معرفی و دانلود کتاب در انتظار تاریکی، در انتظار نور + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب در انتظار تاریکی، در انتظار نورsubscriptionAvailable

کتاب در انتظار تاریکی، در انتظار نور

نوع کتاب
۲.۷ امتیاز(از ۴۱ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب در انتظار تاریکی، در انتظار نور

ایوان کلیما( - 1931) نویسنده اهل جمهوری چک است. در بخشی از این رمان که یکی از موفق‌ترین کتاب‌های این نویسنده است می‌خوانیم: «دیروز، وقتی جلسه با پیامد پیش‌بینی شده به پایان رسید منشی را به نوشیدنی دعوت کرد و پس از آن دختر او را به مهمانی در یک خانه‌ی بزرگ برد. بیرون، در کمال تعجب او، چند ماشین لوکس غربی پارک کرده بودند. داخل، صاحبانشان به افراط می‌نوشیدند. با اینکه او هم زیاد نوشیده بود، به اینکه تا چه حد این چهره‌ها که پیشانی نوشتشان زندگی پای آتشفشان بود، به چشم او بیگانه می‌آمدند آگاه بود. منشی از اینکه پاول مهمانش بود تو پوست خودش نمی‌گنجید و او را به اشخاصی که هیچ علاقه‌ای به آشنایی با او نداشتند معرفی می‌کرد؛ نیاز نبود نام و موقعیتشان را به خاطر بسپارد. زنانی هم بودند که لباس‌های چشمگیر به تن داشتند ولی ظاهراً همراه کسی بودند. به چند داستان زندگی که به استثنای چند انفجار اتفاقی یا مرگ زودرس کمابیش به زندگی که مردم در همه‌ی جای جهان دارند شبیه بود گوش داد. اینجا با وجود این خط میان بودن و نبودن نامشخص بود. هرجا که اینجوری باشد از خطوط دیگر به سادگی می‌توان رد شد: مرزی که طمع، ریاکاری، بی‌آبرویی و بی‌شرمی را مشخص می‌کند احتمالاً پشت این چیزها پنهان شده است. طمع چه بود؟ بی‌آبرویی چه؟ فلاکت چه؟ طمع انگشتی بود ته حلق آدم سیر، اتاق اضافه‌ای برای آت و آشغال‌های بی‌مصرف و یک معشوق بدون عشق. همچنان که شب پیش می‌رفت، قیدها برداشته شد و دوباره بدون دوربینش مرد جوانی را تماشا کرد که با دست‌های لرزان می‌کوشید تزریق کند و رگش را پیدا نمی‌کرد. زوجی را دید که گوشه‌ی اتاقی می‌رقصیدند و مردی که در یک گلدان بزرگ چینی میان گل‌های مینای قرمز استفراغ می‌کرد.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب در انتظار تاریکی، در انتظار نور و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابدر انتظار تاریکی، در انتظار نور
موضوعرمان، داستان خارجی
نویسندهایوان کلیما
مترجمگلبرگ برزین
ویراستارعلیرضا کیوانی‌نژاد
انتشاراتنشر افکار
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۸۸/۰۳/۰۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۳.۰۹ مگابایت
شابک۹۷۸۹۶۴۲۲۸۰۱۸۶
تعداد صفحه‌ها۲۹۶ صفحه
قیمت کتاب۱۶۴۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

slmz180n
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۰۹/۰۴

با اینکه عادت ندارم کتابی رو نصفه نیمه رها کنم اما ایندفعه هرکاری کردم ، نشد که بشه! حدود ۲۰۰ صفحه ش رو به سختی خوندم اما نمیدونم مشکل از درک من بود یا ترجمه! خیلی سخت متوجه میشدم که...بیشتر

۱
𝐌𝐨𝐛𝐢𝐧𝐚
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۱۰/۳۰

یکم ارتباط گرفتن با کتاب سخته چون هر وسط یه صحبت میره یه جای دیگه و آدمو گیج میکنه که الان چه اتفاقی افتاده ولی در نهایت مطالب جالبی توی خودش داشت که دوسش داشتم ...

