
کتاب ویلارد و جایزههای بولینگاش (یک رمان زیادی جنایی!)
۲٫۸
(۶)
خواندن نظراتمعرفی کتاب ویلارد و جایزههای بولینگاش (یک رمان زیادی جنایی!)
«ویلارد و جایزههای بولینگاش» ششمین رمان نویسنده معروف، ریچارد براتیگان (۱۹۸۴-۱۹۳۵) است که با نگاهی متفاوت نگاشته شدهاست. در این داستان «باب» دارد آنتولوژی یونانیاش را میخواند و همسرش «کنستانس» فکر میکند که رابطهای میان زگیلها و آنتولوژی یونانی وجود دارد، اما اوضاع در طبقه پایین فرق میکند، چراکه مسئله همسایههای پایین این است که آیا «ویلارد» از «گرتا گاربو» خوشش میآید یا نه و اصلاً چرا «جان» مثل جایزههای بولینگ با همسرش، «پاتریشیا» رفتار میکند. ویلارد و جایزههای بولینگاش از کجا آمدهاند؟ شاید همهاش تقصیر پل نیومن باشد که توی فیلم «بیلیاردباز» بازی کرده و بولینگبازها را فریب دادهاست.
این اثر، رمانی تراژیک است که خوانندهاش را آنچنان به خنده و گریه میاندازد که گاهی نمیداند که دارد میخندد یا گریه میکند.
«ویلارد و جایزههای بولینگاش» یک رمان جنایی نیست، یک رمان زیادی جنایی است!
بخشی از کتاب:
ویلارد را هنرمندی در کوهستانی پرتافتاده در بخشی از ایالت کالیفرنیا، که پیدا کردناش خیلی سخت بود، ساخت.
هنرمند در اواخر سیوچندسالگیاش بود و خیلی زندگی مزخرفی داشت، با چند رابطهی عاشقانهی بد و کلی عذاب و بدبختی، اما بهنحوی اوضاع را سروسامان داده بود و حالا زندگیاش را از راهِ مجسمهسازی تأمین میکرد و زنی داشت که به لحاظ فیزیکی و روحی مراقبش بود، بدون آنکه زیادی با ذهن و افکارش ور برود.
ویلارد در یک خواب بر او ظاهر شد؛ خوابی از معابد طلایی و نقرهای مینیاتوری که تا به حال هیچکس ازشان استفاده نکرده بود و معابد در انتظار یک مذهب بودند.
ویلارد طوری وسط خواب از راه رسید که انگار همیشه آنجا زندگی میکرده، با آن پاهای سیاه دراز و طرح عجیب بدناش و البته منقاری پُر تحرک و قیافهای که بگینگی میتوانست تغییر حالت بدهد.
ویلارد آمد و نگاهی وراندازانه به معابد طلایی و نقرهای مینیاتوری انداخت. ازشان خوشش آمد. آنها خانه و خانوادهی او بودند.
صبح روز بعد، هنرمند کمی خمیر کاغذ و کاغذپاره و رنگ و از اینجور چیزها گرفت و ویلارد را از رؤیایش بازآفرینی کرد، تا اینکه ویلارد سرانجام آنجا ایستاده بود، واقعی و مجزا، آماده برای تصاحبِ زندگیِ خودش.
سرزمین اکتبر![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
شهریار وقفیپور
بارش کلاه مکزیکی (یک رمان ژاپنی)ریچارد براتیگان
قاتل درون منجیم تامپسون
نویسندهی پشت پردهفیلیپ راث
زوکرمن رهیده از بندفیلیپ راث
در قلمرو وحشتجک لندن
عروجاستیون کینگ
ما همیشه قلعه نشینانشرلی جکسون
حقارتفیلیپ راث
غمدونالد بارتلمی
آنت ورپروبرتو بولانیو
کلکسیونر چشمسباستین فیتسک
مرد گچیسی. جی تئودور
مگی کسیدیجک کرواک
بازگشت به بابیلوناسکات فیتز جرالد
آنای باغ سیباحمد بیگدلی
اوضاع در ارتفاعات کلیمانجارو رو به راه استرومن گاری
خداحافظی طولانیریموند چندلر
یخپارهآنا کاوان
در رویای بابل![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ریچارد براتیگان
در رویای بابلریچارد براتیگان
اتوبوس پیرریچارد براتیگان
صید قزل آلا در آمریکاریچارد براتیگان
نامه ای عاشقانه از تیمارستان ایالتیریچارد براتیگان
در قند هندوانهریچارد براتیگان
صید قزل آلا در آمریکاریچارد براتیگان
قطار سریعالسیر توکیو – مونتاناریچارد براتیگان
بارش کلاه مکزیکی (یک رمان ژاپنی)ریچارد براتیگان
یک زن بدبختریچارد براتیگان
فلسفه از جان تصویر چه می خواهد؟![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دیوید نورمن رادوویک
مستند چگونه کار می کند؟جیکوب بریکا
بر صحنه صفحهطلایه رویایی
فرایند طراحی تئاترریتا کوگلر
چرا تئاتر؟ کتاب طلایی پنجمکاتجی د گیست
تئاتر آب، نظریه ای در بازیگری ایران امروزسامی صالحی ثابت
دراماتورژی صدا در تئاتر آوانگارد و پست دراماتیکملادن اوادیا
دستگاه دوزخ دانتهامیری باراکا
آنتیگونه هاجورج اشتاینر
هوش مصنوعی در سینماپائولا مورفی

نظرات کاربران
داستانی طنز از یک انتقام؛ انتقامی به احمقانگی انسانهای داستان. ترجمهی عالیای داشت و بسیار روان برگردانده شده بود. داستان کوتاهی که یقیناً ازش لذت خواهید برد.