با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
رنج‌های ورتر جوان

دانلود و خرید کتاب رنج‌های ورتر جوان

۴٫۴ از ۳۷ نظر
۴٫۴ از ۳۷ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب رنج‌های ورتر جوان  نوشته  یوهان ولفگانگ فون گوته  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب رنج‌های ورتر جوان

کتاب «رنج های ورتر جوان» یک تراژدی صوفیانه و عاشقانه، اثر یوهان ولفگانگ فون گوته، شاعر و نویسنده نازک طبع آلمانی قرن هیجدهم و نوزدهم است. گوته این اثر را در دوران جوانی و در بیست‌وچهارسالگی نوشت و به حق از شاهکارهایش و هم‌پایه تراژی «فاوست» او است.

درباره کتاب رنج های ورتر جوان

درون‌مایه «رنج های ورتر جوان» عشق، تنهایی انسان و بازگشت به طبیعت بکر است. آن هم انسانی جوان، دانا و شورشگر که با روح زمانه خود هم‌خوانی ندارد و دنیایی فراتر از انسان‌های عادی را می‌جوید. گوته این اثر را زمانی نوشت که فضای فرهنگ اروپایی فضایی بود که انقلاب فرانسه با خود آورده بود. دورانی که روسو مُهر روح حساس و شورشگر خود را بر آن زده بود، دوران دل‌زدگی از تمدن، رهایی احساس و شوق جان‌سوز به بازگشت به هرآن‌چه طبیعی و بنیادی است.

این رمان که در قالب مجموعه‌ای از نامه‌های ورتر به دوستش ویلهلم و درباره عشق او به دختری به اسم لوته و دریافت‌های او از زندگی نوشته شده است؛ آنچنان دل جوانان دوران خود را برد که همه می‌خواستند همچون ورتر و لوته عاشق شوند و دل ببازند. البته ناگفته نماند که گوته این داستان را بر اساس دلباختگی خودش به دختری به اسم لوته بوف نوشت و بخش بزرگی از این داستان با واقعیت منطبق است.

خواندن کتاب رنج های ورتر جوان را به چه کسانی پیشننهاد می‌کنیم؟ 

اگر به دنبال نگاهی جدید به عشق و تنهایی هستید، خواندن کتاب رنج های ورتر جوان را به شما پیشنهاد می‌کنیم. این کتاب به دلیل تاثیری که بر رمانتیسیم در ادبیات داشته، اهمیت بالایی دارد. برای همین اغلب دوست‌داران ادبیات خواندن این کتاب را واجب می‌دانند. 

در بخشی از کتاب رنج های ورتر جوان می‌خوانیم: 

«نه، من خودم را گول نمی‌زنم! از آن چشم‌های سیاهش می‌خوانم که به من و سرنوشتم به‌راستی علاقه دارد. آری، احساس می‌کنم، و دلم هم بر این احساس گواهی می‌دهد که او... ــ آه، آیا می‌توانم این شادی آسمانی را با این کلمات بر زبان آورم ــ که او دوستم دارد؟!

و من از این عشق چه به خود می‌بالم. ... آخ بگذار برای تو بگویم، چرا که در قبال چنین احساسی تفاهم داری: من، از زمانی که او دوستم دارد، در چشم خودم ارجمند می‌آیم.

می‌پرسی آیا احساسم گستاخی است یا یقینِ یک رابطهٔ راستین؟

ــ من آدمی سراغ ندارم که بترسم در گوشه‌ای از قلب لوته رقیب من باشد. با این حال، وقتی که از نامزد خودش حرف می‌زند، آن‌هم با آن‌همه گرمی و با آن‌همه عشق، حالت آدمی را دارم که همهٔ افتخارات و مقام‌هایش را از او سلب کرده، و شمشیرش را از او گرفته باشند.»

گوته در این اثر والاترین و قوی‌ترین شکلِ از خود به درآمدن و عشق روحانی را توصیف کرده است. در عمق این رمان نوعی حسرت و هوای جنون وجود دارد که از جسورانه‌ترین اندیشه‌ورزی‌های روان‌شناختی این کتاب است.

