معرفی و دانلود کتاب روزهای بی باران + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب روزهای بی باران

کتاب روزهای بی باران

نوع کتاببدون نظر
پدیدآورندگان: 
امین بهروزی
انتشارات: 
نشر قطره
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب روزهای بی باران

کتاب روزهای بی‌ باران، نوشته امین بهروزی، پرسشی دشوار و عمیق را پیش روی مخاطب می‌گذارد: اگر ادامه‌ی زندگی به بهای ازدست‌رفتن حافظه باشد، انتخاب چه معنایی پیدا می‌کند؟ این نمایشنامه که نشر قطره در سال ۱۴۰۴ آن را منتشر کرده، باتکیه‌بر گفت‌وگوهای پرتنش و روابط نزدیک میان چند شخصیت، عشق، دوستی، ترس، فراموشی و مسئولیت را در کنار هم می‌گذارد و از خلال موقعیت‌های روزمره، به مسئله‌ای بنیادین درباره‌ی هویت و معنای زندگی می‌رسد. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب روزهای بی‌ باران اثر امین بهروزی

کتاب روزهای بی‌ باران، نوشته‌ی امین بهروزی، نمایشنامه‌ای است که در مکان‌هایی متغیر پیش می‌رود و از همان آغاز، مخاطب را وارد فضایی می‌کند که هم صمیمی است هم ناآرام. شخصیت‌های اصلی، پوریا، شبنم، مهرداد و آوا، هرکدام با نوعی فقدان، تردید یا تعلیق روبه‌رو هستند. مهرداد که جراح مغز است، در یکی از دشوارترین موقعیت‌های اخلاقی قرار می‌گیرد، زیرا باید میان مسئولیت حرفه‌ای، دوستی و حقیقتی که بیان آن آسان نیست، تعادل برقرار کند.

امین بهروزی در کتاب روزهای بی‌ باران، علاوه‌بر پرداختن به یک بحران پزشکی، لایه‌های عاطفی و فکری متعددی را در کنار هم قرار می‌دهد. رابطه‌ی پوریا و شبنم، گذشته‌ی مهرداد، غیبت باران، خاطره‌ی مادر و گفت‌وگوهای مهرداد و آوا همگی به پرسشی مشترک می‌رسند: انسان تا چه اندازه با خاطره‌ها، تجربه‌ها و روابطش تعریف می‌شود؟ امین بهروزی با بهره‌گیری از شوخی‌های روزمره، گفت‌وگوهای زناشویی، خاطره‌های خانوادگی و سکوت‌های سنگین، مخاطب را به تأمل درباره‌ی پرسش‌هایی دعوت می‌کند که پاسخ قطعی ندارند.

این نمایشنامه از نظر فرم بر گفت‌وگو، تک‌گویی و خطاب مستقیم به مخاطب استوار است. این شیوه باعث می‌شود در کنار روایت ماجرا، فضایی برای سنجش اندیشه و احساس فراهم شود. هر شخصیت با لحن و جهان‌بینی متفاوتی حضور دارد؛ پوریا با شوخی و طفره‌رفتن، شبنم با اضطراب و پافشاری، مهرداد با فرسودگی درونی و آوا با نگاهی تلخ‌تر به زندگی. همین تفاوت‌ها مسئله‌ی انتخاب را از زاویه‌های گوناگون بررسی می‌کند.

خلاصه کتاب روزهای بی‌ باران

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از نمایشنامه را فاش می‌کند!

مهرداد، جراح مغز و دوست نزدیک پوریا و شبنم، با حقیقتی روبه‌رو می‌شود که بیان آن برایش از هر کار دیگری دشوارتر است: پوریا به توموری مبتلا شده که درمان آن ممکن است حافظه‌اش را از بین ببرد. از این نقطه نمایشنامه وارد کشمکشی دردناک میان زنده‌ماندن و حفظ هویت می‌شود. پوریا نمی‌خواهد به انسانی تبدیل شود که گذشته، عشق و هویتش را به یاد نمی‌آورد و شبنم نیز نمی‌تواند نبودن او را بپذیرد. هم‌زمان غیبت باران و زخم‌های قدیمی مهرداد فضای داستان را تلخ‌تر می‌کنند و ما را با این پرسش مواجه می‌کنند که آیا زندگی بدون حافظه همچنان همان زندگی سابق است؟

چرا باید کتاب روزهای بی باران را بخوانیم؟

دلایل خواندن کتاب روزهای بی‌ باران را می‌توان این‌طور خلاصه کرد:

  • این نمایشنامه موقعیتی اخلاقی و پیچیده را مطرح می‌کند و انتخاب میان بقا و هویت را به مسئله‌ی اصلی تبدیل می‌کند.

  • کتاب نشان می‌دهد که چگونه عشق، دوستی و زندگی مشترک در موقعیت‌های بحرانی به چالش کشیده می‌شود.

  • این اثر امکان تأمل درباره‌ی نسبت حافظه، هویت و ادامه‌ی زندگی را فراهم می‌کند.

  • گفت‌وگوهای نمایشنامه به ترس‌ها و دغدغه‌های عمیق انسانی می‌رسند.

  • شخصیت‌های چندلایه و کشمکش‌های عاطفیْ این نمایشنامه را خواندنی‌تر می‌کنند.

