جملات زیبای کتاب پرتره‌‌ یک زن | طاقچه
تصویر جلد کتاب پرتره‌‌ یک زن

بریده‌هایی از کتاب پرتره‌‌ یک زن

نویسنده:میشل ویناور
انتشارات:نشر بیدگل
دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۰از ۱۰ رأی
۴٫۰
(۱۰)
با ظرافت تمام حمامی از خون و سیلابی از دروغ
Mostafa F
سوُفی: دلم می‌خواد بخوابم زَویه: رها کن خودت رو تو بغل من سوُفی: آره تو بغل تو و بیدار هم نشم چرا همه چیز اِن‌قدر سخته؟ چرا من اِن‌قدر درد می‌کشم؟ چرا من اِن‌قدر تو رو عذاب می‌دم؟ تا کی می‌خواد ادامه پیدا کنه؟
Morteza
سوُفی: مگه آدم از قبل می‌دونه می‌تونه یکی رو دوست داشته باشه؟
mehrnaz
غیر از اینکه سوُفی اُزَنو من اگر جای شما بودم بدون شک بیشتر پشیمان می‌بودم تا خشمگین سوُفی: شما جای من نیستین
liliyoooom
من می‌ترسم زَویه: از چی؟ من اینجام سوُفی: از خودم از همه چیز
aye
من گمان می‌کنم می‌توانم تقاضای بخشش کنم برای تمام والدینی که گمان دارند می‌دانند فرزندانشان را چگونه تربیت می‌کنند ولی از آنها انسان‌هایی می‌سازند در حدواندازه‌های خود و بدون آنکه آنها را ببینند از کنارشان می‌گذرند
Nana
جناب آقای رئیس دادگاه گاهی پیش می‌آد که کمترین شناخت رو نزدیک‌ترین افراد به آدم دارن
Mitir
کُرنَی: یا حالا یا دیگه هیچ وقت زَویه: اتفاقاً من برعکس فکر می‌کنم همه چیز به یه زمان نامعلوم بستگی داره
خاقانی
سوُفی: تو زیادی با من ملاطفت به خرج می‌دی زَویه: دوست نداری؟ سوُفی: عادت ندارم
aye
سوُفی: هفت طبقه رو از پله‌ها بالا رفتم چون برای اینکه بگردم ببینم چی باید بهش بگم به زمان نیاز داشتم کلمات درستی رو برای استفاده پیدا کنم امیدوار بودم بفهمم چه جوری باید باهاش حرف بزنم تا بتونم تحت تأثیرش قرار بدم بتونم نرمش کنم
liliyoooom
سوُفی: روبه‌روش که قرار گرفتم از اون‌همه چیزی که می‌خواستم بهش بگم هیچی نتونستم بگم احساس کردم خیلی ازم دوره تقریباً یه بیگانه
liliyoooom
کلوُدِت: اون دوستت داره تو هم که می‌گی دوستش داری این برگ کتاب رو ورق بزن تموم شه سوُفی: من تو برگ‌های کتابم گم شده‌ام
liliyoooom
از این رنج کشیدم که دیدم عشق هم ممکنه یه جایی تموم بشه
Nana

حجم

۵۷٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۸۵ صفحه

حجم

۵۷٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۸۵ صفحه

قیمت:
۴۸,۰۰۰
تومان