کتاب صوتی قول + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب صوتی قول

دانلود و خرید کتاب صوتی قول

انتشارات:آوانامه
امتیاز
۳.۴از ۳۳ رأیخواندن نظرات

معرفی کتاب صوتی قول

کتاب صوتی قول؛ فاتحه‌ای بر رمان پلیسی آخرین رمان پلیسی فریدریش دورنمات نویسندهٔ مشهور سوئیسی است. این کتاب با ترجمهٔ محمود حسینی زاد و صدای مهبد قناعت پیشه در انتشارات آوانامه منتشر شده است. 

درباره کتاب صوتی قول

کتاب صوتی قول که در سال ۱۹۵۷ منتشر شد، داستان یک کاراگاه کمی پیش از بازنشستگی را بازگو می‌کند. ماتئی بسیار باهوش و توانمند است و همکارانش تحسینش می‌کنند. درست در آخرین روز کاری ماتئی در دفترش، به او خبر می‌رسد که جسد تکه‌تکه شدهٔ دختربچه‌ای را در جنگل پیدا کرده‌اند. ماتئی به مادر دختر مقتول، قول می‌دهد که قاتل فرزندش را پیدا و او را تسلیم عدالت کند، اما این قول چندان آسان نیست و زندگی او را تغییر می‌دهد.

در سال ۲۰۰۱ فیلم قول نیز بر اساس رمان دورنمات به کارگردانی شون پن و با بازی جک نیکلسون در نقش ماتئی ساخته شد.

شنیدن کتاب صوتی قول را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات داستانی جنایی پیشنهاد می‌کنیم.

درباره فردریش دورنمات

فریدریش دورنمات نمایشنامه‌نویس و رمان‌نویس برجسته سوئیسی در پنجم ژانویه ۱۹۲۱ در یکی از روستاهای اطراف شهر برن در کشور سوئیس متولد شد. پدر دورنمات کشیشی و پدربزرگش شاعری بذله‌گو و سرشناس بود که به خاطر شعرهای انتقادآمیز سیاسی‌اش به او لقب شاعر سیاسی پرخاشجو داده بودند.

دورنمات در ۱۳سالگی همراه با خانواده راهی پایتخت شد. در این شهر پس از اتمام دوران متوسطه وارد دانشگاه شد و بر اساس تأثیری که از پدر و پدربزرگش گرفته بود، در رشته علوم دینی، فلسفه و ادبیات آلمانی تحصیل کرد. پس از تحصیل در رشته ادبیات و فلسفه بین نقاشی و نویسندگی، نویسندگی را انتخاب کرد، اما نقاشی را هم هرگز کنار نگذاشت. تابلوها و طرح‌های او آشکارا نشان می‌دهد که تئاتر برای او پلی میان نقاشی و ادبیات است.

نخستین نمایشنامه دورنمات در سال ۱۹۴۷ با عنوان «این نوشته» شد عرضه شد. داستان این اثر بر اساس جنگ‌های قرن ۱۶ میلادی در اروپا به رشته تحریر درآمده بود. دومین نمایشنامه خود را یک سال بعد با عنوان «نابینا» نوشت. این اثر داستان غم‌انگیز دوک نابینایی است که با ازدست‌دادن پسر و دخترش که عزیزترین بستگانش هستند، روحش چنان آزار می‌بیند که احساس می‌کند در پایان زندگی قرار دارد و عریان در کوچه و خیابان پرسه می‌زند و به بیان درونیات خود با خداوند می‌پردازد.

دورنمات نمایشنامه «رومولوس کبیر» را در سال ۱۹۴۸ نگاشت که یک کمدی شبه‌تاریخی و هیجان‌انگیز است که از کمدی‌های ساتیر یونانی و روم باستان گرفته شده است. این نویسنده برجسته در سال ۱۹۳۵ نمایشنامه «ازدواج آقای می‌سی‌سی‌پی» را نوشت که این اثر هم از نظر مضمون به مسئله وجود بی‌عدالتی در جامعه می‌پردازد. بسیاری از صاحب‌نظران موفق‌ترین نمایشنامه این نویسنده را «ملاقات بانوی سال‌خورده» می‌دانند که در سال ۱۹۵۵ نوشته شد. 

