معرفی و دانلود کتاب میرزا + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب میرزاsubscriptionAvailable

کتاب میرزا

نوع کتاب
۳.۸(از ۱۴ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
بزرگ علوی
انتشارات: 
انتشارات نگاه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب میرزا

مجتبی بزرگ علوی (۱۳۷۵-۱۲۸۲)، مشهورترین نویسنده چپ‌گرای ایران است. وی در کودکی برای ادامه تحصیل به آلمان فرستاده شد و پس از اتمام تحصیلات مقدماتی و عالی به ایران بازگشت و به تدریس و نویسندگی پرداخت .‌ بزرگ علوی در ۱۳۲۳ سردبیری مجله ادبی «پیام نو» را بر عهده گرفت و طی این سال‌ها با همکاری صادق هدایت و مجتبی مینوی که از دوستان صمیمی او بودند فعالیت‌های ادبی مختلفی انجام داد و یک رمان و ده‌ها داستان کوتاه را به چاپ رساند‌. وی بنابه دلایل سیاسی و گرایشات توده‌ای چندی در زندان بسر برد و کتاب‌هایش از ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۷ اجازه چاپ نیافت و خود نیز طی این سال‌ها در اروپا زندگی کرد. بزرگ علوی پس از پیروزی انقلاب اسلامی به ایران بازگشت و پس از چندی مجدد رهسپار آلمان شد‌.‌ وی طی سال‌های اقامت طولانی خود در آلمان سمت استادی دانشگاه برلین را بر عهده داشت و پس از بازنشستگی نیز به پژوهش پرداخت‌.‌ بزرگ علوی در طول زندگی خود کتاب‌های متعددی نوشت که برخی از آن‌ها به دلیل سبک خاص نگارش بسیار معروف است.‌

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب میرزا و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:میرزا
موضوع:داستان کوتاه، داستان ایرانی
نویسنده:بزرگ علوی
انتشارات:انتشارات نگاه
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۸۳/۰۱/۰۱
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱.۴۲ مگابایت
شابک:۹۷۸۹۶۴۶۷۳۶۲۷۶
تعداد صفحه‌ها:۱۹۲ صفحه
قیمت کتاب:۲۷۰۰۰ تومان
برچسب:بهترین‌های ادبیات داستانی

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Sepidov
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۷/۰۶

برای من بهترین مجموعه داستان بزرگ علوی این کتاب، داستان دربه در، میرزا، یکه و تنها رو هربار میتونم سیر نمیشم و بازم برام تازگی داره. داستان میرزا و یکه و تنها هم مثل رمان چشمهایش تم سیاسی و عاشقانه...بیشتر

۱
سمیرا
۱۳۹۵/۱۱/۰۷

خواندنی!

۰
فـآطمه صنعتـے
۱۴۰۵/۰۲/۰۷

قلم نویسنده واقعا باعث اعجاب من شد. بزرگ علوی فوق العاده زیبا نوشته‌اند. مطالب کتاب با روحیات من سازگار نبود ولی این موضوع چیزی از عالییی بودن متنش کم نمی‌کنه.

۰
محمد صالحیان
۱۴۰۴/۰۶/۲۵

کتابی با داستانهای جذاب، نویسنده با توجه به اینکه با فضای فرهنگی ایرانیان خارج از کشور آشنایی داره توانسته قصه هایی جذاب و خواندنی بیان کند. اسن دومین کتابی بود که من از این نویسنده خواندم و بسیار خوشحالم از این...بیشتر

۰
داتیس
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۶/۰۲

قشنگ بود،یادش بخیر

۰

بریده‌هایی از کتاب

Nazanin :)
۵
ترس برادر مرگ است و بنده هم آدمی هستم ترسو.
Alighrv
۵
ما بازیچه حوادث جهانی شده‌ایم. آنها سرنوشت ما را تعیین می‌کنند.
Nazanin :)
۴
گفتم: «آخر برای چه؟ مگر این دو روزه زندگی ارزش این همه مصیبت را دارد؟»
Alighrv
۴
برادر، بدان که دوزخیان همه‌چیز ما را ربوده‌اند. نان و آب و گوسفند و چراگاه و کتاب و نی ما را. اما ایمان ما را هنوز نتوانسته‌اند بگیرند. روح ما را نتوان قبضه کرد. اندیشه آزاد ماراست و شعبده‌هایشان در تسخیر این ودیعه آسمانی کارگر نیست.
کتاب‌ها مرا صدا می‌زنند...
۴
شاید همان روزها هم مرا می‌کشتند. من می‌مردم. اما عوضش یک عمر مردار نمی‌شدم.
کتاب‌ها مرا صدا می‌زنند...
۴
دوران بدی بود. زشتی فرمانفرمائی می‌کرد.
کاربر ۸۵۲۴۸۵۲
۴
بدبختانه بیشتر عمر ما به دروغ برگزار می‌شود. واقعیت خیلی زشت است و با دروغ می‌شود آن را بزک کرد.
فاطیماه♡
۲
درباره خودش و خانواده‌اش هرگز اشاره‌ای هم نشده است. حتی من نمی‌دانم دلیل فرار او از ایران چه بوده است. برای من آسان بود که این سر را کشف کنم. اما این خلاف جوانمردی است.
sadrakaveh
۱
از زمان شاه مغفور که راه اعیان و اشراف اروپا به نام سفیر کبیر و وزیر مختار به دربار ایران باز شد، عده‌ای که دوله و سلطنه به آخر اسمشان بند بود و به عنوان نمایندگان دولت به دربارهای اروپا راه یافتند، خود را شاهزاده قالب زدند. بازماندگانشان در اروپا و بخصوص در فرانسه با لقب پرنس و پرنسس گلیم خود را از آب بیرون کشیدند.
sadrakaveh
۱
ــ کاش دیگری پیدا بشه و حبش را برسونه. ــ اگر پیدایش نشه، میمیره. بابا دود تریاکش را به هوا فوت کرد و گفت: «همه ما باید بمیریم.» نرگس پرسید: «با تریاک؟» آقامحسن جواب داد: «نمی‌دانی مرگ با تریاک چه عالی است. خوابت می‌برد و اصلاً هیچ نمی‌فهمی.» ــ آخر، «شنگول» از بی‌تریاکی میمیره. ــ آره، آن بد است، خیلی بد است.