با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب سرگذشت ندیمه اثر مارگارت اتوود

کتاب سرگذشت ندیمه

نویسنده:مارگارت اتوودمترجم:سهیل سمیانتشارات:گروه انتشاراتی ققنوسسال انتشار:۱۳۸۲تعداد صفحه‌ها:۴۶۳ صفحهدسته‌بندی:امتیاز:
۳.۸از ۶۱ رأیخواندن نظرات

سال انتشار۱۳۸۲

تعداد صفحه‌ها۴۶۳ صفحه

دسته‌بندی

معرفی کتاب سرگذشت ندیمه

سرگذشت ندیمه داستانی جنجالی از مارگارت اتوود درباره زندگی یک ندیمه در جامعه‌ای پر از خفقان است که با ترجمه سهیل سمی و در گروه انتشاراتی ققنوس به چاپ رسیده است. در این داستان سرگذشت «آفرد» ندیمه‌ای که در یک خانه اربابی زندگی و کار می‌کند روایت می‌شود. مارگارت اتوود با نوشتن این کتاب جایزه آرتور سی.کلارک را از آن خود کرده است. از رمان سرگذشت ندیمه سریالی نیز به همین نام به کارگردانی بروس میلر ساخته شده است.

درباره کتاب سرگذشت ندیمه

انقلابی در امریکا رخ می‌دهد. رئیس جمهور و همه اعضای کنگره به قتل می‌رسند و کشور به دست حکومتی تمامیت‌خواه و مذهبی به اسم گیلیاد می‌افتد. حاکمان مرزها را می‌بندد و هیچ راه فراری برای کسی نمی‌ماند. گیلیاد زنان را هدف ظلم و ستم خود قرار می‌دهد. اجازه هرگونه فعالیت خارج از خانه، مالکیت و ارتباط با دیگران را از آنها می‌گیرد و معیار برتری آنان را باروری و تأهل قرار می‌دهد.  افرد که شخصیت اصلی داستان است پیش از انقلاب گیلاد همسر و یک دختر کوچک داشته‌است. از آنجا که شوهرش پیش از او با زن دیگری ازدواج کرده بوده ازدواج آن‌ها توسط حکومت جدید غیرقانونی اعلام می‌شود و پس از فراری ناموفق، زن دستگیر می‌شود. افرد در خلال ماجراهای روزانهٔ خود، خاطرات قدیمی‌اش را نیز بازگو می‌کند که فضای خفقان‌آور جمهوری گیلاد را برای خواننده ترسیم می‌کند.

درباره مارگارت اتوود

مارگارت اتوود در ۱۹۳۹ در کانادا به دنیا آمد.. او در در شش سالگی اولین نمایش‌نامه‌اش را نوشت. در سال ۱۹۵۷ تحصیلاتش را در کالج ویکتوریای دانشگاه تورنتو آغاز کرد و لیسانسش را در رشته ادبیات انگلیسی به عنوان رشته اصلی و زبان فرانسوی و فلسفه به عنوان رشته‌های جانبی گرفت. اتوود تاکنون بیشتر از ۴۰ رمان، داستان کوتاه، داستان کودک و کتاب غیر داستانی منتشر کرده است. او رئالیسم سنتی را در نگارش می‌پسندد و زن‌ها شخصیت اصلی آثارش هستند. آثار اتوود همیشه مورد توجه منتقدان بوده و جوایزی مانند پرنسس آستوریاس، آرتور سی. کلارک و جایزه‌ی بوکر را نصیب او کرده‌اند. «سرگذشت ندیمه»، «عروس فریبکار»، «گریس دیگر»، «آدمکش کور»، «اوریکس و کریک» و «چشم گربه» از آثار درخشان مارگارت اتوود هستند که به فارسی هم ترجمه شده‌اند.

  کتاب سرگذشت ندیمه را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

این کتاب برای افرادی که به داستان‌هایی درباره سرگذشت و مشقت‌های زنان علاقه‌مندند توصیه می‌شود.

بخشی از کتاب سرگذشت ندیمه

حال او این‌جا نیست و مدام به این فکر می‌کنم که کجاست. دلم نمی‌خواهد ناگهان با او روبرو شوم. شاید در اتاق نشیمن یک پایش را روی زیرپایی گذاشته و خیاطی می‌کند. التهاب مفاصل دارد. شاید هم برای فرشته‌ها در خطوط مقدم شال‌گردن می‌بافد. باورم نمی‌شود که آن‌ها وافعاً به چنین شال‌گردن‌هایی نیاز داشته باشند. به هر حال شال‌گردن‌هایی که زن فرمانده می‌بافد خیلی کار می‌برند. او به طرح صلیب و ستاره که دغدغه دیگر زنان فرمانده است اهمیتی نمی‌دهد. روی شال‌گردن‌هایش نقش درختان انجیر یا عقاب یا طرح‌های شق و رق انسان می‌اندازد، پسر و دختر، پسر و دختر. شال‌گردن‌هایش مناسب مردهای بالغ نیستند؛ به درد بچه‌ها می‌خورند.

گاهی فکر می‌کنم، این شال‌گردن‌ها را اصلاً برای فرشته‌ها نمی‌فرستند، بلکه می‌شکافند و دوباره کلاف می‌کنند تا چیز دیگری ببافند. شاید کل قضیه برای مشغول کردن زنان فرماندهان باشد، تا احساس کنند هدف دارند. به هر حال به کار زن فرمانده غبطه می‌خورم. داشتن اهداف سهل‌الوصول لذتبخش است.

