معرفی و دانلود کتاب دریانوردی که از چشم دریا افتاد + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب دریانوردی که از چشم دریا افتاد
off
٪۷۰
subscriptionAvailable

کتاب دریانوردی که از چشم دریا افتاد

نوع کتاب
۳.۱ امتیاز(از ۱۹ رأی)
پدیدآورندگان: 
یوکیو میشیما، مریم رضایی
انتشارات: 
نشر سنگ

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب دریانوردی که از چشم دریا افتاد

کتاب دریانوردی که از چشم دریا افتاد نوشتهٔ یوکیو میشیما با ترجمهٔ مریم رضایی در نشر سنگ چاپ شده است. نشریه‌ٔ تایمز دربارهٔ کتاب دریانوردی که از چشم دریا افتاد می‌گوید: «دریانوردی که از چشم دریا افتاد» یک اثر هنری مهم است. رمانی درباره‌ٔ طغیان علیه قوانین ساختگی دنیای ما برای خلق دنیای دیگری به نام عینیت.

درباره کتاب دریانوردی که از چشم دریا افتاد

«یوکیو میشیما» فقط چهل و پنج سال زندگی کرد، اما او را یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان قرن بیستم ژاپن می‌دانند. میشیما در عمر کوتاهش به عنوان شاعر، نویسنده، نمایشنامه‌نویس، بازیگر و کارگردان فعالیت کرد و در تمام این عرصه‌ها درخشید. در عرصه‌ٔ داستان‌نویسی، او را بابت تحلیل‌های روان‌شناختی جذاب و خیره‌کننده، با داستایوسکی و استاندال مقایسه می‌کنند. اما مرگ میشیما حتی از زندگی‌اش نیز تأثیرگذارتر بود:

او در سال ۱۹۶۷ وقتی که چهل و دو سال داشت به نیروی زمینی ژاپن پیوست و سه سال بعد همراه با چهار نفر دیگر از اعضای گروهی که خودش راه‌اندازی کرده بود، اقدام به کودتا کرد. ‌میشیما و یارانش به یک مرکز فرماندهی رفتند و فرمانده را به صندلی بستند. میشیما به بالکن رفت و برای سایر سربازان سخنرانی کرد، اما آن‌ها او را هو کردند. او نیز به دفتر برگشت و هاراکیری کرد. سپس یکی از اعضای گروه به رسم ژاپنی‌ها سعی کرد سر او را از تنش جدا کند که بعد از چند بار تلاش موفق نشد. ‌‌نفر دیگری به نام موریتا سرش را جدا کرد و خودش نیز هاراکیری را انجام داد و نفر بعدی، سر او را از بدن جدا کرد.

«دریانوردی که از چشم دریا افتاد» همان طور که از نویسنده‌ٔ متفاوت و یاغی‌اش انتظار می‌رود، رمانی جریان‌گریز و چندوجهی است. رمانی که هم وجوه عاشقانه‌ی پررنگی دارد، هم درواقع داستان طغیان است. رمان به زندگی زنی زیبا و بیوه و پسر نوجوانش می‌پردازد که در شهری بندری صاحب مغازه‌ای هستند و از فروش اجناس گران‌قیمت روزگار می‌گذرانند. زن با دریانوردی آشنا می‌شود و عشقی بین این دو درمی‌گیرد، اما هم‌زمان، پسر نوجوان داستان، «نوبورو» که روحیه‌ای طغیانگرانه و انتقادی نسبت به قوانین دنیای ما دارد، با این موضوع به گونه‌ای رفتار می‌کند که سخت تکان‌دهنده است.

کتاب دریانوردی که از چشم دریا افتاد را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب به علاقه‌مندان به ادبیات ژاپن پیشنهاد می‌شود.

بخشی از کتاب دریانوردی که از چشم دریا افتاد

سرش را نزدیک برد و منشأ نور را پیدا کرد. آفتاب شدید تابستان از سمت دریا به داخل اتاق خواب خالی مادرش می‌تابید. فضای زیادی داخل کمد وجود داشت. حتی یک آدم بزرگ هم اگر روی زمین دراز می‌کشید با کمی سختی جا می‌شد. از آن دریچه با دقت به اتاق خواب مادرش نگاه کرد، همه‌ی اشیای داخل اتاق احساسی تازه و نو در «نوبورو» بر می‌انگیخت…

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب دریانوردی که از چشم دریا افتاد و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابدریانوردی که از چشم دریا افتاد
عنوان انگلیسیThe Sailer who Fell from Grace with the Sea
موضوعرمان، داستان خارجی
نویسندهیوکیو میشیما
مترجممریم رضایی
انتشاراتنشر سنگ
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۴۰۰/۰۸/۱۵
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۳.۷۳ مگابایت
شابک۹۷۸-۶۲۲-۷۳۸۳-۱۵-۷
تعداد صفحه‌ها۱۶۸ صفحه
قیمت کتاب۴۲۰۰۰ تومان
برچسبمجموعه آثار شاخص جهان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

NKH
۱۴۰۲/۰۱/۰۶

داستان آن‌طور که در معرفی کتاب آمده است، نه تنها اثر بزرگی نیست بلکه یک داستان معمولی‌ست که شاید تنها نقطه‌ پرمغز و اوج داستان همان دو سه فصلی است که آن چند دوست نوبورو جمع می‌شوند و با یک...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

jamegrak
۳
هیچ خطری واقعی‌تر از زنده بودن نیست
پروا
۲
شمارهٔ دو که زانوهایش را بغل گرفته بود، زیر لب زمزمه کرد: «بابای من هنوز هم واسم تفنگ بادی نخریده.» «هیچ وقت هم نمی‌خره. ولی دیگه وقتشه اینو بفهمی پدری که برات تفنگ بادی بخره، به بدی پدریه که نمی‌خره.»
jamegrak
۲
غروب خورشید خلیج فارس در ذهنش زنده شد که برافروختگی‌اش همچون روز رستاخیز بود و نسیم ملایم دریا که گونه‌هایش را نوازش می‌داد و افت شدید فشارسنج که هشدار می‌داد توفانی سهمگین به‌زودی از راه می‌رسد: او دوباره درگیر قدرت دهشتناک دریا شده بود که به صورت بی‌پایانی بر تمام حالات و احساساتش تأثیر می‌گذاشت
jamegrak
۰
از روزگار باستان همیشه در هر بندری زن‌هایی از طبقات مختلف وجود داشته‌اند که به دریانوردان حرف‌هایی می‌زده‌اند. حرف‌هایی حاکی از پذیرش قدرت مطلق افق بر سرنوشت‌شان و بیعت با مرزهای این زمرد اسرارآمیز. کلماتی سرشار از غم و امیدهای واهی که حتی مغرورترین زنان را همچون فاحشه‌ای به پایین می‌کشید. «تو فردا صبح از این‌جا می‌ری، درسته؟»