جملات زیبا از متن کتاب سرگذشت ندیمه | طاقچه
تصویر جلد کتاب سرگذشت ندیمه
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب سرگذشت ندیمه

۳.۴(از ۲۳۴ امتیاز)
نوع کتاب

۳۳۰,۰۰۰

۵۰٪

قیمت:

۱۶۵,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

سعی می‌کنم زیاد فکر نکنم. حالا دیگر فکر کردن هم باید مثل چیزهای دیگر سهمیه‌بندی شود. خیلی از مسائل ارزش فکر کردن ندارند. فکر کردن فرصت‌های آدم را از بین می‌برد
monireh1457
۱۲۷
مویرا زمانی گفته بود، جلوی احساس رو نمی‌شه گرفت، اما رفتار رو می‌شه کنترل کرد.
marzieh rezaee
۶۸
تنها چیزی ارزشمنده که کمیاب باشه و سخت به دست بیاد. ما می‌خوایم شما دخترا ارزشمند باشین. مرتب مکث می‌کند و پنداری این مکث‌ها را در دهان مزمزه می‌کند. خودتون رو مروارید بدونین.
دیانا
۴۲
این یکی از کارهای آن‌هاست. وادارت می‌کنند بکشی، چیزی را در درون خودت بکشی.
marzieh rezaee
۳۶
شرم‌آوره، چطور تونستن وادارت کنن این همه روبالشی سَرِت بذاری، اونم تو این هوا!»
marzieh rezaee
۳۲
نمی‌توان داستانی را فقط برای خود تعریف کرد. همیشه کس دیگری هست. حتی هنگامی که کسی نیست.
نیلوفر معتبر
۳۰
روی تخت هیچ اتفاقی نمی‌افتد، بجز خواب، یا بی‌خوابی. سعی می‌کنم زیاد فکر نکنم. حالا دیگر فکر کردن هم باید مثل چیزهای دیگر سهمیه‌بندی شود. خیلی از مسائل ارزش فکر کردن ندارند. فکر کردن فرصت‌های آدم را از بین می‌برد و من می‌خواهم دوام بیاورم.
حان‌حان
۲۶
عمه لیدیا می‌گفت، آزادی بیش از یک نوع است. آزادی برای انجام کاری و آزادی از شر چیزی. در دوران اغتشاش آزادی داریم، برای انجام هر کاری که بخواهیم. آزادیم از شر چیزهایی که نمی‌خواهیم. آن را دست‌کم نگیرید.
نیلوفر معتبر
۲۶
نگرانیشان از بابت فرار ما نیست. نمی‌توانیم زیاد دور شویم. نگران اوج گرفتن خیالمان هستند؛ نگران راه‌هایی که فقط در درون آدم باز می‌شوند و به انسان روحیه و برتری می‌دهند.
رز
۲۶
عاشق شدن. من عاشقش شدم. ما زنان عاشق بودیم. به عشق اعتقاد داشتیم، این فرو افتادن در عشق، این حرکت رو به پایین: چه زیبا، مثل پرواز و در عین حال بسیار وحشتناک، بسیار خطیر، بسیار غیرمحتمل. زمانی می‌گفتند، خداوند عشق است، اما ما آن را باژگونه کردیم و عشق مثل بهشت همیشه کمی آن سوتر بود. هر چقدر عشقِ مردی که کنارمان می‌ایستاد سخت‌تر می‌بود، اعتقاد ما نیز به عشق بیش‌تر می‌شد، انتزاعی و کلی. ما منتظر می‌ماندیم، همیشه، برای تجسّد عشق.
maryam
۱۶
اما این اشتباه است. هیچ کس از نبود رابطه جنسی نمی‌میرد. ما از نبود عشق است که می‌میریم. این‌جا هیچ کس نیست که بتوانم عاشقش باشم. تمام کسانی که می‌توانستم عشقشان را به دل بگیرم یا مرده‌اند یا جای دیگری هستند. خدا می‌داند حال کجا هستند و نامشان چیست. شاید هم دیگر وجود نداشته باشند، همان طور که برای من وجود ندارند. من نیز آدم گمشده‌ای هستم.
masome.k
۱۳
می‌گوید، بهتر بودن معناش این نیست که بهتر برای همه. بهتر همیشه برای بعضی‌ها یعنی بدتر.
marzieh rezaee
۱۳
