معرفی و دانلود کتاب جشن بی معنایی + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب جشن بی معنایی
off
٪۷۰
subscriptionAvailable

کتاب جشن بی معنایی

نوع کتاب
۳.۰ امتیاز(از ۱۰ رأی)
انتشارات: 
نشر قطره

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب جشن بی معنایی

کتاب جشن بی معنایی نوشتهٔ میلان کوندرا و ترجمهٔ الهام دارچینیان است و نشر قطره آن را منتشر کرده است.

درباره کتاب جشن بی معنایی

ده سال پس از چاپ آخرین رمانش، نادانی، کوندرا این بار با جشن بی‌معنایی به چشم‌انتظاری خوانندگانش پایان می‌دهد. این نویسندهٔ بزرگِ متولد ۱۹۲۹ میلادی، در رمان آخرش به سردرگمیِ تحمل‌ناپذیرِ انسانِ در جستجویِ معنا می‌پردازد و عمیقاً دربارهٔ پرسش‌های دشوارِ معنای هستی اندیشه می‌کند. جشن بی‌معنایی، فانتزیِ موجز و مختصر و نشاط‌آوری است که وفاداریِ کوندرا به سبکِ خاصش را بازمی‌نمایاند، سبکی که دیروقتی است درباره‌اش تعمق می‌کند. کوندرا در این رمان همچنان کشف و شهودش را دربارهٔ تجربه‌های انسانی پی می‌گیرد و این بار بیش از همیشه به این اندیشه جولان می‌دهد که «بخشِ عمده‌ای از هستی آدمی، بازی است» و نیز بیش از هر بار از «ذهنی که همه چیز را جدی می‌گیرد» دوری می‌جوید، ویژگی‌ای که او را به نویسندگانِ بزرگ پیش از خود پیوند می‌زند، نویسندگانی چون کافکا، سروانتس یا رابله.

وانگهی، باید بدانیم که در نگاه و اندیشهٔ کوندرا، این عنصر «غیر جدی» مصداقِ «سطحی‌نگری» یا «بی‌اعتنایی» نیست، چرا که وی به پرسش بسیار مهمی می‌پردازد، همانا دشواریِ یافتن معنا برای حقایق هستی و این‌چنین است که «بی‌معنایی» می‌شود «جوهر هستی».

از این‌رو، ساختار رمان بر ماجراها استوار نیست، بلکه گفتارِ شخصیت‌های رمان، تاروپود داستان را درهم می‌بافد، گفتارهایی که در قالبِ تبادلِ اندیشه، نجواهای درونی یا جمله‌های معترضه عینیت می‌یابند. گاه چهار دوست در پارک لوکزامبورگ با هم قدم می‌زنند و تبادل اندیشه می‌کنند، یا استالین که از حماقت هم‌رزمانش به ستوه آمده، رشتهٔ داستان را در دست می‌گیرد، یا صدای مادری از جهانی دیگر لب به سخن می‌گشاید... و اما طرح داستان بر چه اصلی استوار است؟ به‌راستی، چون دیگر رمان‌های کوندرا، در جشن بی‌معنایی طرحِ داستانی خاصی به معنایِ سنتی رمان‌نویسی یا به معنای علمی‌اش دنبال نمی‌شود. در نگاهِ خاص کوندرا به داستان‌نویسی، اوج هنری رمان، تصویرسازی، بازنمایی کلامی واقعیت‌ها یا سرگرم کردنِ مخاطب نیست، بلکه تعمق‌برانگیزی و اندیشه‌آفرینی جوهرهٔ ناب رمان‌نویسی است. دغدغهٔ رمان‌نویس، پرداختنِ موشکافانه به شرایطی است که انسان در آن خود را به بند می‌کشد یا آزاد می‌سازد. وی مشاهده‌گرِ روشن‌بینِ سازوکارِ پیچیده و جهان‌شمولِ احساسات، ارزش‌ها و رنج‌های انسانی است، سازوکاری درهم‌تنیده از دروغ، ملال، جلای وطن، شرمساری، تمناها و آرزوهای دور و دراز.