گوته تا پایان عمر به این اثر دوران جوانی خود مباهات می‌کرد و بعد از «فاوست» بیش از همه به آن می‌بالید و حتی در زمان پیری می‌گفت: «کسی که در بیست و چهار سالگی ورتر را نوشته باشد، برگ چغندر نیست.»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱۰)
Sara Far
۱۳۹۹/۰۱/۲۳

این کتاب تاثیر بسزایی بر جنبش رمانتیسم در ادبیات جهان گذاشت. رنج‌های ورتر جوان نَخستین داستان تراژیک از نوع مدرن است. داستانی عاشقانه که در زمان خودش باعث خودکشی عاشق و معشوق های زیادی شد. ترجمه این سبک هم سخته ولی مثل همیشه

- بیشتر
محمد
۱۳۹۸/۰۷/۳۰

با خودم گفتم ببین که در چشم آدم های این خانه چه قدر عزیزی! این دوستان تو در مجموع برایت احترام قائل اند و از وجودت شادند. و ای بسا که دلت با تو می گوید زندگی ات بی آن

- بیشتر
آواز
۱۳۹۹/۰۴/۰۲

سلام دوستان. رنج های ورتر جوان نوشته فون گوته، اثری بی نظیر و بی اندازه زیباست. جملات کتاب ارزش بار ها خوندن رو داره ،اصلا نمیشه بدون لب زدن اونرو مطالعه کرد باید بلند بلند بخونید برا خودتون . ورتر جوان بیست و

- بیشتر
مهرداد
۱۳۹۹/۰۵/۳۱

«شکوفه‌های زندگی تنها نمود و ظاهرند. بسیاری بدون به‌جا گذاشتن هیچ ردی می‌پژمرند. تنها کمی از آن‌ها میوه می‌شوند...» . ورتر عاشق‌پیشهٔ همیشه‌دلخوش به رنگارنگیِ موزون و نامتناهیِ طبیعت که قلم‌اش سلاحی بود برای به چنگ آوردنِ هر جمالِ جالبِ هستیِ در

- بیشتر
علی دائمی
۱۳۹۹/۱۲/۱۵

رمانی در سبک نامه‌نگاری که بیانگر احساسات و افکار جوانی به نام ورتره... جدای از اینکه داستان بسیار غم‌انگیز، تلخ و دردناکیه باید گفت که یه جورایی مانیفست رمانتیک‌ها علیه کلاسیک‌ها هم محسوب میشه. اغلب عناصر و ویژگی‌های آثار رمانتیک رو

- بیشتر
rain_88
۱۳۹۹/۱۱/۰۴

بی شک یکی از بی‌نظیرترین آثار کلاسیک تاریخ ، سطر به سطرش با نبوغ نوشته شده و جهان بینی مخصوص خود را دارد. رمان، سرشار از ستایش طبیعت،خلقت،زندگی و عشق است به گونه ای که حتی رویه تراژیک قصه حس

- بیشتر
Fāřñäż
۱۴۰۰/۰۳/۱۶

رمان، نامه نگارانه روایت می شود، سبکی که مورد علاقه من هست.

مری‌آنژ
۱۴۰۰/۰۱/۱۸

کتاب حاضر نامه‌های یک مرد جوان به یکی از دوستان و اقوامش هست که بعد از مهاجرت از طریق نامه، شرح احوال خودش رو برای خانواده بازگو می‌کنه. این مرد عاشق میشه و در کش و قوس ماجرای عاشقانه قرار

