با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
جولیوس قیصر

دانلود و خرید کتاب جولیوس قیصر

۴٫۳ از ۷ نظر
۴٫۳ از ۷ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب جولیوس قیصر  نوشته  ابوالحسن تهامی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب جولیوس قیصر

«هر نمایش‌نامهٔ شکسپیر اثری بی‌همتاست، و این، بخشی از بزرگی او به شمار می‌آید. او بی‌آرام و خستگی‌ناپذیر و در پی تجربه، با آمیزه‌یی از تمامیت هنری و دلبستگی حرفه‌یی از نوعی درام به نوع دیگر ره می‌سپرد.» «جولیوس قیصر» نمایشنامه‌ای تراژیک از ویلیام شکسپیر (۱۶۱۶-۱۵۶۴) شاعر و نمایش‌نامه‌نویس انگلیسی است. این کتاب را شکسپیر با الهام از یکی از شخصیت‌های بنام تاریخ روم نوشته است. جولیوس قیصر با صحنه‌یی آغاز می‌شود که ساکنان رُم ورود قیصر به شهرشان را مشتاقانه انتظار می‌کشند. اما طولی نمی‌کشد که جمهوری‌گرایان با توطئه‌ای او را می‌کشند. کمی بعد انگیزه‌های این توطئه‌کنندگان برهمگان آشکار می‌شود و اینجاست که جنگی خانگی در می‌گیرد... شکسپیر در این درام بزرگش تبعات خشن خیانت و جنایت را از دیدگاهی انسان شناسانه وا می‌کاود. در بخشی از نمایشنامه می‌خوانیم: فلاویوس: بروید خانه! مخلوقات تن‌پرور! بروید خانه. آیا تعطیل است امروز؟ نمی‌دانید مگر روا نیست پیشه‌وران در روزهای کار بی‌نشان پیشهٔ خود به جایی آمدوشد کنند؟ بگو بدانم! چه پیشه‌یی داری؟ شهرگان یکم: من، سرور، درودگرم. ماروللوس: پیش‌بند چرمی و خط کشت کجاست؟ با نظیف‌ترین جامه‌هایت اینجا چه می‌کنی؟ شما سرور، چیست پیشه‌تان؟ شهرگان دوم: راستش سرور، در قیاس با پیشه‌وری شریف، چیزی نیستم جز... همان پیشه‌ور شریف. ماروللوس: ولی حرفه‌ات چیست؟ سرراست پاسخ بده! شهرگان دوم: حرفه‌یی سرور که با خیال تخت به کارش می‌گیرم چیزی نیست تعمیرگری روح پاپوش‌های بد بد. ماروللوس: نامش را بگو مردک، مردک زبان‌باز بگو حرفه‌ات چیست. شهرگان دوم: نه، خواهش دارم با خشم‌گرفتن اعصاب‌تان را پاره مکنید. چون من فقط می‌توانم آن چیز دیگرتان را بدوزم اگر پاره شود. ماروللوس: کدام چیز دیگر مرا بدوزی اگر پاره شود؟ مقصودت از این گفته چیست، مردک دغل؟ شهرگان دوم: مقصودم این است که تخت کفشتان را پینه می‌زنم، سرور.‌

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۴)
Luna
۱۳۹۷/۰۷/۲۸

فوق العاده

Azadeh Gholipour
۱۳۹۸/۰۱/۱۲

من کتاب چاپی رو خوندم، خوبه. باید خوند همه کتاب های شکسپیر رو. در این کتاب واکنش مردم نسبت به کشته شدن سزار برام جالب بود. این واکنش رو تقریبا همه جا میشه دید و چه بسا خودمون هم در

- بیشتر
لئون
۱۳۹۸/۱۰/۳۰

ژولیوس سزار ( یا همون قیصر ) ، پادشاه رُم هست و باعث پیشرفت های زیادی برای کشورش شده. ولی بدخواهان و حسودان او ، دسیسه میچینند و سزار رو میکُشن ... در ادامه ، بروتوس ، که در این

- بیشتر
بنده ی خدا
۱۳۹۸/۰۶/۰۱

تو هم بروتوس....

