با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
پیاده‌روی در ماه

دانلود و خرید کتاب پیاده‌روی در ماه

۳٫۰ از ۲۴ نظر
۳٫۰ از ۲۴ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب پیاده‌روی در ماه  نوشته  مصطفی مستور  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب پیاده‌روی در ماه

«پیاده روی در ماه» نمایش‌نامه‌ای از مصطفی مستور است. داستان در یک کافه می‌گذرد. آدم‌هایی که پشت میزهای مختلف نشسته‌اند به نوبت وارد دیالوگ‌ها و مشکلات و دلمشغولی‌های خود می‌کنند، دور میز اول جوان‌هایی نشسته‌اند که به دلیلی مجبور به مهاجرت شده‌اند. میز دوم سه دختری که دارند برنامه یک سفر را می‌ریزند و یکی از آنها برای آمدن مشکل دارد. میز سوم میزی است که چند نفر پای یک قراردارد تجاری غیر قانونی نشسته‌اند و راجع به چند و چون گریختن از دست قانون حرف می‌زنند و میز چهارم، میز چند جوان است که درباره عشق و روابط عاشقانه و ناپایداری آن بحث می‌کنند. صحنه کافهٔ کوچکی است با دیوارهای آجری مدور که چند تابلو نقاشی جا به جا به دیوارها آویزان است. فضای کافه پر از دود سیگار و به لحاظ هندسی دایره است که پنج میز با فواصل مساوی بر محیط دایرهٔ کف قرار گرفته‌اند. طراحی به گونه‌ای است که کف صحنه دوار است و در طول نمایش، برای انتقال از یک میز به میز دیگر، حول مرکز دایره می‌چرخد. تنها میز فعال نمایش، همواره میز مقابل تماشاگران است که با نور موضعی صحنه روشن شده است. سایر میزها در فضای نیمه‌روشن عقب هستند و هر چند بازیگران‌شان آکسیون دارند، صدای‌شان را نمی‌شنویم. پیشخان کافه به شکل قوسی انتهای صحنه است و دو پیشخدمت در طول نمایش به هر پنج میز سرویس می‌دهند. موسیقی خنثی و ملایمی که هرگز نباید صدای بازیگران را محو کند، به عنوان پس‌زمینه در کل نمایش به گوش می‌رسد. صحنه کاملا تاریک است و با افکندن نور موضعی به میز اول، نمایش آغاز می‌‌شود.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱۲)
Mr_Nazarian
۱۳۹۸/۰۳/۱۶

نمایشنامه ی فوق العاده ای بود،و من عاشق خلاقیت نویسنده شدم در بخش آخر کتاب،توصیه میکنم این کتاب رو بخونید،چون وقتی خوندم خییییلی لذت بردم،امیدوارم شما هم لذت ببرید،یا علی🌻

امیررضا
۱۴۰۰/۰۵/۰۳

داستان جذاب و قشنگی داشت و دیالوگ هایی که بعضیاشون قابل تامل و زیبا بودن پایانشم قابل قبول بود خوشمان آمد ممنون مستور خان به خاطر به کار گرفتن مخمون طرح جلد هم خیلی خوب بود 🎈اونایی که میگفتن کار ضعیف دقیقا دنبال چی بودن تو این

- بیشتر
کاربر ۱۴۱۳۰۲۳
۱۳۹۸/۱۲/۲۴

به نظرم جذاب بود اخرش یه یکم تو ذوقم خورد

مهدی
۱۳۹۸/۰۶/۰۴

یاد قسمتی از کتاب دنیای سوفی افتادم. عکس روی جلد واقعا با انتهای نمایش متناسبه...

عینکی خوش قلب
۱۳۹۸/۰۹/۱۲

ناامید کننده و بی معنی

behraadmoradi
۱۳۹۹/۰۸/۲۷

^_1 اولین کتابی بود که در طاقچه مطالعه کردم. همچنین اولین کتابی که از آقای مستور خوندم. ولی تصمیم دارم که کتاب دیگری هم از ایشون بخونم. نمایشنامه ای که روی صحنه ای چرخان در حال انجامه و صحنه یک کافه ست

- بیشتر
zariiiran
۱۳۹۹/۰۱/۳۰

پایانشو دوسش داشتم... 😊

SiiMiiN
۱۳۹۹/۱۲/۱۵

من نوشتار روان مصطفی مستور رو دوست دارم اما این کتاب خیلی ضعیف و عجیب و بی سروته بود. چرا واقعا?

