معرفی و دانلود کتاب وزارت درد + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب وزارت درد
off
٪۱۰
subscriptionAvailable

کتاب وزارت درد

نوع کتاب
۳.۶ امتیاز(از ۴۹ رأی)
انتشارات: 
نشر نو

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب وزارت درد

کتاب وزارت درد نوشته دوبراوکا اوگرشیچ با ترجمه ناهید طباطبایی و توسط نشر نو منتشر شده است. کتاب وزارت درد ماجرای استاد دانشگاهی اهل یوگوسلاوی را در دوران جنگ بالکان روایت می‌کند که مجبور به مهاجرت به هلند شده است.

درباره کتاب وزارت درد

رمان وزارت درد در سال‌های ۱۹۹۰ و در زمان جنگ های بالکان روایت می‌شود. معلمی به نام تانیا لودسیچ با شاگردانش قصد دارند از دانشگاه آمستردام و گروه زبان‌های اسلاو اجازه اقامت بگیرند.  تانیا می‌خواهد به یوگسلاو‌های ساکت آمستردام ادبیات یوگسلاوی سابق را درس بدهد و هرچه پیش می‌رود متوجه می‌شود نمی‌تواند به شکل کلاسیک این‌کار را انجام دهد پس کلاسی برپا می‌کند به‌نام «یوگونوستالژی» و در این کلاس با هم‌وطن‌هایش از خاطرات مشترک دوران نابود شده‌ی یوگسلاوی می‌گوید اما این دوران باقی نمی‌ماند و مهاجرت و پیامدهای تجزیه و جنگ روابط انسانی آن‌ها را به هم می‌ریزد.

وزارت درد ۶ بخش اصلی دارد که ۵ بخش اول ۳۱ فصل دارد و بخش پایانی هم سخن آخر نام دارد.

زبان کتاب نرم و طنزگونه است و داستان با سرعت خوبی پیش‌ می‌رود، خواننده حس نمی‌کند دنیای شخصیت‌ها را نمی‌شناسد بلکه با تک‌تک آن‌ها هم‌ذات پنداری می‌کند.

خواندن کتاب وزارت درد را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

برای کسانی که در خاورمیانه زندگی می‌کنند جنگ و تنش تکرار هرروزه است این کتاب برای تمام این افراد دنیایی مشترک را می‌سازد و رنج مشترک انسان‌ها را نشان می دهد. پس خواندنش را به همه پیشنهاد می‌کنیم

درباره دوبراوکا اوگرشیچ نویسنده وزارت درد

دوبْراوْکا اوگْرِشیچ در ۲۷ مارچ ۱۹۴۹ در کوتینا، جمهوری سوسیالیستی کرواسی، جمهوری فدرال سوسیالیستی یوگسلاوی متولد شد. او دانش‌آموخته فلسفه دانشگاه زاگرب است. دوبراوکا اوگرشیچ اکنون در هلند زندگی می‌کند. او ۲۰ سال در انستیتو ادبیات این آمستردام فعالیت داشته‌است. از آثار او می‌توان از فرهنگ دروغ‌ها، موزهٔ تسلیم بی‌قید و شرط، شخصیتت را به من قرض بده، خانهٔ هیچ‌کس و بابا یاگا یک تخم گذاشته نام برد.

دوبراوکا اوگرشیچ در مقاله‌های خود با تجزیه و تحلیل‌های عقلانی آن دسته از مسایل روز را که به انسان‌ها مربوط می‌شود بررسی می‌کند. او در کتاب «فرهنگ کارائوکه» دنیای مدرن دیجیتال را با تمام آشفتگی‌ها و خطاهایش توصیف می‌کند و با بیان مثال‌های کوچک نشان می‌دهد که این رسانه‌های افسارگسیخته نوین به چه سمت و سویی حرکت می‌کنند. نوشته‌های  این نویسنده ساده و قابل‌فهم با طنزی ظریف است. او جوایز بسیاری برده است از جمله جایزه هانریش بل، جایزه فرینیا، جایزه تیپتری، ژان امری، جایزه ملی اتریش برای ادبیات اروپایی و ...

