جملات زیبای کتاب زندانی لاس لوماس | طاقچه
تصویر جلد کتاب زندانی لاس لوماس

بریده‌هایی از کتاب زندانی لاس لوماس

انتشارات:نشر ماهی
دسته‌بندی:
امتیاز
۳.۵از ۱۳ رأی
۳٫۵
(۱۳)
پابلو نرودا می‌گفت هر نویسندهٔ امریکای لاتین راه که می‌رود یک پیکر سنگین را به دنبال می‌کشد، پیکر مردمش، گذشته‌اش و تاریخ میهن‌اش. ما ناچاریم ثقل عظیم گذشته‌مان را به گردن بگیریم تا یادمان نرود چه چیزی به ما زندگی بخشیده. اگر گذشته‌ات را فراموش کنی می‌میری. تو برخی کارکردها را به عهده می‌گیری به خاطر جمع، چون این‌ها وظایف توست در مقام شهروند، نه در مقام نویسنده. اما، به‌رغم این‌ها، آزادی زیبایی‌شناختی و امتیازات زیبایی‌شناختی خودت را حفظ می‌کنی. این البته تنش‌زاست، اما فکر می‌کنم تنش‌داشتن بهتر است از این‌که اصلا تنشی نداشته باشی
ایران
«کسی که شاخ گاو را می‌گیرد، به اندازهٔ کسی که قربانی‌اش می‌کند جنایت کرده.»
نورا
اصلا تعجب نمی‌کنم اگر قلتشنی با کلاه لبه‌پهن مکزیکی توی فرودگاه شارل دوگل از جمبوجت پیاده شود و وسط پاریس همان‌طور که قاه‌قاه می‌خندد با آن قمه‌اش که همیشه به کمرش آویزان است، قیمه‌قیمه‌ام کند. چقدر از این مارکو آئورلیو بدم می‌آمد! اصلا این ناکوهای جعلق چطور جرئت می‌کنند این‌جور خودمانی از ژنرال دوگل حرف بزنند!
ایران
باید بنویسی چون قرار نیست زنده بمانی.
Rahele Kia
زنجیرهامان باز شده بود ارباب، آزاد بودیم، به آزادی هوا، و حالا ببینید عاقبتمان به کجا کشیده؛ هنوز هم داریم برای این و آن جان می‌کنیم، یا توی زندانیم.»
نورا
روی تخت دراز کشیده بود، از آن تخت‌ها که به‌راستی به اریکهٔ مرگ می‌مانند، اریکه‌ای سراسر چنان سفید که انگار پاکیزگی تاوان مردن آدم است. نام او، نیه‌وس، به معنی برف است، اما توی آن‌همه ملافهٔ سفید درست مثل مگسی بود توی کاسهٔ شیر.
ایران
بار دیگر که داشتم شبانه از بالکن فرار می‌کردم، توی زمین و آسمان آویزان بودم که دیدم زیر پایم عده‌ای جمع شده‌اند و برایم تولدت مبارک می‌خوانند؛ آخر روز تولدم بود و خودم خبر نداشتم. صد سال به این سال‌ها، دن نیکو. این سال‌ها، قربان، از آن سال‌هایی‌ست که...! پاک درمانده شده بودم.
ایران
آخروعاقبت همهٔ ما این است که خودمان را در آینهٔ عالم تماشا کنیم و جز چهرهٔ ابلهانهٔ خودمان چیزی نبینیم.
ارغوان
در جامعه‌ای مثل جامعهٔ ما که این‌قدر بی‌ثبات است، هیچ‌کس نمی‌تواند گذشتهٔ دیگری را ردگیری کند. اهل کجایی؟ ننه بابات کی هستند؟ هرکدام از این سؤال‌های ما ممکن است زخمی باشد که التیام ندارد، زخمی که نمی‌گذارد دوست داشته باشیم یا دوستمان داشته باشند.
Rahele Kia
هرچیزی به ما نارو می‌زند: جسم یک علامت می‌دهد و حالت چهره یک چیز دیگر را نشان می‌دهد؛ کلمات ضد خودشان می‌شوند؛ ذهن به‌مان کلک می‌زند؛ مرگ مرگ را اغفال می‌کند... حواستان باشد!
adelnia60
اما چیزی که به من نمی‌چسبد فضولی در کار دیگران است. فکر می‌کنم همین اسباب نجات من شده. حدس می‌زنم همین باعث شده زن‌ها دوستم داشته باشند. من ازشان توضیح نمی‌خواهم، توی گذشته‌شان کندوکاو نمی‌کنم.
نورا
روی تخت دراز کشیده بود، از آن تخت‌ها که به‌راستی به اریکهٔ مرگ می‌مانند، اریکه‌ای سراسر چنان سفید که انگار پاکیزگی تاوان مردن آدم است.
Rahele Kia
روی تخت دراز کشیده بود، از آن تخت‌ها که به‌راستی به اریکهٔ مرگ می‌مانند، اریکه‌ای سراسر چنان سفید که انگار پاکیزگی تاوان مردن آدم است.
Rahele Kia
اما من اگر از این خانه دست برنمی‌دارم محض گل روی همسایه‌ها نیست، به این دلیل هم نیست که ارزش اغراق‌آمیزی برای این تک‌خال معماری قائل هستم یا چیزهایی از این قبیل. من توی این خانه می‌مانم چون بیست وپنج سال تمام مثل شاه توی آن زندگی کرده‌ام، یعنی از وقتی بیست وپنج سال داشتم تا حالا که پنجاه ساله شده‌ام. خب، چی فکر می‌کنید؟ برای خودش عمری است.
Rahele Kia
رمز کار دن خوان عبارت است از رفتن، سفرکردن، جست‌زدن از مرزها، خواه مرز میان کشورها باشد یا میان باغ‌ها و بالکن‌ها و بسترها. برای دن خوان دری وجود ندارد، یا بهتر بگویم، همیشه دری پیش‌بینی‌نشده برای فرار وجود دارد.
Rahele Kia
فهمیدم که از آن به بعد باید دست روی دست بگذارم و تماشا کنم.
Rahele Kia
اگر قرار بود قانونی که زمان بازداشتِ قبل از محاکمه را محدود می‌کند رعایت بشود، مکزیک دیگر آن چیزی که همیشه بوده نبود ــ قلمرو پارتی‌بازی، هوی وهوس و بی‌عدالتی.
Rahele Kia
«زنده باد زنجیرهای خودمان.»
Rahele Kia

حجم

۱۰۸٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۱

تعداد صفحه‌ها

۱۴۲ صفحه

حجم

۱۰۸٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۱

تعداد صفحه‌ها

۱۴۲ صفحه

قیمت:
۴۰,۰۰۰
تومان