با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
پرتره‌‌ یک زن

دانلود و خرید کتاب پرتره‌‌ یک زن

بدون نظر
بدون نظر

برای خرید و دانلود  کتاب پرتره‌‌ یک زن  نوشته  میشل ویناور  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب پرتره‌‌ یک زن

کتاب پرتره‌‌ یک زن، نمایشنامه جذابی از میشل ویناور با ترجمه زیبا خادم حقیقت است. این نمایشنامه داستان دادگاهی است که برای رسیدگی به یک پرونده قتل تشکیل شده است. 

درباره کتاب پرتره‌‌ یک زن

دختر جوانی به نام سوفی معشوق سابق خود، زویه را به قتل رسانده است. حالا در جلسه دادگاهی که برای رسیدگی به اتهام او تشکیل شده است روایت‌های مختلف و متعددی را می‌خوانیم که هرکدام تصویر خاصی از سوفی ارائه می‌کنند. هر کدام از شخصیت‌ها داستان را از زاویه دید خودشان می‌بینند و بر همان اساس هم تعریفش می‌کنند. با در کنار هم قرار دادن این روایت‌ها مانند قطعات پازل، می‌توان به یک تصویر واحد از طرح کلی قتل سوفی رسید. 

کتاب پرتره‌‌ یک زن را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

دوست‌داران ادبیات نمایشی را به خواندن کتاب پرتره یک زن دعوت می‌کنیم. 

درباره میشل ویناور

میشل ویناور، نمایشنامه‌نویس و دراماتورژ صاحب‌نام فرانسوی، از نخستین نمایشنامه نویسان فرم گرا و پسا بکتی است. او در دهه‌ی پنجاه میلادی نمایشنامه‌نویسی را آغاز کرد. از مشخصه‌های آثار ویناور میتوان به مونتاژ کلام و شیوه‌ی خاصش در دیالوگ‌نویسی اشاره کرد. 

بخشی از کتاب پرتره‌‌ یک زن

سوُفی بر روی پاگرد پلکان ظاهر می‌شود.

رئیس دادگاه: ایشان هفت طبقه را از پله‌ها بالا رفتند چرا سوار آسانسور نشدید؟

خانم گیبو: باخبری می‌ارزه به بی‌خبری. تازه پسره دوبار هم باخبر شده بود آخه همون روز دوتا تلگرام رسید دستش تلگرام من و تلگرام پاپاش.

رئیس دادگاه: در تلگرام شما که به تاریخ ۱۵ مارس از لیل ارسال شده چنین آمده «سوُفی آمد پاریس نقطه اجتناب کامل از برخورد»

خانم گیبو: جناب آقای رئیس کار که از محکم‌کاری عیب نمی‌کند برای همین من خودم پاپاش رو هم خبردار کردم

رئیس دادگاه: و پاپا همان روز این تلگرام را برای پسرش ارسال کرد «بازگشت فوری به سنت اُمر»

سوُفی در می‌زند. زَویه زمان کوتاهی صبر می‌کند. بلند می‌شود، به‌سوی در می‌رود، تردید دارد، سپس در را باز می‌کند. سوُفی وارد می‌شود.

زَویه: اومدی اینجا چی‌کار؟

سوُفی: باید می‌دیدمت

سوُفی به‌سرعت پیش می‌آید، روی صندلی می‌نشیند. زَویه دوباره روی مبل می‌نشیند.

زَویه: بهت که گفته بودم بهتره دیگه همدیگه رو نبینیم...

رئیس دادگاه: چند کلامی کم‌وبیش با چنین لحنی ردوبدل می‌شود.

سوُفی: نمی‌تونستم دیگه نبینمت یه چیزهایی هست که باید برات توضیح بدم...

نظری برای کتاب ثبت نشده است
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۲)
جناب آقای رئیس دادگاه گاهی پیش می‌آد که کمترین شناخت رو نزدیک‌ترین افراد به آدم دارن
Mitir
سوُفی: مگه آدم از قبل می‌دونه می‌تونه یکی رو دوست داشته باشه؟
mehrnaz

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۸۵ صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۲,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۵/۲۹
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۴۰۱-۱۰-۴
دسته بندی
تعداد صفحات۸۵صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۲,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۵/۲۹
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۴۰۱-۱۰-۴