معرفی و دانلود رایگان کتاب خیمه
تصویر جلد کتاب خیمه
off

کتاب خیمه

نوع کتاب
۳.۷(از ۱۱۲ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
مارگارت اتوود، ضحی کاظمی
انتشارات: 
خانه داستان چوک

معرفی کتاب خیمه

«خیمه»داستان کوتاهی از مارگارت اتوود( -۱۹۳۹)، نویسنده برجسته کانادایی از مجموعه مطالعه در وقت اضافه است. زمان تقریبی مطالعه: ۴ دقیقه

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب خیمه و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:خیمه
موضوع:داستان کوتاه، داستان خارجی
نویسنده:مارگارت اتوود
مترجم:ضحی کاظمی
انتشارات:خانه داستان چوک
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۰.۰۴ مگابایت
تعداد صفحه‌ها:۱۰ صفحه
قیمت کتاب:رایگان
برچسب:مجموعه مطالعه در وقت اضافه، زمان مطالعه زیر ۵ دقیقه

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

▪︎ sᴀʟᴠᴀᴅᴏʀ
۱۳۹۷/۰۵/۲۰

این کتابو دوس داشتم یه مثال پیچیده بود برای آدمایی که از همه چیز کناره گرفتن تا هم خودشون آسیب نبینن هم اطرافیانشون درحالی که با این همه گوشه گیری بازم افرادی هستن که بخوان بلا سرت بیارن یا از ناراحتیت خوشحال...بیشتر

۰
asjdkdl
۱۳۹۷/۰۱/۰۷

زیبا بود. بیشتر می خواست تلاش بیهوده ی انسان رو برای آگاهی دادن به دیگران برسونه...

۱
مهدی
۱۳۹۷/۰۱/۲۴

ارزش خوندن داشت و به نظرم جالب بود

۰
neo
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۵/۳۰

شاید زیباترین و بهترین توصیف از نوشتن و نویسندگی باشه این کتاب.

۰
📚عشق کتاب📚
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۳/۲۶

کاش داستانش طولانی بود ولی جالب بود

۰
شایان
۱۳۹۸/۱۲/۲۰

به خوبی دنیای انسانها رو وصف کرده، بخصوص دنیای کسانی که به نوشتن علاقه مند هستند و نوشتن راه نجات میدونند.

۰
هنرمند هنردوست
۱۳۹۷/۰۳/۳۱

جالب بود دوست داشتم

۰
ارغوان
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۰/۱۷

بعضی آدم ها به دلیل ترس ، دیواری بین خودشون و فضای بیرون و ناامن میکشن که معمولا جنس این دیوار از چیزیه که بهش علاقه دارن(نوشتن ، نقاشی و هرچیز دیگه) و سعی می‌کنن از خودشون و آدم هایی...بیشتر

۰
Prhaaam
۱۳۹۶/۱۰/۱۹

سر پناهی با نوشته و کاغذ ولی برای دیدن بیرون باید آتشش بزنی و درد بکشی ولی باز در درونت بنویسی

۱
مهدیه
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۰۲/۱۳

از تشبیهی که برای انسان‌ها به کار بُرده بود و نمایان کردنِ دنیای نویسندگی، خوشم اومد؛ جالب بود.

۰
آیدین آتش بهار
۱۳۹۹/۰۲/۱۱

خیمه به مثابه دنیایی که نویسنده برای خودساخته با اشاره به مشکلاتی که نویسنده بر سر راه دارد

۰
Mohammad Bagheri
۱۳۹۸/۰۳/۳۰

خیلی قشنگ دنیای یک نویسنده رو ترسیم کرد.

۰
nafas
۱۳۹۷/۱۰/۲۷

خوشم اومد

۰
fateme
۱۳۹۷/۰۴/۱۰

همیشه قلیل بودند انسان هایی که می دانند ، در برابر آن هایی که نمیدانند .

۰
مریم
۱۳۹۶/۰۱/۱۰

فهمیدن درد داره تاوان فهمیدنتم نابود اینکه نابودت کنن ولی ارزشش و داره..

