معرفی و دانلود کتاب قول + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب قول
off
٪۳۰

کتاب قول

فاتحه‌ای بر رمان پلیسی

نوع کتاب
۴.۲ امتیاز(از ۴۸ رأی)
انتشارات: 
نشر ماهی
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب قول

کتاب قول (The Pledge: Requiem for the Detective Novel) نوشته فریدریش دورنمات، روایتی تیره، فلسفی و پرکشمکش از یک پرونده‌ی قتل کودک در سوییس است که آرام‌آرام به نقد خودِ ژانر پلیسی تبدیل می‌شود. دورنمات در این اثر از خلال گفت‌وگوی رییس‌پلیسی بازنشسته و یک نویسنده، ماجرای بازرس ماتئی را بازمی‌گوید؛ کارآگاهی که قول می‌دهد قاتل دختربچه‌ای را پیدا کند و همین قول او را تا مرز فروپاشی می‌برد. نشر ماهی این داستان را با ترجمه محمود حسینی زاد منتشر کرده است. نسخه الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب قول

کتاب قول از فریدریش دورنمات با یک قاب روایی شروع می‌شود: نویسنده‌ای که برای سخنرانی درباره‌ی رمان پلیسی به شهری برفی رفته، در هتل با رییس سابق پلیس ایالتی زوریخ آشنا می‌شود. این رییس‌پلیس در راه بازگشت، در سفری جاده‌ای و در میان مه و برف و توقفی در یک پمپ‌بنزین فرسوده، داستانی را تعریف می‌کند که به‌ زعم خودش فاتحه‌ای بر رمان پلیسی است.

کتاب قول در همین گفت‌وگوها و روایت‌های تو در تو، هم یک داستان جنایی است و هم نقدی بر منطق کلاسیک رمان پلیسی. کتاب قول ماجرای قتل دختربچه‌ای به نام گریتلی موزر در حوالی دهکده‌ی مگن‌دورف را دنبال می‌کند؛ قتلی که سومین مورد از زنجیره‌ای مشابه است. بازرس ماتئی، کارآگاهی منظم، خشک و تک‌رو، درست در آستانه‌ی ترک شغل و رفتن به اردن برای سازمان‌دهی پلیس آن کشور، درگیر این پرونده می‌شود.

فریدریش دورنمات از خلال بازجویی‌ها، شورش خشمگین روستایی‌ها، فشار رسانه‌ای و بازی‌های درونی اداره‌ی پلیس، نشان می‌دهد که چگونه دستگاه عدالت در برابر تصادف، ناآگاهی و محدودیت‌های خود ناتوان است. داستان از صحنه‌ی کشف جنازه در جنگل بارانی تا کلاس درس، خانه‌ی والدین قربانی، مهمانخانه‌ی ده و اتاق‌های بازجویی اداره‌ی پلیس، مدام بین فضای جنایی و تأمل نظری رفت‌وآمد می‌کند.

دورنمات در این کتاب با زبان شخصیت‌ها، به منطق شطرنج‌وار رمان پلیسی می‌تازد و بر نقش تصادف، ناتوانی قوانین و شکنندگی هر طرح کامل تأکید کرده است.

خلاصه داستان قول

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند!

رییس سابق پلیس ایالتی زوریخ در سفری جاده‌ای برای یک نویسنده تعریف می‌کند که چگونه پرونده‌ای ظاهراً حل‌شده، همه‌ی باورهایش به رمان پلیسی و عدالت جنایی را زیر سؤال برده است. در دهکده‌ی مگن‌دورف، جنازه‌ی دختربچه‌ای به نام گریتلی موزر در جنگل پیدا می‌شود؛ سومین قتل از همین نوع در چند سال.

بازرس ماتئی، که در آستانه‌ی عزیمت به اردن است، مسئول پرونده می‌شود و در فضایی پرتنش میان روستاییان خشمگین، دادستان و پلیس محلی، باید هم از یک دوره‌گرد مظنون محافظت کند و هم قاتل واقعی را پیدا کند. بازجویی‌های طولانی، فشار برای اعتراف، خودکشی مظنون و قولی که ماتئی به مادر قربانی می‌دهد، او را به‌ سوی وسواسی بی‌پایان می‌کشاند.

