با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
چشمهایش

دانلود و خرید کتاب چشمهایش

۴٫۱ از ۵۷۸ نظر
۴٫۱ از ۵۷۸ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب چشمهایش  نوشته  بزرگ علوی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب چشمهایش

کتاب چشمهایش یکی از مهم‌ترین آثار بزرگ علوی از نویسندگان برجسته ادبیات فارسی است. چشمهایش به زندگی یک مبارز سیاسی به نام استاد ماکان و نقاشی مرموز او از چشم‌های یک زن، می‌پردازد. طرح کلی داستان با کنار هم قرار دادن قطعات پراکنده یک ماجرا نوشته شده است.

نشر نگاه کتاب چشم‌هایش را که برای اولین بار در سال ۱۳۵۷ چاپ شده است، منتشر کرده است.

درباره‌ی کتاب چشم‌هایش

کتاب چشم‌هایش از آثار معدود زبان فارسی است که در مرکز آن یک زن با تمام عواطف و ارتعاشات روانی و ذهنی قرار گرفته است. استاد ماکان- نقاش بزرگ -که یک مبارز سیاسی علیه دیکتاتوری رضا شاه است، در تبعید می‌میرد. یکی از آثار باقی‌مانده از او پرده‌ای است به‌نام چشم‌هایش؛ چشم‌های زنی که گویا رازی را در خود پنهان کرده است.

راوی داستان که ناظم مدرسه و نمایشگاه آثار استاد ماکان است، سخت کنجکاو است راز این چشم‌ها را دریابد. بنابراین سعی می‌کند زن در تصویر را بیابد و از ارتباط او با استاد ماکان بپرسد. پس از سال‌ها، ناظم زن مورد نظر را می‌یابد و در خانه او با هم گفت‌وگو می‌کنند. زن به او می‌گوید که او دختری از خاندانی ثروتمند بوده و به خاطر زیبایی‌اش توجه مردان بسیاری را جلب خود می کرده اما آن‌ها برای او سرگرمی‌ای بیش نبودند و تنها استاد ماکان بود که توجهی به زیبایی و جاذبه‌اش نداشته است. زن برای جلب توجه استاد با تشکیلات مخفی سیاسی زیر نظر استاد همکاری می‌کند اما استاد نه فداکاری او را جدی می‌گیرد و نه احساسات و عشق او را درمی‌یابد. در آخر استاد از سوی پلیس دستگیر می‌شود و زن به درخواست ازدواج رییس شهربانی که از خواستاران قدیمی او بوده‌ است، به شرط نجات استاد از مرگ، پاسخ مثبت می‌دهد. استاد به تبعید می‌رود و هرگز از فداکاری زن آگاه نمی‌شود. در تبعید پردهٔ چشمهایش را می‌کشد، چشم‌هایی که زنی مرموز اما هوس‌باز و خطرناک را نمایان می‌کند.زن می‌داند که استاد هرگز او را نشناخته و این چشم‌ها از آن او نیست.

هنوز بر سر اینکه داستان از زندگی کمال‌الملک الهام گرفته شده است یا زندگی تقی ارانی، اختلاف نظر وجود دارد.

کتاب چشم‌هایش را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

کتاب چشمهایش از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین آثار داستانی فارسی معاصر است. اگر به دنبال اثری خوب و قوی از نویسندگان مطرح می‌گردید، خواندن کتاب چشم‌هایش برایتان جذاب است.

