با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
پین بال ۱۹۷۳

دانلود و خرید کتاب پین بال ۱۹۷۳

۳٫۳ از ۲۳ نظر
۳٫۳ از ۲۳ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب پین بال ۱۹۷۳  نوشته  هاروکی موراکامی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب پین بال ۱۹۷۳

«پین‌بال ۱۹۷۳» دومین رمان هاروکی موراکامی است که در سال ۱۹۸۰ منتشر شد. درست پس از این که رمان «به آواز باد گوش بسپار» جایزه گونزو را نصیب او کرد این اثر یکی از رمان‌های سه‌گانه «موش صحرایی» موراکامی است که توانست او را قانع کند کافه معروفش را بفروشد و به نویسندگی تمام وقت مشغول شود. بنابراین «پین‌بال ۱۹۷۳» آخرین رمان به قول خودش آشپزخانه‌ای او است؛ چراکه شب‌ها پس از اتمام کارش در کافه، پشت میز آشپزخانه به نوشتن آن می‌پرداخت. راوی که به همراه دو خواهر دوقلو در خانه‌ای زندگی می‌کند و همراه دوستش برای گذران زندگی یک دارالترجمه راه انداخته است؛ از علاقه شدید اما کوتاه‌مدت خود به بازی پین‌بال می‌گوید. او عاشق یک دستگاه پین‌بال قدیمی است و می‌کوشد آن را دوباره به‌دست آورد. در کنار این ماجرا از زندگی‌اش همراه دو خواهر اسراسر آمیز ، زندگی دوستش ملقب به موش صحرایی، خاطراتش از جنبش‌های دانش‌آموزی ژاپن و نامزد سابقش هم تعریف می‌کند. مطالعه «پین‌بال ۱۹۷۳» نه‌تنها به خواننده علاقه‌مند، در شناخت مسیر حرفه‌ای موراکامی کمک می‌کند؛ بلکه به‌عنوان اثری تجربی و پراحساس، نشانه‌های اولیه سبکی آثار موراکامی را نیز می‌توان در آن مشاهده کرد، به‌ویژه آن دسته از عناصر ماورائی که خصوصیت برخی از مهم‌ترین آثار او است.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱۰)
Nafiseh R
۱۳۹۸/۰۹/۲۳

من خیلی از موراکامی تعریف شنیده بودم ولی اصلا از کتاب خوشم نیومد شاید من نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم

MoonRiver
۱۳۹۸/۱۲/۰۷

کتاب خوب با ترجمه نه چندان جالب

A L I
۱۳۹۹/۰۸/۲۵

در واقع من این ستاره رو به ترجمه اثر میدم چون به نظرم خود اثر رو به قتل رسونده.

پروا
۱۳۹۹/۰۶/۱۶

دومین کتاب موراکامی و دومین کتاب از سه گانۀ موش ، ادمۀ فضای قبلی در داستان به آواز باد گوش بسپار می باشد.فضاسازی در این داستان نسبت به کتاب قبلی ، قویتر ، سوررئال تر و تاثیرگذارتر است.دستگاه پین بال

- بیشتر
sepid.eh
۱۴۰۰/۰۵/۲۳

کتاب اصلا داستان مشخص و مفهوم جذاب و داستانی نداشت، سراسر کتاب توصیف با جزییات نویسنده از فضای اطرافش بود) خیلی حوصله سر بر بود

Safa
۱۳۹۸/۱۰/۰۶

کتاب کافکا در کرانه از هاروکی موراکامی کتاب دلنشین و شیرینی هست اینو هنوز نخوندم 🤔