Shabnam Salami
۱۴۰۰/۰۶/۲۴

کتاب عجیبی بود پایانش یه مفهوم عمیق تری از کل داستان رو داشت در کا نه میتونم بگم عالی بود نه میتونم بگم بد بود برداشت ازاد بود از این کتاب

اِیْ اِچْ|
۱۳۹۹/۰۸/۰۶

خداوکیل تهش چرا اینطوری شد؟ 😐 . نمایشنامه دیگری از مستور🚶‍♂️ حقیقت امر اینه که دوست نداشتم😭 ولی صحنه‌ش خیلی برام جذاب بود، شدیدا جذاب!! نمایش در یک کافه میگذره، یک کافه دایره‌ایِ چرخان! و با کاراکترهای عجیب و غریب و بی سر و

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۸)
این‌طوری نیست که صبح از خواب بیدار بشیم و تصمیم بگیریم: گور پدر دیروز. دیروز تو تک‌تک سلول‌های ذهن‌مون هست، چه‌طوری می‌تونیم پاک‌شون کنیم؟!
ترنج
کلمات خیلی‌خیلی باارزشند. به‌خصوص اگه بیفتند دست کسی که قدر اون‌ها رو بدونه. بعضی‌ها صبح تا شب حرف می‌زنند اما چیزی نمی‌گن و بعضی‌ها سه کلمه حرف می‌زنند که ارزش سه کامیون طلا داره.
زهرا۵۸
و قسم می‌خورم / هر جا تو باشی / مرکز جهان است
nazekh
یه جا خوندم که گذشته رو نمی‌شه پاک کرد، ولی می‌شه تغییرش داد، یا به قول اون نویسنده، می‌شه گیجش کرد. با نوشیدن و تفریح و بی‌خیالی. کار آسونی نیست ولی غیرممکن هم نیست.
حوریه
گذشته مثل کبریته که می‌تونه حال و آینده رو بسوزونه.
زهرا۵۸
حتی اگه این نمایش هزار ساعت طول بکشه، چیز مهمی توش پیدا نخواهد شد. (سکوت. با بغض.)
Sina Iravanian
مینو: یه جا خوندم شوهر خوب مثل جای پارک ماشین می‌مونه، خوب‌هاش رو بردن. حالا دیگه یا رو پیاده‌رو جا هست یا جلو در خونهٔ همسایه یا زیر تابلو «حمل با جرثقیل» یا پارک دوبله کنار یه ماشین دیگه. این رو گفتم که فرشته اگه شوهر می‌خواد بجنبه. فرشته: حالا فرزاد کدومش بود؟ مینو: فرزاد محشر بود. یه پارکینگ اختصاصی عالی. تنها اشکالش این بود که برای سه‌تا ماشین جا داشت. وقتی فهمیدم داره می‌شه پارکینگ عمومی، دررفتم.
امیررضا
تمامی آن‌چه از برادران‌مان می‌خواهیم این است که پای‌شان را از روی گردن‌مان بردارند.
فرناز پوراسماعیلی
. اسم این هست سارا گریمکی. من واقعا عاشق این حرفشم. به نظرم در عین معصومانه بودن، دردناک‌ترین حرفیه که یه زن، بدون این‌که مثل احمق‌ها بزنه زیر گریه، می‌تونه به دنیا بگه: (مکث طولانی و بعد با لحنی متفاوت.) تمامی آن‌چه از برادران‌مان می‌خواهیم این است که پای‌شان را از روی گردن‌مان بردارند.
امیررضا
«دست‌هایت را برای من پست کن؛ زمستان شده‌ام / و آبشار موهایت را / بی‌واهمه از تکرار شعرهای کهن / به باد بسپار؛ خمار شده‌ام / و قسم می‌خورم / هر جا تو باشی / مرکز جهان است.»
Zahra h.Alami

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۳۷ صفحه
قیمت نسخه چاپی۷,۵۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۱۲/۱۲
شابکundefined
دسته بندی
تعداد صفحات۳۷صفحه
قیمت نسخه چاپی۷,۵۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۱۲/۱۲

تجربه بهتر در اپلیکیشن