درباره‌ی بزرگ علوی

بزرگ علوی در ۱۳ بهمن ماه ۱۲۸۳ در تهران متولد شد. نام کامل او سیّد مجتبیٰ آقابزرگ علوی است. او نویسنده واقع‌گرا، سیاست‌مدار چپ‌گرا، روزنامه‌نگار نوگرا و استاد زبان فارسی ایرانی است که به همراه صادق هدایت و صادق چوبک از پدران داستان نویسی نوین به شمار می‌رود. بزرگ علوی تحصیلاتش را در زمینه علوم تربیتی و روانشناسی در دانشگاه آلمان به پایان برد و مدتی در مدرسه صنعتی شیراز زبان آلمانی تدریس می‌کرد. به دلیل پیروی از کمونیسم محاکمه شد و مدتی را در زندان به سر برد. او از اعضای حزب توده و بنیانگذاران آن است. بزرگ علوی دوستی و صمیمیتی با صادق هدایت داشت که با پیوستن مجتبی مینوی و مسعود فرزاد به جمعشان، جمع ربعه را تشکیل می‌داد. از آثار مشهور بزرگ علوی می‌توان به چمدان، میرزا، سالاری‌ها، گیله مرد و چشم‌هایش اشاره کرد. علوی در ۲۱ بهمن ۱۳۷۵ چشم از دنیا فرو بست.

جملاتی از کتاب چشم‌هایش

همه‌چیز این صورت عادی بود: پیشانی بلند، بینی کشیده و قلمی، چانه باریک، گونه‌های استخوانی، زلف‌های ابریشمی، لب‌های باریک، جمعا اثر خاصی در بیننده باقی نمی‌گذاشتند.

صورت از آن زن بسیار زیبایی بود، اما آن چیزی که تماشاچی را مبهوت می‌کرد، زیبایی صورت نبود، معما و رمز در خود چشم‌ها بود. چشم‌ها باریک و مورب بودند. گاهی برعکس تخیل بیننده زنی را جلوه‌گر می‌ساخت که دارد با این نگاه نقاش را زجر می‌دهد. آن وقت تنفر انسان برانگیخته می‌شد، در صورتی که دوستان و نزدیکان استاد معتقد بودند که در زندگی او زن هیچ وقت نقشی نداشته است.

تنها یک زن گویی مدتی مدل نشسته بوده و از آن زن نه صورتی در دست است و نه آثار نقاشی شبیه او دیده می‌شود.

وقتی او را از تهران تبعید کردند، مجرد بود. کسی سراغ نداشت که زنی در زندگی او اثری باقی گذاشته باشد. سه سال و خرده‌ای در کلات به سر برد و آنجا مرد. در یکی دو روز اول روزنامه‌ها این حادثه مهم را اصلاً قابل توجه ندانستند. فقط در روزنامه رسمی دولتی با دو سطر اشاره به مرگ استاد شد. ناگهان همه اشک تمساح ریختند و از غروب یک ستاره درخشان در افق هنر ایران سخن گفتند.

اِیْ اِچْ|
۱۳۹۹/۰۹/۱۷

یه مدته به سندروم دوست نداشتن کتاب‌های محبوب مبتلا شدم😄 از وقتی نوجوون بودم تعریف چشم‌هایش رو میشنیدم، با دو بار استارت ناموفق و همون صفحات اول رها کردن کتاب مواجه شدم و شرم از اینکه یه اثر محبوب رو خوشم

- بیشتر
Hosein Sargoli
۱۳۹۶/۱۱/۳۰

میشه سطحی خوندش، میشه عمیق خوندش، میشه عاشق بودو عشقشو دید، میشه سیاسی بودو جنبه‌ی اعتراضیش رو دید میشه هنرمند بود و مفهوم تابلوهای ماکان رو از دل کلمات بیرون کشید در کل حیفه این کتاب و همه کتابهای خوب ک

- بیشتر
Negar.hsp
۱۳۹۷/۰۳/۰۲

اون دوستی که گفتن کتاب خوبی نیست به نظرم درست گفتن ولی فقط برای قشری خوب نیس ک تازه دارن استارت کتابخونی رو میزنن و گرنه این کتاب برای بقیه آدما عالیه،من همین کتاب و از همین انتشاراتی ولی چاپیشو خوندم،بدون

- بیشتر
🅳︎.🅼︎🅰︎🅻︎🅵︎🅾︎🆈︎
۱۳۹۹/۰۵/۲۶

شروع کتاب خوب بود ولی با جلو رفتن کتاب خیلی جاها خسته کننده میشد و مخاطبو واقعا کسل میکرد بنظر من میتونست کوتاه تر هم باشه و زیاد به حاشیه ها نپردازه در کل : خیلی بد نبود ولی نسبت