کاربر ۱۲۱۳۸۴۱
۱۳۹۹/۰۶/۱۷

ترجمه بسیار بدی داره.... ترجمه ضعیف به اثر موراکامی لطمه زده متاسفانه

ماهور
۱۳۹۸/۱۲/۱۰

سلام دوستان کسی میدونه دایره های سفید روی عکس جلد به چه علته؟؟

Nilch
۱۳۹۸/۰۹/۰۴

موراکامی قلم شیرینی داره که دلت نمیاد کتابشو ادامه ندی .یه مبهمی خاصی تو کتاباشه

یحیی
۱۳۹۹/۰۱/۱۷

در برابر کتابهای دیگه موراکامی ارزش خوندن نداره کشتن شوالیه خیلی قشنگتره

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۴۰)
عجیب بود. سال‌های سال تک‌وتنها زندگی کرده بودم و تصورم این بود که خیلی هم خوب از پَسَش برآمده‌ام. ولی حالا هیچ‌چیِ آن زندگی یادم نمی‌آمد. بیست و چهار سال زندگی که نمی‌توانست ظرفِ یک چشم به‌هم زدن دود بشود و به هوا برود. احساسم شبیهِ کسی بود که وسطِ گشتن پیِ چیزی، فهمیده یادش رفته دنبالِ چی بوده. داشتم دنبالِ چی می‌گشتم؟
نازنین بنایی
آدم‌ها هر تغییری کنن، هر پیشرفتی کنن، نهایتاً فقط یه قدم راهه تا تباهی
شراره
تماس‌های تلفنی به فکرم انداختند. کسی سعی می‌کرد به کسی دیگر وصل بشود. ولی تقریباً هیچ‌کس هیچ‌وقت به من زنگ نمی‌زد. یک دانه آدم هم نمی‌خواست صدایش به من برسد، و حتا اگر هم کسانی بودند آن حرف‌هایی را نمی‌گفتند که من دلم می‌خواست بشنوم.
نازنین بنایی
بعضی وقت‌ها حس می‌کردم اتفاق‌هایی که همین دیروز افتاده بود، یک سال قبل‌تر افتاده؛ بعضی وقت‌های دیگر به‌نظرم می‌آمد انگار وقایعِ پارسال، دیروز اتفاق افتاده.
Nilch
احساسِ خالی بودن می‌کردم. شاید دیگر چیزی برایم باقی نمانده بود که بگذارم جلوِ چشمِ دیگران.
Nilch
«اصلاً شبیهِ شهر نیست. این رو نمی‌فهمم که اصلاً چرا یه همچون جای خیلی کسل‌کننده‌ای تو دنیا هست.» گفتم «خدا خودش رو به کُلی شکل‌های مختلف نشون می‌ده.»
نازنین بنایی
آه کِشید که «خـ خورشید هم خیلی کوچولوئه. عینِ این‌که از وسطِ زمین بیسبال یه پرتقالی رو گوشهٔ زمین نگاه کنی. برای همین همیشه تاریکه.» پرسیدم «پس چرا همه نمی‌ذارن ازش برَن؟! حتماً یه سیاره‌های خوب‌تری هم برای زندگی کردن هست دیگه.» «من هم نمی‌دونم. شاید چون اون‌جا به دنیا اومده‌ن. همچین چیزی. مثلاً خودِ من؛ درسم که تموم شه، برمی‌گردم خونه‌م زُحل تا اون‌جا رو جای بهتری کنم. قضیه یه انقلابه.»
HANA
«اون بالا، جاذبه خیلی عجیب‌تره. یه یارویی می‌شناسم که وقتی آدامسش رو تُف کرد، افتاد رو پاش و پاش داغون شد. جَـ جهنمه!»
HANA
توی قطار هِی مدام به خودم می‌گفتم تمام شد؛ دیگر می‌توانی دختره را فراموش کنی؛ برای همین بود که این سفر را رفتی. ولی نمی‌توانستم فراموش کنم؛ که من عاشقِ نائوکواَم؛ که او دیگر مُرده و رفته؛ که هیچِ هیچ‌چیزِ کوفتی‌ای تمام نشده و قالَش کَنده نیست
نازنین بنایی
دنیای منتظرش زیادی بزرگ بود، زیادی نیرومند؛ انگار هیچ‌جا نبود که بتواند برود تویش قایم بشود.
پروا

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۵۳ صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۴,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۴/۱۰/۱۰
شابکundefined
تعداد صفحات۱۵۳صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۴,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۴/۱۰/۱۰