
کتاب درباره گربه ها
معرفی کتاب درباره گربه ها
کتاب درباره گربه ها (شیطانهای دوست داشتنی) با عنوان اصلی On Cats نوشتهٔ چارلز بوکوفسکی و ترجمهٔ محمد رشیدی اقدم است. انتشارات سرای نویسندگی (گروه فرهنگی هنری سندرم نویسندگی) این کتاب را منتشر کرده است. چارلز بوکوفسکی در این اثر عشق و علاقهٔ خود به گربهها را نشان داده است. موضوع محوری در اشعار و داستانهای این مجموعه، گربهها هستند. نسخهٔ الکترونیکی این کتاب را میتوانید از طاقچه دریافت کنید.
درباره کتاب درباره گربه ها
چارلز بوکوفسکی، نویسنده و شاعر، گربهها را عامل اصلی خوشبختی و طول عمر خود میدانست و در آثارش به آنها ادای احترام میکرد. او بر این عقیده بود که هر چه تعداد گربههای اطراف هر فردی بیشتر باشد، عمر او طولانیتر خواهد بود. او تأکید میکرد که اگر ۱۰۰ گربه داشته باشید، ده برابر بیشتر از کسی که ده گربه دارد، زندگی میکند. او بر این نظر بود که روزی این نظریه اثبات خواهد شد و راز آن کشف میشود و در آن زمان، مردم با داشتن هزار گربه، جاودانه خواهند شد. در این کتاب میتوانید داستانهای کوتاه و اشعاری از بوکوفسکی که به گربهها اشاره دارد، آورده شده است. بسیاری بوکوفسکی را نویسندهای میدانند که همنشینی با گربهها را به همنشینی با انسانها ترجیح میداد. داستانها و اشعار این اثر گربهها را بهعنوان موجوداتی دوستداشتنی و در عین حال، مرموز و بازیگوش به تصویر میکشد.
چارلز بوکوفسکی در داستانها و شعرهایی که دربارهٔ گربهها نوشته لحنی بامزه و رُک دارد. او در این کتاب به بررسی و ستایش این موجودات و رابطهٔ ما با آنها میپردازد. گربهها نقطهٔ حساسی از روح پیچیده و غیرقابل درک چارلز بوکوفسکی، پیرمرد یاغی ادبیات آمریکا، را لمس کردند. برای بوکوفسکی، چیزی اساسی در مورد این موجودات اسرارآمیز وجود داشت؛ نگاه نافذشان میتوانست به عمق وجود ما نفوذ کند. او گربهها را نیروهای طبیعت، فرستادگان گریزانِ زیبایی و عشق میدانست. کتاب حاضر تفکرات بوکوفسکی دربارهٔ این حیوانات دوستداشتنی و سرسختی و مقاومتشان را بیان میکند. عنوان برخی از اشعار و داستانهای کوتاه این مجموعه عبارت است از «بهسان عشقی فروپاشیده»، «سرنوشت انسان، فروختن گل سرخ برای قبرستانهاست»، «بر قامتِ حساس علفزار، گلها خوابیدهاند و من بیدار»، «قانونِ پایستگیِ گربهها»، «سرگذشتِ یک لعنتیِ سرسخت» و «گربهام موجودی عاقل و منطقی به نظر میرسد».
چرا باید کتاب درباره گربه ها را بخوانیم؟
گربهها در دنیای مدرن به دلایل متعددی به حیوانات خانگی محبوبی تبدیل شدهاند؛ سازگاری با زندگی آپارتمانی، استقلال و نیاز کم به فعالیت بدنی، آنها را برای سبک زندگی پرمشغله امروزی ایدهآل میکند. علاوه بر این، گربهها با رفتارهای پرمهر و دوستداشتنی خود، میتوانند همراهان عاطفی ارزشمندی باشند و به کاهش استرس و احساس تنهایی کمک کنند. مزایای سلامتی مانند کاهش خطر بیماریهای قلبی و تقویت سیستم ایمنی بدن نیز از دیگر دلایل محبوبیت گربهها هستند. در این کتاب میتوانید ردپای گربهها و علاقهٔ چارلز بوکوفسکی در ادبیات را ببینید.
خواندن کتاب درباره گربه ها را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب را به همهٔ دوستداران گربهها پیشنهاد میکنیم. همچنین اگر از خواندن داستانهای کوتاه و اشعار بوکوفسکی لذت میبرید، مطالعهٔ این اثر را از دست ندهید.
