معرفی و دانلود رایگان کتاب سی و دو ساله؛ مسافر روزگار
تصویر جلد کتاب سی و دو ساله؛ مسافر روزگار
off

کتاب سی و دو ساله؛ مسافر روزگار

نوع کتاب
۳.۱(از ۲۰۴ امتیاز)

معرفی کتاب سی و دو ساله؛ مسافر روزگار

«سی و دو ساله؛ مسافر روزگار» داستان کوتاهی از هاروکی موراکامی(-۱۹۴۹)، نویسنده ژاپنی است. زمان تقریبی مطالعه: ۵ دقیقه

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب سی و دو ساله؛ مسافر روزگار و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:سی و دو ساله؛ مسافر روزگار
موضوع:داستان کوتاه، داستان خارجی
نویسنده:هاروکی موراکامی
مترجم:علیرضا اجلی
انتشارات:خانه داستان چوک
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۰.۵۸ مگابایت
تعداد صفحه‌ها:۱۵ صفحه
قیمت کتاب:رایگان
برچسب:داستان ژاپنی، مجموعه مطالعه در وقت اضافه، زمان مطالعه زیر ۵ دقیقه

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

رامین
۱۳۹۶/۰۶/۰۹

کلا ما ایرانیها از داستان انتظار روال قصه گویی داریم قصه ای که شروع و ریتم و اوج و پایان مشخصی داشته باشه تا بتونیم ازش لذت ببریم . در قصه هایمان دنبال قضاوت و نصیحت و عبرتیم همین نگاه...بیشتر

۶
عاشق کتاب
۱۳۹۷/۰۴/۱۳

"سی ‌سالگی، مثل یک روز سه شنبه است؛ مثل ساعت 3 بعد از ظهر؛ برای هر کاری، هم زود، هم دیر ..."

۲
fateme
۱۳۹۷/۰۴/۱۱

در داستان، خودش هم اشاره کرد "جوانی کسل کننده ام" جوانی کسل کننده ای داشته ، برای همین دوست نداره به اون دوران برگرده ، مثل خیلی از جوونا که بی هدف و بی برنامه هستن ، شاید در حال...بیشتر

۰
سمانه بهگام
۱۳۹۶/۰۹/۰۸

چقد نظرات مخالف و منتقدانه! بقیه آثارش و بخونید چی میگین؟ 😂 موراکامی کلا اینجوریه.تو یه داستانش یه میمون میاد اسم یه دختر و می دزده😁😂😆 دیگه از ابَر قورباغه ای که میاد توکیو رو میخوره هیچی نگم😅 خلاصه تا...بیشتر

۴
maryam
۱۳۹۷/۰۶/۰۲

همین که تو داستانش ادمو به فکر وادار میکنه ک ما هم به 18 سالگی و 32 سالگی فک کنیم خوبه . فقط داستانی ک توش مرد متاهل با یه خانم دیگه دوست میشه رو دوس ندارم 😢

۴
farez
۱۳۹۶/۱۲/۲۴

هایکوی جالبی بود. دوستش داشتم

۲
ناسارا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۳/۱۶

چیزی که در مورد موراکامی برام جالبه اینه که ابعادی از شخصیت خودش رو توی تمام داستاناش میبینی و تکرار میشه یه سری چیزا . شاید با نوشتن داستانِ آدم های مختلف با همون ویژگی های یکسان ولی در شخصیت های...بیشتر

۰
motahareh
۱۳۹۷/۰۴/۱۰

حداقل تو ایران نمیخوام دوباره ۱۸ ساله باشم...

۱۴
Bardia
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۴/۰۴

آنچه وجه تمایز یک نویسنده ی خوب با یک نویسنده ی معمولی است، آفرینش هنری است. این آفرینش می تواند خلق چیز جدیدی باشد یا نه خلق موقعیتی جدید. در این داستان کوتاه نویسنده موقعیت جدیدی خلق می کند که هر مخاطبی...بیشتر

۰
علی
۱۳۹۷/۱۱/۱۹

برشی بود از تفکر و زندگی شخصیتی ۳۲ساله و به نظر من نویسنده خوب کار کرده بود. همین که تو داری به ۱۸سالگی و تفکر شخصیت ۳۲ساله فکر می‌کنی، نشون می‌ده که داستان، مزخرف نبوده و شاید هم موفق بوده است.

۰
dianaz
۱۳۹۶/۱۲/۰۳

منم دوس ندارم به گذشته برگردم!

۱
هانا F
۱۳۹۶/۰۷/۰۲

میگم شاید منظور نویسنده این بوده که سی ودو سالگیش رو با هیجده سالگیش عوض نمی کنه....... :-! :-!