خواندن کتاب روزهای بی باران را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن کتاب روزهای بی باران به این گروه‌ها پیشنهاد می‌شود:

  • علاقه‌مندان به نمایشنامه‌های ایرانی که بر روابط انسانی و بحران‌های اخلاقی تمرکز دارند.

  • خوانندگانی که به داستان‌های عاطفی با درون‌مایه‌های فلسفی و وجودی علاقه دارند.

  • کسانی که می‌خواهند متنی درباره‌ی حافظه، هویت و تصمیم‌گیری در موقعیت‌های دشوار بخوانند.

  • مخاطبانی که از شخصیت‌های چندلایه، گفت‌وگوهای پرتنش و فضای تلخ‌وشیرین استقبال می‌کنند.

  • دانشجویان و هنرجویان تئاتر که می‌خواهند نمونه‌ای از نمایشنامه‌های معاصر ایرانی بخوانند.

درباره امین بهروزی

امین بهروزی دارای مدرک کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی و کارشناسی کارگردانی است. او به‌عنوان نویسنده و کارگردان، بیش از ۱۰ نمایش را در کارنامه‌ی خود دارد که از جمله‌ی آن‌ها می‌توان به خماری، وانهاده، گستره‌ی سکوت، یادداشت‌های روزانه‌ی رؤیا پردیس، برو گمشو عزیزم و غروب بارانی بیست‌وپنج خرداد اشاره کرد. او همچنین به‌عنوان مدرس دانشگاه در حوزه‌ی هنرهای نمایشی فعالیت می‌کند.

بخشی از کتاب روزهای بی باران

«مهرداد: (رو به تماشاگران) دوباره دروغ می‌گم. می‌گم که کار دارم و باید برم. واقعیتش اینه که دلم می‌خواد برن. دیگه نمی‌تونم ببینمشون. می‌رم تو اتاقم و در رو می‌بندم و به زمین و زمان فحش می‌دم. این اولین‌باره که بعد از ترکم، وسوسهٔ کشیدن اون کوفتی می‌آد سراغم. تو دلم می‌گم گور بابای همه‌چی گور بابای این دنیای بی‌رحم که به هر طرفش نگاه می‌کنی، هر خبری رو که دنبال می‌کنی، بدبختیه و نکبت. کاش نرفته بودم دنبال این شغل لعنتی! کاش عاشق باران نبودم که این‌جوری بین زمین و هوا بمونم! کاش اصلاً دوستی به اسم پوریا نداشتم که این‌طوری مریض باشه. چطوری باید بگم به پوریا؟ چطوری باید بگم به شبنم؟ چطوری می‌تونم تو چشم‌هاشون نگاه کنم و بگم که این‌قدر حال پوریا بده؟ بگم که این تومور لعنتی می‌تونه از پا درش بیاره. تا صبح بیدار می‌مونم و سیگار می‌کشم. طرفای چهار صبح خواب‌آلوده سوار ماشینم می‌شم و می‌زنم به جاده. داره برف می‌آد و جاده چالوس خیلی زیباست. این تنها چیز زیباییه که این روزها دیدم. دیگه چشم‌هام باز نمی‌شن. یه گوشه‌ای پارک می‌کنم و پشت فرمون خوابم می‌بره. خواب می‌بینم که می‌رسم خونه و تولدمه. باران برام تولد گرفته. شبنم و پوریا هم هستن. مامان و آوا هم. ولی هیچ‌کی من رو نمی‌شناسه. ازم می‌پرسن که تو خونهٔ اون‌ها چی‌کار می‌کنم. یکی هست که همه بهش می‌گن مهرداد. می‌گن تولد اونه. یکی دیگه مهرداده و من غریبه‌ام. از خواب می‌پرم. برف قطع شده. اما همه‌جا سفیده. ضعف دارم، همون نزدیکی یه چیزی می‌خورم و زنگ می‌زنم به آوا، خواهرم و می‌گم که دارم می‌رم پیشش. آوا یه سال از من کوچیک‌تره. مجسمه‌سازه. سه سال پیش از همسرش جدا شد. رفت یه روستای کوچیکی نزدیک کلاردشت. یه خونه خرید و از اون‌موقع، همون‌جا، تنها زندگی و کار می‌کنه. می‌گه از زندگی جدیدش خیلی راضیه. راضیه که از این شهر شلوغ بی‌رحم دوره. این اصطلاحیه که همیشه دربارهٔ تهران به کار می‌بره. می‌گه تکلیفش رو با زندگی روشن کرده. خیلی هم توقعی از دنیا نداره. یه خونهٔ خوشگل تو دل طبیعت. یه میز خوشگل کنار پنجره با رومیزی چهارخونه که پشتش بشینه و به دشت نگاه کنه و چای بنوشه... همین‌ها خوبه. طرف‌های ظهر می‌رسم پیشش. مثل همیشه چایی‌ش آماده‌ست و پشت میز کنار پنجره منتظر منه. وقتی همدیگه رو می‌بینیم حسابی بغلم می‌کنه.»

معرفی این کتاب در تاریخ ۷ مرداد ۱۴۰۵ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب روزهای بی باران و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابروزهای بی باران
موضوعنمایشنامه
نویسندهامین بهروزی
انتشاراتنشر قطره
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۴۰۵/۰۴/۲۹
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۵۹ مگابایت
شابک۹۷۸۶۲۲۳۰۸۲۲۹۰
تعداد صفحه‌ها۶۰ صفحه
قیمت کتاب۳۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵
نظری برای کتاب ثبت نشده است.