بخش‌هایی از کتاب وزارت درد

بعد از آن که جلای وطن کردیم آپارتمانمان آپارتمان من و گوران_ در زاگرب را ارتش کرواسی مصادره کرد و خانواده یک افسر کروات آن را صاحب شد. پدر گوران سعی کرده بود وسایل خانه، دست‌کم کتاب‌هامان را، از آپارتمان خارج کند اما نتوانست. هرچه باشد گوران صرب بود و لابد من هم «پتیاره صرب» بودم. دوران، دوران انتقام‌جویی بی‌رحمانه ناشی از سیه‌روزی همگانی بود و مردم از هرکه می‌توانستند، و اغلب از مردم بی‌گناه، انتقام می‌گرفتند.

با این‌همه، جنگ کارهامان را بهتر از آن‌چه به‌تنهایی از عهده‌مان برمی‌آمد فیصله داد. گوران که با این عزم راسخ زاگرب را ترک کرده بود که «به دوردست‌ترین جایی که می‌شد برود» درواقع از آن سوی دنیا سردرآورد.

 

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب وزارت درد و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابوزارت درد
موضوعرمان، داستان خارجی
نویسندهدوبراوکا اوگرشیچ
مترجمنسرین طباطبایی
انتشاراتنشر نو
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۸/۰۸/۱۳
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۲.۱۹ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۴۹۰۰۵۹۱
تعداد صفحه‌ها۳۲۰ صفحه
قیمت کتاب۱۸۹۰۰۰ تومان
برچسبباشگاه کتاب‌خوانی ازتا
نسخۀ صوتیخرید کتاب صوتی وزارت درد

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

صبا بانو:)
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۱/۱۴

این کتاب درباره خانمی اهل یوگوسلاوی سابق است که پس از شروع جنگ و درگیری در کشورش و در دوران گذار از حکومت کمونیستی یکپارچه به سمت فروپاشی کشور و ایجاد حکومت‌های جمهوری متکثر، از "وطن" به همراه همسرش مهاجرت...بیشتر

۹
Sarab
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۱/۲۵

کتاب جذابیه و به راحتی میشه تا آخر خوند و خسته نشد. ترجمه ضعیفه. نمیدونم از زبان اصلی ترجمه شده یا از انگلیسی. بنظر میاد از انگلیسی. بعضی کلمات ساده غلط ترجمه شده. همون صفحه اول تابلوی شیشه ای رو...بیشتر

۰
Zahra Abdolahi
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۴/۱۳

موضوع کتاب و نوع روایت جالب توجه است؛ اما متاسفانه متن روانی ندارد که دنبال کردن روایت را قدری مشکل می کندـ غلط های چاپی زیادند و گاهی مجبورید متن را حدس بزنید! اما با همه اینها، کتاب به خوبی سرگشتگی...بیشتر

۰
fateme
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۰۱/۲۱

یک کتاب در مورد جنگ یوگسلاویه، عواقب و تأثیراتی که جنگ بر آوارگان جنگی در کشورهای دیگه گذاشته، این کتاب رو همه نمیپسندن، یه داستان یا رمان واقعی محسوب نمیشه، سبک خاصیه، مثل یه فیلم مستنده

۰
Márma
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۶/۰۷

کتاب خوبیه و مثل همه ی فروپاشی ها تلخ

۰
یونا
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۹/۰۳

کتاب در مورد مهاجران است.مهاجرانی که کشورشان پاره پاره شده و سرگردان، بی گذشته و آینده در روزگاری سرشار از تحقیر و اندوه گرفتارند. ترجمه کتاب خوب بود.حس خوبی به من داد.اشتباهات تایپی در بعضی صفحات، آزاردهنده بود. کتاب را دوست داشتم

۰
آدینه
۱۳۹۹/۰۵/۲۰

کاش به صورت صوتی هم‌ منتشر بشه

۰
کتایون
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۳۰

کتاب بسیار ارزشمندی است.یه حس هایی رو تو جودت به یادت میاره که همیشه همراهت بودن و نمی‌دیدیشون.کتابی صمیمی و دوستداشتنی بود برای من.