کتاب قول نشان می‌دهد که چگونه یک سوگند شخصی، برخورد تصادف‌ها و محدودیت منطق پلیسی می‌تواند سرنوشت یک انسان و معنای عدالت را دگرگون کند.

چرا باید کتاب قول را بخوانیم؟

قول تصویری تند و بی‌ملاحظه از پشت‌صحنه‌ی پلیس، بازجویی، فشار برای اعتراف و ناتوانی قانون در مواجهه با جنایت‌های بی‌منطق ارائه می‌دهد. خواندن این داستان فرصتی است برای دیدن ژانر پلیسی از زاویه‌ای انتقادی، همراه با تعلیق، گفت‌وگوهای پرکشمکش و شخصیتی مثل ماتئی که زیر بار یک قول، آرام‌آرام از کارمند نمونه به انسانی گرفتار و وسواسی تبدیل می‌شود.

خواندن کتاب قول را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن کتاب قول به علاقه‌مندان به داستان‌های جنایی، دوستداران فضاهای تیره و اخلاقی، کسانی که به نقد عدالت، پلیس و سازوکار اعتراف علاقه دارند و همچنین خوانندگانی که می‌خواهند رمان پلیسی را از زاویه‌ای فلسفی و بدبینانه تجربه کنند، پیشنهاد می‌شود.

درباره فردریش دورنمات

فریدریش دورنمات (Friedrich Dürrenmatt) (۱۹۲۱-۱۹۹۰)، نویسنده، نمایش‌نامه‌نویس و نقاش سوئیسی بود. او در دانشگاه برن در رشته‌ی فلسفه تحصیل کرد که این عقبه‌ی فلسفی در بیشتر آثارش نمود داشت. دورنمات در درام‌نویسی تحت تأثیر مکتب تئاتر اپیک (حماسی) برتولت برشت، آگوست استریندبرگ و گئورگ بوشنر بود، اما با تکیه بر این باور که تنها فرم کمدی و نگاه فارس می‌تواند تراژدیِ موقعیت انسان مدرن را برملا کند، دغدغه‌های اخلاقی و مذهبی خود را با طنزی سیاه و گزنده تلفیق کرد.

کارنامه‌ی تئاتری دورنمات با آثاری چون «این نوشته شد»، «نابینا» و کمدی شبه‌تاریخی «رومولوس کبیر» آغاز شد و با خلق درام‌هایی نظیر «ازدواج آقای می‌سی‌سی‌پی» و «فرشته‌ای به بابل می‌آید» تداوم یافت. یکی از معروف‌ترین درام‌های او «ملاقات بانوی سالخورده» است که به کالبدشکافی مفهوم عدالت، ثروت و وجدان جمعی می‌پردازد. درونمات در داستان‌نویسی نیز با تریلوژی جنایی‌کارآگاهی‌اش تأثیر عمیقی بر این ژانر گذاشت.

درباره محمود حسینی زاد

محمود حسینی زاد (متولد ۱۳۲۵)، نمایش‌نامه‌نویس، مترجم، داستان‌نویس و منتقد ادبی است. او پس از گذراندن دوران دبیرستان در تهران، برای ادامه‌ی تحصیل به آلمان رفت و در دانشگاه مونیخ در رشته‌ی علوم سیاسی تحصیل کرد. حسینی زاد پس از بازگشت به ایران، علاوه بر تدریس زبان آلمانی در دانشگاه‌های مختلف، به شکلی جدی به کار ترجمه و نگارش ادبی پرداخت. او در سال ۲۰۱۳ به دلیل دهه‌ها تلاش بی‌وقفه در پیوند فرهنگی میان ایران و آلمان و ترجمه‌ی آثار ادبیات آلمانی‌زبان، معتبرترین نشان فرهنگی این کشور یعنی مدال گوته را دریافت کرد.

