
معرفی کتاب مرگی بسیار آرام
کتاب مرگی بسیار آرام (Une mort très douce)، نوشته سیمون دوبووار و ترجمه سیروس ذکاء، روایتی صمیمانه از روزها و هفتههای پایانی زندگی مادر نویسنده است که در قالب یادداشتهایی دقیق و شخصی نوشته شده است و نشر ماهی در سال ۱۳۹۶ آن را منتشر کرده است. این کتاب در سال ۱۴۰۴ به چاپ یازدهم رسیده است. دوبووار در این اثر، از لحظهی خبر زمینخوردن مادر در حمام تا بستریشدن در درمانگاه، تشخیص سرطان، عمل جراحی و دورهی احتضار، همهچیز را از زاویهی دید خود دنبال کرده است؛ هم جزئیات پزشکی و هم تلاطمهای عاطفی. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب مرگی بسیار آرام اثر سیمون دوبووار
کتاب مرگی بسیار آرام، به قلم سیمون دوبووار، با گزارشی از یک تلفن ساده آغاز میشود: خبر زمینخوردن مادر در حمام. نویسنده از همین نقطه، وارد مسیری میشود که او را از مهمانخانهای در رُم به اتاق ۱۱۴ درمانگاهی در پاریس میکشاند؛ جایی که مادرش با شکستگی استخوان ران بستری است و بعدتر معلوم میشود سرطان روده دارد. در این کتاب، دوبووار روندی را ثبت کرده است که از یک حادثهی ظاهراً معمول سالمندی شروع میشود و به تشخیص سرطان، عمل جراحی، مراقبتهای پس از عمل و درنهایت دورهی احتضار میرسد.
کتاب مرگی بسیار آرام همزمان دو خط را دنبال میکند: خط اول شامل روایت حضور روزانهی نویسنده در درمانگاه، گفتوگو با پزشکان، پرستاران، خواهر و دوستان و مشاهدهی تغییرات جسمی و روحی مادر است. خط دوم شامل بازگشتهای مکرر به گذشته است؛ دوبووار به کودکی و جوانی مادر، ازدواجش با پدر، سالهای فقر، رابطهی پیچیدهاش با دختران، ایمان مذهبی، خشمها، حسادتها و لحظههای شاد زندگی او برمیگردد. او در این رفتوبرگشت میان بیمارستان و خاطرات خانوادگی، تصویری چندوجهی از مادری کاتولیک، سختگیر، پرشور و درعینحال شکننده میسازد؛ زنی که هم از مرگ میترسد هم به روح ایمان دارد، هم سلطهجوست هم عمیقاً محتاج محبت.
سیمون دوبووار از خلال این توصیفها، نگاه انتقادی خود به پزشکان، ساختار درمان، نهاد خانواده و ازدواج بورژوایی را نیز وارد متن کرده است، بیآنکه روایت از مدار تجربهی شخصی خارج شود. در بخشهای پایانی کتاب مرگی بسیار آرام، تمرکز نویسنده بیشتر بر روزهای پس از عمل جراحی است؛ جایی که مادر با سرُم تغذیه میشود و میان امید به بهبود و آگاهی مبهم از وخامت اوضاع در نوسان است. دخترانش نیز میان خواستِ «طولانیکردن زندگی» و ترس از «طولانیکردن رنج» سرگرداناند. این کتاب با جزئیات فراوان، فضای بیمارستان، گفتوگوهای کوتاه کنار تخت، اشیای کوچک اتاق و تجربهی مواجههی نزدیک با مرگ را ثبت کرده است.
خلاصه داستان مرگی بسیار آرام
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
کتاب مرگی بسیار آرام روایت مواجههی سیمون دوبووار با بیماری و احتضار مادرش است. نویسنده از لحظهای شروع کرده است که خبر شکستگی استخوان ران مادر را در رُم میشنود و به پاریس برمیگردد. ابتدا همهچیز در سطح یک شکستگی سالمندی است، اما بهتدریج نشانهها، آزمایشها و عکسبرداریها به تشخیص سرطان روده منتهی میشود. در این میان، دوبووار رابطهی خود با مادر، خاطرات کودکی، ازدواج والدین، سلطهجویی و محبت توأمان مادر، ایمان مذهبی او و ترسش از مرگ را مرور میکند.
