با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب خوشه‌های خشم اثر جان اشتاین‌بکoff

کتاب خوشه‌های خشم

انتشاراتنشر روزگار

سال انتشار۱۳۹۷

تعداد صفحه‌ها۵۸۰ صفحه

دسته‌بندی

معرفی کتاب خوشه‌های خشم

جان اشتاین بک برنده نوبل ادبی ۱۹۶۲ در اثر جاویدان خود «خوشه‌های خشم» که خشم سرمایه‌داران و زمین‌داران امریکایی را برانگیخت، داستان محنت و رنج و سفر طولانی یک خانواده تنگدست امریکایی را روایت می‌کند که در دهه ۱۹۳۰ میلادی، در سال‌های پس از بحران اقتصادی بزرگ آمریکا و آغاز دوره ماشینیسم در این سرزمین، در پی یافتن خوشبختی و دستیابی به زندگی بهتر همراه کاروانی از کوچندگان از ایالت اوکلاهما به کالیفرنیای افسانه‌ای مهاجرت می‌کنند. اما شرایط آنگونه که منتظرش هستند پیش نمی‌رود و آنها را در یک پروسه بسیار دشوار و طاقت‌فرسا قرارمی‌دهد تاجایی که فقر و تنگدستی مردم باعث درگیری آنها با پلیس و کارفرمایان می‌شود:

«آنجا، در مرکز... و جنوب غربی عده‌ای بودند که با صنعت تغییر نکرده بودند، با ماشین‌ها کشاورزی نکرده بودند و قدرت خطر ماشین‌ها را نفهمیده بودند. آن‌ها درون ضد و نقیض‌های صنعتی رشد نکرده بودند و احساس‌شان در مقابل چرندیات زندگی صنعتی هنوز تغییر نکرده بود. تا اینکه ماشین‌ها آن‌ها را بیرون کردند و به دنبال آن به بزرگراه‌ها هجوم بردند. حرکت، آن‌ها را تغییر داده بود؛ بزرگراه‌ها، کمپ‌های طول جاده، ترس از گرسنگی و خودِ گرسنگی، آن‌ها را تغییر داده بود. بچه‌های بدون شام، آن‌ها را تغییر داده بودند. آن‌ها تبدیل به مهاجرین شده بودند. خصومت، آن‌ها را تغییر داد، آن‌ها را به هم جوش داد و متحد کرد...»

اشتاین بک این رمان را در سال ۱۹۳۹ منتشر کرد و برای نگارش آن، برنده جایزه پولیتزر شد. این اثر اکنون در فهرست چهل اثر کلاسیک قرن بیستم قرار دارد و مجله تایم هم آن را در لیست ۱۰۰ رمان برتر انگلیسی زبان از سال ۱۹۲۳ تا ۲۰۰۵ جای داده است.

جان فورد کارگردان آمریکایی بر اساس این کتاب، در سال ۱۹۴۰ فیلمی با همین نام و باهنرپیشگی هنری فوندا ساخت که بسیار بی‌نظیر است.

نظرات کاربران

کاوه
۱۳۹۷/۱۱/۱۵

داستان سفر یک خانواده آمریکایی در جستجوی خوشبختی در سالهای پس از بحران بزرگ اقتصادی آمریکا.یک شاهکار ادبی.

فاطمه
۱۳۹۸/۱۰/۰۱

صفحات کتاب های طاقچه خیلی نامنظم هستن لطفا رسیدگی کنید!

1984
۱۳۹۹/۰۱/۰۸

من زمان دانشگاه میخوندم و چنان محوش شدم ک سر کلاس فریاد زدم ی جاییش. خیلی باید با صبر خونده بشه چون خیلی از چیزهای مختلف و ریز سخن گفته. بمانند توصیف ی ماشین یا لباس تن افراد یا حالتهاشون و... ی

- بیشتر
zahra
۱۳۹۹/۰۸/۲۰

فقط میتونم بگم با مطالعه این کتاب من یک بار دیگه در مکان و زمانی دیگه زندگی کردم و یک زندگی دیگه‌ رو تجربه کردم، فوق العاده موثر و حتما توصیه‌ش میکنم

Ashix
۱۳۹۷/۱۱/۳۰

اگر یاد فیلم جان فورد افتادید بله این کتاب همون منبع اقتباس فیلم جان فورد کبیر ☺

Shadi
۱۳۹۹/۰۲/۰۳

کتاب درجه یکه. ترجمه بعضی جاها ضعیف و عجیب غریب بود ولی نتونسته از زیبایی داستان کم کنه. دلستان و شخصیت ها آدمو درگیر میکنه.