محمود حسینی زاد در این سال‌ها تمرکز خود را روی ترجمه‌ی آثار نویسندگان نسل جدید و جریان‌ساز آلمانی، سوئیسی و اتریشی مانند برتولت برشت، فردریش دورنمات، یودیت هرمان، اینگو شولتسه و پتر اشتام گذاشته است. در حوزه‌ی تألیف نیز رمان «بیست زخم کاری» و مجموعه‌داستان «آسمان، کیپ ابر» نشان‌دهنده‌ی سبک او در خلق درام‌های شهری، مینی‌مالیستی و پرتعلیق است.

اقتباس‌ها از کتاب قول

از روی این رمان دورنمات تا به حال چند فیلم سینمایی ساخته شده که معروف‌ترین آن‌ها، فیلم قول اثر شان پن است. در این فیلم جک نیکلسون نقش کارآگاه را بر عهده داشت. بنیسیو دل تورو، هلن میرن، ونسا ردگریو و آرون اکهارت از دیگر بازیگران این اثر بودند که نامزد نخل طلای کن شده بود.

بخشی از کتاب قول

«در ماه مارس امسال قرار بود در انجمن آندره‌آس‌داهیندن در شهر خور دربارهٔ هنر نگارش رمان‌های پلیسی سخنرانی کنم. شب داشت می‌رسید که با قطار وارد خور شدم. ابرها پایین آمده بودند و برف و بورانی دلگیر می‌بارید، همه‌جا هم یخ زده بود. جلسهٔ سخنرانی در تالار اتحادیهٔ بازرگانان برگزار شد. تک وتوک شنونده آمده بود، چون در همان زمان امیل اشتایگر در تالار دبیرستان دربارهٔ آثار متأخر گوته سخنرانی داشت. نه من و نه کسی از شنوندگان شوروحالی پیدا نکردیم و تعدادی از محلی‌ها قبل از این‌که سخنرانی‌ام را تمام کنم، تالار را ترک کردند. بعد از نشستی کوتاه با چند عضو هیئت مدیره، با دو سه دبیر دبیرستان که دل‌شان می‌خواست بحث دربارهٔ آثار متأخر گوته را می‌شنیدند و بانویی خیرخواه که رییس افتخاری انجمن خدمتکاران شرق سوییس بود، پس از امضای رسیدِ حق‌الزحمه و هزینهٔ سفر، رفتم به هتل اشتاین‌بُک، نزدیک ایستگاه راه‌آهن که در آن برایم اتاق گرفته بودند.

اما اینجا هم همه‌چیز دلگیر. غیر از یک مجلهٔ اقتصادی آلمانی و یک "ولت‌وخه" قدیمی هیچ چیز خواندنی پیدا نمی‌شد. سکوتِ هتل غیرانسانی بود، و خواب که هیچ، چون ترسی فرامی‌گرفتت که مبادا دیگر بیدار نشوی. شب بی‌انتها، هراسناک. بیرون دیگر برف نمی‌بارید، همه‌چیز بی‌حرکت بود، چراغ‌های خیابان دیگر در باد تکان نمی‌خوردند، بادی نمی‌وزید، نه بنی‌آدمی، نه جانوری، هیچ، فقط از سمت ایستگاه راه‌آهن صدایی می‌آمد انگار از آن سر دنیا. رفتم به بار، تا ویسکی دیگری بنوشم. غیر از خانم مسنِ پشت بار، آقایی هم بود که من هنوز ننشسته، خودش را معرفی کرد. دکتر ح. رییس سابق پلیس ایالتی زوریخ، مردی بلندقد و سنگین‌وزن، سرووضعی ازمدافتاده، زنجیر طلای ساعت مورب روی جلیقه آویزان، از آن نوعی که این‌روزها کم‌تر دیده می‌شود. با وجود سن وسالی که داشت، موهای کوتاه سیخ‌سیخی‌اش هنوز سیاه بود، با سبیلی انبوه. کنار بار روی یکی از صندلی‌های پایه‌بلند نشسته بود، شراب قرمز می‌نوشید، سیگار برگ دود می‌کرد و زنِ متصدی بار را با اسم کوچک صدا می‌کرد.»