- بیشتر
Neda Taherkhani
۱۳۹۹/۰۵/۱۲

به بینهایت اضافه بشه لطفا

alcapon
۱۳۹۹/۱۱/۲۵

تخفیف 30 درصد خرید تا دو روز حالشو ببر S99ZYXZBXTFED

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۷۴)
تنها این من نیستم که رنج می‌کشم. همهٔ انسان‌ها امیدشان به ناامیدی می‌کشد و از انتظاراتشان جز فریبی به‌جا نمی‌ماند.
raha
جوان دوباره رشتهٔ کلام را به دست گرفت و گفت: شما تندخویی را عادتی زشت می‌دانید. به گمانم دارید اغراق می‌کنید. گفتم به‌هیچ‌وجه. چون آن خویی که باعث خودآزاری و دیگرآزاری می‌شود، لایق اسمی غیر از این نیست. مگر همین بس نیست که از خوشبخت‌کردن همدیگر عاجزیم؟ دیگر چرا از اطرافیان و معاشرانمان آن شادی را هم بگیریم که گاهی از خود دلمان می‌جوشد و بیرون می‌ریزد.
rain_88
آه از این حسِ گم‌کردگی، این کمبود وحشتناکی که در سینهٔ خود دارم! ــ اغلب می‌اندیشم، اگر که می‌شد یک بار، تنها یک بار او را بر قلب خود بفشارم، تمامی این کمبود از میان می‌رفت.
rain_88
آخ، من صدبار دست به خنجر برده‌ام و خواسته‌ام قلبم را از فشار این رنج خلاص کنم. می‌گویند نژادی از اسب نجیب هست که اگر وحشتناک تازاندی و به ستوه‌اش آوردی، از سر غریزه یک رگ خود را به دندان پاره می‌کند، که تنفس را بر خود آسان‌تر کرده باشد. من هم اغلب چنین حالی دارم. دلم می‌خواهد یک رگ خودم را باز کنم و به این ترتیب به آزادی جاویدان برسم.
raha
وقتی آن مرز و محدودیتی را می‌بینم که پویایی و پژوهندگی آدمی اسیر حصار آن است، وقتی می‌بینم هدف همهٔ سختی‌ها تأمین نیاز زندگی است و هدف این تأمین باز به سهم خود افزودن بر روزهای همین زندگی سخت، یا وقتی می‌بینم دلخوشی آدمی به آن اندک دستاوردهای دانش و پژوهشْ بر توهم وتسلیم پایه دارد و از این حیث آدمی صرفآ اسیری است که دیوارهای سیاهچال خود را با تصویرهایی رنگین و چشم‌اندازهایی زیبا می‌آراید...
Aisan
بهترین کار تو در حق دوستانت این است که چشم دیدن شادی آن‌ها را داشته باشی و با شرکت در این شادی، شادمانی آن‌ها را افزون کنی. آیا اگر روزی دیدی جان و دل آن‌ها از حسی هولناک در عذاب است و دلشان از غصه پریشان، عرضه داری که ذره‌ای از رنجشان بکاهی؟
pejman
من، از زمانی که او دوستم دارد، در چشم خودم ارجمند می‌آیم. می‌پرسی آیا احساسم گستاخی است یا یقینِ یک رابطهٔ راستین؟ ــ من آدمی سراغ ندارم که بترسم در گوشه‌ای از قلب لوته رقیب من باشد. با این حال، وقتی که از نامزد خودش حرف می‌زند، آن‌هم با آن‌همه گرمی و با آن‌همه عشق، حالت آدمی را دارم که همهٔ افتخارات و مقام‌هایش را از او سلب کرده، و شمشیرش را از او گرفته باشند.
omidariobarzan
آیا سرنوشتی که نصیب انسان کرده‌ای این است که روی خوشبختی را نبیند، مگر وقتی که هنوز به عقل نرسیده، یا وقتی که همین عقل را از کف داده است!
ftme
آری! من جز سالک و زائری بر زمین نیستم! آیا شما بیش از این‌اید؟
ftme
آیا در سینهٔ من این میل به تغییر موقعیت نشان یک دل‌زدگی ناخوشایند نیست که همه‌جا دنبالم می‌کند؟
ftme

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۲۰ صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۵,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۶/۰۴/۱۸
تعداد صفحات۲۲۰صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۵,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۶/۰۴/۱۸