۱

بریده‌هایی از کتاب

عاطفه
۷
باد به‌درون خیمه می‌خزد. شمعت می‌لغزد و می‌افتد و خیمه‌ات را به آتش می‌کشد. از میان سوراخ‌های سیاهی که در دیواره‌های خیمه به‌وجود آمده‌اند، چشمان کسانی را که زوزه می‌کشند می‌بینی، سرخ و رخشانند در نور آتشِ سرپناهِ کاغذی شعله‌ورت. اما تو همچنان به نوشتن ادامه می‌دهی. دیگر چه می‌شود کرد؟
mhb.glm
۵
بخشی از نوشته‌ها باید در مورد صدای زوزه‌ها باشد، که صبح و شب در میان خرابه‌های بیرون، تپه‌های شنی، قطعه‌های یخی، استخوان‌ها و... ادامه دارد. باید حقیقت زوزه‌ها را بنویسی. اما مشکل است. چرا که از پشت دیوارهای کاغذی خیمه، نمی‌توانی آنچه می‌گذرد را درست ببینی. پس نمی‌توانی حقیقت را دقیق بیان کنی. نمی‌خواهی از خیمه بیرون بروی و خودت از نزدیک نظاره‌گر باشی.
زهرا
۳
چرا فکر می‌کنی نوشتنت، این جنون خط‌خطی کردن، درون غاری پوشالی، که کم‌کم شبیه زندانی به‌نظر می‌رسد، از عقب به جلو و از بالا به پایینِ دیوارها، می‌تواند کسی را حفظ کند؟ حتی خودت را؟ اینکه دور خود زره یا طلسمی رسم می‌کنی تا تو را حفظ کند، توهمی بیش نیست. آنها بهتر از تو می‌دانند که این خیمه چه‌قدر شکننده است.
ناهید
۳
زوزه‌های مختلفی می‌شنوی. انسان‌هایی که زوزه می‌کشند. بعضی از غم مرگ یا کشته شدن عزیزانشان و بعضی از سر شادمانی، برای پیروزی در کشتن عزیزان دشمنانشان
تحلیلگر بومیم 🌏
۳
می‌نویسی، انگار که زندگی‌ات به نوشتن بستگی دارد.
مهدیه
۲
زوزه‌ها به تو نزدیک می‌شوند؛ داخل خیمه خودت در سکوت کز می‌کنی تا دیده نشوی. می‌ترسی. برای خودت و به‌خصوص کسانی‌که دوستشان داری. می‌خواهی از آنها محافظت کنی. می‌خواهی همه آنها را درون خیمه‌ات جمع کنی تا در امان باشند. اما خیمه‌ات از کاغذ ساخته شده است و کاغذ نمی‌تواند از ورود چیزی جلوگیری کند.
اقیانوس آرام
۲
از پشت دیوارهای کاغذی خیمه، نمی‌توانی آنچه می‌گذرد را درست ببینی. پس نمی‌توانی حقیقت را دقیق بیان کنی.
اقیانوس آرام
۲
از میان سوراخ‌های سیاهی که در دیواره‌های خیمه به‌وجود آمده‌اند، چشمان کسانی را که زوزه می‌کشند می‌بینی، سرخ و رخشانند در نور آتشِ سرپناهِ کاغذی شعله‌ورت. اما تو همچنان به نوشتن ادامه می‌دهی. دیگر چه می‌شود کرد؟
Shafagh
۲
می‌نویسی، انگار که زندگی‌ات به نوشتن بستگی دارد.
sepid
۱
چرا فکر می‌کنی نوشتنت، این جنون خط‌خطی کردن، درون غاری پوشالی، که کم‌کم شبیه زندانی به‌نظر می‌رسد، از عقب به جلو و از بالا به پایینِ دیوارها، می‌تواند کسی را حفظ کند؟ حتی خودت را؟ اینکه دور خود زره یا طلسمی رسم می‌کنی تا تو را حفظ کند، توهمی بیش نیست.