چرا غبطه مرا می‌خورد؟

نظرات کاربران

m.r
۱۴۰۰/۰۸/۱۱

خیلی این کتاب رو دوست داشتم سریالش را هم دیدم خیلی قشنگ بود فقط تعجب می کنم که این کتاب رو در ژانر علمی تخیلی گذاشتند که به نظرم اصلاً این طور نیست پیشنهاد میشه خیلی خوبه 🥺

کتاب 1984
۱۴۰۰/۱۰/۰۶

لطفا به بی نهایت اضافه کنید :)

کاربر ۲۰۴۲۱۹۴
۱۴۰۰/۰۸/۲۸

خیلی گرونه

رضا د.ب
۱۴۰۰/۰۷/۱۵

بهترین ترجمه موجود با اختلاف. البته تمام ترجمه های آقای سمی عالی هستند.

شمع
۱۴۰۰/۰۹/۰۵

داستانِ سرگذشت ندیمه از زبان ندیمه ای به نام " آفرد " روایت می‌شود. ندیمه ای که در گذشته با همسر و دخترش زندگی شاد و آرامی داشتند اما پس از ترور رئیس جمهور و تشکیل این جامعه جدید و

- بیشتر
fatemef8
۱۴۰۰/۱۰/۱۴

اشتباهی که من کردم این بود اول چند قسمت از سریال رو دیدم و بعد چند فصل از کتاب رو خوندم و همین طور الی آخر و این به نظرم خوب نیست. به خصوص که اول فیلم رو دیدم و فقط

- بیشتر
هانیه
۱۴۰۰/۰۹/۲۲

داستان تلخ ولی جذابیه و خب برای ما ایرانیا خیلی ملموس و قابل درک.خیلی از چیزاشو ما داریم زندگی میکنیم 🤐 من سریالشم دیدم هم کتابش و خوندم ولی خب من سریالش و بیشتر دوست داشتم.

آتوسا
۱۴۰۱/۰۷/۲۴

کتاب در یک جامعه فرضی میگذره که زنان برای تولد و افزایش جمعیت گمارده میشن کتاب از نظر ایجاد یک جامعه ی کاملا خیالی خوب از پس کار برآمده و تونسته یک جامعه ی تک صدا و مذهبی رو به

- بیشتر
کاربر ۳۸۵۴۵۰۷
۱۴۰۱/۰۲/۲۷

واقعا قیمتش به دلار گرونه

قاصدک🍓
۱۴۰۰/۱۱/۰۷

واقعا زیبا و عالی فقط خیلی به جزئیات دقت کرده و توصیفات حوصله سر بره

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه (۲۴)
سعی می‌کنم زیاد فکر نکنم. حالا دیگر فکر کردن هم باید مثل چیزهای دیگر سهمیه‌بندی شود. خیلی از مسائل ارزش فکر کردن ندارند. فکر کردن فرصت‌های آدم را از بین می‌برد
monireh1457
روی تخت هیچ اتفاقی نمی‌افتد، بجز خواب، یا بی‌خوابی. سعی می‌کنم زیاد فکر نکنم. حالا دیگر فکر کردن هم باید مثل چیزهای دیگر سهمیه‌بندی شود. خیلی از مسائل ارزش فکر کردن ندارند. فکر کردن فرصت‌های آدم را از بین می‌برد و من می‌خواهم دوام بیاورم.
Hanieh Sadat Shobeiri
مویرا زمانی گفته بود، جلوی احساس رو نمی‌شه گرفت، اما رفتار رو می‌شه کنترل کرد.
marzieh rezaee
تنها چیزی ارزشمنده که کمیاب باشه و سخت به دست بیاد. ما می‌خوایم شما دخترا ارزشمند باشین. مرتب مکث می‌کند و پنداری این مکث‌ها را در دهان مزمزه می‌کند. خودتون رو مروارید بدونین.
دیانا
نمی‌توان داستانی را فقط برای خود تعریف کرد. همیشه کس دیگری هست. حتی هنگامی که کسی نیست.
نیلوفر معتبر
این یکی از کارهای آن‌هاست. وادارت می‌کنند بکشی، چیزی را در درون خودت بکشی.
marzieh rezaee
عمه لیدیا می‌گفت، آزادی بیش از یک نوع است. آزادی برای انجام کاری و آزادی از شر چیزی. در دوران اغتشاش آزادی داریم، برای انجام هر کاری که بخواهیم. آزادیم از شر چیزهایی که نمی‌خواهیم. آن را دست‌کم نگیرید.
نیلوفر معتبر
عاشق شدن. من عاشقش شدم. ما زنان عاشق بودیم. به عشق اعتقاد داشتیم، این فرو افتادن در عشق، این حرکت رو به پایین: چه زیبا، مثل پرواز و در عین حال بسیار وحشتناک، بسیار خطیر، بسیار غیرمحتمل. زمانی می‌گفتند، خداوند عشق است، اما ما آن را باژگونه کردیم و عشق مثل بهشت همیشه کمی آن سوتر بود. هر چقدر عشقِ مردی که کنارمان می‌ایستاد سخت‌تر می‌بود، اعتقاد ما نیز به عشق بیش‌تر می‌شد، انتزاعی و کلی. ما منتظر می‌ماندیم، همیشه، برای تجسّد عشق.
maryam
شرم‌آوره، چطور تونستن وادارت کنن این همه روبالشی سَرِت بذاری، اونم تو این هوا!»
marzieh rezaee
سلامت عقل بهترین ثروت است، آن را همان طور ذخیره می‌کنم که زمانی مردم پول را انباشته می‌کردند. آن را پس‌انداز می‌کنم تا به وقت نیاز به اندازه کافی از آن برخوردار باشم.
نیلوفر معتبر