با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
ربکا

دانلود و خرید کتاب ربکا

۴٫۳ از ۴۲ نظر
۴٫۳ از ۴۲ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب ربکا  نوشته  دافنه دوموریه  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب ربکا

رمان ربکا نوشته دافنه دوموریه، یکی از برجسته‌ترین آثار کلاسیک جهان است. بسیاری از منتقدین این اثر را، که از جین ایر تأثیر گرفته است، بهترین اثر دوموریه می‌دانند. 

از این اثر یک اقتباس سینمایی هم وجود دارد، فیلم را آلفرد هیچکاک  به تهیه کنندگی دیوید سلزنیک ساخت و توانست جوایز اسکار بهترین فیلم و بهترین فیلمبرداری را از آن خود کند. در این فیلم بازیگرانی چون سر لارنس الیویه، جوان فانتین و جودیت اندرسون ایفای نقش می‌کنند.

درباره کتاب ربه کا

سرنوشت دختر جوان، ندیمه خانم وان هاپر، با زندگی اربابش گره خورده بود. وان هاپر، زن ثروتمندی بود که تمام اوقاتش به خوشگذرانی می‌گذشت و از شهری به شهری دیگر سفر می‌کرد. روزی در یکی از همین سفرها، وان هاپر تصمیم گرفت به هتلی ییلاقی برود. طبق معمول ندیمه جوانش نیز با او رفت. دختر در هتل ییلاقی، با مرد ثروتمندی به نام ماکسیم دووینتر آشنا شد. مدتی بعد، ماکسیم از ندیمه خواستگاری کرد و او در کمال ناباوری از این درخواست، با دووینتر ثروتمند ازدواج کرد.

 آن‌ها به اتفاق به قصر ماندرلی محل زندگی دووینتر رفتند. دووینتر، پیش از این با ربه‌کا، همسر اولش که بر اثر سانحه از دنیا رفته بود در این قصر زندگی می‌کرد. پس از مدتی عروس جوان، به خاطر تعریف‌هایی که از گوشه و کنار درباره جذابیت ، مردم‌داری و شخصیت کاریزماتیک ربه کا شنیده بود، سخت مرعوب و مقهور شخصیت او شد؛ اما در نهایت فهمید ربه کا زنی که او تصور می‌کرد نبوده است.

کتاب شروعی غافل‌‌گیر کننده دارد، کتاب با این جمله شروع می‌شود که یکی از آغازهای مشهور تاریخ ادبیات است: دیشب خواب دیدم به ماندرلی برگشته‌ام.

و همه داستان را زنی روایت می‌کند که تا پایان داستان نام او را نمی‌فهمیم و صرفاً به نام خانم دووینتر شناخته می‌شود. دختر جوان پس از مدتی زندگی و بعد از نا‌امیدی های بسیار در باب رسیدن به شکل و شمایل شخصیت ربکا زن افسونگر و دوست داشتنی ماکسیم پی می‌برد ماکسیم شوهرش، همسر زیبای خود را در یک حادثه از دست نداده و در سیر داستان پرده از راز بکا برداشته می‌شود.

خواندن کتاب ربکا را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات کلاسیک جهان پیشنهاد می‌کنیم.

درباره‌ دافنه دوموریه

دافنه دوموریه در سیزدهم ماه مه ۱۹۰۷ در خانواده‌ای هنرمند در لندن متولد شد. پدرش «سرجرالد دوموریه» بازیگردانی مشهور و مدیر هنری و تهیه کننده معروف تئاتر و فرزند «جورج دوموریه» کاریکاتوریست نامی بریتانیا بود. دوموریه بعدها بسیاری از آثار خود را با الهام از اجداد و سایر اعضای خانواده‌اش خلق کرد.

دافنه دوموریه، این بانوی خلاق و خاص، با ربکا توانست به شهرت جهانی دست یابد. هم چنین در دوران خود، مورد توجه آلفرد هیچکاک بود، به گونه‌ای که آلفرد دو اثر دافنه را به فیلم تبدیل نمود. دافنه دوموریه در تاریخ ۱۹ مه ۱۹۸۹ در ۸۲ سالگی در کورن‌وال بریتانیا چشم از جهان فروبست. 