بخشی از کتاب قول

«''اما معلوم شد دستور زیرنظرگرفتن دوره‌گرد اشتباهی بوده که به‌هیچ‌وجه نمی‌شد پیش‌بینی‌اش کرد. مگن‌دورف دهکدهٔ کوچکی بود. اکثرآ زارع و کشاورز، چند نفری هم شاغل در کارخانه‌هایی در دره یا در یک آجرپزی در همان نزدیکی‌ها. چند نفری هم البته از شهر اینجا ساکن بودند؛ دو سه معمار، یک مجسمه‌ساز، اما نقش چندانی در این دهکده نداشتند. همه همدیگر را می‌شناختند، بیش‌ترشان هم با هم فامیل بودند. بین دهکده و شهر مرافعه بود، گرچه غیررسمی، اما پنهانی. جنگل‌هایی که مگن‌دورف را احاطه کرده بودند، متعلق به شهر بودند؛ واقعیتی که هیچ‌کدام از مگن‌دورفی‌ها تابه حال درست وحسابی به آن اعتنا نکرده بودند و همین هم برای ادارهٔ جنگلبانی دردسر زیادی درست کرده بود. همین ادارهٔ جنگلبانی بود که چند سال پیش برای مگن‌دورف درخواست تأسیس پاسگاه پلیس کرد و پاسگاه هم تأسیس شد.

نتیجه‌اش هم وضعیت فعلی بود که روزهای یکشنبه، شهری‌ها مثل سیل به این دهکده سرازیر می‌شدند و هیرشن حتی شب‌ها پر از مشتری بود. با توجه به این اوضاع و احوال می‌بایست مأمور پلیسی که آنجا مستقر می‌شد، کار خودش را بلد باشد، اما از طرف دیگر می‌بایست با دهاتی‌ها هم رفتاری مهربان و انسانی داشته باشد. استوار وگ‌مولر که مأمور شد به آن ده برود، خیلی زود مسئله را فهمید. خودش از یک خانوادهٔ روستایی می‌آمد، مشروب زیاد می‌خورد و مگن‌دورفی‌ها را حسابی مهار کرده بود، البته امتیازهایی که به آنها می‌داد آن‌قدر زیاد بود که من باید مداخله می‌کردم، اما می‌دیدم که ــ البته با درنظرگرفتن کمبود پرسنل ــ ضرر چندانی هم ندارد. برای من دردسری درست نمی‌شد و من هم دردسری برای وگ‌مولر درست نمی‌کردم، اما ــ وقتی او مرخصی می‌رفت ــ جانشین‌هایش آب خوش از گلویشان پایین نمی‌رفت.»

نظرات کاربران

m.jafari
۱۴۰۴/۱۱/۰۴

رمان آخر نویسنده که با همه رمان‌های پلیسی دیگرش متفاوت است. تا حدودی اذیت کننده و آزار دهنده(البته به معنای مثبتش) من از وجود ضد قهرمان در رمان خوشم اومد. اما اگر دنبال رمان‌های صرفا پلیسی بهتری هستید به رمان‌های

- بیشتر
Stella
۱۴۰۴/۰۸/۱۵

به شدت پیشنهاد می‌کنم. من رو کاملا توی داستان غرق کرد.

Bahram
۱۴۰۴/۰۳/۲۹

یه رمان پلیسی تر و تمیز. لذت بردم.

کاربر 2616851
۱۴۰۳/۰۸/۰۶

داستان جالب و جذابه جای حدس و‌گمان نداره و فقط بهتون اجازه میده باهاش همراه بشین و پیچیدگی های درونی آدمها رو تماشا کنین. صدای راوی برای همه نقش ها عالیه. کتاب کوتاهه و ازش لذت میبرین.

زنگنه
۱۴۰۳/۰۷/۰۸

پایان این کتاب با تمام پایانهایی که تجربه کرده بودم متفاوت بود . اگر دنبال پایان خوش هستید این کتاب مناسب شما نیست .

م
۱۴۰۵/۰۲/۰۷

یه داستان پلیسی با مایه‌های الهیاتی. کتاب نشون می‌ده که چطوری تو دنیای واقعی و خارج از داستان‌ها خیر همیشه پیروز نیست و شر به روش‌های موذیانه و گاهی پیش‌پاافتاده‌ای بر خیر پیروز می‌شه.

بهار ايراني
۱۴۰۳/۰۹/۱۱

خوانش عالي كتاب مزخرف

فربد برات‌پور
۱۴۰۳/۱۰/۱۳

داستانی معمایی جنایی که برای علاقمندان این ژانر جذاب خواهد بود با روایتی موفق و شنیدنی.

mohamad takab
۱۴۰۳/۰۹/۰۸

برای اولین بار باید بگم حیف وقت برای این کتاب مزخرفات محض

نیره تفنگچی
۱۴۰۴/۰۲/۱۷

آخراش خیلی جالب شد

زمان

۵ ساعت و ۱۹ دقیقه

حجم

۴۴۹٫۳ مگابایت

قابلیت انتقال

ندارد

زمان

۵ ساعت و ۱۹ دقیقه

حجم

۴۴۹٫۳ مگابایت

قابلیت انتقال

ندارد

قیمت:
۱۶۱,۰۰۰
تومان