«هر نمایشنامهٔ شکسپیر اثری بیهمتاست، و این، بخشی از بزرگی او به شمار میآید. او بیآرام و خستگیناپذیر و در پی تجربه، با آمیزهیی از تمامیت هنری و دلبستگی حرفهیی از نوعی درام به نوع دیگر ره میسپرد.»
«جولیوس قیصر» نمایشنامهای تراژیک از ویلیام شکسپیر (۱۶۱۶-۱۵۶۴) شاعر و نمایشنامهنویس انگلیسی است. این کتاب را شکسپیر با الهام از یکی از شخصیتهای بنام تاریخ روم نوشته است.
جولیوس قیصر با صحنهیی آغاز میشود که ساکنان رُم ورود قیصر به شهرشان را مشتاقانه انتظار میکشند. اما طولی نمیکشد که جمهوریگرایان با توطئهای او را میکشند. کمی بعد انگیزههای این توطئهکنندگان برهمگان آشکار میشود و اینجاست که جنگی خانگی در میگیرد...
شکسپیر در این درام بزرگش تبعات خشن خیانت و جنایت را از دیدگاهی انسان شناسانه وا میکاود.
در بخشی از نمایشنامه میخوانیم:
فلاویوس: بروید خانه! مخلوقات تنپرور! بروید خانه.
آیا تعطیل است امروز؟ نمیدانید مگر
روا نیست پیشهوران در روزهای کار
بینشان پیشهٔ خود به جایی آمدوشد کنند؟
بگو بدانم! چه پیشهیی داری؟
شهرگان یکم: من، سرور، درودگرم.
ماروللوس: پیشبند چرمی و خط کشت کجاست؟
با نظیفترین جامههایت اینجا چه میکنی؟
شما سرور، چیست پیشهتان؟
شهرگان دوم: راستش سرور، در قیاس با پیشهوری شریف،
چیزی نیستم جز... همان پیشهور شریف.
ماروللوس: ولی حرفهات چیست؟ سرراست پاسخ بده!
شهرگان دوم: حرفهیی سرور که با خیال تخت به کارش میگیرم
چیزی نیست تعمیرگری روح پاپوشهای
بد بد.
ماروللوس: نامش را بگو مردک، مردک زبانباز
بگو حرفهات چیست.
شهرگان دوم: نه، خواهش دارم با خشمگرفتن اعصابتان را پاره مکنید.
چون من فقط میتوانم آن چیز دیگرتان را بدوزم اگر پاره شود.
ماروللوس: کدام چیز دیگر مرا بدوزی اگر پاره شود؟ مقصودت از این گفته چیست،
مردک دغل؟
شهرگان دوم: مقصودم این است که تخت کفشتان را پینه میزنم، سرور.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب جولیوس قیصر و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
من کتاب چاپی رو خوندم، خوبه. باید خوند همه کتاب های شکسپیر رو. در این کتاب واکنش مردم نسبت به کشته شدن سزار برام جالب بود. این واکنش رو تقریبا همه جا میشه دید و چه بسا خودمون هم در...بیشتر
کدام نیکتر است شما را،
قیصر زنده و شما همه بردگان،
یا قیصر مرده و شما همه آزادمردان؟
به پاس مهری که قیصر به من داشت، بر او میگریم.
بهر این که کامروا بود، بس شادم، چون دلاوری یکتا بود میستایمش
اما چون فزونخواه بود، کشتمش. پس،
اشک است برای محبتش، شادی برای کامرواییش، ستایش
برای دلاوریش و مرگ برای فزون خواهیاش.
شلاله
۵
گناه، از اختر بخت ما نیست
گناه از ماست که زیردستیم و فرمان بُردار.
شلاله
۳
اگر هزاران سال عمر نصیبم باشد
لحظهیی مناسبتر از اکنون را برای مرگ نمییابم.
هادی
۲
قیصر: تو نیز بروتوس؟ پس از پای درای، قیصر!
شلاله
۱
قیصر، ستاره شناسی تجربه اندوخته و در علم ریاضیات استاد بود. گاهنامهیی را که وی در ۴۶ ق. م. ابداع کرد هنوز تقویم رسمی در جهان غرب است. به دلیل ابداع این گاه شمار دقیق نام ماه هفتم سال را به افتخار وی جولیوس نهادند که به فرانسوی ژوئیه و به انگلیسی جولای تلفظ میشود.
شلاله
۱
این که میمیریم، روشن است، فقط از زمان آن است،
که مردان هراس دارند و از تعداد روزهای مانده به آن.
شلاله
۱
گرچه محبتم به قیصر کم نبود،
محبتم به روم، بسی بیش بود. کدام نیکتر است شما را،
قیصر زنده و شما همه بردگان،
یا قیصر مرده و شما همه آزادمردان؟
هادی
۱
از این زندگی، لیک، به پندار شخص من،
مردن از آن بِه˚ که زیستن و
از کسی همسان خود ترسیدن.
من چون قیصر، آزاد زاده شدم، شما نیز.
ما را به نیکی وی خوراک دادهاند و هر دو
توانیم سرمای زمستان را چون او تاب آوریم.
هادی
۱
بروتوس گرامی، گناه، از اختر بخت ما نیست
گناه از ماست که زیردستیم و فرمان بُردار.
بروتوس و قیصر: [هر دو ناماند]
چرا باید نام قیصر را ابهتی بیش باشد؟
چرا باید آن نام را طنینی افزونتر باشد؟
کنار هم بنویسشان، نام شما هم بس زیباست.
به زبان آرشان، هردو آهنگیناند
به وزنشان آر، هردو سنگیناند. با ان دو احضار ارواح کن
و هر دو نام به یکسان ارواحی فرا میخوانند.
پس، به نام همهٔ ایزدان بگو بدانیم،
این قیصرِ ما را با چه گوشتی خوراک میدهند
که رشدی چنین عظیم داشته است؟ ای زمانه، شرمت باد!
هادی
۱
کسیوس به دست خود، خود را از بردگی آزاد میکند.
بدینسان، ای خدایان، ضعیفان را بس توانا میکنید!
بدینسان ای خدایان، جباران را شکست میدهید!
نه برجهای برآمده از سنگ، نه دیوارهای مفرغین،
نه دخمههای تنگ، نه حلقههای سخت آهنین
نیروی اندیشهٔ آدمی را باز نتوانند داشت.
و زندگی، چون از این موانع دنیایی به رنج اوفتد،
هرگز برای رها کردن خویش ناتوان نیست.
اگر من آگه باشم از این، جهان پیرامون نیز آگه است
که فشار جبر جباران را هرگه که خواهم
توانم از گردهٔ خویش بردارم.
(تندر همچنان میغرد)
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
من کتاب چاپی رو خوندم، خوبه. باید خوند همه کتاب های شکسپیر رو. در این کتاب واکنش مردم نسبت به کشته شدن سزار برام جالب بود. این واکنش رو تقریبا همه جا میشه دید و چه بسا خودمون هم در...بیشتر
فوق العاده