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۶)
گناه، از اختر بخت ما نیست گناه از ماست که زیردستیم و فرمان بُردار.
شلاله
کدام نیک‌تر است شما را، قیصر زنده و شما همه بردگان، یا قیصر مرده و شما همه آزادمردان؟ به پاس مهری که قیصر به من داشت، بر او می‌گریم. بهر این که کامروا بود، بس شادم، چون دلاوری یکتا بود می‌ستایمش اما چون فزون‌خواه بود، کشتمش. پس، اشک است برای محبتش، شادی برای کامرواییش، ستایش برای دلاوریش و مرگ برای فزون خواهی‌اش.
هادی
بروتوس گرامی، گناه، از اختر بخت ما نیست گناه از ماست که زیردستیم و فرمان بُردار. بروتوس و قیصر: [هر دو نام‌اند] چرا باید نام قیصر را ابهتی بیش باشد؟ چرا باید آن نام را طنینی افزون‌تر باشد؟ کنار هم بنویس‌شان، نام شما هم بس زیباست. به زبان آرشان، هردو آهنگین‌اند به وزن‌شان آر، هردو سنگین‌اند. با ان دو احضار ارواح کن و هر دو نام به یکسان ارواحی فرا می‌خوانند. پس، به نام همهٔ ایزدان بگو بدانیم، این قیصرِ ما را با چه گوشتی خوراک می‌دهند که رشدی چنین عظیم داشته است؟ ای زمانه، شرمت باد!
هادی
اگر هزاران سال عمر نصیبم باشد لحظه‌یی مناسب‌تر از اکنون را برای مرگ نمی‌یابم.
شلاله
آرته‌میدوروس:(با صدای بلند می‌خواند) «قیصر، بپرهیز از بروتوس، برحذر باش از کسیوس. به کسکا نزدیک مشو. از سینا چشم برمدار. به تِرِبونیوس اعتماد مکن. مِتِلوس سیمبِر را زیر نظر بدار. دیسیوس بروتوس دوست نمی‌داردت. تو رنجانده‌ای کایوس لیگاریوس را. این مردان یک اندیشه بیش ندارند که به قیصر آسیب رسانند.
هادی
قیصر: (به پیشگو) میانهٔ ماه مارس آمد. پیشگو: آری قیصر، اما هنوز به پایان نرسیده است.
هادی
قیصر: تو نیز بروتوس؟ پس از پای درای، قیصر!
هادی
کرنش کنید رومیان، کرنش کنید و بگذارید دست‌های خود را تا به مِرفَق در خون قیصر بشوییم و تیغ‌هامان را به آن آغشته کنیم. سپس به پیش خواهیم رفت تا به سوق سوداگران و اسلحهٔ سرخ خویش افراشته فریاد خواهیم زد: «صلح، آزادی، رهایی»
هادی
بروتوس: پس، به پیش. آه، چه نیک بود که آدمی پایان ماجرای هر روز را پیش از پایان گرفتنش می‌دانست! لیک دانستنِ همین کافی‌ست که روز به پایان خواهد رسید و پایان ماجرا آشکار خواهد شد. آهای! بیایید. به پیش.
هادی
از این زندگی، لیک، به پندار شخص من، مردن از آن بِه˚ که زیستن و از کسی همسان خود ترسیدن. من چون قیصر، آزاد زاده شدم، شما نیز. ما را به نیکی وی خوراک داده‌اند و هر دو توانیم سرمای زمستان را چون او تاب آوریم.
هادی

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۴۳ صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۷,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۴/۲۰
شابک‌‫‬‭۹۷۸-۶۰۰-۳۷۶-۱۹۰-۲
تعداد صفحات۲۴۳صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۷,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۴/۲۰
شابک‌‫‬‭۹۷۸-۶۰۰-۳۷۶-۱۹۰-۲