نگرانیشان از بابت فرار ما نیست. نمی‌توانیم زیاد دور شویم. نگران اوج گرفتن خیالمان هستند؛ نگران راه‌هایی که فقط در درون آدم باز می‌شوند و به انسان روحیه و برتری می‌دهند.
کاربر ۶۵۴۳۷۷۸
۹
نگذار حرامزاده‌ها زیر پا خردت کنند.
Hadis
۹
خیلی از مسائل ارزش فکر کردن ندارند. فکر کردن فرصت‌های آدم را از بین می‌برد و من می‌خواهم دوام بیاورم.
Miss.Moradi
۸
لحظه خیانت بسیار تلخ است، لحظه‌ای که برایتان مسلم می‌شود به شما خیانت شده است، لحظه‌ای که متوجه می‌شوید کسی بوده که تا این حد بدخواه شما بوده است.
marzieh rezaee
۷
دوست داریم باور کنیم همه چیز همان طور بوده که در خاطرمان مانده.
نیلوفر معتبر
۶
می‌دانم چرا تصویر رنگ و روغن زنبق‌های آبی شیشه ندارد و چرا پنجره فقط تا نیمه باز می‌شود و چرا شیشه‌اش نشکن است. نگرانیشان از بابت فرار ما نیست. نمی‌توانیم زیاد دور شویم. نگران اوج گرفتن خیالمان هستند؛ نگران راه‌هایی که فقط در درون آدم باز می‌شوند و به انسان روحیه و برتری می‌دهند.
parisa
۶
جلوی احساس رو نمی‌شه گرفت، اما رفتار رو می‌شه کنترل کرد.
استودیوس
۵
می‌گوید، بهتر بودن معناش این نیست که بهتر برای همه. بهتر همیشه برای بعضی‌ها یعنی بدتر.
Nadaeft
۵
بنیان نهادن یک نظام مؤثر استبدادی یا هر گونه نظامی مستلزم ارائه برخی مزایا و آزادی‌هاست، دست‌کم برای عده‌ای از نخبگان و به ازای حقوقی که از مردم ستانده شده است.
Mohadese1121
۵
می‌گوید، تا تخم‌مرغ نشکنی که نمی‌شه املت درست کرد. ما فکر کردیم می‌تونیم بهتر عمل کنیم. آهسته می‌گویم، بهتر؟ چطور می‌شه گفت این طوری بهتره. می‌گوید، بهتر بودن معناش این نیست که بهتر برای همه. بهتر همیشه برای بعضی‌ها یعنی بدتر.
نیلوفر معتبر
۴
عجیب است که مردم به چه چیزها که می‌توانند خو کنند، فقط به شرط آن که گریزگاه‌های کوچکی باشد که از شدت فشار بکاهد.
Mohadese1121
۴
کورا گفت، خوب اونا هم داشتن کارشون رو انجام می‌دادن، تأمین امنیت ما. ریتا خشمگین گفت، فعلاً که امن‌ترین راه مردنه. زنه سرش به کار خودش بوده. نیازی نبود با تیر بزننش. کورا گفت، حادثه بوده.
Jr
۳
عصبی بودم. چطور باید می‌فهمیدم دوستم دارد یا نه؟ شاید فقط یک رابطه جنسی بود. چرا همیشه می‌گفتیم، فقط؟ هر چند آن زمان مردها و زن‌ها هر از گاه همدیگر را امتحان می‌کردند، مثل لباس، و هر چه را که اندازه و درخورشان نبود پس می‌دادند.
Z
۳
شعارهای دیگری هم هست و دوربین شتاب‌زده آن‌ها را نشان می‌دهد: آزادی انتخاب. هیچ فرزندی نباید به اجبار به دنیا آید. بدن‌هایمان را از بند برهانید
Z
۳
و این همان کاری است که انجام خواهم داد، قرص خواهم بود. وانمود می‌کنم که حضور ندارم، که کالبد ندارم.
simakarami
۳
آدمِ در مضیقه مجبور است هر چیز امیدوارکننده‌ای را باور کند
کاربر ۵۱۵۶۸۶۵
۳
دست‌کم این عادت مردها که ماشین‌های قشنگ را ناز و نوازش می‌کنند هنوز تغییر نکرده و پابرجاست.
marzieh rezaee
۲
یا در پخت نان به ریتا کمک می‌کردم و دستانم را در آن گرمای مطبوع و مقاوم که شبیه بشره انسانی بود فرو می‌بردم. سراپای وجودم غرق عطش لمس کردن چیزی غیر از پارچه و چوب است. یکسره مشتاق ارتکاب عمل لمس کردن هستم.
mitra
۲