- بیشتر
ماهی
۱۳۹۸/۰۸/۰۸

عاشقانه ای در دل جریانات سیاسی و اجتماعی زمان حکومت رضا شاه فضای داستان طوری بود که هم دلدادگی و فداکاری رو زیبا به تصویر کشیده بود و هم جریانات سیاسی آن زمان را به خوبی روایت می کرد.👌 ((چشمهایش ))حکایت چشم

- بیشتر
ــسیّدحجّتـــ
۱۳۹۸/۰۲/۰۵

ممنون از طاقچه به خاطر این هدیه‌ی با ارزش (بعد از مطالعه، نظرم رو ویرایش می‌کنم)

فاطمه
۱۳۹۸/۰۲/۰۵

با تشکر از اینکه همزمان با نمایشگاه کتاب اینقدر مفید عمل کردید

♡Fatemeh♡
۱۳۹۹/۰۵/۱۳

من نسخه چاپیش رو خوندم ولی اصلا کشش لازم رو نداشت که تا اخر تمومش کنم! نمیدونم چرا اینقد ازش تعریف میکنن در کل دوست نداشتم

farez
۱۳۹۶/۱۲/۲۴

یه نظر بود که می گفتن در مورد کمال الملک نوشته شده اکر اشتباه نکنم. خیلی سال پیش خوندمش که گمانم بدون سانسور بود. رمان ایرانی خوب و پرکششی بود. یه جور عواطفی توش بود مع معمولا بصورت تصویری فقط

- بیشتر
گابو
۱۳۹۶/۱۱/۱۷

در شهر کوران،یک چشمی شاه است.....فوق العادس

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۲۶۱)
دختر، اینطور به من نگاه نکن! این چشم‌های تو بالاخره مرا وادار به یک خبط بزرگی در زندگی خواهد کرد.» گفتم: «این خبط شما آرزوی من است.»
Pariya
«در چشم‌های من دقیق‌تر نگاه کن! جز تو هیچ چیزی در آن نیست.»
مادر بزرگ علی💝
اگر بخواهی چیزی از آب دربیایی، نباید از میدان دربروی. ملا شدن چه آسان، آدم شدن چه مشکل!
ati
شاید همین دردی که امروز تحمل می‌کنی، راه نجات تو باشد. برای اینکه هنرمند بشوی، باید حتما انسان باشی.
ati
به من گفت: «دختر، اینطور به من نگاه نکن! این چشم‌های تو بالاخره مرا وادار به یک خبط بزرگی در زندگی خواهد کرد.» گفتم: «این خبط شما آرزوی من است.»
بگذر شبی به خلوت این همنشینِ درد🌺
خودم می‌دانم که این عشق به ناکامی منتهی خواهد شد.
اِیْ اِچْ|
گفت: «دختر، اینطور به من نگاه نکن! این چشم‌های تو بالاخره مرا وادار به یک خبط بزرگی در زندگی خواهد کرد.» گفتم: «این خبط شما آرزوی من است.»
ماهی
گاهی آدم نادانسته دنبال چیزی می‌رود، وقتی آن را پیدا نمی‌کند، اصلاً خود را گم شده احساس می‌کند.
حانیه نصرالهی
کی جرأت داشت علنا بگوید که فلان چیز بد است، مگر ممکن می‌شد که در کشور شاهنشاهی چیزی بد باشد.
🌟 najme🌟
معلوم نیست کی به شهرداری گفته بود که خیابان‌های فرنگ درخت ندارد، تیشه و اره به دست گرفته و درخت‌های کهن را می‌انداختند.
🌟 najme🌟

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۷۲ صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۵,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۷۲/۰۱/۰۲
شابک۹۷۸-۹۶۴-۶۷۳۶-۵۹-۷
تعداد صفحات۲۷۲صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۵,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۷۲/۰۱/۰۲
شابک۹۷۸-۹۶۴-۶۷۳۶-۵۹-۷