معرفی و دانلود کتاب در قلمرو مرگ + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب در قلمرو مرگsubscriptionAvailable

کتاب در قلمرو مرگ

نوع کتاب
۳.۶(از ۹ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
ادگار آلن‌پو، توماس مان، رضا نجفی... بیشتر
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب در قلمرو مرگ

در قلمرو مرگ مجموعه‌ای از داستان‌های هول و هراس و سبک گوتیک اثر نویسندگان خبره این سبک همچون ادگار آلن پو، توماس مان، فلیکس تیمرمانس، هاینریش بل و دیگران است.

درباره کتاب در قلمرو مرگ

 کتاب حاضر اولین جلد از سه‌گانه‌ جهان سیاه است که داستان‌های سه سبک هول و هراس، تراژدی و کمدی را دربر می‌گیرد.

 چرا باید داستان‌هایی با موضوع هول و هراس مثلا رد باره مردگان بخوانیم؟ شاید دوره ادبیات گوتیک و رمانتیسم سپری شده باشد اما ارزش ادبی آن محفوظ مانده است. شاید امروزه کمتر کسی داستانی گوتیک بنویسد، اما حتا خرده‌گیرترین منتقدانی که در پذیرش ادبیات گوتیک در مقام ژانری ارزشمند دچار تردیدند، معترف‌اند که تأثیر مکتب گوتیک حتی امروزه نیز در انواع ادبی حاضر به‌شکلی پراکنده و پنهان به‌چشم می‌خورد.

 ادبیات گوتیک امروزه خود را در اکثر سبک‌های هنری همچون سوررئال، سمبلیک و اکسپرسیون نشان می‌دهد. 

نویسندگان گوتیک می‌‌کوشند، با جنبه‌هایی از تخیل غیرعادی و تحریم‌شده‌ی خوانندگان،‌ ارتباط برقرار کنند. آنان با نکته‌سنجی ژرفی، آگاهانه یا ناخودآگاه در آثارشان نشان می‌دهند که اروتیسم و جنبه‌هایی از پدیده‌های خشن و مشمئزکننده تا چه حد می‌توانند درهم بیامیزند و درواقع دو روی یک سکه باشند. این نکته‌ای روان‌شناختی است که هر جایی‌که (برای نمونه‌ در حکومت‌های فاشیستی) اروتیسم، آزادی‌ها و حتا علائق جنسی مردمان سرکوب و کنترل می‌شود، خشونت‌خواهی جای آن را می‌گیرد.

اما ادبیات گوتیک در شکل آبرومندانه‌ و تعالی‌یافته‌ی خود، نه‌تنها بر رمانتیسم دیرآمده‌ی فرانسوی تأثیر گذاشت، بلکه در پیدایی مکتب رئالیسم نیز نقش داشت و از یاد نبریم که سورئالیست‌های فرانسوی مفتون ادبیات گوتیک و میراث آن یعنی زیبایی‌شناسی هراس و وحشت بودند. 

 خواندن کتاب در قلمرو مرگ را به چه کسانی پیشنهاد می کنیم

 علاقه‌مندان به ادبیات ژانر وحشت و داستان‌هایی با موضوع مرگ و هراس.

 بخشی از کتاب در قلمرو مرگ

 خودکشی: ولف‌دیتریش شنوره 

یک‌بار می‌خواستم خودکشی کنم. ماجرا این‌طور شروع شد که جنگلبان دختر خدمتکاری را استخدام کرد که اسمش‌ هانی۱ بود. نمی‌دانم ‌هانی واقعاً زیبا بود یا نه، اما در نگاه من آن‌قدر زیبا بود که هر وقت او را می‌دیدم، بدنم به لرزه درمی‌آمد. همیشه متعجب بودم که چه‌طور می‌شود سر او آن‌گونه داد کشید، یعنی کاری که زن جنگلبان می‌کرد؛ یا اصلاً چه‌طور می‌شود هانی را به آشپزخانه فرستاد، از بس که او ظریف بود.

تا آن‌موقع هیچ با هانی صحبت نکرده بودم. او همیشه کار داشت. من هم نمی‌دانستم چه باید به او بگویم، آخر فقط نه سالم بود.

در خانه‌ی جنگلبان یک درنای اهلی بود. البته راستش چندان هم اهلی نبود، فقط یک بالش شکسته بود. روزها در حیاط می‌پلکید و شب‌ها هم جلوِ لانه‌ی مرغ‌ها می‌خوابید. همه‌ی ما از این پرنده می‌ترسیدیم، چون هر وقت کسی به او نزدیک می‌شد، می‌خواست به‌چشمش نوک بزند. فقط خود جنگلبان بود که از درنا نمی‌ترسید. هانی هم لازم نبود از او بترسد، با وجود این کمی‌ ترس داشت. 