حدود سه دهه پیش، کوندرا در هنر رمان می‌گوید: «وقتی اندیشه وارد پیکرهٔ رمان می‌شود، تغییر ماهیت می‌یابد. در دنیای بیرون از رمان، هرکس به حقانیت گفتار خود ایمان دارد، فرقی نمی‌کند که آن‌کس سیاست‌مدار باشد، فیلسوف باشد یا سرایدار ساختمان. در قلمرو رمان اما بنا نیست اندیشه‌ای را تأیید یا تکذیب کنیم؛ رمان سرزمینِ بازی‌ها و فرضیه‌هاست.» از این‌رو، در جشن بی‌معنایی، شخصیت‌های رمان، عناصر فرضیه و ارزش‌های معادله‌ای را پی می‌ریزند که در آن، انسان باز هم ناشناخته باقی می‌ماند. و این‌چنین است که بر اساس این فرضیه، انسان با تمام رفتارها، دلبستگی‌ها، عشق‌ها و غم‌هایش تا همیشه ناشناخته باقی خواهد ماند. انسان تا همیشه معمای تاریخ خواهد بود. پس، چرا هر یک از ما انسان‌ها همچنان مصرانه احساسات، آرزوها، گناهکاری‌ها و رؤیاهای خود را بر این تلِ ازپیش‌انباشته شده می‌افزاییم؟ چرا در عین یأس، هنوز بر کشف معمای انسان امیدواریم و بر آن پا می‌فشاریم؟ اما آیا این تکاپو، هرچند بی‌ثمر، زیبا نیست؟

خواندن کتاب جشن بی معنایی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

اگر به آثار میلان کوندرا علاقه دارید، این کتاب را هم حتما بخوانید.

درباره میلان کوندرا

میلان کوندرا در آوریل سال ۱۹۲۹ در چک‌سلواکی به دنیا آمد. او در سال ۱۹۷۵ به فرانسه تبعید شد. او در سال ۱۹۸۱ تابعیت فرانسوی گرفت و خود را فرانسوی می‌داند. کوندرا که تاکنون چند بار نامزد نوبل ادبی شده است خانواده‌ای فرهیخته و ادب‌دوست داشت، پدرش نوازنده‌ای مشهور بود و این علاقه به موسیقی که به میلان منتقل شده بود در تمام آثارش به چشم می‌خورد. بار هستی یا «سبکی تحمل‌ناپذیر هستی» مشهورترین اثر کوندرا است. هویت، جاودانگی، زندگی جای دیگری است، جشن بی‌معنایی و عشق‌های خنده‌دار نیز از دیگر آثار این نویسنده‌اند.

بخشی از کتاب جشن بی معنایی

«در همان اوقاتی که الن غرق پیچیدگی نافِ آدمی است، رامون روبه‌روی موزهٔ نزدیک باغ لوکزامبورگ درنگ می‌کند، همان باغی که یک ماهی است تابلوهای نقاشیِ شاگال را در آن به نمایش گذاشته‌اند. دلش می‌خواست تابلوها را تماشا کند، اما خوب می‌دانست که تاب‌وتوان ندارد در این صف طولانی به انتظار بایستد تا لحظهٔ ملکوتی رسیدن به باجه فرارسد؛ نگاهی به آدم‌هایی که صف کشیده بودند انداخت، چهره‌هایی که از فرطِ خستگی و روزمرگی کج‌ومعوج شده بودند. با خودش فکر کرد حال و حوصلهٔ دیدن تابلوها را در شلوغیِ این تن‌های خسته و پرچانگی‌هایشان ندارد، پس در چشم به هم زدنی راهش را به سمت پارک کج کرد.

پارک حال و هوای دلپذیرتری داشت؛ گویی آدم‌ها کمتر بودند و آزادتر: کسی می‌دوید، نه برای اینکه عجله داشت، فقط چون دوست داشت بدود، کسانی دیگر گردش‌کنان بستنی می‌خوردند، پیروانِ مسلکی آسیایی روی چمن‌ها حرکاتی آرام و عجیب می‌کردند. آن‌سوتر در میدانی وسیع، مجسمه‌های سفید و بزرگ ملکه‌ها و دیگر بانوان و نجیب‌زادگان فرانسوی رخ می‌نمود، و باز هم آن‌سوتر، روی چمن‌ها میان درختان، گوشه‌وکنار پارک پر بود از تندیس‌های شاعران، نقاشان و دانشمندان. رامون روبه‌روی جوانکی که خودش را برنزه کرده بود و شلوارکی به پا داشت، ایستاد. پسرک صورتک‌های بالزاک، برلیوز، هوگو و دوما را می‌فروخت. نتوانست لبخندی نزند و همچنان به گشت‌وگذارش در پارکِ این نوابغ درگذشته که فروتنانه در میان بی‌اعتناییِ مهربانانهٔ گردشگران محصور شده بود، ادامه داد. به گمانش این درگذشتگان احساس آزادی شیرینی داشتند، چون هیچ‌کس نمی‌ایستاد تا صورت‌هایشان را نگاه کند یا نوشتهٔ حک‌شدهٔ زیر تندیسشان را بخواند. رامون با خود اندیشید، گاهی بی‌اعتناییِ آدم‌ها تا چه اندازه می‌تواند آرامش‌بخش باشد، وقتی مطمئنی کسی تو را نمی‌پاید، چه سبک‌بالی؛ پس، نفسی از سرِ خشنودی کشید. کم‌کم لبخندی، تو گویی از سرِ خوشبختی، بر چهره‌اش نقش بست.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب جشن بی معنایی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابجشن بی معنایی
موضوعرمان، داستان خارجی
نویسندهمیلان کوندرا
مترجمالهام دارچینیان
انتشاراتنشر قطره
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۴۰۲/۰۶/۲۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۸۹ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۱۱۹۷۶۶۶
تعداد صفحه‌ها۱۱۶ صفحه
قیمت کتاب۱۲۳۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