مریم
۱۳۹۹/۰۱/۲۱

بنظر من بینظیره و عمیق و البته غمناک

sama
۱۴۰۰/۰۹/۰۴

پایان بسیار غم‌انگیزی داشت...

ناصر دوستعلی
۱۳۹۹/۱۰/۰۹

یک. مطالعه‌ی این کتاب را که شروع کردم احساس کردم یک آدم انگلیسی‌زبان که فارسی را خیلی خوب یاد گرفته است دارد حرف می‌زند؛ اما کمی در بیان کند است و گاهی زورش به فارسی حرف‌زدن نمی‌رسد. به نظرم ترجمه‌ی

- بیشتر
Roxana
۱۳۹۹/۰۳/۰۳

خیلی طولانیه باید آروم خونده بشه تا عمق داستان رو فهمید. عمیق، دردناک و حقیقت دنیای ماشینی.

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه (۶)
اگه مشکل داشتی یا صدمه دیدی و یا نیازمند بودی... به سمت آدمای فقیر برو. اونا تنها کسایی هستن که بهت کمک می‌کنن...
Shadi
ببین، مادر، نگرانیت رو فراموش کن. یه چیزی راجع به بودن توی زندان بهت می‌گم. تو اونجا نمی‌تونی مدام توی این فکر باشی که کی آزاد می‌شی. این‌جوری دیوونه می‌شی. فقط باید به همون روز فکر کنی، بعد به روز بعدی... نهایتا به فوتبال روز شنبه. این کاریه که باید بکنی.
Shadi
ترجیح می‌دی چی باشی، یه مرد مرده یا یه مفلوک؟ مردن بهتره یا این وضع؟ زیر زمین یا توی خونه‌ای که از گونی پلاستیکی ساخته شده زندگی می‌کنی، برای بچه‌ت چی رو ترجیح می‌دی، این که بمیره یا سو تغذیه بگیره؟
Shadi
بانک یه هیولاس. انسان اون رو ساخته، اما نمی‌تونه کنترلش کنه.
mary
جان اشتاین‌بِک در سال ۱۹۰۲ میلادی در شهر سالیناز کالیفرنیا در درهٔ کشاورزی حاصلخیزی حدود بیست مایلی اقیانوس آرام به دنیا آمد، و هر دو دره و اقیانوس اساس کاری بعضی از آثارش را تشکیل دادند. در سال ۱۹۱۹ به دانشگاه استنفورد رفت، جایی که به تناوب در رشته ادبیات و نویسندگی ثبت نام کرد، تا سال ۱۹۲۵ که بدون دریافت مدرک آن‌جا را ترک کرد. او پنج سال به عنوان یک کارگر و خبرنگار در شهر نیویورک زندگی کرد و همهٔ وقتش را روی اولین رمانش «فنجان طلا (۱۹۲۹)» گذاشت.
ketabbaz
آسمان در میان ستاره‌ها خاکستری و بی‌رنگ شده بود، ماه در یک چهارم آخرِ ماه، ناچیز و لاغر بود. تام جُد و کشیش در طول یک جاده به سرعت راه می‌رفتند. درون مزرعهٔ پنبه، فقط جای گاری‌ها و رد کوبیده شدهٔ تراکتورها به جا مانده بود. آسمانِ نامتعادل، رسیدن طلوع را نشان می‌داد. افقی در غرب وجود نداشت، فقط یک خط باریک در شرق پیدا بود. آن دو مرد در سکوت راه می‌رفتند و خاکی را که پاهایشان به هوا بر پا می‌کرد، استشمام می‌کردند.
javadazadi