گچ گرفته بودند و صدا را خیلی خوب منعکس می‌کرد. از این گذشته، به نظر می‌رسید لوله گرم‌کن خودش هادی صدا باشد. لبه پایین پنجره هم‌سطح چشم بود و برای دیدن حیاط لازم نبود خودش را از میله‌ها بالا بکشد. تا این‌جا همه‌چیز مرتب بود.

خمیازه کشید، پالتوَش را درآورد، لوله‌اش کرد و به جای بالش روی دشک گذاشت. به حیاط نگاه کرد. برف در روشنایی مضاعفِ ماه و چراغ‌های برق به زردی می‌زد. دورتادور حیاط، کنار دیوارها، مسیر باریکی را برای ورزش روزانه پارو کرده بودند. هنوز سپیده نزده بود؛ با وجود روشنایی چراغ‌های برق، ستاره‌ها در آن هوای سرد می‌درخشیدند. روی باروی دیوار بیرونی، روبه‌روی سلول روباشف، سربازی تفنگ بردوش آن صد قدمِ مألوف را می‌رفت و می‌آمد؛ در هر قدم، پایش را چنان بر زمین می‌کوفت که گویی رژه می‌رفت. نور زردرنگ چراغ‌ها گهگاه روی سرنیزه‌اش می‌درخشید.»

معرفی این کتاب در تاریخ ۱۴ خرداد ۱۴۰۵ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب ظلمت در نیمروز و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابظلمت در نیمروز
عنوان در زبان مبدأDarkness at Noon
موضوعرمان، داستان تاریخی، داستان خارجی
نویسندهآرتور کوستلر
مترجممژده دقیقی
انتشاراتنشر ماهی
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۱/۰۱/۰۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۷۸ مگابایت
شابک۹۷۸-۹۶۴-۲۰۹-۱۳۲-۴
تعداد صفحه‌ها۲۴۸ صفحه
قیمت کتاب۱۲۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

A L I
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۴/۰۷

شاهکار، شاهکار، شاهکار! چطور میشه اینقدر پرمغز، خواندنی و استادانه، یک رمان سیاسی نوشت بدون اینکه خواننده از ادامه دادنش دلسرد بشه؟ چطور میشه از یک سلول زندان، چند شخصیت و چند فلاش بک شاهکار ساخت؟ آیا میشه به کوستلر لقب پیامبر رو...بیشتر

۰
امیرحسین ابراهیمی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۷/۲۴

یکی از زیباترین رمان های ضدکمونیستی است که خوانده ام. رمان عمیق، پرمغز و تکان دهنده ای است. نویسنده خود کمونیستی دواتشه بوده و بعد دادگاه های نمایشی استالین به ایدئولوژی سابقش پشت کرده و متاثر از تجربیات شخصی اش...بیشتر

۰
دختر بارون
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۰/۰۶

"تا کی باید گام‌های آزادی بر سنگ گورها فرود آید؟ استبداد نقاب از چهره برداشته، با سر برافراشته بر اجساد ما گام‌های بلند بر‌می‌دارد." ظلمت در نیمروز، تجسم این جمله معروفه که: انقلاب فرزندان خود را می‌بلعد! کوستلر به زیبایی، کشمکش بین منطق و...بیشتر

۰
دختر کتابخوان
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۰/۰۱

ظلمت در نیمروز داستان بی‌شمار افرادیست که در متنِ انقلاب اکتبر حضور داشته‌اند، برای شکل گیری و قدرت یافتن کمونیسم از هیچ تلاشی فروگذار نکرده‌اند و در نهایت به بی‌رحمانه‌ترین شکل حذف و به تاریخ پیوسته‌اند.ظلمت در نیمروز داستان روباشف،...بیشتر

۰
کاربر 3570585
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۸/۲۰

به بهترین شکل ممکن آرتور کوستلر مارو با طرز فکر های حاکم بر ذهن مردم در جماهیر شوروی آشنا میکنه . جوری که انگار داری به صداهای داخل سر خودت گوش میدی ... اون تویی که داره توی سلول شش...بیشتر

۰
Mobina Kamali
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۷/۲۵

این کتاب یکی از برجسته ترین آثار ادبی در مورد حکومت دیکتاتوری توتالیتره، به خصوص دوره استالینیسم در اتحاد جماهر شوروی. داستان نیکلای روباشوف، یکی از اعضای برجسته حزب کمونیست که به خیانت متهم شده و توسط همون رژیمی که...بیشتر

۰
سروش
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۳/۰۳

این کتاب را به کلیه دوستان توصیه می کنم. بشدت بینش افزا و روشنگر است

۰
Mo0onet
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۱/۱۹

محشر است .