فاطمه.م
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۰۸/۰۳

ترجمه خانم دارچینیان نسبت به ترجمه صنعوی سانسور بیجا دارد، هر جا خواسته جملات را خلاصه کرده و تغییر داده، همین فصل اول یک فاجعه است، کوندرا درباره ناف و پستان حرف میزند ترجمه شده چشم و گیسو. اعصابم خرد...بیشتر

۰
parnian
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۰۳

علی‌رغم دوریِ زمانی و مکانی،شخصا حس نزدیکی زیادی به شخصیتها داشتم؛در عین برخوردار بودن مضامین فلسفی-اجتماعی،کتاب بشدت سرگرم کننده‌ای هست؛گاهی آنقدر سرگرم ظواهر شدم که بعد از چند بار دیگر خواندن جملات به مفهوم اصلی پی بردم که برای من...بیشتر

۰
Mohsen_AEF
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۴/۱۶

کتاب کمی برام عجیب و مبهم بود که می‌تونه به خاطر تجربه اول من در خواندن کوندرا و یا کوتاهی من باشه شخصیت پردازی کتاب رو دوست داشتم. مانند همیشه که شخصیت‌های درون‌گرا، ریزبین و پر مجادله فکری رو دوست دارم...بیشتر

۰
کافه کتاب
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۳/۰۱

کمی با کتابهای دیگر کوندروا فرق دارد و قسمت داستانی آن کمتر است ،،،،، ولی باز هم عالی بود :)

۰

بریده‌هایی از کتاب

M.o
۳
«آدم‌ها را نگاه کن! نگاه کن! دست‌کم نیمی از این آدم‌ها که می‌بینی زشت‌اند! زشت بودن نیز جزء حقوق بشر است؟ و می‌دانی چه دشوار است بارِ زشت بودنت را همهٔ عمر بر دوش بکشی؟ بی‌وقفه، بی‌آنکه بتوانی دمی بیاسایی؟
Taj_Setayesh
۳
خوب می‌دانست که نمی‌توانست با حرفه‌ای که آرزویش را داشت، امرارمعاش کند، (اما آیا می‌دانست آرزوی چه حرفه‌ای را داشت؟) بنابراین، پس از فارغ‌التحصیل شدن، حرفه‌ای را انتخاب کرد که برای استخدام شدن ناگزیر بود هوشش را به رخ بکشد و نه افکارش را
آلب
۲
که در نگاه و اندیشهٔ کوندرا، این عنصر «غیر جدی» مصداقِ «سطحی‌نگری» یا «بی‌اعتنایی» نیست، چرا که وی به پرسش بسیار مهمی می‌پردازد، همانا دشواریِ یافتن معنا برای حقایق هستی و این‌چنین است که «بی‌معنایی» می‌شود «جوهر هستی».
s.sadeghi
۲
«به این می‌گویند پایان رؤیا! همهٔ رؤیاپردازی‌ها یک روز به پایان می‌رسد، پایانی گریزناپذیر و ناخوانده. نمی‌دانید نادانان؟»
Taj_Setayesh
۲
«آدمیزاد یعنی سراسر تنهایی و دیگر هیچ!»
نگار
۱
ارزش هر انسان ‫هم‌سنگ معنایی است ‫که برای حیات خویش می‌جوید
Taj_Setayesh
۰
«اینجا حالِ بهتری دارم. این روزها هر طرف را نگاه می‌کنی جز یکنواختی چیزی نمی‌بینی، اما این پارک، انتخاب گسترده‌تری از یکنواختی پیش رویت می‌گذارد، می‌توانی یکنواختی دلخواه خودت را برگزینی. این‌طوری می‌توانی از توهمِ "فردیت" داشتن دلخوش شوی و همچنان متوهم باقی بمانی.»