معرفی و دانلود کتاب خورشید همچنان می‌دمد + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب خورشید همچنان می‌دمدsubscriptionAvailable

کتاب خورشید همچنان می‌دمد

نوع کتاب
۳.۲(از ۲۸ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
ارنست همینگوی، احسان لامع
انتشارات: 
انتشارات نگاه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب خورشید همچنان می‌دمد

«خورشید همچنان می‌دمد» اولین رمان نویسنده سرشناس آمریکایی و برنده نوبل ادبی، ارنست همینگوی (۱۹۶۱-۱۸۹۹) است.

داستان این کتاب روایت زندگی روشنفکران و نویسندگان پس از جنگ جهانی اول است. چند داستان‌نویس که زمانی در جبهه‌های جنگ جهانی اول می‌جنگیدند و شاهد کشته شدن میلیون‌ها سرباز و مردم بی‌گناه بوده‌اند، تصمیم می‌گیرند تا برای پر کردن خلا زندگی و فراموش کردن مصیبت‌های جنگ به مسافرت بروند و زندگی را با خوشی بگذرانند و در نهایت در می‌یابند که آنها نسلی تباه شده هستند.

داستان در دهه ۱۹۲۰ در پاریس آغاز می‌شود. جیک بارنز روزنامه‌نگار و سرباز سابق جنگ جهانی اول در پاریس زندگی دربه‌دری را سپری می‌کند. او عاشق لیدی برت اشلی، زنی که شوهرش را در جنگ از دست داده بود، می‌شود. اما به دلیل مصدومیت جنگی که او را از نظر جنسی دچار مشکل کرده بود، آن دو نتوانستند ارتباط عاطفی خود را حفظ کنند و برت با مرد تاجری به نام مایکل کمبل نامزد می‌کند. در این میان دوست صمیمی جیک که زمانی قهرمان بوکس بود، پس از آشنایی با برت عاشق وی می‌شود. این چهار نفر به‌اتفاق هم برای تماشای جشن سالانه سان‌فرمین راهی اسپانیا می‌شوند و در آنجا برت عاشق جوان گاوباز می‌شود...

آن چه این اثر ارنست همینگوی را متعالی نشان می‌دهد، توصیف دقیق شخصیت‌ها در دنیایی است که مدام درگیر حوادث می‌شوند، اما احساس می‌کنند که نیازهای آنان برآورده نیست. شخصیت‌های اثر همینگوی در جستجوی مداوم خود برای یافتن لذت و خوشی و همچنین در طلب آرمان‌های جدید و جایگزین کردن آنان به جای آرمان‌های قدیمی از دست رفته، اشتیاق فراوانی را برای پیوستن به نوعی نظام جهانی نشان می‌دهند.

بخش کوتاهی از کتاب:

صاف نشسته بود. دستم را پشت گردنش انداخته بودم و او به دستم تکیه داده بود و هر دو ساکت بودیم. طوری به چشمان من نگاه می‌کرد که این سؤال را در ذهن من متبلور می‌شد که آیا واقعاً با چشمان خودش می‌نگرد. ممکن است بعد از این‌که چشم‌ها نگاه خود را از دنیا بردارند، چشمان او این نگاه را ادامه دهد. او طوری نگاه می‌کرد که گویی در این کره خاکی هیچ کس این‌طور نگاه نمی‌کند و حقیقت این بود که از خیلی چیزها می‌ترسید.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب خورشید همچنان می‌دمد و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:خورشید همچنان می‌دمد
عنوان انگلیسی:The sun also rises
موضوع:رمان، داستان خارجی
نویسنده:ارنست همینگوی
مترجم:احسان لامع
انتشارات:انتشارات نگاه
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۸۹/۰۱/۰۲
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۲.۷۶ مگابایت
شابک:-۹۷۸-۹۶۴-۳۵۱-۵۶۸-۳
تعداد صفحه‌ها:۳۰۸ صفحه
قیمت کتاب:۸۵۰۰۰ تومان
برچسب:داستان آمریکایی، برنده نوبل، پرفروش‌ترین‌های نیویورک تایمز

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Mohammad Hossein Khamesian
توصیه نمی‌کنم.
۱۳۹۹/۰۱/۲۰

ترجمه افتضاح است. همینگوی به نثر زیبایش زبانزد است. آقای لامع اگر همین الان در امتحان انشای دبیرستان محل سکونتش شرکت کند تجدید خواهد شد!