۰
AS4438
مطمئن نیستم.
۱۴۰۰/۰۶/۲۵

من دوست نداشتم، باگوشی تقریبن ۵۰۰ صفحه اول جذبم نکرد، سلیقه من نبود شاید درفرصتی دیگرتا آخرش بخوانم.

۰
ف
مطمئن نیستم.
۱۴۰۰/۰۲/۱۴

در مورد چند نفره که از اروپای شرقی وارد اروپای غربی شدند و دارند دوباره زندگیشونو میسازند. با ترجمه اصلا ارتباط برقرار نکردم و بنظرم داستان منسجم نبود و کلا دوستش نداشتم با اینکه بریده های قشنگی میشد از توش...بیشتر

۰
solmaz Naderali
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۱۸

بهترین کتاب ممکن برای بهار ۱۴۰۵

۰
حسن باشی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۱/۲۴

سخته اگه آدم مال کشوری باشه که اون کشور دیگه وجود خارجی نداشته باشه. یوگوسلاوی چند تکه شد و آدمهاش یه جورایی بی هویت ، از هم متنفر و دیگه کسی اهل اونجا نیست. کتاب خوبی بود . مخصوصا برای...بیشتر

۰
کاربر 1455687
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۰۹/۱۵

کتاب آنقدر بد تبدیل به ای‌پاب شده بود و آنقدر غلط تایپی داشت که نتونستم بخونمش!

۰
ELNAZ
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۵/۰۲

یوگوسلاوی سابق بر اثر اختلافات فرهنگی و زبانی شدید تجزیه شد، خانم اوگرشیچ که در این کتاب داستان خود را روایت می‌کند، مدرس زبان‌های اسلاوی در دانشگاه هلند است، جایی که او را با مردمانی آشنا می‌کند که آن‌ها نیز...بیشتر

۰
حسام
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۳/۲۷

بی‌نظیر

۰

بریده‌هایی از کتاب

نازنین بنایی
۳۰
«زخم‌ها داغ‌ترین کالاهای صادراتی ما هستند.»
نازی
۱۸
مردم می‌گفتند: «این جنگ من نیست!» و جنگ ما نبود. اما درعین‌حال جنگ ما بود. چون اگر جنگ ما هم نبود حالا اینجا نبودیم. چون اگر جنگ ما بود باز هم اینجا نبودیم.
نازی
۱۴
زبانمان، یگانه گنج جانمان را، در چمدان کنار آلبوم خانوادگی جا دادیم و رفتیم تا با دشمنان موهوم، با آسیاهای بادی که پره‌هاشان هوای سرد هلند را می‌شکافد بجنگیم.
نازنین بنایی
۱۱
هوا بوی مرگ می‌داد
راوی
۹
(«ادبیات نقاشی ذهن است، ترانه روح است.»)
نازنین بنایی
۸
کروات‌ها کروه، (Kruh) صرب‌ها هلب (hleb) و بوسنیایی‌ها هلیب (hljeb) می‌خوردند: واژه معادل نان در سه زبان متفاوت، اما اسمرت (smrt) به معنی مرگ در هر سه یکی بود.
نازی
۸
مردم می‌گفتند: «این جنگ من نیست!» و جنگ ما نبود. اما درعین‌حال جنگ ما بود. چون اگر جنگ ما هم نبود حالا اینجا نبودیم. چون اگر جنگ ما بود باز هم اینجا نبودیم.
شالی
۵
«مردم ما» رد نامرئی سیلی بر چهره داشتند
نازنین بنایی
۴
«انتظار داری در "وطن؛ چی پیدا کنی؟» «وحشت پشت وحشت.» «و اینجا چه داری؟» «نبود وحشت.» «از نظر خیلی‌ها همین دلیل قانع‌کننده‌ایست برای اینجا ماندن.»
Shadi
۴
تصویر درم جوان یاهدرچ‌هیس که در بحر یک کتاب درسی هلندی برای نایجراخ فرو رفته و پاک‌کن ته مدادی را مثل سقز می‌جود.