۰
نگین
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۱۸

با چه منطقی‌ تو دسته سوررئالیسم قرارش دادید؟؟

۰
کاربر ۴۱۰۵۵۶۳
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۶/۰۱

بی نظیر و تاثیر گذار بین کتاب های سیاسی هم رده و حتی بسیار معروف و محبوب مثل آثار اورول درخشانه و به شخصه ارتباط بیشتری باهاش برقرار کردم . قسمت های بسیار زیادی ازش هست که بار ها و بارها...بیشتر

۰
Somayeh Saeidi
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۱/۲۶

کتاب خیلی خوبی بود چه ترجمه ی عالی و روانی داشت و خواندنش حتما توصیه می شود

۰
شیما.بیات
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۳/۰۵

ترکیب عالی اطلاعات تاریخی و انتقادهای سیاسی با فلسفه و فردیت. روایت هم بسیار جذاب و ریزبینانه هست

۰
Maryam Afraanfar
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۰۲

با حال و احوالی که امروز هممون توی کشورمون داریم خوندن این کتاب مثل دیدن تاریخ زنده‌س. البته با وضعیتی که هممون کم و بیش داریم، ما سنگریزه‌های دیوار سالن تئاتریم تا تماشاچی. باشد که هدف والاشون، وسیله‌های مخلص و...بیشتر

۰
mary
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۱۵

این کتاب رو با ترجمه ی اسداله امرایی خوندم... و واقعا بی نظیره، مخصوصا تو این روزها واقعا خوندنش توصیه میشه