کتاب مرگی بسیار آرام همزمان که جزئیات پزشکی، رفتار پزشکان و پرستاران و تصمیمهای دشوار دربارهی عمل جراحی و ادامهی درمان را نشان میدهد، به احساس گناه، خشم، ترحم و حیرت سیمون دوبووار نیز میپردازد؛ احساسی که با دیدن بدن فرسودهی مادر، وابستگی مطلق او به دیگران و فروپاشی تصویر «مادر همیشه حاضر» برانگیخته شده است. دغدغهی اصلی کتاب نگاه بیپرده به پیری، بیماری و مرگ در دل یک رابطه مادرـدختری است.
چرا باید کتاب مرگی بسیار آرام را بخوانیم؟
کتاب مرگی بسیار آرام تصویری نزدیک و بیپرده از پیری، بیماری و مرگ ارائه میدهد؛ تصویری که هم جزئیات بیمارستان و تصمیمهای پزشکی را نشان میدهد و هم لایههای پنهان عاطفی میان مادر و دختر را. این کتاب امکان میدهد تا تجربهی مراقبت از والدین سالخورده، ترس از مرگ و احساسات متناقضِ همراه آن از زاویهای روشنتر دیده شود.
خواندن کتاب مرگی بسیار آرام را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن کتاب مرگی بسیار آرام به کسانی پیشنهاد میشود که با والدین بیمار و پیر درگیرند، به رابطههای پیچیدهی مادرـدختری علاقه دارند یا میخواهند تجربهی مواجهه با مرگ را از نگاهی تحلیلی و درعینحال شخصی دنبال کنند. دانشجویان رشتههای علوم انسانی و علاقهمندان به زندگینامه نیز میتوانند از این اثر بهره ببرند.
درباره سیمون دووبوار
سیمون دووبوار فیلسوف، نویسنده و نظریهپرداز فمینیست فرانسوی، در ۹ ژانویهی ۱۹۰۸ در پاریس و در خانوادهای بورژوا و مذهبی به دنیا آمد. پس از بحرانهای اقتصادی سالهای بعد از جنگ جهانی اول، خانوادهاش با مشکلات مالی روبهرو شدند، اما مادرش با تلاش فراوان زمینهی تحصیل او را در دانشگاه سوربن فراهم کرد. دووبوار از جوانی به مطالعه و پژوهش علاقهی زیادی داشت و آثار ادبی، فلسفی و متون کلاسیک را با جدیت دنبال میکرد.
او در دوران دانشجویی با ژان پل سارتر آشنا شد و این رابطهی فکری و عاطفی تا پایان عمر ادامه یافت. دووبوار و سارتر از مهمترین چهرههای فلسفهی اگزیستانسیالیسم در فرانسه بودند و تأثیر زیادی بر اندیشهی قرن بیستم گذاشتند. دووبوار در کنار فعالیت فلسفی و ادبی، یکی از برجستهترین متفکران فمینیست نیز به شمار میرود.
مشهورترین اثر او، جنس دوم، از مهمترین کتابهای تاریخ فمینیسم مدرن است. او در این کتاب با نگاهی اگزیستانسیالیستی استدلال میکند که زن بودن امری ذاتی نیست، بلکه در بستر فرهنگ و جامعه شکل میگیرد. دووبوار همچنین در جنبشهای اجتماعی و حقوق زنان نقش فعالی داشت و در سال ۱۹۷۱ متن بیانیهی مشهور مانیفست ۳۴۳ را نوشت؛ بیانیهای که در دفاع از حق سقط جنین منتشر شد.
از دیگر آثار شناختهشدهی او میتوان به ماندارینها، خون دیگران، همه میمیرند، خاطرات یک دختر مطیع، زن وانهاده و کهنسالی اشاره کرد. سیمون دووبوار در سال ۱۹۸۶ در پاریس در اثر ذاتالریه درگذشت و در کنار ژان پل سارتر در گورستان مونپارناس به خاک سپرده شد.
چه نسخههای دیگری از این کتاب در ایران منتشر شده است؟
نشر دنیای نو با ترجمهی محمد مجلسی و انتشارات نگاه با ترجمهی مجید امینمؤید نیز این کتاب را منتشر کردهاند.