 بخشی از کتاب ربکا

بی‌تردید دیگر نمی‌توانیم به ماندرلی برگردیم. گذشته هنوز بسیار به ما نزدیک است. چیزهایی که قصد فراموش کردنشان را داشتیم، بار دیگر ظاهر شده بود و حس ترس و ناآرامی مخوفی که کم‌کم به وحشتی مبهم می‌رسید ـ و خوشبختانه امروز کمرنگ‌تر شده ـ ممکن بود یک روز صبح بار دیگر بازگردد و همراهمان شود.

او صبری خارق‌العاده دارد و هرگز، حتی با یادآوری خاطرات، شکایت نمی‌کند. اما بی‌شک ذهنش بیش از اندازه درگیر است. و من آن را از حالت سردرگمی ناگهانی‌اش تشخیص می‌دهم. گویی دستی نامرئی تمام این احساسات را از چهرۀ دوست‌داشتنی‌اش پاک می‌کنند و به‌جای آن نقابی نقاشی‌شده، سرد و رسمی، همچنان زیبا، اما خالی از حس زندگی، روی صورتش قرار می‌گیرد. آن‌گاه سیگار پشت سیگار دود می‌کند و ته‌سیگارهای قرمزش مانند گلبرگ گل سرخ، روی زمین پخش می‌شوند.

او مشتاقانه و به‌سرعت دربارۀ موضوعی کم‌اهمیت حرف می‌زند تا دردش را کمی تسکین دهد. فکر می‌کنم برخی بر این باورند که رنج‌کشیدن، انسان را نیرومند‌تر می‌کند و برای پیشرفت در دنیا باید آزمون آتش را از سر گذراند. ما هم با تمام وجود این آزمون آتش را گذرانده‌ایم. هر دو، ترس، تنهایی و اندوهی بزرگ را تجربه کرده‌ایم. فکر می‌کنم دیر یا زود در زندگی هر کسی، گرفتاری‌ای ظاهر می‌شود که باید با آن مقابله کند. ما هرکدام در وجودمان شیاطینی داریم که بارها به ما حمله‌ور شده و شکنجه‌مان می‌دهند، و چاره‌ای جز مبارزه نداریم. اما ما بر شیاطین درونی خود پیروز شده‌ایم، یا دست‌کم خودمان این‌طور فکر می‌کنیم.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۲۳)
نامدار
۱۳۹۹/۰۹/۲۵

یک کتاب اگر شاهکار ادبی هم باشه اما مترجم خوبی نداشته باشه آدم رو ترغیب به خوندن ادامه ی کتاب نمیکنه اما در این نشر ترجمه بسیار روان و قابل درک هست در مقایسه با کتابی که من از نشر دیگه

- بیشتر
reza heydarzadeh
۱۳۹۹/۰۹/۲۲

کتاب بی رحمی بود ، بهت کمک میکنه به خوبی تو ذهنت شرایط تصویر سازی کنی ولی چند بار در طول داستان مخصوصا اخرش نابودش میکنه .

maryam moradi
۱۳۹۹/۱۱/۰۹

ربکا واقعا یک شاهکاره ترجمه هم عالی بود خیلی با راوی کتاب همزاد پنداری کردم چون واقعا شخصیتش شبیه خودم بود و تمام احساسشو درک میکردم دختری که مدام خودشو دست کم میگیره شخصیت پردازی فوق العاده بود بخصوص شخصیت خانم دانورس بنظرم اوج داستان

- بیشتر
مریم
۱۳۹۹/۱۲/۱۱

ترجمه کتاب خوب و روان بود, داستانش اونقدری که میگن عالی نیست، توصیفاتش زیاده و طولانی به خاطر همین شاید گاهی کسل کننده باشه. شخصیت اصلی داستان که اسمش هم هیچ وقت معلوم نشد خیلی خوب پرداخته شده بود همیشه

- بیشتر
الهام
۱۳۹۹/۰۶/۰۹

واقعا یه شاهکار زیبا من این کتاب رو چند سار پیش خوندم ولی هنوز توذهنمه و زیباییش رو حس میکنم

Nika
۱۳۹۹/۰۶/۱۱

این کتاب یه شاهکار ادبیه ... خانم دافنه دوموریه واقعا کتابی تاثیر گذار و... نوشته