معرفی این کتاب در تاریخ ۲۷ مرداد ۱۴۰۵ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب قول و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابقول
عنوان دیگرفاتحه‌ای بر رمان پلیسی
عنوان در زبان مبدأThe Pledge: Requiem for the Detective Novel
موضوعرمان، داستان خارجی، جنایی
نویسندهفریدریش دورنمات
مترجممحمود حسینی‌زاد
انتشاراتنشر ماهی
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۸۶/۰۴/۰۹
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۱۷ مگابایت
شابک۹۷۸۹۶۴۹۹۷۱۵۱۳
تعداد صفحه‌ها۱۸۹ صفحه
قیمت کتاب۵۶۰۰۰ تومان
نسخۀ صوتیخرید کتاب صوتی قول

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

pockethead
۱۳۹۸/۰۶/۰۳

یک رمان پلیسی بی نظیر از یک نمایشنامه نویس فوق العاده که آدم رو به یاد در انتظار گودوی بکت می اندازه

۰
farnoosh
۱۳۹۹/۰۲/۱۴

فوق العاده بود‌. دو روزه خوندمش. ترجمه خوبی بود‌. ممنون از طاقچه🍀🍀🍀

۰
Sharareh Haghgooei
۱۳۹۹/۰۳/۲۳

داستانی جنایی و کارآگاهی از تلاش نامتعارف بازرسی در جستجوی قاتل یک دختر بچه به دلیل قولی که به مادر کودک داده است. روایتی از یک جنایت ، در میان پرونده های حل نشده جنایی بیشمار. در این داستان با...بیشتر

۰
hamed ghasemi
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۶/۱۴

یک کتاب جنایی خوب ، ترجمه روان و عالی ،،ممنونم

۰
Farhadmarch
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۴/۱۰

اخرشش گفتمم اهه چی بود ولی بیست صفحه اخر اوکی شد:)))

۰
آپاراتی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۳/۲۳

داستان پلیسی هست کمی اوایل سخت پیش میره اما کم حجمه و جالب. من کلا نوشته ها این نویسنده رو دوست دارم راحت مینویسه و توضیحاتش خیلی دقیقه و پایان بندی های شوکه کننده

۰
بید مجنون
۱۳۹۹/۱۱/۱۹

ماجرای جالبی داره اما شخصیت پردازیش کم موضوعشم خیلی پیچیده نیست

۰
Erfan_Sa05
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۱/۲۶

رئیس پلیس سابق خطاب به نویسنده: ((شماها دنیایی را می‌سازید بشود بر آن پیروز شد. شاید این دنیا کامل باشد، امکان دارد، اما یک دروغ است. اگر می‌خواهید پیش بروید، بروید سراغ اصل چیزها، سراغ واقعیت، یعنی کاری کنید که...بیشتر

۰
خولین
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۰۴/۰۴

کتاب معمولی بود

۰
مصطفی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۴/۲۹

مثل آثار خانم آگاتا کریستی نبود ولی به نظر من خیلی واقعی بود

۰
barbara
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۰۱

کتابی که نظر جالبی درباره کارآگاهان دارد و شمارو قطعا به خود جذب می‌کند و می‌تواند شروع جذابی برای کتاب های جنایی باشد با پایان غیر منتظره ای که دارد شمارو مبهوت خودش می‌کند.

۰
کاربر 1965047
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۲۲

اصلا خوب نبود.

۰
استودیوس
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۱

اگر بخوای خودتو بیش از حد درگیر یک مسئله فکری کنی آخرش مجنون میشی ..داستان اینه ک یک کاراگاه بسیار زبردست لحظه ایی ک باید میرفت تا ی کشور دیگه ساکن شه موند تا داستان قتل دختربچه ایی رو حل...بیشتر

۰
Rain
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۱/۱۰

پرکشش، روان، ضد کلیشه. فقط اینکه فصل پایانی کتاب (جایی که رییس پلیس به ملاقات پیرزن رفت) حقیقتِ ماجرا زود لو میره. که البته با توجه به روند کلی داستان، خیلی به چشم نمیاد.