بخشی از کتاب مرگی بسیار آرام
«پنجشنبه، ۲۴ اکتبر ۱۹۶۳، ساعت چهار بعدازظهر، در اتاقم در مهمانخانه مینروای شهر رُم بودم. قرار بود فردای آن روز با هواپیما به خانه برگردم و داشتم مدارک و اوراقم را مرتب میکردم که تلفن زنگ خورد. بوست بود و از پاریس تلفن میکرد. گفت: «مادرتان دچار سانحهای شده.» خیال کردم ماشینی به او زده است. لابد داشته عصازنان و به هزار زحمت از خیابان عبور میکرده و به پیادهرو میرفته که ماشینی او را زیر گرفته است. اما بوست گفت: «مادرتان در حمام منزل زمین خورده و انتهای استخوان رانش شکسته.» بوست همسایه مامان بود. شب قبل، حدود ساعت ده، با اُلگا از پلهها بالا میرفتهاند که بانویی با دو پاسبان را وسط راهپله میبینند. خانم میگوید: «در طبقه دو و نیم زندگی میکند.» «برای خانم دوبووار اتفاقی افتاده؟» «بله، زمین خورده است.» مامان خودش را دو ساعت سینهخیز روی زمین کشیده بود تا به تلفن برسد و از یکی از دوستانش به نام خانم تاردیو خواسته بود در را بهزور هم که شده از بیرون باز کنند.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب مرگی بسیار آرام و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب | مرگی بسیار آرام |
|---|---|
| موضوع | رمان، داستان خارجی |
| نویسنده | سیمون دوبوار |
| مترجم | سیروس ذکاء |
| انتشارات | نشر ماهی |
| سال انتشار نسخه فیزیکی | ۱۳۹۳/۰۴/۰۹ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| حجم فایل کتاب | ۰.۹۵ مگابایت |
| شابک | ۹۷۸۹۶۴۷۹۴۸۳۶۴ |
| تعداد صفحهها | ۱۲۸ صفحه |
| قیمت کتاب | ۸۰۰۰۰ تومان |
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
بسیارعالی ولی؛ تلخ وغم انگیز، ایام احتضارومرگ مادرنویسنده، مقوله ای تلخ که درنهایت همه باآن روبرو میشوند.
به عنوان اولین تجربه از دوبووار خوانی به شدت عالی و جذاب بود توصیفات درجه یک و ملموس باتوجه به حجم کم کتاب میشه گفت که واقعاً در حد یک کتاب قطور یا یه فیلم طولانی حرف داشت
کتاب روایت واقعی از دو ماه بیماری و منتهی به مرگ مادر نویسنده است، اما در روند داستان بخشهای کوتاهی از زندگی مادر نویسنده و به خصوص شرایطی که به این زن پس از ازدواج و مرگ همسرش تحمیل شد...بیشتر
مواجهه با فروپاشی تن مادر. نقاهت و احتضار او که بر رابطه مادر و دختری سایه می اندازد.
خیلی زیبا بود. مواجهی یک آدم معروف با مرگ مادرش و احساساتی که به جسم مادرش داشت من رو خیلی به تامل واداشت. این که مادرش در بستر مرگ براش تداعی کنندهی صرفا یک جسم بود نه اون مادری که سال ها...بیشتر
مرگی بسیار آرام کتابی خیلی شخصی و صادقانهست، دوبوار توش از روزهای آخر زندگی مادرش و تجربهی روبهرو شدن با مرگ میگه، بدون اینکه بخواد زیادی فلسفی یا احساساتیاش کنه.به نظرم نقطه قوت کتاب همین سادگی و صداقتشه. درد، ترس،...بیشتر
بسیار کتاب خوش نوشتی هست. من بعد از تموم کردنش دوباره از اول شروعش کردم. قلم نویسنده بسیار جذابه و در درک آثار و طرز فکر دوبووار بسیار موثره.
این کتاب رو من طی یک روز بی وقفه خوندمش ولی خب باید بگم که بعد خوندش حال خوبی نداشتم جزئیات بیماری ها و غمی که میشه حس کرد خیلی ناراحت کننده بود برام و چون خودم ادم وابسته ای...بیشتر
نحوهی روایت بهگونهای بود که راحت و عمیق، همراهش میشدم و یادم نمیاد در حین خوندن، احساس خستگی و بیحوصلگی کنم. در کل جالب بود چون تلاشِ نویسنده برای صادقانه دیدنِ تجربیاتشرو حس میکردم.
همونطور که از اسمش پیداست راوی داستان ماجرای مرگ مادرشو توضیح میده ویژگی های رفتاری مادرشو تحلیل میکنه در کل قلم بسیار زیبایی داره من واقعا از خوندنش لذت بردم. در جایی از کتاب می خوانیم: هر اتفاق پیش بینی...بیشتر
این امتیاز رو به کل کتاب با ترجمه مجید امین موید دادم .