۱
خورشید
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۰۴/۱۷

ترجمه‌ی خوبی نیست. انگار ناشر ویراستار نداشته.

۰
Mahtab Sep
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۰۲/۰۳

طاقچه عزیز خواهشا هر ترجمه افتضاحی پیدا میکنید نیارید بذارید تو بینهایت بخدا ما هم پول اشتراک میدیم چهار تا کتاب درست درمون بذارید خب

۰
shahrd
۱۳۹۷/۰۹/۱۰

چاپیش رو خوندم متوسط بود توی کارای همینگوی

۱
Feri
مطمئن نیستم.
۱۴۰۲/۰۵/۲۷

ترجمه اونقدرها هم بد نبود . اوایل داستان چون خیلی شخصیت و توصیف داشت گیج کننده بود ولی بعدش بهتر شد . در کل از نظر محتوا داستان خوبی نبود و حرف خاصی برای گفتن نداشت . ولی از نظر...بیشتر

۰
شراره
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۰۵/۱۱

سانسوری خیلی زیاد داشت و خب به پختگی اثار بعدی نویسنده نبود که خب طبیعیه چون اولین کتابش بوده

۰
raika.note
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۰۴/۱۵

روان و جذاب نیست مشخصه اولین رمان ه یه نفره! حوصله سر بره ،

۰

بریده‌هایی از کتاب

پویا پانا
۱۳
«من توی محیط مذهبی حال خیلی بدی دارم، احساس بدی به‌ام دست می‌ده.»
پویا پانا
۱۱
خیلی راحت است که آدم موقع روز به همه‌چیز بی‌اعتنا باشد، اما شب همه‌چیز فرق می‌کند.
پویا پانا
۸
«ما می‌خوایم افسار زندگی‌مون دست خودمون باشه.»
Mohammad reza Gholami
۶
طوری به چشمان من نگاه می‌کرد که این سؤال را در ذهن من متبلور می‌شد که آیا واقعاً با چشمان خودش می‌نگرد. ممکن است بعد از این‌که چشم‌ها نگاه خود را از دنیا بردارند، چشمان او این نگاه را ادامه دهد. او طوری نگاه می‌کرد که گویی در این کره خاکی هیچ کس این‌طور نگاه نمی‌کند
پویا پانا
۳
گور بابای هرچی زن است.
پویا پانا
۳
زن‌ها برای دوستی‌های معرکه ساخته شده‌اند. دوستی‌های بسیار خوب. آدم باید در وهله اول عاشق آن‌ها باشد تا بتواند بنای دوستی را با آن‌ها بریزد.
Mohammad reza Gholami
۲
«بیا برادر کمی هم تو بهره ببر، شک به دل راه نده، برادر. بیا نخود آش اسرار مقدس نشیم. بیا ایمان بیاوریم و به سادگی بگوییم ـ می‌خوام همزمان با من تو هم بگویی ـ چه باید بگیم برادر؟»
پویا پانا
۲
آدما چه حماقت‌هایی می‌کنن.
پویا پانا
۲
من عمرم را بیشتر صرف چیزی کرده‌ام که دوست داشته‌ام، ازاین‌رو زندگی خوبی را گذرانده‌ام. حال آدم یا با یادگیری و مطالعه یا با تجربه تاوان زندگی را می‌دهد یا به‌طور شانسی و از طریق پول درآوردن. لذت بردن از زندگی این است که بدانی به میزان پول‌ات چه چیز به‌دست می‌آوری و بدانی که چه موقع آن را داری.
raika.note
۲
«تا حالا عاشق شدی؟» کنت گفت: «همیشه. همیشه عاشقم.» «چه بلایی سر ارزش‌هات آورد.» «اون‌هم بین ارزش‌هام جایگاهی برای خود پیدا کرد.» «فاتحه‌ی ارزش‌هات خونده شد. تو دیگه مُردی. کارت تمومه.»