 


برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب در قلمرو مرگ و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:در قلمرو مرگ
موضوع:رمان، داستان خارجی
نویسنده:ادگار آلن‌پو، توماس مان
مترجم:رضا نجفی، پریسا رضایی
انتشارات:نشر چشمه
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۸۸/۰۳/۱۴
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۲.۷۵ مگابایت
شابک:۹۷۸۹۶۴۳۶۲۴۷۸۱
تعداد صفحه‌ها:۲۵۲ صفحه
قیمت کتاب:۱۵۰۰۰۰ تومان
برچسب:مجموعه جهان سیاه

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Reza
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۱/۰۲

نوشته های ادگار الن پو محشر هستن. شخصیت روانی که او در داستان « قلب افشاگر » این کتاب ساخته رو بارها و بارها در انیمیشنها و انیمه ها دیدیم. ( سینما برای پرداخت به جزییات چنین شخصی کاملا ناتوانه...بیشتر

۰
ارغوان صادق
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۱/۰۶

من تااون داستان ک درباره گربه بود خوندم بعد از داستان گربه انقد حالم بد شد دگ ادامه ندادم واقعا بدترین داستان کوتاهی بود ک خوندم حیوان ازاری محض صحنه های کشتن حیوون تهشم حیوون ازار راحت زندگیشو ادامه داد کاش از این کتاب حذف شه واقعا...بیشتر

۰
کتابخوان اعظم(جمشید)
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۲/۱۷

من که خیلی خوشم اومد چندتا داستان کوتاه ترسناکه

۰

بریده‌هایی از کتاب

ali73
۸
چگونه می‌توانست مرا درک کند؟ او که نمی‌دانست، نمی‌خواهم روزمره‌گی و ابتذال، آخرین روزهای عمرم را برهم زند. از این می‌ترسم که مرگ چیزی عامیانه و معمولی با خود داشته باشد. مرگ باید برای من بیگانه و نادر باشد
‌ ‌‌‌ ‌
۵
تنها عشق و مرگ است که همه‌چیز را دگرگون می‌کند!
ali73
۲
آیا مردن این است که دریا سرانجام خیس شود؟
ali73
۲
هیچ‌کس نمی‌داند. هیچ‌کس بی‌آن‌که دیگری او را متوجه سازد، نمی‌داند آخر و عاقبت زندگی‌اش را با چه حرکتی نشان خواهد داد.
ali73
۱
در این زمان صدای نالهٔ ضعیفی را شنیدم و فهمیدم که این صدا، نالهٔ ترس از مرگ است. این ناله از روی درد یا رنج نبود. آه نه، صدای آرام و خفه‌ای بود که وقتی همه‌جا مملو از ترس باشد از اعماق روح برمی‌خیزد، این صدا را خوب می‌شناختم. برخی شب‌ها، درست نیمه‌شب که همهٔ دنیا در خواب بود، این صدا از درون وجودم برمی‌خاست و با پژواکِ ترسناکش، وحشت پایان‌ناپذیری که مرا عذاب می‌داد، تشدید می‌کرد. برای همین است که می‌گویم، این صدا را به‌خوبی می‌شناختم.
ارغوان صادق
۱
خودکشی چیست؟ مرگ خودخواسته؟ اما هیچ‌کس ناخواسته نمی‌میرد. رها کردن زندگی و تسلیم شدن به مرگ، بدون استثنا از ضعف ناشی می‌شود و این ضعف همواره نتیجهٔ بیماری جسمی یا روحی یا هر دو است.
nazanin z
۰
همه‌چیز در نگاه آنان اسرارآمیز، جادویی و درعین‌حال تیره و خشن و ترسناک بود. به‌گمان هوفمان زندگی ما تنها در پناه رازآمیزی تاب‌آوردنی می‌شود.
zahra eslami
۰
اما آقایان هنوز هم خوشحال و خندان گپ می‌زدند. آیا ممکن بود چیزی نشنوند. خدای بزرگ! نه! آنان می‌شنیدند، ظنین شده بودند! می‌دانستند! اما می‌خواستند از وحشت من تفریح کرده باشند. مطمئن بودم، هنوز همچنین فکر می‌کنم. اما این ترس مرگ‌آور از همه‌چیز بدتر بود!
مُباش
۰
چرا که هیچ‌کس نمی‌خواست بمیرد. مرگ همچون ابری نامرئی بر فراز سرشان شناور شده و بر آنان سایه افکنده بود و به‌سوی کسی نشانه رفته بود که خود می‌خواست.