۰
fariba.
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۱

گنگ و غم انگیز. شبیه دنیایی که درآن زندگی می کنیم.

۰
کاربر 9545659
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۳

توی موقعیت جالبی با این کتاب بر خورد کردم اما واقعا جذبم نکرد خیلی سخت ارتباط با کتاب شکل گرفت

۰
negin
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۱

2️⃣ در انتظار تاریکی، در انتظار نور نمی‌دونم اگر من فقط چنین مشکلی با این کتاب داشتم یا نه. موضوع کتاب رو دوست دارم جالب و قشنگه، ولی نمی‌دونم مشکل از ترجمه‌ست یا خودش چنین متنی داره احساس می‌کنم منسجم نیست، به سادگی...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

☆Nostalgia☆
۳۱
گورستان برای ما یادآور بیهودگی تلاش‌های انسان است.
Moha
۲۶
بعضی گفت‌وگوها در ذهن می‌ماند. معمولاً اولین گفت‌وگو فراموش نشدنی‌ترین است و بعد، آخرین گفت‌وگو.
پویا پانا
۱۶
آزادی یعنی چه؟ یعنی داشتن حق آنکه فضایی برای اعمال خود تعیین کنی. چه کسی چنین حقی را اعطا می‌کند؟ ما با این حق به دنیا آمده‌ایم.
پویا پانا
۱۰
کاری که به قیمت از دست دادن استقلال تمام شود چه ارزشی می‌تواند داشته باشد؟
پویا پانا
۸
می‌تواند داد بزند ولی می‌داند کسی به فریادش نخواهد رسید. چه کند؟ چه باید بکند؟ التماس کند؟ به معاون، بخشی از اجرتش را پیشنهاد کند؟ بیرون برود و در را محکم پشت سرش ببندد؟ چگونه روزگار خود را بگذراند؟ برای چه زندگی کند؟ بلند می‌شوند و به زور لبخند می‌زند.
پویا پانا
۷
چطور ممکن بود در کشوری که دورش را با سیم‌خاردار پوشانده‌اند تمام عمر زندگی کرد، آموخت یا به جایی رسید؟
پویا پانا
۵
معمولاً یه عده می‌برن و یه عده می‌بازن. بعضی وقت‌ها این‌طور می‌شه اونایی که می‌بازن اونایی هستن که خیال می‌کردن بردن و برعکس.
پویا پانا
۵
«در زندگی پر حرص و آز امروزی که دیگر کسی فرصت نگاه کردن به اطراف خود ندارد، باید آنچه را که مردم هر روز از دست می‌دهند به آن‌ها نشان دهیم. این بدان معنی نیست که به سرعت از تصویری به تصویر دیگر برویم، بلکه تأملی است بر همه‌ی چیزهایی که شاید به نظر ما معمولی بیاید است.
پویا پانا
۵
آن‌ها که روزگاری نام عدالت را لوث می‌کردند چگونه عدالتی را برقرار می‌کنند؟ در جامعه‌ای که بیشتر عاملان جنایات در حکومت گذشته سر کار خود مانده‌اند چه اصلاحاتی می‌توان توقع داشت؟ انقلاب پایان نیافته، هنوز خیلی کار باقی است و تا روزی که جراحت‌هایی را که به فرسودن پیکر سیاست ادامه می‌دهند از میان برنداریم انقلاب تکمیل نخواهد شد.
پویا پانا
۴
همه در این کشور زندگی می‌کنیم. در شرایط موجود، هر کدام از ما به نحوی مجروح از آن بیرون آمدیم. و چه کسی می‌تواند مرزی میان گناه و بیگناهی تعیین کند در شرایطی که این مرز جایی در عمق تک‌تک افراد وجود دارد؟ مردم به این امید حکومت گذشته را ساقط کردند که عدالت را ببینند.