۰
کاربر 8480375
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۳/۳۰

داستانش جالب بود

۰

بریده‌هایی از کتاب

بید مجنون
۸
مردم به این امید بسته‌اند که لااقل پلیس بلد باشد نظم دنیا را برقرار کند، گرچه امیدی چرندتر از این نمی‌توانم مجسم کنم.
بید مجنون
۴
اما در تمام این داستان‌های جنایی و پلیسی متأسفانه سر آدم به نحو خاصی کلاه گذاشته می‌شود. منظورم این نیست که جنایتکارهای شما مجازات می‌شوند و به مکافات می‌رسند. چون ظاهرآ از نظر اخلاقی این افسانهٔ شیرین ضروری است؛ و از آن دسته دروغ‌های حافظِ حکومت‌هاست
Farhadmarch
۳
مردم به این امید بسته‌اند که لااقل پلیس بلد باشد نظم دنیا را برقرار کند، گرچه امیدی چرندتر از این نمی‌توانم مجسم کنم.
«چاودار؛» 🐋
۳
باید مراقب باشیم مبادا تصویری بی‌نقص از خود بسازیم، چون دقیقآ همین کامل و بی‌نقص‌بودنِ آنْ دروغی مرگبار است و نشانهٔ نابینایی هراسناک.
بید مجنون
۲
این‌که عقل سلیم آدم‌ها هم ممکن است اشتباه کند، این‌که ما هم بشریم، دیگر خطری است که می‌کنیم. باید به آن تن بدهیم.
maryhzd
۱
آن کلاهبرداری که می‌گویم، در این رمان‌ها وقیح و بی‌شرمانه خودش را نشان می‌دهد. شماها برای داستان‌های خودتان ساختاری منطقی انتخاب می‌کنید؛ داستان مثل بازی شطرنج جلو می‌رود، این تبهکار، این هم قربانی، این یکی شریک جرم، این یکی هم کسی که سودِ همهٔ اینها را می‌برد؛ کافی است که کاراگاه قاعدهٔ بازی را بلد باشد و بازی را تکرار کند؛ تبهکار گرفتار می‌شود، عدالت پیروز. این تخیلات دیوانه‌ام می‌کند.
Farhadmarch
۱
شماها دنیایی را می‌سازید که بشود بر آن پیروز شد. شاید این دنیا کامل باشد، امکان دارد، اما یک دروغ است.
بید مجنون
۰
ما فقط در صورتی در برابر پوچی‌هایی که همیشه بالاجبار و هرچه بیش‌تر سر راهمان قرار می‌گیرند، از پا درنمی‌آییم، فقط در صورتی می‌توانیم در این دنیا تا حدی راحت زندگی کنیم، که در کمال فروتنی حساب این پوچی‌ها را هم در برنامه‌ریزی‌هایمان بکنیم. شعور ما فقط به‌طور ناچیزی دنیای ما را روشن می‌کند. تمام آن ضدونقیض‌ها هم جمع شده‌اند در گرگ ومیش مرزهای شعور ما.
Farhadmarch
۰
اما در تمام این داستان‌های جنایی و پلیسی متأسفانه سر آدم به نحو خاصی کلاه گذاشته می‌شود. منظورم این نیست که جنایتکارهای شما مجازات می‌شوند و به مکافات می‌رسند. چون ظاهرآ از نظر اخلاقی این افسانهٔ شیرین ضروری است؛ و از آن دسته دروغ‌های حافظِ حکومت‌هاست، مثل آن شعار محترمانه که جنایت و تبهکاری عاقبت خوشی ندارد ــ درصورتی‌که کافی است نگاهی به جامعهٔ انسانی بیندازیم تا حقیقت ماجرا دستمان بیاید
Farhadmarch
۰
این‌که عقل سلیم آدم‌ها هم ممکن است اشتباه کند، این‌که ما هم بشریم، دیگر خطری است که می‌کنیم. باید به آن تن بدهیم.