درباره چارلز بوکوفسکی
چارلز بوکوفسکی، نویسنده و شاعر آمریکایی، در سال ۱۹۲۰ در آلمان متولد شد. او بهعنوان یکی از نویسندگان معاصر تأثیرگذار شناخته میشود و سبک نگارش او بارها مورد تقلید قرار گرفته است. بوکوفسکی اولین داستان کوتاهش را در ۲۴سالگی منتشر کرد. در ابتدا، بیشتر به نوشتن داستانهای کوتاه و گاهی شعر میپرداخت، اما پس از تجربهٔ یک خونریزی داخلی و بستری شدن در بیمارستان در سال ۱۹۵۴، تصمیم گرفت بیشتر به شعر بپردازد. او با نوشتن شعرهای متعدد، به یکی از شاعران برجستهٔ قرن بیستم آمریکا تبدیل شد. اگرچه شهرت او بیشتر به خاطر رمانهای واقعگرایانه و طنزآمیزش مانند «ادارهٔ پست» و «ساندویچ ژامبون» است، اما او در طول زندگی خود به نوشتن شعر و داستان کوتاه نیز ادامه داد. او تا زمان مرگش در سال ۱۹۹۴ آثار ادبی بسیاری خلق کرد. البته، برخی از آثار منتشرشدهٔ پس از مرگ او، با ویرایشهایی همراه بودهاند که ممکن است از کیفیت آثار اصلی او کاسته باشند. چارلز بوکوفسکی در سال ۱۹۹۴ در ۷۳سالگی بر اثر سرطان خون درگذشت.
بخشی از کتاب درباره گربه ها
«کنار پنجره با یک نوشیدنی خنک در دست، نشستهام. یخهای شناور در لیوان، همانندِ من، در گرمای تابستان ذوب میشوند و به بیضههای گربهای زل زدهام. تقصیرِ من نیست؛ طوری سر و ته روی تابِ گوشهٔ حیاط دراز کشیده که انگار به جای چشمهایش با بیضههایش به من نگاه میکند. دمِ لعنتیاش را تکان میدهد تا بتوانم به خوبی نظارهگر باشم. به نظرِ شما، یک مرد در زمانی که به بیضههای گربهای خیره شده، به چه چیزهایی میتواند فکر کند؟ قطعا به نیروهای دریاییِ غرق شده در اعماقِ اقیانوسها فکر نمیکند؛ قطعا به رهاییِ فقیران از گرسنگی فکر نمیکند؛ قطعا به یادِ عطرِ گلهای بهاری نمیافتد؛ قطعا به فکرِ تعمیرِ دستگیرهٔ خرابِ درِ خانه نیست؛ فقط میتواند به بیضههایی فکر کند که معلوم نیست آنها به گربه آویزانند، یا گربه به آنها متصل شده است؟ انگار تکهای از گوشِ چپش در دعوایی کنده شده. یکبار فکر کردم چشمش را نیز در همان دعوا از دست داده است؛ اما یک هفتهٔ بعد، وقتی تکههای خونِ خشک شده روی صورتش از بین رفت، با دو چشمِ طلایی و مغرورش به من خیره شد. در دعوایی دیگر، تمامِ بدنش از زخمهای ریز و درشت پر شده بود. خواستم سرش را نوازش کنم که عصبانی شد، سرم داد کشید و نزدیک بود گازم بگیرد. پوستِ اطرافِ جمجمهاش شکافته شده بود و قسمتی از استخوان بیرون زده بود. دیدنِ این صحنه برای هیچکدام از ما آسان نیست. چند روز بعد متوجه شدم با همان حالت سر و ته، در آرامش خوابیده و رویا میبیند. شاید رویای اینکه مرغِ مُقلدِ چاقی در دهان دارد و شاید رویای اینکه توسطِ تمامِ گربههای مادهٔ شهر احاطه شده و همهٔ آنها عاشقش شدهاند. رویاهایی که در زندگی و واقعیت برایش دست نیافتنی بودند، حالا پس از مرگ، به حقیقت تبدیل میشوند.
سفرت به سلامت دوستِ قدیمی من؛ زندگی کردن برای هر دوی ما، سرشار از درد و رنج بود.»
نوع
حجم
۴۲۳٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۱۵۰ صفحه
نوع
حجم
۴۲۳٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۱۵۰ صفحه
نظرات کاربران
بخش زیادی از زندگی بوکفسکی با گربهها سپری شده و توی مصاحبهها بارها میگه چقدر روی نوشتههاش تاثیر داشتن. و من همیشه میدیدم که میگن متنهای زیادی درباره گربههاش نوشته اما پیداش نمیکردم. این کتاب خیلی جاش خالی بود. من
«دربارهی اتفاقی که امروز برای هریک از شما افتاده: هرچه که بوده، هرچقدر که ناراحتتان کرده، به یاد داشته باشید گربهای در گوشهای از جهان، با آرامشِ خاطری حیرتانگیز، در حال وفق دادنِ خود، با طبیعتِ بیرحم است. در لحظه زندگی میکند و غمهای دنیا را