الهام
۱۳۹۹/۱۱/۰۱

یه رمان خوب،فضاسازی عالی،ترجمه روون،گاهی پر از هیجان،گاهی سکون. خوندنش برای من لذت بخش بود

matin
۱۳۹۹/۱۲/۱۷

کتاب عالیه ولی طاقچه جان کل داستانو لو دادی که.من کتابشو قبلا خوندم ولی با دیدن معرفیت حسابی لجم گرفت داستانو یه طوری معرفی کنید که مردم بخونن ولی همه ی حسن داستانو تو لو دادن داستان خراب نکنید. عشق داستان به

- بیشتر
کاربر ۱۳۸۲۸۹۴
۱۴۰۰/۰۱/۰۷

کتاب خوبی بود در کل ولی یه کم عجیب تموم میشه منتظر پایان بهتری بودم شخصیت های اصلی رو در انتها رها می کنه 😐

narges
۱۳۹۹/۱۲/۰۳

داستان ندیمه ای که با ماکسیم آشنا میشه ، وارد زندگی ش میشه و گذشته ی ماکسیم و همسر سابقش ربکا ، زندگی ندیمه رو با چالش های جدی روبه رو می‌کنه. چالش هایی که تو زندگی اکثریتمون ایجاد میشه و

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۷)
«کاش دانشمندان می‌توانستند دستگاهی اختراع کنند که خاطرات را مثل عطر توی یک بطری حفظ کنند. آن‌وقت می‌شد هر زمان که آرزو کردیم بطری را برداریم و آن لحظه را دوباره زندگی کنیم
narges
آدم‌هایی که دیگران را از روی لباس‌هایشان قضاوت می‌کنند، اهمیتی برایم ندارند.
narges
«کاش دانشمندان می‌توانستند دستگاهی اختراع کنند که خاطرات را مثل عطر توی یک بطری حفظ کنند. آن‌وقت می‌شد هر زمان که آرزو کردیم بطری را برداریم و آن لحظه را دوباره زندگی کنیم.»
Niki
فکر می‌کنم برخی بر این باورند که رنج‌کشیدن، انسان را نیرومند‌تر می‌کند و برای پیشرفت در دنیا باید آزمون آتش را از سر گذراند. ما هم با تمام وجود این آزمون آتش را گذرانده‌ایم. هر دو، ترس، تنهایی و اندوهی بزرگ را تجربه کرده‌ایم. فکر می‌کنم دیر یا زود در زندگی هر کسی، گرفتاری‌ای ظاهر می‌شود که باید با آن مقابله کند. ما هرکدام در وجودمان شیاطینی داریم که بارها به ما حمله‌ور شده و شکنجه‌مان می‌دهند، و چاره‌ای جز مبارزه نداریم. اما ما بر شیاطین درونی خود پیروز شده‌ایم، یا دست‌کم خودمان این‌طور فکر می‌کنیم. شیطان درونی ما دیگر آزارمان نمی‌دهد. بحران را گذرانده‌ایم، هرچند آسیب هم دیده‌ایم.
narges
افراد بزرگسال می‌توانند با اعتمادبه‌نفس، به‌راحتی و با صورتی خندان دروغ بگویند، اما در سنین نوجوانی و آغاز جوانی، یک فریبکاری ناچیز، هم زبان گوینده‌اش را به لکنت وا می‌دارد و هم او خود را محکوم به عذاب می‌بیند.
narges
بی‌تردید نمی‌توان برای خوشبختی قیمتی تعیین کرد، چون حسی درونی است. بی‌شک ما هم لحظاتی مملو از افسردگی داریم، اما درمقابل، لحظات دیگری هم هستند؛ لحظاتی که با دیدن لبخندش متوجه می‌شوم که با هم هستیم، کنار هم گام برمی‌داریم و هیچ اختلاف‌نظری بینمان مانعی ایجاد نمی‌کند.
narges
امروز من پشت سپر دفاعی بلوغ و پختگی هستم، خراش ناچیز روزمره دیگر تأثیر چندانی روی من ندارد و به‌زودی فراموش می‌شود. یک بی‌اعتنایی کوچک چندان ناراحتم نمی‌کند و به زخمی دردناک تبدیل نمی‌شود...
MTA

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۵۲۰ صفحه
قیمت نسخه چاپی۶۹,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۵/۲۸
شابک۹۷۸-۶۰۰-۲۵۳-۵۴۵-۰
تعداد صفحات۵۲۰صفحه
قیمت نسخه چاپی۶۹,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۵/۲۸
شابک۹۷۸-۶۰۰-۲۵۳-۵۴۵-۰