۰

بریده‌هایی از کتاب

Homayoun
۱۸
تاریخ به ما آموخته که غالبآ دروغ بیش‌تر به کارش می‌آید تا حقیقت، زیرا انسان تنبل است و، پیش از هر مرحله از رشد و تکامل، باید چهل سال او را در بیابان هدایت کرد. و در بیابان باید با وعده و وعید و تهدید، با ترس‌ها و تسلاهای خیالی، او را به پیش راند تا زودهنگام به استراحت نپردازد و سرِ خود را به پرستش گوساله‌های طلایی گرم نکند. ما تاریخ را کامل‌تر از دیگران آموخته‌ایم. انسجام منطقی افکارمان ما را از همه آن‌های دیگر متمایز کرده است. می‌دانیم که تاریخ برای فضیلت ارزشی قائل نیست، و جنایت‌ها مکافات نمی‌شوند؛ ولی هر خطایی عواقب خود را دارد که دامن هفت نسل را می‌گیرد. از همین‌رو، تمام تلاش خود را بر پیشگیری از خطا و نابودکردن نطفه‌های آن متمرکز کردیم. در طول تاریخ، هیچ‌گاه گروهی چنین معدود تا این حد بر آینده بشر مسلط نبوده است. هر فکر غلطی که دنبال می‌کنیم، جنایتی است که در حق نسل‌های آینده مرتکب می‌شویم. درنتیجه، افکار غلط را باید همان‌گونه مجازات کنیم که دیگران جنایت را مجازات می‌کنند: با مرگ. ما را دیوانه می‌پنداشتند، چون هر فکری را تا رسیدن به نتیجه نهایی پی می‌گرفتیم و براساس آن عمل می‌کردیم.
casper
۱۳
این قرنْ بیمار است. ما بیماری و علت‌هایش را با دقتِ میکروسکوپی تشخیص دادیم. ولی هرجا که چاقوی شفابخش را فروبردیم، زخم تازه‌ای سر باز کرد. نیت ما جدی و پاک بود. مردم می‌بایست دوستمان داشته باشند، ولی آن‌ها از ما متنفرند. چرا این‌قدر نفرت‌انگیز و منفوریم؟ ما برای شما پیام‌آور حقیقت بودیم، ولی حقیقت در دهان ما طنین دروغ داشت. برایتان آزادی به ارمغان آوردیم، ولی این آزادی در دست‌هایمان به شلاق بدل شد. به شما وعده حیات و زندگی دادیم، ولی صدایمان به هرجا که رسید، درخت‌ها خشکیدند و خِش‌خِش برگ‌های خشک بلند شد. از آینده به شما نوید دادیم، ولی زبانمان الکن بود و عربده کشیدیم....
دختر بارون
۱۲
آرزویش این است که بی‌گناهی‌اش را ثابت کند. هنوز هم با ساده‌دلی فکر می‌کند که گناهکار یا بی‌گناه‌بودنِ او واقعآ تفاوتی ایجاد می‌کند و خبر ندارد که، درواقع، منافع بالایی‌ها به خطر افتاده.
amirata
۱۰
در زندان، هیچ‌چیز بدتر از آگاهی از بی‌گناهی خود نیست؛
دختر بارون
۸
شباهت ما به مفتشان دادگاه‌های تفتیش عقاید در این بود که نطفه‌های گناه را نه‌تنها در کردار انسان‌ها، بلکه در افکارشان خفه می‌کردیم. هیچ حریم خصوصی را، حتی درون جمجمه انسان، نمی‌پذیرفتیم.
ایمان
۷
«هرگاه موجودیت کلیسا به خطر می‌افتد، از قید احکام اخلاقی رها می‌شود. استفاده از هر وسیله‌ای برای رسیدن به هدف قداست می‌یابد، حتی مکر و نیرنگ، خیانت، خشونت، خرید و فروش امتیازات و مناصب کلیسا، زندان، مرگ. زیرا هر نظم و سامانی برای جامعه است، و فرد باید در راه مصلحت عمومی قربانی شود.» دیتریش فون نیهایم، اسقف وِردن، کتاب سوم درباره انشقاق، ۱۴۱۱ بعد از میلاد
ایمان
۶
روباشف آخرین بار که به زندان افتاده بود بارها کتک خورده بود، ولی درباره این روش فقط شایعاتی شنیده بود. یاد گرفته بود که هر درد جسمانی شناخته‌شده‌ای قابل تحمل است. اگر کسی پیشاپیش بداند که دقیقآ چه بلایی قرار است سرش بیاید، می‌تواند آن را مانند یک عمل جراحی ــ مثلا کشیدن دندان ــ تحمل کند. خبرهای واقعآ بد فقط خبرهای ناشناخته‌اند که به فرد هیچ فرصتی برای پیش‌بینی عکس‌العمل‌ها و هیچ مقیاسی برای محاسبه ظرفیت مقاومتش نمی‌دهند. و از همه بدتر ترس از این بود که آن‌موقع کاری بکنی یا چیزی بگویی که قابل جبران نباشد.
ایمان
۶
گلتکین پاسخ داد: «اگر به اهالی روستای من بگویی که با وجود انقلاب و این‌همه کارخانه، هنوز هم کندذهن و عقب‌افتاده‌اند، هیچ تأثیری روی آن‌ها ندارد. اگر به آن‌ها بگویی که قهرمان کارکردن‌اند، بهره‌وری‌شان از امریکایی‌ها هم بیش‌تر است، و همه مصائب زیر سر شیاطین و خرابکارهاست، لااقل تا حدی تأثیر دارد. حقیقت آن چیزی است که برای بشریت مفید است؛ دروغ آن چیزی است که برایش ضرر دارد. توی کتاب تاریخ فشرده‌ای که حزب برای کلاس‌های شبانه بزرگسالان منتشر کرده، تأکید شده که دین مسیحی در طول اولین قرن‌های میلادی واقعآ باعث پیشرفت بشریت شده. این موضوع برای هیچ آدم فهمیده‌ای جالب نیست که وقتی مسیح تأکید می‌کرد که پسر خدا و یک زن باکره است، حقیقت را می‌گفت یا نه. می‌گویند این داستان نمادین است، ولی روستایی‌ها قضیه را جدی می‌گیرند. ما هم حق داریم نمادهای مفیدی اختراع کنیم که روستایی‌ها جدی بگیرند.»
Mo0onet
۶
جنبش بدون هیچ ناراحتی وجدانی می‌خروشید و به‌سوی هدف خود پیش می‌رفت و جنازه غرق‌شده‌ها را در پیچ وخم مسیرش باقی می‌گذاشت. اگر کسی نمی‌توانست در آن مسیر پُرپیچ و خم همراهش شود، امواج او را می‌شستند و به ساحل می‌بردند، چون قانون جنبش همین بود. انگیزه‌های فرد برایش اهمیتی نداشت؛ وجدان او برایش مهم نبود؛ اهمیتی هم نمی‌داد که در قلب و مغزش چه می‌گذرد. از نظر حزب، تنها یک جرم وجود داشت: انحراف از مسیر تعیین‌شده؛ و تنها یک مجازات: مرگ. مرگ در این جنبش اصلا عجیب و رازآلود نبود، موضوعی مهم و متعالی هم نبود؛ راه‌حل منطقی انشعاب‌های سیاسی بود.
ایمان
۴
«کلمات گاهی باید در خدمت پنهان‌کردن واقعیات باشند. اما این امر باید به‌گونه‌ای صورت پذیرد که هیچ‌کس از آن آگاه نشود؛ یا چنانچه به آن پی ببرند، بهانه‌هایی فراهم باشد که بتوان بی‌درنگ ارائه کرد.» ماکیاولی، تعلیماتی برای رافّائلّو جیرولامی «کلام شما آری، آری، خیر، خیر باشد؛ زیرا آنچه افزون بر این گفته شود، عمل بدکار است.» انجیل متی، باب پنجم