میخائیل بولگاکف

میخائیل آفاناسیویچ بولگاکف (۱۹۴۰ – ۱۸۹۱)، معروف به میخائیل بولگاکف، نویسنده و نمایش‌نامه‌نویس پیشرو و منتقد روس است.


میخائیل بولگاکف در خانواده‌ای با هفت فرزند در شهر کیف به دنیا آمد. پدربزرگ‌های او از کشیش‌های کلیسای ارتدوکس بودند. اما پدر میخائیل برای تحصیل در دانشکده فنی به شهر کیف آمده بود و در همینجا ساکن شده بود. میخائیل در نوجوانی نخستین استعدادهای خود در زمینه تئاتر را بروز داد. او در خانه نمایش‌هایی را طراحی می‌کرد و خواهر و برادرانش در آن بازی می‌کردند.


میخائیل در ۱۰ سالگی به مدرسه‌ای در کیف رفت و در آنجا علاقه وافر او به ادبیات کلاسیک و تئاتر شکل گرفت. با مرگ پدرش، مادر میخائیل که زنی تحصیلکرده و روشنفکر بود، آموزش او را بر عهده گرفت. وی سپس در دانشکده پزشکی کیف درس خواند و پس از آن در بیمارستان نظامی کیف مشغول به کار شد.


بولگاکف در جنگ جهانی اول، به عنوان پزشک صلیب سرخ، به جبهه رفت و دست کم دو بار به سختی مجروح شد. او در اثر درد سخت این جراحت‌ها به مورفین روی آورد. ولی پس از چند سال با تلاش زیادی، آن را ترک کرد. بولگاکف مدتی را به عنوان پزشک در چند بیمارستان و مطب خصوصی‌اش کار کرد. پس از اینکه در طی جنگ‌های داخلی روسیه به تیفوس مبتلا شد، پزشکی را کنار گذاشت و به نویسندگی روی آورد.


زمانی که بولگاکف به مسکو نقل مکان کرد، یافتن شغل دشوار بود و او چندین کار نویسندگی پاره‌وقت برای چند روزنامه را در پیش گرفت. در این زمین رمان‌هایی مانند تخم مرغ‌های سمی را نوشت که آمیزه‌هایی از دانش علمی او و نگرش‌های سیاسی‌اش را در خود داشت.


بولگاکف نمایشنامه‌هایی با درونمایه اجتماعی-سیاسی می‌نوشت که بسیاری از آنها اجازه اجرا نمی‌يافت. برخی هم که اجرا می‌شد با استقبال عمومی رو به رو می‌شد، اما با نقدهای تند رسانه‌های نزدیک به حاکمیت، سرکوب می‌شد.


اما در این میان یکی از اجراهای او به نام «گارد سفید» با استقبال شخص «ژوزف استالین» رهبر وقت جماهیر شوروی رو به رو شد و گفته می‌شود، ۱۵ بار اجرای آن را تماشا کرد. در زمانی که انتشار هر گونه اثری از بولگاکف توسط یکی از نهادهای نظارتی شوروی ممنوع شد، بولگاکف نامه‌ای به شخص استالین نوشت و گفت: اگر شوروی نمی‌تواند از من به عنوان نویسنده استفاده کند، اجازه بدهد از کشور خارج شوم. پس از آن استالین شخصا اجازه کار دوباره او در تئاتر را صادر کرد.


با این وجود در عمل، آثار بولگاکف پیوسته توسط حکومت، سانسور یا توقیف می‌شد و زمانی که دیگر امکان ادامه کار برایش فراهم نبود، باز اجازه خروج از کشور را نیافت.


شاهکار بولگاکف، «مرشد و مارگاریتا» در سال‌های ناامیدی و بیماری او نگاشته شد. زمانی که وی داستانش را به تدریج برای حلقه‌ای از دوستانش خواند، گفت که می‌خواهد آن را برای ناشر ببرد. اما همه با ترس از او خواستند از این کار چشمپوشی کند، چون عواقب بسیار بدی برای او خواهد داشت. مرشد و مرگاریتا، ۲۶ سال پس از مرگ بولگاکف توسط همسرش چاپ شد. میخائیل بولگاکف سرانجام در اثر نوعی نارسایی کلیوی از دنیا رفت و در مسکو به خاک سپرده شد.


down