۱
علیرضا م
۱۳۹۶/۰۱/۱۶

شاید از نظر نگارشی و فضا سازی خوب باشه اما مفهوم چندان قابل توجهی هم بیان نمیکنه. با خوندنش فقط میشه گفت: "آهان باشه حالا که چی؟" اینکه تفکر یک هجده شاله با سی ساله متفاوته که خودمونم میدونیم. الان...بیشتر

۰
vafa
مطمئن نیستم.
۱۴۰۰/۰۸/۰۳

نمی‌تونم بگم این داستان سنگین و مفید و... بود. به عنوان داستان کوتاه، سنجیده نوشته شده. همچنین موضوع (موضوعات) جالبی انتخاب شده بود.

۰
infinite.7
۱۳۹۷/۰۸/۰۸

هاروکی همیشه داستانای سنگینی داره خیلی خوب بود

۰

بریده‌هایی از کتاب

farez
۲۰
سی و دوساله مسافر روزگار خسته از شمارش میله‌های برق این هم هایکوی ناقصی از من.
nedsalehani
۹
دخترهای جوان حوصله‌سربر هستند. آدم‌های دوروبرم همه‌شان همین را می‌گویند. دخترهایی که در موردش حرف می‌زنند دنیای متفاوتی از آنها دارند و تمام کارهاشان لوس است، چیزیست که آنها می‌گویند. با وجود این آنها اغلب با دخترهای جوان بیرون می‌روند. شاید دخترهای جوانی را پیدا می‌کنند که حوصله‌سربر نیستند؟ نه البته که نه. خلاصه، واقعیت این که حتی حوصله‌سربودنشان هم شاید برایشان جذاب باشد
راستین با هلیا
۷
با خودم فکر کردم که او هیجده ساله است. پیشخدمت را صدا زدم و آبجوی دیگری سفارش دادم. بیرون باران می‌بارید و بندر یوکوهاما را از وسط پنجره می‌توانستم ببینم. ـ «هی، وقتی هیجده سالت بود در مورد چه چیزی فکر می‌کردی؟» ـ «بودن با دخترا.» ـ «چیزای دیگه؟» ـ «نه»
LAYA
۷
بعضی وقت‌ها فکر می‌کنم باید جالب باشد دوباره هیجده ساله شدن. اما لحظه‌ای که به اولین چیزی که می‌خواهد اتفاق بیفتد فکر می‌کنم هیچ چیز در ذهنم نمی‌آید.
찬열
۵
آنها را سرزنش نمی‌کنم و ازشان متنفر نیستم. به جاش عاشق آنها هستم. آنها مرا یاد دوران جوانی کسل‌کننده‌ی خودم می‌اندازند. چیزی مثل، چطور باید بگویم، شگفت‌انگیز. ما لوس‌های بی‌مزه‌ و کسل‌کننده‌ای بودیم در دوران جوانی. پرسید: ـ هی، دوست داری دوباره هیجده ساله باشی؟ جواب دادم: ـ نه نمی‌خوام. حتی اگه بهم پول بدی نظرمو نمی‌تونی عوض کنی و منو برگردونی به هیجده سالگی.
دوست دار کتاب
۴
«می‌خواید جاهامون رو عوض کنیم؟» گفت: «ممنون، شما مهربونید.» اینطورها هم نیست که من مهربانم. با خودم فکر می‌کنم و خنده‌ی شیطنت‌آمیزی می‌زنم. بیش از حد عادی هستم در حضور خسته‌کننده‌اش.
کاربر ۹۶۴۴۸۲۶
۴
هی، دوست داری دوباره هیجده ساله باشی؟ جواب دادم: ـ نه نمی‌خوام. حتی اگه بهم پول بدی نظرمو نمی‌تونی عوض کنی و منو برگردونی به هیجده سالگی. به نظر می‌رسید نفهمید چه گفتم. ـ «نه؟ واقعا؟» ـ «البته که نه.» ـ «چرا؟» ـ «از حالام خوشم میاد.»
찬열
۳
ـ «با چند تا دختر بودی؟» ـ «نشمردمشون.» ـ «واقعا؟» ـ «دلیلی نداشت بشمارم.» ـ «اگر یه مرد بودم حتما می‌شمردم. بیشتر برای سرگرمی.»
▪︎ sᴀʟᴠᴀᴅᴏʀ
۳
انتظار نداشتم با دختری که در چنین سالی به دنیا آمده ملاقات داشته باشم. حتی حالا هم این احساس، عجیب و غریب است. تا این حد عجیب که مثلاً من در طرف دیگر ماه در حال سیگار کشیدن به صخره‌ای لم داده‌ باشم.
neda
۲
سی و دوساله مسافر روزگار خسته از شمارش میله‌های برق این هم هایکوی ناقصی از من.