معرفی و دانلود کتاب جشن بی‌معنایی + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب جشن بی‌معنایی

کتاب جشن بی‌معنایی

نوع کتاب
۳.۲ امتیاز(از ۱۷ رأی)
پدیدآورندگان: 
میلان کوندرا، قاسم صنعوی
انتشارات: 
بوتیمار
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب جشن بی‌معنایی

میلان کوندرا ( - ۱۹۲۹)، نویسنده چک‌تبار فرانسوی است. رمان‌های «بار هستی» و«شوخی» از کتاب‌های شناخته شده او در ایران است. «جشن بی معنایی» درباره‌ دوستی چهار مردی پاریسی است که کوندرا به صورت جداگانه به زندگی و دغدغه‌های آنها می‌پردازد. این رمان هفت بخش دارد که خود از زیرمجموعه‌های کوچک‌تری تشکیل شده‌ است. یکی از موضوعات اصلی که کوندرا در این رمان به آن پرداخته‌، پوچی روابط میان‌ افراد است. این چهار شخصیت در روابطشان دچار مشکل‌اند و علاقه‌ای به ارتباط با دیگران ندارند و در واقع توان انجام این کار را ندارند. علاوه بر این تراژدی فراموشی، هویت از دست رفته، اروتیسم به شیوه گروتسک و پلیدی زندگی از دیگر مضامین کتاب است. «جشن بی‌معنایی» که فقط ۱۱۵ صفحه دارد و کوتاه‌ترین اثر کوندرا محسوب می‌شود، تقریبا همزمان با نسخه فرانسوی به فارسی ترجمه شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب جشن بی‌معنایی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابجشن بی‌معنایی
موضوعرمان، داستان خارجی
نویسندهمیلان کوندرا
مترجمقاسم صنعوی
انتشاراتبوتیمار
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۳/۰۶/۰۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۵۹ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۷۵۵۶۲۲۱
تعداد صفحه‌ها۱۳۴ صفحه
قیمت کتاب۱۷۰۰۰ تومان
برچسبداستان فرانسوی، بهترین‌های ادبیات داستانی

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Arezoo Ghandchi
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۰/۱۲

با ترجمه زیاد راحت نبودم اما کتاب رو دوست داشتم.

۰
کاربر ۵۴۴۷۲۲۴
۱۴۰۱/۰۹/۱۱

ترجمه الهام دارچینیان رو توصیه میکنم و اگر کسی این ترجمه رو خونده بهش تسلیت میگم ترجمه بعدی هم به کارش نمیاد

۲
AMiR
۱۳۹۶/۰۸/۱۰

کتاب بارهستی رو قرار بدید خواهشا

۲
Sara Ghasemi
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۷/۱۰

این کتاب رو با ترجمه دیگه ای خوندم کتاب زیبا و لطیفیه!

۱
زیباخانوم
۱۳۹۴/۰۹/۰۴

ترجمه فوق العاده بدی داره.

۰
Hamid A
۱۴۰۲/۱۰/۲۰

خیلی ترجمه بدی داشت.

۰
Caligula
۱۳۹۵/۰۵/۱۹

حقیقا از بهترین آثار کوندراس این کتاب... ترجمه هم بسیار مناسب و روان است.

۰
رضا دیلمی
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۲/۱۰/۲۰

بدترین ترجمه‌ی ممکن. گویی متن را از خروجی گوگل ترنسلیت، مستقیم زیر چاپ برده باشند... تمام زیبایی داستان را هدر داد.

۰

بریده‌هایی از کتاب

ᶜʳᶻ
۲۱
آن‌ها در سایه‌ی جاه‌طلبی‌های‌شان، خودپسندی‌شان، دروغ‌های‌شان و سنگدلی‌شان مشهور شده‌اند.
hamed
۵
حرف زدن بدون جلب توجه کردن، کار آسانی نیست. همیشه حاضر بودن از طریق کلام، ولی نشنیده ماندن، استادی می‌خواهد!
Shalaw Habiba
۴
کسی که معذرت می‌خواهد، خودش را مقصر اعلام می‌کند. و اگر خودت را مقصر اعلام کنی، دیگری را تشویق می‌کنی که به دشنام دادن به تو، آشکارا به لو دادن تو، تا پای مرگ ادامه دهد. این‌ها نتیجه‌های مقدر نخستین عذرخواهی‌ها هستند.
waterproof4321
۳
به طور طییعی، انسان اگر دروغ بگوید برای این است که کسی را فریب دهد و از او امتیازی بگیرد
کاربر ۱۰۵۶۱۸۶
۳
سپس می‌میریم، و چند سال دیگر هم با کسانی می‌مانیم که ما را شناخته‌اند، ولی خیلی زود تغییر دیگری صورت می‌گیرد: مردگان به مردگان قدیمی بدل می‌شوند، دیگر کسی کسانی را که در عدم ناپدید می‌شوند به یاد نمی‌آورد؛ فقط چند نفری، کسان بسیار نادری، نام خود را در خاطره‌ها باقی می‌گذارند ولی محروم از هرگونه گواه واقعی، از هرگونه خاطره‌ی درست، به عروسک‌های خیمه شب‌بازی بدل می‌شوند ..
Amir Hasany
۲
در فرهنگ لامذهبی من، فقط یک کلمه مقدس است: دوستی.
Shalaw Habiba
۱
خود را مقصر احساس کردن و مقصر احساس نکردن. فکر می‌کنم که همه‌چیز در همین است. زندگی عبارت از ستیز همه با همه است.
Shalaw Habiba
۱
کسی برنده می‌شود که بتواند دیگری را مقصر کند. بازنده کسی است که به خطای خودش اعتراف کند.
Saa
۱
او ناگزیر خواهد شد بجنگد. بجنگد تا مرگش را نجات دهد.
رضا عابدیان
۱
- بیهودگی درخشان بودن، بلی، درک می‌کنم. - بالاتر از بیهودگی. زیانباری. وقتی آدمی درخشان می‌کوشد زنی را اغوا کند، این زن احساس می‌کند که در مسابقه‌ای شرکت کرده است. ناگزیر می‌شود که او هم بدرخشد. بدون مقاومت تسلیم نشود. حال آن‌که بی‌معنایی او را می‌رهاند. از قید احتیاط‌ها آزاد می‌کند. توقع هیچ‌گونه حضور ذهنی از او ندارد. او را بی‌هم‌وغم، و بنابراین، آسان‌تر قابل ‌دسترسی می‌کند